تأثیر فناوری هوش مصنوعی بر توسعه کارآفرینی با نقش میانجی آموزش کارآفرینی
دوره 3، شماره 1، بهار 1403، صفحه 86-105
https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.454730.1052
رسول محمدی، سید رضا موسوی فرد، بیژن رضایی، مهدی حسین پور
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر فناوری هوش مصنوعی بر توسعه کارآفرینی با نقش میانجی آموزش کارآفرینی است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- پیمایشی از نوع علّی است. جامعه آماری پژوهش مدیران و کارکنان شرکتهای کسبوکارهای نوپا در استان کرمانشاه بودند. حجم نمونه 193 نفر و روش نمونهگیری خوشهای تصادفی است. روش گردآوری دادهها میدانی و ابزار مورد استفاده پرسشنامههای توسعه کارآفرینی (آنتونیک و هیسریچ، 2003)، فناوری هوش مصنوعی (اقتباس از پژوهش رحیمی و اکبری، 1402) و آموزش کارآفرینی (محققساخته) بود. روش تجزیهوتحلیل دادهها آمار توصیفی و آمار استنباطی (مدلسازی معادلات ساختاری) با استفاده از دو نرمافزار Spss26 و Amos24 بود. جهت بررسی متغیر میانجی از آزمون سوبل (آماره t) استفاده گردید. یافتهها نشان داد که فناوری هوش مصنوعی به میزان 86 درصد بر توسعه کارآفرینی و به میزان 83 درصد بر آموزش کارآفرینی تأثیر معناداری دارد. همچنین آموزش کارآفرینی به میزان 11 درصد تغییرات حاصل از توسعه کارآفرینی را پیشبینی میکند. نتایج حاکی از آن است که فناوری هوش مصنوعی بر توسعه کارآفرینی با نقش میانجی آموزش کارآفرینی در کسبوکارهای نوپا استان کرمانشاه تأثیرگذار است.
تاثیر مولفه های همخوانی برند بر ارزش نام تجاری و قصد خرید آنلاین با تعدیلگری رابطه فرا اجتماعی اینفلوئنسرهای بازاریابی در اینستاگرام
دوره 3، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 90-110
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.516198.1083
فیروزه حاجی علی اکبری، مژگان بابائی
چکیده این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مؤلفههای همخوانی برند بر ارزش برند و قصد خرید، با نقش میانجی رفتارهای مشارکتی و شهروندی مشتریان و تعدیلگری روابط فرااجتماعی اینفلوئنسرها در اینستاگرام انجام شده است. روش تحقیق از نوع کاربردی، توصیفی–تحلیلی و با رویکرد علّی و پیمایشی است. جامعه آماری شامل کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام بوده و بر اساس جدول کرجسی و مورگان، 384 نفر بهصورت نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه استاندارد با روایی صوری و تحلیل عاملی تأییدی و پایایی مناسب (آلفای کرونباخ 0.904) بود. برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS21 در بخش توصیفی و نرمافزار LISREL8.8 در بخش استنباطی و آزمون فرضیهها با استفاده از مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافتهها نشان دادند که همخوانی برند از طریق رفتارهای مشارکتی و شهروندی مشتریان بر ارزش برند و قصد خرید تأثیر معناداری دارد. همچنین، روابط فرااجتماعی اینفلوئنسرها نقش تعدیلگر در ارتباط همخوانی برند با رفتارهای مشتریان ایفا میکند. ارزش برند نیز تأثیر مستقیمی بر قصد خرید دارد. در نهایت، مشخص شد که رفتارهای مشارکتی و شهروندی مشتریان نقش مهمی در تقویت نیت خرید دارند. نتایج این تحقیق اهمیت تعامل برندها با مشتریان از طریق اینفلوئنسرهای اینستاگرامی را در شکلگیری ارزش ادراکشده و تصمیم خرید کاربران نشان میدهد.
ارائه مدل بازاریابی در راستای گردشگری سلامت با تاکید بر تجهیزات پزشکی
دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 94-115
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.563729.1218
روح الله فرزین مهر، پریسا بهمنی، امیدعلی کهریزی، افشین باغفلکی
چکیده هدف این تحقیق ارائه مدل بازاریابی در راستای گردشگری سلامت با تاکید بر تجهیزات پزشکی می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی - بنیادی و از نظر ماهیت و روش، از نوع اکتشافی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کارکنان و اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مازندران به تعداد 15000 نفر می باشد، برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و تعداد 375 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرمافزار SPSS و PLS استفاده گردید. یافتهها نشان داد که عوامل اقتصادی و سیاستگذاری بهطور غیرمستقیم از طریق زیرساختها و کیفیت خدمات بر توسعه بازاریابی اثر میگذارند. شرایط زیرساختی بر کیفیت خدمات، تجربه بیمار و توسعه بازاریابی تأثیر مثبت و معناداری دارد، اما اثر مستقیم آن بر تصویر مقصد معنادار نشد. کیفیت خدمات از طریق تجربه بیمار بهطور غیرمستقیم بر توسعه بازاریابی اثر میگذارد، و بازاریابی و تصویر مقصد بهصورت مستقیم توسعه گردشگری سلامت را تقویت میکند. پس از تحلیل عاملی تأییدی،جهت برازش مدل کلی از روش معیار GoF استفاده شد، مقدار بدست آمده برابر با 617/0 میباشد. بنابراین مدل از برازش مطلوبی برخوردار است.
