پیش بینی وفاداری مصرف کننده از طریق نقش تجربه جریان، ارزش درک شده و مسئولیت اجتماعی شرکت
دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 1-23
https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.395642.1009
پیمان اکبری، کامران نظری، یاسر فرامرزی
چکیده هدف پژوهش حاضر، پیش بینی وفاداری مصرف کننده از طریق نقش تجربه جریان، ارزش درک شده و مسئولیت اجتماعی شرکت انجام شد. روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی و از نوع علی- همبستگی میباشد. ابزار اندازهگیری، پرسشنامههای گاریا تایمز و فرانکو گارسیا (2022)، مشتمل بر تجربه جریان؛ توجه؛ تمرکز؛ مفهوم زمان؛ گاریا تایمز (2021) ارزش درک شده؛ وفاداری و اسلام و همکاران (2021) مسئولیت اجتماعی شرکت بوده و جامعه آماری پژوهش حاضر مصرف کنندگان نوشیدنی برند ایستک در کرمانشاه در نظر گرفته شدهاند. با توجه به اینکه تعداد جامعه آماری در این پژوهش وسیع و نامشخص است برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران مخصوص جوامع نامحدود استفاده شد که تعداد اعضای نمونه با در نظر گرفتن میزان برآورده شده 384 نفر به صورت نمونهگیری در دسترس انتخاب شد. جهت بررسی توزیع نرمال بودن دادههای مورد استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف و برای تجزیه و تحلیل یافتهها و آزمون فرضیههای پژوهش از مدل معادلات ساختاری از طریق نرم افزار AMOS استفاده شد. نتایج نشان داد که توجه، تمرکز و مفهوم زمان بر تجربه جریان تأثیر معنادار دارد. سایر نتایج نشان داد که تجربه جریان، ارزش درک شده و مسئولیت اجتماعی شرکت بر وفاداری مصرف کننده در سطح p<0.05 تأثیر معنادار دارد. در این راستا میتوان گفت که این شرکت با بهرهگیری از اطلاعات موجود و در دسترس، تجربه مشتری خود را شخصی سازی نموده و آن را مطابق با نیازهای فردی مشتریان ایجاد نماید. به این ترتیب، مشتریان احساس خواهند کرد که توجه لازم به آنها مبذول میگردد.
مدیریت پذیرش هوش تجاری در منابع انسانی مبتنی بر متدلوژی های سیستم های نرم و پویا شناسی سیستم ها
دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 1-23
https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.419498.1016
مریم ابراهیمی، بهنوش جووری، سید کامران یگانگی
چکیده هدف از تحقیق حاضر بررسی، تحلیل و پیش بینی راهبردهای حاکم بر پذیرش هوش تجاری در تصمیم گیریهای شرکت مدیریت شبکه برق ایران به منظور سیاست گذاری علم، فناوری و نوآوری مبتنی بر هوش تجاری در این شرکت است. در گام اول تحقیق بر مبنای تئوری تکنولوژی- سازمان- محیط ضمن شناسایی موانع و تسهیل گرهای استفاده از هوش تجاری در تصمیم گیریهای سازمانی شرکت مدیریت شبکه برق ایران به روش سه سوسازی شامل مطالعه، مشاهده و مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان دادهها جمع اوری شد و از طریق روش تحلیل مضمون فرآیند کدگذاری انجام گرفت. درگام بعدی با تلفیق متدلوژی سیستم نرم و پویا شناسی سیستمها و با استفاده از نرم افزارهای رپیدماینر و ونسیم پیش بینی وضعیت پذیرش و بهکارگیری این فناوری در بازهی زمانی پنج ساله انجام گرفت. بدین منظور با استفاده از روابط علّی معلولی و در قالب الگوی پویایی شناسی، نمودارهای حلقوی و جریان ترسیم مدل سازی گردید و بر مبنای نظر خبرگان در خروجی این مرحله اصلاحات لازم به عمل آمد. در ادامه شبیه سازی برای یک مدت پنج ساله توسط مدل توسعه داده شده با استفاده از تفکر سیستمهای پویا انجام گرفت. مطابق با یافتههای تحقیق سیستم مورد پژوهش کنترل پذیر و مشاهده پذیر است؛ یعنی ورودیهای سیستم متغیرهای حالت را کنترل میکنند و هریک از متغیرهای حالت بر برخی از خروجیهای سیستم اثر گذار هستند. بر این مبنا سناریوهایی با تغییر در عوامل فردی، عوامل سازمانی، عوامل محیطی و عوامل فرامحیطی به دست آمد. نتیجه آنکه بومی سازی نامناسب فناوریها، جزیرهای بودن سیستمهای اطلاعاتی، مغایرت دستورالعملهای امنیتی و مقاومتهای منابع انسانی در مقابل سیاستهای امنیتی از جمله عوامل با تأثیر منفی و در مقابل برمبنای استقرار زیر سیستم تخصیص بهینه منابع انسانی، استقرار زیر سیستم آموزش، سیاستهای امنیتی، استقرار کمیته راهبری، استقرار زیر سیستم یکپارچه سازی سیستمها و استقرار زیر سیستم شرکتهای دانش بنیان پیش بینی کنندهای مثبت بهمنظور پذیرش و کاربست هوش تجاری شناخته شدند.