تأثیر سرمایه فکری بر کارآفرینی سازمانی با میانجیگری مدیریت دانش: تحلیل تجربی شرکتهای کوچک و متوسط در منطقه ویژه اقتصادی شیراز
دوره 3، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 98-118
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.506569.1072
هدی مرادی، اسداله علیرضایی
چکیده هدف این پژوهش، بررسی تأثیر سرمایه فکری بر کارآفرینی سازمانی با در نظر گرفتن نقش میانجی مدیریت دانش در شرکتهای کوچک و متوسط منطقه ویژه اقتصادی شیراز میباشد. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نوع توصیفی–همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران، کارشناسان و کارکنان شرکتهای کوچک و متوسط مستقر در این منطقه میباشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۲۳۶ نفر تعیین گردید و نمونهگیری بهصورت تصادفی انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامههای استاندارد سرمایه فکری، مدیریت دانش و کارآفرینی سازمانی میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزارهای SPSS و LISREL استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که سرمایه فکری، شامل سه بعد سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه رابطهای، تأثیر مثبت و معناداری بر کارآفرینی سازمانی دارد. همچنین، نقش میانجی مدیریت دانش در این رابطه تأیید شد؛ بهگونهای که مدیریت دانش موجب تقویت ارتباط بین سرمایه فکری و کارآفرینی سازمانی گردیده و زمینهساز ارتقای نوآوری و رقابتپذیری در سازمانها شده است. بر این اساس، پیشنهاد میشود مدیران شرکتهای کوچک و متوسط با توسعه سرمایه فکری و استقرار نظامهای اثربخش مدیریت دانش، ظرفیتهای کارآفرینانه سازمان خود را تقویت نمایند.
تأثیر بازاریابی رسانه اجتماعی، آگاهی از برند و تصویر برند بر رضایت مشتریان(مورد مطالعه: بانک آینده)
دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 74-86
https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.379431.1000
حسین محمد بیک تبریزی، جمشید سالار
چکیده هدف از پژوهش حاضر، تأثیر بازاریابی رسانه اجتماعی، آگاهی برند و تصویر برند بر رضایت مشتری در بانک آینده بوده است. این پژوهش از نظرهدف از نوع کاربردی و به لحاظ روش انجام کار از نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری این پژوهش مشتریان بانک آینده در استان مازندران به تعداد 1350 نفر میباشد که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 384 نفر انتخاب شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار PLS استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که بازاریابی رسانه اجتماعی و آگاهی برند بر رضایت مشتری تأثیر مثبت و معنادار دارند، اما تصویر برند بر رضایت مشتری تأثیر مثبت و معنادار ندارد. از طرفی بازاریابی رسانه اجتماعی بر آگاهی برند تأثیر مثبت و معنادار دارد. ولی بازاریابی رسانه اجتماعی بر تصویر برند تأثیر مثبت و معنادار ندارد. همچنین بازاریابی رسانه اجتماعی بر رضایت مشتری با نقش واسطهای آگاهی برند تأثیر مثبت و معنادار دارد. اما بازاریابی رسانه اجتماعی بر رضایت مشتری با نقش واسطهای تصویر برند تأثیر مثبت و معنادار ندارد.
بررسی توسعه کارآفرینی جهت خلاقیت و نوآوری در سازمانها و صنایع: ارائه چالشها و راهکارها
دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 91-100
https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.423508.1028
حسنعلی محمودی
چکیده خلاقیت و نوآوری و توان کشف فرصتهای جدید از بارزترین ویژگیهای کارآفرینان است. کارآفرینی در واقع نوعی کنش انسانی میباشد که در عرصه فعالیت اقتصادی به وجود میآید. رقابت در تکنولوژی و تضمین و تداوم حیات و بقا در سازمانها و صنایع نیازمند یافتن راهحلها و روشهای جدید مقابله با مشکلات است که به نوآوری، ابداع، خلق محصولات، فرآیندها و روشهای جدید بستگی زیادی دارد. کارآفرینی در سازمانها و صنایع، شامل پرورش رفتارهای کارآفرینانه در این حوزه است که در آن، مدیران شرایطی را فراهم میکنند تا کلیه کارکنان از روحیه کارآفرینی برخوردار شوند. این پژوهش در صدد شناسایی چالشهای نوآوری، خلاقیت و کارآفرینی در سازمان توسعه تجارت ایران میباشد و سعی بر آن شده که یک مدل تلفیقی از این مشکلات تحت عنوان موانع کارآفرینی در این حوزه تهیه شود که موانع مورد بررسی شامل آموزش، ویژگیهای مدیران سازمان توسعه تجارت ایران، بُعد زمان و تکنولوژی میباشد. همچنین به بحث درباره برنامههای آموزشی به عنوان یکی از راهکارهای توسعه و ترویج کارآفرینی پرداخته شده است و تلاش گردیده تا اهمیت نقش کارآفرینی و دیدگاه کارآفرینانه در راهاندازی کسب و کار و مدیریت سازمانهای بزرگ نشان داده شود. دادهها با آزمونهای تی استیودنت، آزمون معناداری ضریب همبستگی اسپیرمن (p) و آزمون معناداری بتا (β) و رگرسیون خطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
نقش هوش تجاری در تحلیل سبد خرید مشتریان جهت شکلدهی به بازاریابی الکترونیک با استفاده از تکنیکهای داده کاوی
دوره 3، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 91-106
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.509778.1077
محمدعلی آزموده، مریم حاجی اسمیعلی، محسن قره خانی
چکیده هدف این پژوهش بررسی نقش هوش تجاری در تحلیل سبد خرید مشتریان و تأثیر آن بر شکلدهی بازاریابی الکترونیکی در کسبوکارها است. در این پژوهش از روشهای داده کاوی در حوزه کسب و کارهای آنلاین برای تحلیل و تجزیهوتحلیل دادههای مرتبط با 30,000 مشتری فروشگاههای اینترنتی در ایران استفاده شده است. از الگوریتمهای متنوع از جمله K-means و شبکه عصبی پرسپترون چند لایه با استفاده از نرمافزار SPSS MODELER برای خوشهبندی مشتریان و تحلیل رفتارهای آنها استفاده شده است. از معیارهای RFM برای تحلیل سبد خرید مشتریان بهره گرفته شده و نتایج حاصل از تجزیهوتحلیل نشان دادهاند که شبکه عصبی پرسپترون چند لایه عملکرد بهتری نسبت به دیگر الگوریتمها داشته و توانمندی بالایی در تجزیه و تحلیل دقیق دادههای مشتریان را ارائه کرده است. نتایج نهایی، خوشهبندی مشتریان به پنج گروه با ویژگیهای خاص و استراتژیهای بازاریابی بهینهسازی شده را نشان داده و تاکید بر نقش هوش تجاری در بهبود بازاریابی الکترونیک و پاسخگویی هوشمند به نیازهای مختلف مشتریان میکند.
نقش قابلیت برنامه ریزی استراتژیک بازاریابی در بهبود مزیت رقابتی پایدار شرکتهای بیمه با واسطه گری دانش بازاریابی
دوره 3، شماره 1، بهار 1403، صفحه 106-124
https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.456664.1053
ایمان عزیزی، عباس نجفی، حسین ترابی
چکیده هدف این پژوهش بررسی نقش قابلیت برنامه ریزی استراتژیک بازاریابی در بهبود مزیت رقابتی پایدار شرکتهای بیمه با واسطهگری دانش بازاریابی میباشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نوع مطالعات توصیفی-همبستگی است. برای دستیابی به این هدف، این مطالعه یک چارچوب نظری ایجاد کرد که میانجیگری را از طریق دادههایی که بهطور تصادفی از مدیران و کارشناسان ارشد بازاریابی شرکتهای بیمه جمعآوری شده بود، با جامعه کل 60 شرکتکننده، به تصویر میکشد. دادهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری، برای برازش مدل و نرمافزار اسمارت پی آل اس برای تحلیل مسیر برای برآورد اثرات مستقیم و غیرمستقیم مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که قابلیت برنامه ریزی استراتژیک بازاریابی به صورت مستقیم بر ارتقاء مزیت رقابتی پایدار تأثیر معنی داری دارد اما این تأثیر محدود است. یافتهها شواهدی را ارائه میکنند که نشان میدهد ابعاد دانش بازاریابی بهعنوان مکانیسمهای میانجی مهم بین قابلیت برنامه ریزی استراتژیک بازاریابی به صورت مستقیم بر ارتقاء مزیت رقابتی پایدار عمل میکنند. به طور کلی، نتایج این مطالعه نشان داد قابلیت برنامه ریزی استراتژیک بازاریابی با نقش میانجی دانش بازاریابی بر ارتقاء مزیت رقابتی پایدار تأثیر معنی دار و قابل توجهی دارد.