تاثیر تجربه مشتری از هوش مصنوعی بر رضایت الکترونیک مشتری، اعتماد مشتری به خرید آنلاین و قصد خرید آنلاین مشتری در صنعت بیمه
دوره 3، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 1-21
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.490323.1062
سید مجتبی میرفضلی، هانیه تقی زاده فشکچه، ندا محمدپور خبازی، حسن غریبی
چکیده هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر تجربه مشتری از هوش مصنوعی بر رضایت الکترونیکی، اعتماد مشتری به خرید آنلاین و قصد خرید آنلاین مشتریان است. جامعه آماری این پژوهش را مشتریان شرکت بیمه البرز در سراسر ایران تشکیل میدهند. روش نمونهگیری بهصورت غیرتصادفی در دسترس بوده و پرسشنامه الکترونیکی از طریق شبکههای اجتماعی (تلگرام، ایتا و اینستاگرام) توسط ادمین نمایندگیهای بیمه البرز بین مشتریان توزیع شده است. پس از گردآوری 385 پرسشنامه، فرآیند توزیع متوقف گردید. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای استاندارد با ۱۸ سؤال ویژه مشتریان بوده که روایی و پایایی آن تأیید شده است. دادههای گردآوریشده با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی مورد تحلیل قرار گرفتند. در سطح آمار توصیفی، از شاخصهای فراوانی و درصد فراوانی استفاده شد؛ و در سطح آمار استنباطی، از ضریب همبستگی پیرسون، مدل معادلات ساختاری و تحلیل مسیر بهره گرفته شد. برای این منظور، نرمافزارهای SPSS و LISREL مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیلها نشان داد که تجربه مشتری از هوش مصنوعی، تأثیر مثبت و معناداری بر هر سه متغیر پژوهش یعنی رضایت الکترونیکی، اعتماد مشتری به خرید آنلاین و قصد خرید آنلاین دارد. بالاترین تأثیر نیز با ضریب مسیر 0.81 مربوط به تأثیر تجربه مشتری از هوش مصنوعی بر قصد خرید آنلاین بوده است. به طور کلی، هوش مصنوعی ضمن ارتقای کیفیت تجربه مشتری، تأثیر چشمگیری بر متغیرهای کلیدی در رفتار مصرفکننده آنلاین دارد.
بهبود عملکرد کارکنان از طریق بازاریابی داخلی و یادگیری سازمانی: نقش میانجی نوآوری سازمانی
دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-21
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.524617.1093
ندا زرین نگار، محسن نجفی، فتانه حسین زاده باجگیران
چکیده پژوهش حاضر به بررسی بهبود عملکرد کارکنان از طریق بازاریابی داخلی و یادگیری سازمانی: نقش میانجی نوآوری سازمانی پرداخته است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، کمّی از نوع توصیفی - پیمایشی می باشد. جامعه آماری در این پژوهش، شرکتهای صادرکننده مواد غذایی در شهر مشهد به تعداد 116 شرکت هستند که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه برابر با 86 شرکت برآورد گردید؛ به همین منظور با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده به توزیع و تکمیل پرسشنامه در بین مدیران این شرکتها پرداخته شد. بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون مدلسازی معادلات ساختاری و سایر آزمون آماری مبتنی بر نرم افزارهای Spss و Pls بهره گرفته شد. روایی متغیرهای تحقیق از طریق تحلیل عاملی تاییدی سنجیده شده است. همچنین پایایی متغیرهای پژوهش نشان داده است که آلفای کرونباخ برای متغیرهای تحقیق از جمله بازاریابی داخلی، عملکرد ، نوآوری سازمانی، یادگیری سازمانی به ترتیب 909/0، 935/0، 940/0، 901/0 بدست آمده است که نشانگر پایایی مطلوب ابزار تحقیق است. یافتههای تحقیق نشان داده است که یادگیری سازمانی و بازاریابی داخلی بر عملکرد کارکنان موثر است و نوآوری سازمانی تاثیر آن را میانجیگری میکند.
ارائه مدل اقناعگرایی در پیامهای شبکههای اجتماعی در ترویج محصولات سبز
دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 1-19
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.546926.1150
موسی محسن پور، ناصر فقهی فرهمند، حسین قره بیگلو، حسین بوداقی خواجه نوبر
چکیده تحقیق حاضر بدنبال ارائه مدل اقناعگرایی در پیامهای شبکههای اجتماعی در ترویج محصولات سبز بوده است. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی میباشد. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE)و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری با نرم افزار اسمارت پی الالس نشان داد که اعتمادسازی، تعامل مخاطب، روایت و طراحی بصری همگی نقش مؤثری در تقویت نگرش و رفتار زیستمحیطی مخاطبان و حمایت از محصولات سبز دارند. همچنین زیرساختهای فنی و فناوریهای نوین، مسیر اقناع و پذیرش سبک زندگی پایدار را تسهیل میکنند.
تحلیل تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکت و زیرساخت مدیریت دانش بر عملکرد پایدار با توجه به نقش میانجی دوسوتوانی سازمانی
دوره 5، شماره 1، بهار 1405
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.569101.1238
ایوب پژوهان، پیمان اکبری، محمدامین نوری
چکیده پژوهش حاضر باهدف تحلیل نقش واسطه ای دوسوتوانی سازمانی در تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکت و زیرساخت مدیریت دانش بر عملکرد پایدار شرکت انجام شد. پژوهش برمبنای هدف، کاربردی و از نظر روش، پیمایشی است. جامعه آماری را کلیه مدیران و کارشناسان ستادی شرکت دکتر تأمین به تعداد 300 نفر تشکیل داد. بر اساس روش نمونهگیری تصادفی ساده و فرمول کوکران، تعداد 168 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه استاندارد بود که روایی آن با استفاده از نظرات متخصصان رشته مدیریت و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ تأیید شد. دادهها با استفاده از مدل معادلات ساختاری در نرمافزار SmartPLS3 تجزیه وتحلیل شدند. یافتههای پژوهش نشان داد که مقدار ضریب مسیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر دوسوتوانی سازمانی برابر 417/0، با میزان آماره T (081/5)؛ مقدار ضریب مسیر زیرساخت مدیریت دانش بر دوسوتوانی سازمانی برابر 379/0، مقدار ضریب مسیر مسئولیت اجتماعی بر عملکرد پایدار برابر 513/0، با میزان آماره T (980/11)؛ مقدار ضریب مسیر زیرساخت مدیریت دانش بر عملکرد پایدار برابر 439/0، مقدار ضریب مسیر دوسوتوانی سازمانی بر عملکرد پایدار برابر 571/0 بود که در سطح اطمینان 95 درصد معنیدار بودند. همچنین نتایج نشان داد که دوسوتوانی سازمانی میتواند اثر مسئولیت اجتماعی بر عملکرد پایدار را بهمیزان 751/0 میانجی کند. افزون بر این، دوسوتوانی سازمانی میتواند اثر زیرساخت مدیریت دانش بر عملکرد پایدار را به میزان 655/0 میانجی کند. بر این اساس، ترویج فرهنگ سازمانی که ارزشهای اجتماعی و زیست محیطی را تقویت کند و کارکنان را به شرکت در برنامههای مسئولیت اجتماعی شرکت تشویق نماید، سبب عملکرد پایدار شرکت خواهد شد.