بررسی تاثیر انعطافپذیری استراتژیک بر عملکرد صادراتی شرکتهای پارک علم و فناوری خراسان؛ بررسی نقش میانجی قابلیت بازاریابی بینالملل و تعدیلگری انطباق با فناوریهای دیجیتال
دوره 3، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 119-140
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.516508.1084
هومن جباری، سید مرتضی غیور باغبانی، امید بهبودی
چکیده هدف این پژوهش بررسی تاثیر انعطافپذیری استراتژیک بر عملکرد صادراتی شرکتهای صادراتی پارک علم و فناوری خراسان از طریق قابلیت بازاریابی بینالمللی میباشد. همچنین بررسی میکند که آیا پذیرش فناوری دیجیتال توسط این شرکتها تأثیر انعطافپذیری استراتژیک را بر قابلیت بازاریابی بینالمللی تعدیل میکند یا خیر. این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از حیث روش اجرا، پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق حاضر، کلیه مدیران شرکت های پارک علم و فناوری خراسان می باشد که تعداد آنها 160 نفر است؛ 141 نمونه به روش نمونهگیری غیر تصادفی در دسترس در نظر گرفته شدهاست. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه استاندارد زهور و لیو (2023) با 19 گویه بودهاست. جهت سنجش روایی صوری از نظر خبرگان و روایی همگرا و واگرا و تحلیل عاملی استفاده شدهاست. جهت سنجش پایایی از آلفای کرونباخ و پایایی مرکب استفاده شد. تحلیل دادهها با روش مدلیابی معادلات ساختاری و با نرمافزار اسمارت پیالاس 3 انجام شدهاست. نتایج نشان داد انعطاف پذیری استراتژیک بر قابلیت های بازاریابی بین المللی و عملکرد صادراتی شرکت های دانش بنیان تاثیر معناداری دارد. همچنین، انعطاف پذیری استراتژیک به طور مستقیم و نیز به طور غیر مستقیم، از طریق نقش میانجی قابلیت های بازاریابی بین المللی بر عملکرد صادراتی شرکت های دانش بنیان تاثیر معناداری داشته است. نقش تعدیلگر انطباق با فناوری های دیجیتال، در تاثیر انعطاف پذیری استراتژیک بر قابلیت های بازاریابی بین المللی تأیید نشد.
ارائه مدلی جهت گونهشناسی رفتار مصرفکننده در مواجهه با پیامهای بستهبندی در بازار عراق
دوره 5، شماره 1، بهار 1405، صفحه 127-155
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.578951.1262
حسن عبد الرزاق عبود، حسین رحیمی کلور، محمد باشکوه اجیرلو، قاسم زارعی
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدلی جهت گونهشناسی رفتار مصرفکننده در مواجهه با پیامهای بستهبندی در بازار عراق میباشد. این پژوهش از نظر هدف، یک مطالعه توسعهای و از نظر شیوه جمعآوری اطلاعات پیمایشی و از نظر ماهیت، اکتشافی، و از لحاظ اجرا به صورت کمی و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران، صاحبان و مدیران بازاریابی و تولید و همچنین مشتریان این محصولات در کشور عراق می باشد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 476 نفر و با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS 27 و SmartPLS4.0 استفاده گردید. یافته ها نشان داد که رنگ بستهبندی بر آگاهی زیستمحیطی تاثیر دارد. رنگ بستهبندی بر ذخیره بستهبندی تاثیر دارد. رنگ بستهبندی بر نفوذ اجتماعی تاثیر دارد. رنگ بستهبندی بر انتخاب ارزش بستهبندی تاثیر دارد. اثر آگاهی زیستمحیطی بر نفوذ اجتماعی تاثیر دارد. آگاهی زیستمحیطی بر انتخاب ارزش بستهبندی تاثیر دارد. تصویر بستهبندی بر انتخاب ارزش بستهبندی تاثیر دارد. ذخیره بستهبندی بر انتخاب ارزش بستهبندی تاثیر دارد. اسکن سریع اطلاعات بر آگاهی زیستمحیطی تاثیر دارد. اسکن سریع اطلاعات بر ذخیره بستهبندی تاثیر دارد. اسکن سریع اطلاعات بر نفوذ اجتماعی در تاثیر دارد. اسکن سریع اطلاعات بر انتخاب ارزش بستهبندی تاثیر دارد. رفتار جستجوی اطلاعات بر انتخاب ارزش بستهبندی تاثیر دارد. نفوذ اجتماعی بر انتخاب ارزش بستهبندی تاثیر دارد.
ویژگیهای واقعیت افزوده و رفتار مشتری: نقش تعامل مشتری
دوره 5، شماره 2، تابستان 1405
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.582165.1296
محمد محمودی میمند، حسین تبیانیان، سعید آرزومند
چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر ویژگیهای واقعیت افزوده بر رفتار مشتری با در نظر گرفتن نقش میانجی تعامل مشتری می باشد. این پژوهش بر اساس هدف، کاربردی و بر حسب روش جمعآوری اطلاعات از نوع تحقیقات توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری این تحقیق، کلیه مشتریان آنلاین شرکت پنبه ریز در شهر تهران به تعداد نامحدود می باشد. طبق جدول کرجسی مورگان تعداد نمونه آماری در جامعه نامحدود، 384 نفر در نظر گرفته شد که به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار اصلی جمعآوری اطلاعات، پرسشنامه می باشد. در بخش تحلیل دادهها، از آمار توصیفی و استنباطی برای آزمون فرضیهها استفاده شد و تجزیهوتحلیلها با نرمافزارهای SmartPLS 3 و SPSS 26 انجام گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که ویژگیهای واقعیت افزوده میتواند بر رفتار مشتری اثرگذار باشد و این اثر از طریق افزایش تعامل مشتری تقویت میشود. به بیان دیگر، هرچه کیفیت و ویژگیهای واقعیت افزوده مطلوبتر باشد، سطح تعامل مشتری بیشتر شده و در نتیجه رفتارهای مثبت او در قبال محصول یا خدمات نیز افزایش مییابد. در نهایت، نتایج پژوهش تأکید میکند که بهکارگیری واقعیت افزوده، میتواند ابزاری مؤثر برای جذب، درگیرسازی و هدایت رفتار مشتریان باشد و استفاده هدفمند از این فناوری میتواند به بهبود تجربه مشتری و تقویت پیامدهای رفتاری مطلوب منجر شود.