بررسی تاثیر برند دانشگاه آزاد اسلامی واحد الکترونیک بر مزیت رقابتی آن با توجه به نقش میانجی جایگاه یابی و بازارگرایی
دوره 3، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 1-26
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.484881.1058
مهری کاشف ارزنق، شهناز نایب زاده
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر شناخت مخاطبان برند دانشگاه آزاد اسلامی واحد الکترونیک بر مزیت رقابتی آن با توجه به نقش جایگاه یابی و بازارگرایی است. این پژوهش از نظر هدف یک تحقیق کاربردی است که به شیوه مقطعی مبتنی بر رویکرد پیمایشی (پرسشنامه) و با استفاده از مطالعات میدانی و به شیوه پژوهش همبستگی انجام شده است؛ جمع آوری دادها با استفاده از پرسشنامهای که در بین ۱۹۴ نفر از دانشجویان این واحد دانشگاهی که به شیوه تصادفی ساده انتخاب شده بودند انجام و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار PLS انجام شد؛ یافتهها حاکی ازتایید تأثیر شناخت مخاطب از برند بر جایگاه یابی و بازارگرایی و نیز تأثیر این دو متغیر بر مزیت رقابتی بود و همچنین تأثیر میانجی این دو متغیر در رابطه بین شناخت برند و مزیت رقابتی مورد تأیید قرار گرفت. این پژوهش در پی بررسی برند دانشگاه آزاد اسلامی واحد الکترونیک، پیشنهاداتی در راستای ارتقای بینش مدیران این برند دانشگاهی نیز ارائه داده است.
بررسی تاثیر کاربرد فناوری بلاک چین بر بازاریابی دیجیتال
دوره 3، شماره 1، بهار 1403، صفحه 21-39
https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.428356.1037
سپیده عرب
چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر کاربرد فناوری بلاک چین بر بازاریابی دیجیتال میباشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نوع پژوهشهای کمی میباشد که و از لحاظ نحـوه گـردآوری داده، از نوع مطالعات پیمایشی- مقطعی میباشد. جامعه آماری این تحقیق را مدیران و فعالان بازاریابی آنلاین تشکیل داده است. کل جامعه آماری نامحدود در نظر گرفته شد. بر اساس جدول مورگان، با توجه به نامحدود بودن جامعه آماری، ۳۸۴ نفر به عنوان نمونه در نظر گرفته شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه میباشد. پرسشنامه استاندارد بر اساس مطالعه ویراتما و همکاران (2021) استخراج شده است. برای بررسی دادهها از تحلیل عاملی تأییدی و آزمون تناسب مدل و مدل معادلات ساختاری برای آزمون فرضیههای بیان شده در مطالعه استفاده شد. روش تحلیل دادهها نیز با استفاده از نرم افزار smart.PLS میباشد. نتایج تحقیق نشان داد بلاک چین تأثیر مثبت و معناداری بر کلان داده دارد. دادههای بزرگ تأثیر مثبت و معناداری بر بازاریابی دیجیتال دارد. بلاک چین تأثیر مثبت و معناداری بر بازاریابی دیجیتال دارد.
نقش هویت برند سازمانی در تقویت ارزش ویژه برند کارمند محور
دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 22-46
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.520313.1087
شهلا برجعلی لو، سمیرا عمادی نسب
چکیده این پژوهش با هدف بررسی نقش هویت برند سازمانی در تقویت ارزش ویژه برند کارمندمحور صورت گرفته است. جامعه مورد مطالعه، کارکنان بیمه آسیا در شعبات استان تهران است که در این میان 287 نمونه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات از روش میدانی و پرسشنامه استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SMART PLS صورت گرفت. نتایج نشان داد که هویت برند سازمانی بر ابعاد ارزش ویژه برند کارمند محور شامل رفتار شهروندی برند، رضایت کارکنان، تبلیغات دهان به دهان و تمایل به ادامه همکاری، تأثیر مثبت و معناداری دارد و ابعاد هویت برند سازمانی شامل هویت بصری برند، شخصیت برند، تمرکز بر کارمند و مشتری و ارتباطات پایدار نیز بر ارزش ویژه برند کارمند محور تأثیر مثبت و معناداری دارند اما این تاثیرات قوی نیست. در این میان تمرکز بر کارمند و مشتری و ارتباطات پایدار که ارتباط بیشتری با سیاستهای منابع انسانی سازمان دارند تاثیرات قویتری بر ارزش ویژه برند کارمند محور دارند و تاثیر هویت بصری برند و شخصیت برند که معانی کلی تر و عمومی تری از هویت برند را در بر می گیرند بر ارزش ویژه برند کارمند محور، کمتر است.
بررسی رابطه بین مدیریت استعداد و کارآفرینی سازمانی با نقش میانجی مدیریت دانش در شهرداری های سیرجان
دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 24-40
https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.383332.1002
محسن آباده، محسن پورخسروانی، مهدی کرهانی
چکیده هدف این تحقیق بررسی رابطه بین مدیریت استعداد و کارآفرینی سازمانی با نقش میانجی مدیریت دانش در شهرداری سیرجان بوده است. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری این تحقیق عبارت است از کلیه کارکنان شهرداریهای سیرجان که تعداد آنها در سال 1402 به 1206 نفر بالغ گردیده است. از جامعه آماری مزبور بر اساس جدول کرجسی ومورگان (1970)، نمونهای به حجم 292 نفر تعیین گردیده است که به روش تصادفی طبقاتی و به شیوه سهمیهای متناسب، سهم هر واحد و نیز کارکنان مربوطه مشخص شده است. ابزار گردآوری دادهها، سه پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش (25 سوالی) نیومن (1999)، مدیریت استعداد پرسشنامه (20 سوالی) کیم (2006) و کارآفرینی سازمانی پرسشنامه (24 سوالی) شین (2000) بوده است. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از معادلات ساختاری ونرم افزار Lisrel انجام گرفته است یافتههای تحقیق حاکی از آن است که: بین مدیریت استعداد و کارآفرینی سازمانی با نقش میانجی مدیریت دانش رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
بررسی تاثیر بازاریابی اتحادی بر عملکرد بازاریابی با نقش میانجی تصویر برند در هولدینگهای صنعت خودروسازی
دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 24-42
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.561523.1212
سعید بهارلو، علیرضا روستا، فرزاد آسایش
چکیده این مطالعه با هدف بررسی تاثیر بازاریابی اتحادی بر عملکرد بازاریابی با نقش میانجی تصویر برند در هولدینگ-های صنعت خودروسازی انجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری مدیران ارشد، مدیران بازاریابی و کارشناسان هولدینگ های خودرو سازی در شهر تهران به حجم 256 نمونه بود. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که بازاریابی اتحادی بر عملکرد بازاریابی تاثیر مثبتی دارد. بازاریابی اتحادی بر تصویر برند در هولدینگهای صنعت خودرو سازی تاثیر مثبتی دارد. تصویر برند بر عملکرد بازاریابی تاثیر مثبتی دارد. علاوه براین نتایج نشان داد تصویر برند در ارتباط بین بازاریابی اتحادی و عملکرد بازاریابی نقش میانجی تاثیر مثبتی دارد. به طور کلی هرچه هماهنگی، همافزایی و اتحاد بیشتری میان واحدهای بازاریابی وجود داشته باشد، تصویر برند در ذهن مشتریان منسجمتر، قابل اعتمادتر و مثبتتر شکل میگیرد و این تصویر بهنوبه خود موجب بهبود شاخصهای عملکرد بازاریابی مانند جذب مشتری، وفاداری و سودآوری میشود.
بررسی تاثیر وفاداری به برند بر اساس رضایت، اعتماد و تعهد در برندهای پوشاک ایرانی
دوره 3، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 29-51
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.492338.1064
میلاد سعیدی، علی منصوری، امید مهدیه، احمد مرشدی
چکیده این پژوهش به بررسی تاثیر وفاداری به برندهای پوشاک ایرانی از طریق مسیرهای رضایت، اعتماد و تعهد به برند میپردازد. این مطالعه با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس و بر روی مصرفکنندگانی که با برندهای پوشاک ایرانی آشنایی دارند، انجام شد. دادهها از طریق پرسشنامهای مبتنی بر مقیاس لیکرت گردآوری شد که به ارزیابی ابعاد رضایت، اعتماد، تعهد و وفاداری به برند میپردازد. با تأیید روایی و پایایی ابزار اندازهگیری، دادههای جمعآوریشده با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) در نرمافزار اسمارت پی ال اس تحلیل شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که رضایت از برند نقش مؤثری در ایجاد وفاداری به برند دارد و از طریق افزایش اعتماد و تعهد مصرفکنندگان به برند، این رابطه تقویت میشود. به بیان دقیقتر، مصرفکنندگانی که از برند رضایت دارند، تمایل بیشتری به اعتماد و تعهد نشان میدهند و این عوامل بهنوبه خود وفاداری آنها را به برند افزایش میدهند. همچنین، اعتماد و تعهد بهعنوان متغیرهای میانجی، مسیر اثرگذاری رضایت بر وفاداری را تقویت میکنند. این یافتهها بر اهمیت راهبردهای مشتری محور در برندهای پوشاک ایرانی تأکید دارند و پیشنهاد میکنند که برندها بر افزایش رضایت مشتریان و تقویت اعتماد و تعهد آنان تمرکز کنند تا وفاداری طولانیمدت ایجاد شود.
طراحی مدلی ساختاری پیشبینیکنندههای فرصت طلبی کارکنان
دوره 3، شماره 1، بهار 1403، صفحه 40-62
https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.429584.1045
پیمان اکبری، رضا رستمی، کورش رفیعی
چکیده هدف این پژوهش، طراحی مدلی ساختاری پیشبینیکنندههای فرصت طلبی کارکنان میباشد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی بوده و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل کارکنان (7493 نفر) شرکتهای کوچک و متوسط استان کردستان است. با استفاده از فرمول کوکران، 365 نفر بهعنوان نمونه بهصورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامههای استاندارد میباشد. روایی (همگرا و واگرا) و پایایی (بار عاملی، ضریب پایایی مرکب، ضریب آلفای کرونباخ) این پرسشنامهها نشان میدهد که ابزارهای اندازهگیری به خوبی روایی و پایایی برخوردار هستند. نتایج آزمون فرضیات با استفاده از نرمافزار AMOS نشان میدهد که تأثیر مستقیم اهداف شرکتی با عملکرد بالا بر فرصت طلبی کارکنان برابر با 0.39 است، تأثیر مستقیم اهداف شرکتی با عملکرد بالا بر فرصت طلبی سرپرست برابر با 0.36 است، تأثیر مستقیم فرصت طلبی سرپرست بر وظایف نامشروع برابر با 0.30 است و تأثیر مستقیم وظایف نامشروع بر فرصت طلبی کارکنان برابر با 0.51 است. همچنین، تأثیر میانجیگرهای فرصت طلبی برابر 11/0 و وظایف نامشروع برابر 15/0 و تأثیر میانجیگری متوالی فرصت طلبی سرپرست و وظایف نامشروع برابر با 0.58 است. با توجه به یافتههای این پژوهش، میتوان نتیجه گرفت که اهداف شرکتی با عملکرد بالا، فرصت طلبی سرپرست و وظایف نامشروع را بهعنوان عوامل استرسزا ارزیابی میکند و کارکنان برای مقابله با این استرس، فرصت طلبی را از خود نشان میدهند. با استفاده از راهکارهای مدیریت مناسب، میتوان اثرات این عوامل را در سازمان کاهش داد و به سازمانی کوشا دست یافت.