واکاوی عوامل اثرگذار بر ایجاد و توسعه برند محصولات شرکت پالایش نفت تبریز
دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 101-116
https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.423511.1029
بهزاد حقی شیروانه ده، یوسف پاشازاده
چکیده هدف اصلی این پژوهش بررسی عوامل موثر بر ایجاد و توسعه برند محصولات شرکت پالایش نفت تبریز میباشد. تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش اجرا، توصیفی - همبستگی است. جامعه آماری شامل کارکنان شرکت پالایش نفت تبریز بوده و آمار آنها بر اساس اطلاعات دریافتی حدود 1500 نفر میباشد. نمونه برآورد شده برابر 306 نفر بر اساس فرمول کوکران می باشد که با روش نمونهگیری تصادفی از جامعه انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامهای استاندارد استفاده شد. برای تحلیل فرضیه ها از آزمون رگرسیون گردید. نتایج پژوهش نشان داد که تصویر ذهنی صنعت بر ایجاد و توسعه برند محصولات شرکت پالایش نفت تبریز تاثیرگذار میباشد. تصویر ذهنی از برند و محصول بر ایجاد و توسعه برند محصولات شرکت پالایش نفت تبریز تاثیرگذار میباشد. آگاهی از برند و میراث برند بر ایجاد و توسعه برند محصولات شرکت پالایش نفت تبریز تاثیرگذار میباشد. همچنین، محیط داخلی شرکت و محیط خارجی شرکت بر ایجاد و توسعه برند محصولات شرکت پالایش نفت تبریز تاثیرگذار میباشد.
بررسی تاثیر تکنو استرس بر قصد استفاده از فناوری بلاک چین و کیفیت حسابرسی موسسات حسابرسی
دوره 3، شماره 1، بهار 1403، صفحه 125-140
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.544240.1134
مجتبی حمزه، فریدون رهنمای رودپشتی، بهمن بنی مهد، مهدی صالحی
چکیده این مطالعه با هدف بررسی تاثیر تکنو استرس بر قصد استفاده از فناوری بلاک چین و کیفیت حسابرسی موسسات حسابرسی است، روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی میباشد. جامعه تحقیق حاضر شامل کلیه حسابرسان عضو جامعه حسابداران رسمی ایران می باشد. جامعه آماری عضو جامعه حسابداران رسمی ایران میباشند که براساس جدول مورگان حجم نمونه 436 نفر تعیین گردید و روش نمونه گیری تصادفی ساده میباشد ، جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از ان است که تکنواسترس بر قصد استفاده از بلاک چین توسط حسابرسان تاثیر مثبت و معناداری داشته است. این مطالعه همچنین نشان میدهد که تکنو استرس بر کیفیت حسابرسی نیز تاثیر مثبت و معناداری دارد.
مدل سازی نقش تسهیل گر فناوریهای اطلاعاتی و شبکههای اجتماعی فناوریمحور در اجرای مدیریت دانش سازمانی
دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 100-111
https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.428354.1036
ناصر عسگری، سلمان جواشی جدید، سید فرامرز قرآنی، کورش قاعد
چکیده امروزه مدیریت دانش به یکی از مهمترین وظایف سازمانها تبدیل شده که میتواند بر عملکرد و موفقیت این سازمانها تاثیر زیادی داشته باشد. از این رو شناخت و بهبود عوامل ارتقا دهنده آن میتواند به بقا و سودآوری سازمان کمک کند. از میان زیرساختهای گوناگون مورد نیاز برای اجرای موفقیتآمیز مدیریت دانش، در این پژوهش نقش فناوری اطلاعات و شبکههای اجتماعی فناوریمحور و همچنین میزان تاثیرگذاری آنها بر اقدامات چهارگانه مدیریت دانش (خلق، ذخیرهسازی، تسهیم و کاربرد دانش) بررسی شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل مدیران و کارکنان بانک اقتصاد نوین در شهر تهران هستند که با توجه به اطلاعاتی که داشتند، می-توانستند اطلاعات با ارزشی را در اختیار محقق قرار دهند. برای نمونهگیری از روش تصادفی طبقهای استفاده شده و تعداد آن نیز بر اساس جدول کرجسی و مورگان 272 نفر انتخاب شدند.دادهها به روش معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که فناوریهای اطلاعاتی و شبکههای اجتماعی فناوریمحور بر تسهیل هر چهار اقدام مدیریت دانش تاثیر مثبت دارند و همچنین تسهیم دانش، خلق دانش، ذخیرهسازی دانش و کاربرد دانش به ترتیب از اولویتهای بیشتری برخوردار هستند.