تأثیر شیوههای اقناعی برند بر صداقت درک شده برند با نقش میانجی ارزش درک شده و نقش تعدیلگر نیاز به شناخت
دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 41-61
https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.400827.1010
سعید سلیمانی شیویاری، شهلا برجعلی لو
چکیده امروزه شیوههای اقناعی در زندگی روزمره مردم بسیار رایج است و به عنوان یک ابزار کاربردی برای اینکه افراد با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و دنیای اطراف خودشان را درک کنند عمل میکند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر شیوههای اقناعی برند بر صداقت درک شده برند با نقش میانجی ارزش درک شده و نقش تعدیل گر نیاز به شناخت به اجرا درآمد. این پژوهش از نظر ماهیت و محتوا از نوع همبستگی میباشد. در این تحقیق اطلاعات مربوط به پاسخ 384 نفر از مشتریان شهر فرش در سطح شهر تهران جمعآوری شده تا بر اساس آن رابطه بین متغیرها برای آزمون فرضیههای تحقیق بررسی شود. دادههای جمع آوری شده با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند. نتایج این تحقیق نشان داد که ارزش درک شده مشتری در رابطه بین شیوههای اقناعی برند و صداقت درک شده برند نقش میانجی دارد. و همچنین سطح معنی داری ضریب تعدیلگر نیاز به شناخت برابر 371/0 میباشد که نشان از عدم معنیدار بودن این ضریب است(05/0< p). به عبارتی نیاز به شناخت در رابطه بین شیوههای اقناعی برند و صداقت درک شده برند نقش تعدیل گر ندارد.
تأثیر بازاریابی سبز بر قصد خرید مجدد سبز با نقش میانجی استراتژیهای بازاریابی سبز
دوره 3، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 44-66
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.521082.1089
عباس قائدامینی هارونی، مهسان همتی زاده، خاتون هاشمی پور
چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر بازاریابی بر قصد خرید مجدد مصرفکننده با نقش میانجی استراتژیهای بازاریابی سبز انجام شد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت دادهها توصیفی از نوع همبستگی (الگوسازی معادلات ساختاری) است. جامعة آماری این پژوهش را مصرفکنندگان محصولات سبز شرکت اچ بی بورد تشکیل میدهد اطلاعات مورد نظر با استفاده از پرسشنامه آنلاین از نمونه مورد مطالعه جمع آوری شد. با توجه به اینکه تعداد جامعه آماری در این پژوهش وسیع و نامشخص است برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران مخصوص جوامع نامحدود استفاده شد که تعداد اعضای نمونه با در نظر گرفتن میزان برآورده شده 384 نفر به صورت نمونهگیری غیر احتمالی معروف به نمونهگیری آسان انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامههای استاندارد بود که روایی پرسشنامهها بر اساس، روایی محتوایی، صوری و سازه مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تائید قرار گرفت و از سوی دیگر پایایی پرسشنامهها با روش آلفای کرونباخ برآورد شد که تمام متغیرهای بالای 7/0 بود. تجزیه و تحلیل دادهها در دو سطح توصیفی و استنباطی مشتمل بر مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج نشان دادکه بازاریابی سبز به طور مثبت بر تمام نتایج سبز تأثیر گذاشت و تبلیغات سبز، وفاداری به برند، ارزش ویژه برند و نوآوری برند تأثیر مثبتی بر قصد خرید مجدد داشت. بااینحال، اثر تعدیلکننده قابلتوجهی از آگاهی سبز بر ارزش ویژه برند سبز و قصد خرید مجدد سبز پیدا نکرد.
مدلیابی مولفههای دانش برند و ادراک از کیفیت بر خرید آتی محصولات ورزشی
دوره 3، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 52-71
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.489841.1061
فاطمه فریدونی، توحید آقایی، مهرداد محرم زاده
چکیده هدف از پژوهش حاضر ارائه مدلی از تأثیر دانش برند و درک از کیفیت بر خرید آتی محصولات ورزشی در بین دانشجویان علوم ورزشی دانشگاههای دولتی شهر تهران بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- پیمایشی و در دسته تحقیقات کاربردی قرار میگیرد. جامعه آماری شامل دانشجویان تربیتبدنی دانشگاهها دولتی تهران بود. از آنجا که تعداد جامعه آماری نامعلوم بود، حجم جامعه نامحدود در نظر گرفته شد که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، تعداد 384 نفر به عنوان نمونه در نظر گرفته شد. جهت جمع آوری دادهها از پرسشنامه محقق ساخته با ترکیب چند پرسشنامه استفاده شد. پرسشنامه شامل 24 سوال بود که روایی صوری و محتوایی آن توسط اساتید بازاریابی ورزشی مورد تأیید قرار گرفت. و برای تعیین روایی سازه نیز از آزمون تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد که تمامی سوالات بار عاملی بالاتر از 3/0 داشتند. روش تجزیه و تحلیل مدلیابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS24 انجام شد. یافتههای حاصل از مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که دانش برند با تاکید بر نقش واسط درک از کیفیت بر خرید آتی محصولات ورزشی تاثیر گذار است. شاخص-های برازش نیز مطلوبیت مدل را تایید کردند. تولید کنندگان محصولات ورزشی میتوانند با شناسایی علائم کیفیت محصولات و با مورد توجه قرار دادن این علائم در برنامه تولیدی محصولات، به انتخاب شدن محصولشان و خرید توسط مشتریان کمک نمایند. این راهبرد میتواند اعتماد مشتریان را افزایش داده و خریدهای آتی را تشویق کند که در نهایت به بهبود عملکرد برند در بازار رقابتی منجر خواهد شد.