ارائه مدل ساختاری برای پیاده سازی بلاکچین در صنعت فرآوردههای لبنی
دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 117-134
https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.423516.1030
فاطمه جمالی، عبدالحمید صفایی قادیکلایی، حمیدرضا فلاح لاجیمی
چکیده تضمین کیفیت کالاها به هنگام جابهجایی آن در طول زنجیره تامین همواره مسئلهی مهمی بودهاست. تکنولوژی بلاکچین با ثبت داده، تضمین شفافیت و تغییرناپذیری آن، همواره مورد توجه پژوهشگران در حوزه زنجیره تامین قرار گرفتهاست. در ایران با توجه به رشد روزافزون رقبا در صنایع لبنی، افزایش بهرهوری در زنجیره تامین این صنعت مسئلهای حائز اهمیت است. هدف از این پژوهش معرفی عوامل موثر در پیادهسازی بلاکچین در صنعت فراوردههای لبنی و همچنین بررسی روابط ساختاری آنها است. به این منظور، پس از استخراج عوامل از ادبیات تحقیق، میزان موثر بودن آن توسط تکنیک دلفی فازی تعیین شد. از 39 شاخص استخراجشده، 27 شاخص در تحقیق باقی ماندند و با تکنیک دیمتل فازی تردیدی تحلیل شدند. مطابق با نتایج تحلیل دیمتل فازی تردیدی، درنظرگرفتن میزان بلوغ فناوری بلاکچین موثرترین عامل و ایجاد سرعت تاثیرپذیرترین عامل برای پیادهسازی بلاکچین در صنعت مورد نظر هستند. نتایج این تحقیق به کسانی که قصد پیاده سازی بلاکچین در شرکت فراورده های لبنی دارند کمک میکند تا عواملی که باید برای این کار درنظر بگیرند را به خوبی بشناسند. مطالعات محققان بعدی میتواند با مدلسازی یا ارائه ی نحوهی پیاده سازی این تکنولوژی در صنعت مورد نظر، دستیابی به این هدف را تسهیل کند. همچنین محققان میتوانند حوزههای متفاوت کاربردی برای پیاده سازی بلاکچین مورد بررسی قرار دهند.
بررسی عوامل جانشینپروری در حوزه درمان در بیمارستانهای دولتی و خصوصی
دوره 3، شماره 1، بهار 1403، صفحه 141-159
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.544251.1135
آناهیتا حسینی نسب، عباس بابایی، مسعود پورکیانی، سعید صیادی
چکیده تحقیق حاضر بدنبال طراحی مدل جانشینپروری در حوزه درمان با رویکرد تطبیقی بوده است. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی میباشد. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE)و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری با نرم افزار اسمارت پی الالس نشان داد خلاقیت و کنترل کارکنان بر تصمیم گیری و ارتباطات؛ تصمیم گیری بر ارتباطات و انگیزش و هدایت و نیز ارتباطات تاثیر مثبت و معنی داری بر انگیزش و هدایت داشته است. علاوه براین نتایج برازش مدل در مجموع نشان داد مدل بدست آمده از روایی، پایایی و اعتبار مناسبی برخوردار بوده است.
بررسی تاثیر استراتژی مدیریت دانش بر کاهش ترومای سازمانی با توجه به متغیر میانجی هوش هیجانی در کسب و کارهای کوچک و متوسط
دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 149-171
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.522461.1090
محمد ناجی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر استراتژیهای مدیریت دانش برای کاهش ترومای سازمانی با توجه به متغیر میانجی هوش هیجانی در کسب و کارهای کوچک و متوسط شهرستان انار انجام شده است. این پژوهش از لحاظ هدف یک تحقیق کاربردی و از نظر نوع و ماهیت یک تحقیق توصیفی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 250 نفر از کارکنان کسب و کارهای کوچک و متوسط شهرستان انار میباشد که به دلیل محددیت نسبی جامعه اماری تمام اعضای آن به عنوان نمونه انتخاب و به روش سرشماری پرسشنامه در بین آنان توزیع وجمع آوری گردید. برای تعیین روایی پرسشنامهها، از شاخص نسبت روایی محتوایی (CVR) و شاخص روایی محتوایی (CVI) استفاده شد. و در نهایت برای تعیین پایایی پرسشنامهها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. به منظور بررسی فرضیات تحقیق از مدل سازی معادلات ساختاری روش الگویابی معادلات ساختاری (SEM) با کمک نرم افزار Smart PLS بهره گرفته شده است. براساس نتایج بدست آمده استراتژی مدیریت دانش بر کاهش ترومای سازمانی با توجه به متغیر میانجی هوش هیجانی در کسب و کارهای کوچک و متوسط تاثیر معناداری دارد.