بررسی تأثیر رهبریتحولآفرین بر عملکرد سازمانی در کسبوکارهای کوچک و متوسط شهرتهران
دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 42-55
https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.428465.1041
شقایق وقری، محمد جلالی فیلشور
چکیده رهبری تحول آفرین یکی از پیش شرطهای مهم در راستای تحقق انعطافپذیری و نوآوری در سازمانها میباشد. بر این اساس، در مطالعه حاضر به بررسی تأثیر رهبری تحولآفرین بر عملکرد سازمانی پرداخته میشود. برای تعیین روایی از روایی صوری و سازه و برای سنجش پایایی پرسشنامهها ضریب آلفای کرونباخ مورد محاسبه قرارگرفت. رهبرانی که با خلق چشم اندازهای نوین، تدوین و توسعه بینشها و الهام بخشی موجب تحول و نوآوری شده و با برانگیختن پیروان و ایجاد تعهد و مسئولیت پذیری و هماهنگی در آنها، عوامل و عناصر سازمانی را به گونهای بکار میگیرند که هم بقای سازمان را تضمین کرده و هم موجبات رشد آنها را فراهم سازند. روش نمونهگیری در تحقیق حاضر نمونهگیری تصادفی ساده بوده و حجم نمونه بر پایه فرمول کوکران 212 نفر تعیین گردید و بین مدیران 40 کسبوکار کوچک و متوسط در شهر تهران توزیع گردید. پس از تکمیل و جمع آوری، دادههای مورد نیاز تحقیق گردآوری و با استفاده از فنون آمارتوصیفی و نرم افزار SPSS22 و فنون آمار استنباطی به کمک نرم افزارهای آماری Smart PLS3 با روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده گردید. یافتهها حاکی از آن است که رهبری تحول آفرین بر عملکرد سازمانی تاثیر دارد.
بررسی نقش عوامل مؤثر بر بازاریابی کلامی الکترونیک در رشد اقتصاد گردشگری سلامت (مورد مطالعه: شهر شیراز)
دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 61-75
https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.410759.1014
مونا سلیمی، علی حسنی
چکیده امروزه با پیشرفت دیجیتال و اینترنت، بازاریابی کلامی بستر جدیدی برای فعالیت پیدا کرده است. در واقع بازاریابی در شبکههای اجتماعی موجب تغییر بازاریابی کلامی شده است. یکی از مهمترین نتایج شبکههای اجتماعی شکلگیری بازاریابی کلامی الکترونیک بین اعضای این شبکهها میباشد که به عنوان یکی از مهمترین کاربردهای این شبکهها مطرح میباشد. پدیده گردشگری همواره حائز اهمیت بوده و براساس پیشبینیهای انجام گرفته به سودآورترین صنعت جهان مبدل خواهد شد و در این بین حوزه گردشگری سلامت از اهمیت بالایی برخوردار است. از این رو هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش عوامل مؤثر بر بازاریابی کلامی الکترونیک در رشد اقتصاد گردشگری سلامت (مورد مطالعه: شهر شیراز) میباشد. پژوهش توصیفی پیمایشی است. نمونه آماری پژوهش شامل 56 نفر از گردشگران سلامت شهر شیراز بودند، که به صورت غیرتصادفی انتخاب و مصاحبه شدند. دادهها و سناریوها با استفاده از تکنیک نگاشت شناختی فازی تحلیل و مدل پژوهش با استفاده از تحلیل شبکههای اجتماعی طراحی شدند. در این راستا، عوامل متعددی دخیل هستند که از این میان عوامل تبلیغات کلامی کاربران، بهبود تجربه گردشگران و افزایش تعامل با گردشگران به ترتیب بیشترین اهمیت را داشتند؛ زیرا از مرکزیت بیشتری برخوردار بودند. در نهایت با استناد به نتایج به دست آمده پیشنهاداتی مبنی بر توسعه بازاریابی کلامی الکترونیک در رشد اقتصاد گردشگری سلامت (مورد مطالعه: شهر شیراز) ارائه شد.
عوامل موثرپذیرش هوش مصنوعی در تجارت الکترونیک توسط شرکت های کوچک و متوسط
دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 62-83
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.500793.1067
کیهانه کریمی، الهه محمودی رنانی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارزیابی عوامل موثر بر پذیرش هوش مصنوعی در تجارت الکترونیک توسط شرکت های کوچک و متوسط می باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نوع پژوهش های کمی میباشد. پژوهش حاضر یک مدل یکپارچه مبتنی بر چارچوب قابلیتهای پویا، جهتگیری کارآفرینانه و سیستمهای مشتریمحور را پیشنهاد میکند. دادههای تجربی این مطالعه از طریق یک نظرسنجی دیجیتالی و با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند از شرکتهای کوچک و متوسط در ایران گردآوری شده است. تجزیهوتحلیل دادههای جمعآوریشده با استفاده از مدلسازی معادلات ساختار انجام شده و نتایج به نقش قابلیتهای پویا و جهتگیری کارآفرینانه در تسهیل پذیرش هوش مصنوعی در تجارت الکترونیک اشاره دارد. دادههای این مطالعه با توزیع یک پرسشنامه اینترنتی برای نمونهای متشکل از 183 تصمیمگیرنده و مسئول در شرکتهای کوچک و متوسط در ایران که در تجارت الکترونیک کار میکنند، جمعآوری شد. این پژوهش تأثیر مثبت پذیرش هوش مصنوعی بر عملکرد تجاری شرکتهای کوچک و متوسط را تأیید میکند. یافتهها نشان میدهند که پذیرش هوش مصنوعی در تجارت الکترونیک ارتباط معناداری با بهبود عملکرد تجاری شرکتهای کوچک و متوسط دارد. همچنین، این پژوهش بر نقش محوری قابلیتهای پویا و جهتگیری کارآفرینانه در پیشبرد پذیرش هوش مصنوعی در بخش تجارت الکترونیک تأکید دارد، که به نوبه خود میتواند به بهبود عملکرد تجاری کمک کند. این نتایج بر اهمیت توسعه قابلیتهای فناورانه و رویکردهای نوآورانه در شرکتهای کوچک و متوسط برای بهرهبرداری مؤثر از هوش مصنوعی و دستیابی به رشد و موفقیت تأکید میکند.
تاثیر قصد کارآفرینانه بر رفتار کارآفرینی دانشجویان با توجه به نقش تعدیلگر ترس از شکست و سواد اقتصادی
دوره 3، شماره 1، بهار 1403، صفحه 63-85
https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.443804.1049
علی پناهی، امین حبیبی راد، هادی مطیعی
چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر قصد کارآفرینانه بر رفتار کارآفرینی دانشجویان با توجه به نقش تعدیلگر ترس از شکست و سواد اقتصادی است. پژوهش حاضر از ﻧﻈﺮ ﻫﺪف، ﮐﺎرﺑﺮدی و از ﻟﺤﺎظ روﯾﮑﺮد، کمی و از ﻧﻮع ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎی ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ-ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ اﺳﺖ. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانشجویان کارشناسی رشته مدیریت دانشگاههای شهید بهشتی، علامه طباطبایی، تهران و شاهد بودند که تعداد 310 نفر از آنها به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. اﺑﺰار ﮔﺮدآوری دادهﻫﺎ پنج پرسشنامه استاندارد قصد کارآفرینی پرسشنامه لینان و چن (2009)، رفتار کارآفرینانه گیره و همکاران (2020)، استقلال، نوآوری و ریسکپذیری بولتون و لین (2011)، ترس از شکست کاچیوتی و همکاران (2020)، سواد اقتصادی سوراتنو و همکاران (2021) بوده است. همچنین ﺗﺤﻠﯿﻞ دادهﻫﺎ با استفاده از ﻣﺪلﺳﺎزی ﻣﻌﺎدﻻت ﺳﺎﺧﺘﺎری و ﻧﺮماﻓﺰار SmartPLS انجام پذیرفت. نتایج پژوهش نشان داد که متغیرهای استقلال، نوآوری و ریسکپذیری دانشجویان تأثیر مثبت و معناداری بر قصد کارآفرینی دارند. همچنین قصد کارآفرینی نیز تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار کارآفرینانه دارد. متغیر ترس از شکست رابطه بین قصد و رفتار را تعدیل منفی و متغیر سواد اقتصادی تعدیل مثبتی بر این رابطه دارد. یافتههای پژوهش نقش مهم ویژگیهای شخصیتی بر قصد کارآفرینی و اهمیت تعدیلگرهای معرفی شده برای پر کردن شکاف بین قصد و رفتار کارآفرینانه را نشان میدهد.
بررسی تاثیر رفتار توهینآمیز مشتری و استرس کاری بر رضایت شغلی با نقش میانجی فرسودگی شغلی
دوره 3، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 72-97
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.511966.1080
ندا زرین نگار، محسن نجفی، مسلم سالاری مقدم
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر رفتار توهینآمیز مشتری و استرس کاری بر رضایت شغلی با نقش میانجی فرسودگی شغلی انجام شده است. جامعه آماری در این پژوهش، کارکنان شعب بانک سپه در مشهد با تعداد 630 نفر هستند که با استفاده از فرمول کوکران حداقل حجم نمونه آماری 240 نفر تعیین شد. روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس بوده است. در این تحقیق ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد بوده که پس از ترجمه و بومیسازیشدن، روایی و پایایی آن بررسی شده است. برای پایایی از آلفای کرونباخ و ضریب پایایی ترکیبی استفاده شده و روایی محتوایی آن توسط اساتید و روایی سازه با روش تحلیل بارهای عاملی تاییدی، تایید شده است. بمنظور بررسی فرضیهها از مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده نرم افزار اسمارت پی ال اس بهره گرفته شده است. براساس نتایج بدست آمده تأثیر مستقیم رفتار توهینآمیز مشتری و استرس کاری بر فرسودگی شغلی تایید شد. همچنین تأثیر فرسودگی شغلی بر رضایت شغلی کارکنان تایید گردید. در این تحقیق تاثیر مستقیم رفتار توهینآمیز مشتری و استرس کاری بر رضایت شغلی تایید نگردید اما بهواسطه فرسودگی شغلی بر رضایت شغلی اثرگذار هستند.
بررسی تأثیر تنوع فرهنگی بر رفتار کار نوآورانه و انطباق روانشناختی با توجه به نقش هوش فرهنگی
دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 56-73
https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.428469.1042
دنیا اوحدی، مرتضی حضرتی
چکیده هدف پژوهش: هدف اصلی در این پژوهش بررسی تاثیرتنوع فرهنگی بر رفتار کار نوآورانه و انطباق روانشناختی با توجه به نقش هوش فرهنگی در کارشناسان ارشد داخلی و خارجی شاغل در شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی کشور است و سؤال اصلی در این پژوهش به این صورت طراحی شده است که آیا تنوع فرهنگی بر رفتار کار نوآورانه و انطباق روانشناختی با توجه به نقش میانجی گری و تعدیل گری هوش فرهنگی در کارشناسان ارشد داخلی و خارجی شاغل در شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی کشور تأثیر دارد؟ روش پژوهش: روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ رابطه بین متغیرها همبستگی است. جامعهی آماری در این تحقیق کارشناسان ارشد داخلی و خارجی شاغل در شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی کشور هستند. تعداد نمونه مورد مطالعه برای کارشناسان ارشد داخلی 197 نفر و کارشناسان ارشد خارجی 81 نفر است. روش نمونه گیری در تحقیق حاضر از نوع سهمیهای و غیراحتمالی در دسترس است. پس از جمع آوری دادهها به وسیله پرسشنامههای استاندارد، جهت ارزیابی روابط بین متغیرها از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی استفاده شده است و به طور کلی کلیه تجزیه و تحلیل دادهها از طریق نرم افزارهای SPSS و PLS انجام شده است. نتیجه گیری پژوهش: نتیجه فرضیههای تحقیق حاکی از تأثیر مثبت و معنادار تنوع فرهنگی بر هوش فرهنگی و همچنین تأثیر تنوع فرهنگی و هوش فرهنگی بر رفتار کار نوآورانه میباشد. همچنین نقش میانجی هوش فرهنگی در ارتباط با تنوع فرهنگی و رفتار کار نوآورانه نیز تأیید شد. بعلاوه نقش تعدیل گر هوش فرهنگی در ارتباط با تنوع فرهنگی و انطباق روانشناختی هم مورد تأیید قرار گرفت