تأثیر مسئولیتپذیری اجتماعی شرکت بر تمایل به ارتباط بلندمدت در مشتری با توجه به نقش تصویر شرکت و رفتار شهروند مشتری
دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 112-132
https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.428452.1038
فرح روز پورحسینی، علیرضا فرخ بخت فومنی
چکیده بیمه در زمره مهمترین ابزارهایی است که برای ایجاد آمادگی رویارویی با تهدیدات ابداع شده است. بیتردید بیمه از بزرگترین دستاوردهای زندگی توسعه یافته بشری است که از بسیاری جهات کارآمدی خود را اثبات نموده است. از این رو هدف اصلی پژوهش تأثیر مسئولیتپذیری اجتماعی شرکت بر تمایل به ارتباط بلندمدت در مشتری با توجه به نقش تصویر شرکت و رفتار شهروندمشتریان بیمه دی در استان گیلان است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها در دسته ی تحقیقات توصیفی قرار دارد.جامعه آماری تحقیق مشتریان نمایندگی های بیمه دی در استان گیلان هستند.روش نمونه گیری در این پژوهش از نوع غیر احتمالی در دسترس است.تعداد نمونهی مورد محاسبه برابر با 365 نفر میباشد. به دلیل عدم دریافت برخی از پرسشنامهها، حدود 400 عدد پرسشنامه توزیع گردید. از این تعداد حدود 379 عدد پرسشنامه برگشت داده شد. برخی از پرسشنامههای مرجوعی تکمیل نشده بودند و در نهایت با توجه به اینکه نمونهی محاسبه شده برابر با 365 نفر از مشتریان بودند به همین دلیل از 365 پرسشنامه برای تجزیه و تحلیل نهایی استفاده شده است. روش گردآوری داده ها در این پژوهش میدانی و ابزار گردآوری نیز پرسشنامه بوده است. در این پژوهش از نرم افزارهای اس پی اس اس و اسمارت پی ال اس برای تجزیه و تحلیل استفاده شده است. نتایج فرضیه های پژوهش نشان داد که تمامی فرضیه های پژوهش به غیر از تاثیر مسئولیتپذیری اقتصادی بر تصویر شرکت بیمه دی استان گیلان مورد تایید قرار گرفت.
تأثیر قابلیتهای بازاریابی بر عملکرد مالی شرکتهای صادراتی
دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 135-147
https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.423523.1031
زهره خواجه سعید، جلال ستاری
چکیده در صادرات یکی از جذابترین روشهای ورود به بازارهای خارجی برای شرکتهای کوچک و متوسط میباشد. آنچه در این میان مهم است بررسی عوامل مؤثر بر صادرات و تعیین متغیرهای مهم و سپس سیاستگذاری مناسب براساس نتایج حاصل از تحقیق و توسعه صادرات کالا و خدمات میباشد. پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر قابلیت های بازاریابی بر عملکرد مالی شرکت های صادراتی صورت پذیرفته است. جامعه آماری را شرکتهای صادراتی کوچک و متوسط تشکیل میدهند. دادههای تحقیق از طریق پرسشنامه در میان340 شرکت فعال که در حوزه بینالملل این صنعت فعالیت دارند، از طریق کانالهای ارتباطی مجازی گردآوری گردید و حدود 150 شرکت به عنوان نمونه براساس فرمول کوکران و با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده، به گویههای پرسشنامه پاسخ دادند. سپس دادههای این پرسشنامهها استخراج و با استفاده از نرمافزار spss و روش حداقل مربعات جزئی و نرمافزار اسمارت پی.ال.اس. تجزیه و تحلیل شدند. بررسی نتایج این تحقیق نشان داد که منابع مالی، منابع اطلاعاتی و منابع رابطه ای بر عملکرد مالی شرکت های صادراتی تأثیر معناداری دارد.
بررسی عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی دیجیتال و راهاندازی استارتآپهای ورزشی در ایران
دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 172-193
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.529483.1099
پژمان گل آرا، فهیمه ادیب صابر، مهران نصیری
چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر توسعه کارآفرینی دیجیتال و راهاندازی استارتآپهای ورزشی در ایران میباشد. روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی و مبتنی بر رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش را اساتید دانشگاهی و خبرگان حوزه کارآفرینی ورزشی و استارتآپها تشکیل دادند. تعداد نمونه براساس تعداد قابل کفایت جهت مدلسازی در نرمافزار پیالاس به تعداد 10 تا 20 برابر تعداد متغیر دارای بیشترین سوال (توسعه کارآفرینی دیجیتال و راهاندازی استارتآپها، 12 سوال) برآورد و انتخاب شد. از این بین 167 پرسشنامه به طور کامل پاسخ داده و وارد فرایند تحلیل شدند. برای ارزیابی روایی محتوایی از متخصصین علمی و اجرایی نظرخواهی شد. سپس پایایی ترکیبی و روایی سازه در مرحله نهایی با استفاده از نرمافزار پی.ال.اس بررسی و تایید شد. نتایج نشان داد که تکنولوژی و نوآوری مورد نیاز (74/0)، انجام تحقیق و پژوهش جهت توسعه (40/0)، دستیابی به سرمایه مورد نیاز (81/0)، حمایت دولت و قوانین و مقررات (45/0)، بازاریابی و دستیابی به مشتری (55/0) و شبکهسازی و همکاریهای استراتژیک (63/0) اثر معنیداری بر توسعه کارآفرینی دیجیتال و راهاندازی استارتآپها دارند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که راهاندازی استارتآپها بر پایه عوامل کلیدی متعددی استوار است که پیوند این عوامل نشان میدهد که موفقیت در کسبوکارهای دیجیتال مستلزم ایجاد یک اکوسیستم مؤثر است که در آن فرهنگ نوآوری و تأمین حمایتهای لازم وجود داشته باشد و همچنین فرآیندهای جاری و متقابل بین این مؤلفهها به کارآفرینان کمک میکند که به صورت پایدار در محیط رقابتی و پیچیده امروز موفق شوند.