بررسی تأثیر صلاحیت کارکنان خط مقدم بر رضایت مشتریان با نقش تعدیلگر نوع پرسش و ازدحام درکشده
دوره 3، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 70-90
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.513165.1081
فرزاد صادقی، دنیا باوی
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی تأثیر صلاحیت کارکنان خط مقدم بر رضایت مشتریان با نقش تعدیلگر نوع پرسش و ازدحام درکشده در انجام شد. پژوهش از نوع توصیفی همبستگی و از نوع کاربردی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را تمامی مشتریان فروشگاههای افق کوروش در سراسر کشور تشکیل دادند و تعداد اعضای نمونه موردنظر از طریق فرمول کوکران به تعداد 384 نفر تعیین شد. دادهها از طریق توزیع آنلاین پرسشنامه استاندارد Lucia-Palacios et al (2020) گردآوری شد. همچنین، برای تجزیه و تحلیل دادهها، از روشهای آمار توصیفی و استنباطی و معادلات ساختاری استفاده گردید. میزان پایایی کل پرسشنامه از طریق ضریب آلفای کرونباخ به مقدار 853/0 به دست آمد. آزمون فرضیههای پژوهش مقدار آمارۀ آزمون برای تمامی فرضیهها را بالاتر از مقدار 58/2 نشان داد که حاکی از معنادار بودن آزمون در سطح خطای 5% میباشد. یافتههای پژوهش نقش تعدیلگری متغیرهای نوع پرسش و ازدحام درکشده را در رابطۀ بین صلاحیت کارکنان خط مقدم و رضایت مشتری تأیید کردند. براساس نتایج حاصل شده از آزمون پنج فرضیۀ پژوهش، متغیرهای نوع پرسش و ازدحام درک شده هنگامی اهمیت پیدا میکنند که کارکنان خط مقدم یک فروشگاه سطح صلاحیت پایینی در زمینۀ انجام وظیفه و تعامل و برقراری ارتباط با مشتریان داشته باشند. کارکنان با توانمندی و صلاحیتهای بالا عامل مهمی در افزایش مشتریان سازمان و بهبود مطلوبیت مورد تقاضا در سازمان هستند. برخوردهای واحد فروش بر رضایت مشتری از شرکت، فروشنده و فروشگاه تأثیر میگذارد. کارکنان هرچه بیشتر به مهارتهای مشتریمدارانه مجهزتر باشند در کسب رضایت مشتریان در فروشگاه موفقتر خواهند بود.
بررسی تأثیر مشارکت رسانههای اجتماعی بر مدیریت سبز ؛مطالعه موردی کارکنان شرکتهای صنعتی شهرکرد
دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 74-90
https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.407220.1013
مصطفی ترکی، طاهره رضوی کارآموز، امیرحسین مقدس، سیاوش علیرضایی
چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تاثیر مشارکت رسانههای اجتماعی بر مدیریت سبز (مطالعه موردی کارکنان شرکتهای صنعتی شهرکرد) میباشد. پژوهش حاضر، از حیث هدف، کاربردی است و از لحاظ نحوه گردآوری دادهها، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش 3000 نفر از شرکت های صنعتی شهرکرد میباشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد 219 نفر به عنوان نمونه انتخاب و با روش نمونه گیری تصادفی ساده پرسشنامه بین آنها توزیع گردید. در این پژوهش از پرسشنامه مشارکت رسانه های اجتماعی جهانبانی(1397) و پرسشنامه مدیریت سبز استفاده گردید. جهت تجزیهوتحلیل دادهها و آزمون فرضیهها از نرمافزار اس پی اس اس و پی ال اس استفاده گردیده است. نتایج نشان داد که میزان استفاده از رسانه های اجتماعی، نوع استفاده از رسانههای اجتماعی و میزان اعتماد به کاربران در رسانههای اجتماعی بر مدیریت سبز تأثیر مثبت دارد. این یعنی با دسترسی آسان مردم به فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، اینترنت به جزء جدا نشدنی زندگی، تبدیل شده است. شرکتها به منظور استفاده بهینه از فضای ایجاد شده در تلاش هستند تا از این فرصت به نحو مطلوب و به نفع خود استفاده نمایند و مدیریت سبر را بهبود دهند.
تاثیر تجربه حسی برند بر وفاداری به برند با تأکید بر پیشران های ارزش ویژه برند، رضایت مشتری و تعهد عاطفی مشتریان
دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 84-105
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.485677.1060
سید مجید محمدنژاد، مراد رضایی دیزگاه
چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر تجربه حسی برند بر وفاداری به برند با تأکید بر پیشران های ارزش ویژه برند، رضایت مشتری و تعهد عاطفی مشتریان انجام شد. نوع پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی است.مورد مطالعه این پژوهش را زبان آموزان کانون زبان ایران–گیلان به تعداد 750 نفر تشکیل دادند.تعداد 261 نفر بر اساس جدول کرجسی و مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و به پرسشنامه های تحقیق پاسخ دادند.روایی پرسشنامه ها براساس روایی صوری،محتوا و تحلیل عاملی تاییدی مورد تأیید قرار گرفت.پایایی پرسشنامه ها به روش ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد و مورد تأیید قرار گرفت.تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی مشتمل بر الگوسازی معادلات ساختاری توسط نرم افزار آماری اسمارت پی.ال.اس انجام گرفت. نتایج نشان داد تجربه حسی برند بر تعهد عاطفی مشتریان با ضریب مسیر(0.472) تاثیر معناداری دارد. تجربه حسی برند بر رضایت مشتریان با ضریب مسیر(0.575) تاثیر معناداری دارد. تجربه حسی برند بر ارزش ویژه برند با ضریب مسیر(0.264) تاثیر معناداری دارد.ارزش ویژه برند بر وفاداری مشتریان به برند با ضریب مسیر(0.736) تاثیر معناداری دارد.تعهد عاطفی بر ارزش ویژه برند با ضریب مسیر(0.207) تاثیر معناداری دارد.رضایت مشتری بر ارزش ویژه برند با ضریب مسیر(0.274) تاثیر معناداری دارد. تعهد عاطفی و رضایت مشتری در تاثیرگذاری تجربه حسی برند بر ارزش ویژه برند نقش میانجی دارند.