بررسی تأثیر همهگیری کووید۱۹ بر تورم تولیدی (فشار به کسب و کارها)
دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 133-148
https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.428458.1039
حمید آسایش، مهدی کمالی، سهیلا جوکار
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر همهگیری کووید۱۹ (کرونا) بر تورم تولیدی (به عنوان فشار به کسب و کار ) است. برای این منظور از دادههای سالهای ۱۴۰۰-۱۳۶۰ و الگوهای خود رگرسیون با وقفههای توزیعی (ARDL) و تصحیح خطا (ECM) استفاده شده است. بر اساس نتایج به دست آمده، کرونا و تحریمهای اقتصادی منجر به افزایش تورم تولیدی (به عنوان مانعی برای کسب و کار ) در دوره مورد بررسی شده است. همچنین، به ازای هر واحد افزایش نقدینگی و نرخ ارز واقعی، تورم تولیدی (به عنوان مانعی برای کسب و کار )به ترتیب ۹/۱ و ۷/۰ واحد افزایش خواهد داشت. طبق یافتههای پژوهش، اثر ضد تورمی مربوط مخارج آموزشی کسب و کارها، همزمان و با وقفه در کاهش فشار به کسب و کارها مؤثر بوده است. علاوه بر این، به ازای یک واحد افزایش در درآمد سرانه، فشار به کسب و کارها ۸/۰ واحد کاهش یافت. بر اساس یافتههای به دست آمده، سرعت رسیدن به تعادل ۵۱ درصد خواهد بود که نشان میدهد که ۵۱ درصد از خطای عدم تعادل در کوتاهمدت در هر دوره به صورت همگرا تعدیل میشود.
تحلیلی بر اثرات مستقیم و غیرمستقیم رابطه شخصیت و تمایل به سازگاری بر رفتار کارآفرینانه در کارآفرینان نسل تروفی
دوره 3، شماره 1، بهار 1403، صفحه 183-205
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.543434.1128
سید حسن حاتمی نسب
چکیده این پژوهش با هدف بررسی اثرات اثرات مستقیم و غیرمستقیم رابطه شخصیت و تمایل به سازگاری بر رفتار کارآفرینانه در کارآفرینان نسل تروفی انجام گرفته است. دستیابی به راهکاری برای کنترل و پایداری در رفتار کارآفرینان از مهمترین دغدغههای هر کسب و کار میباشد. از آنجا که شخصیت عامل مهمی در واکنشهای رفتارهای میباشد، شناخت این مهم قابلیت پیشبینی و قدرت شکلدهی رفتارها را افزایش خواهد داد. این پژوهش مدعی است، شخصیت افراد میتواند تآثیر قابل توجهی بر تمایل به سازگاری با شرایط و بروز واکنشهای رفتاری کارآفرینانه داشته باشد. از سوی دیگر، نسل باالقوه و جدید کارآفرینان که از آنها به نام نسل تروفی یاد میشود، دارای ویژگیهای رفتاری خاص خود هستند. این مقاله تلاش دارد ادعای خود را در این نسل مورد آزمایش و بررسی قرار داده است. در این راستا مدیران جوان شرکتهای دانش بنیان در استان یزد به عنوان جامعه آماری تحقیق انتخاب و 116 نفر به عنوان نمونه به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. این تحقیق با یک رویکرد کمی و به صورت مقطعی، با استفاده از ابزار پرسشنامه و با نمونهگیری تصادفی، به ارزیابی پرداخته است. به منظور بررسی موضوع تحقیق، فرضیات در قالب یک مدل مفهومی مطرح و سپس با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری آزمونهای پایایی، روایی، مدل ساختاری و نهایتاً برازش و کیفیت، با استفاده از نرمافزار SmarPLS4.1، انجام شد. یافتهها نشان میدهد که شخصیت نسل تروفی و تمایلات سازگاری تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار کارآفرینانه دارند. همچنین یافتهها نشان میدهد نقش واسطهای تمایل به سازگاری نیز قابل رد نمیباشد.
تحلیل تاثیر فناوری های دیجیتال برتحول شیوه های مدیریت منابع انسانی در عصر دیجیتال
دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 194-212
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.543852.1131
مریم دولت ابادی
چکیده این مطالعه با هدف بررسی تأثیر فناوریهای دیجیتال بر تحول شیوههای مدیریت منابع انسانی در دفتر مرکزی شرکت مخابرات تهران انجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران، کارشناسان و کارکنان منابع انسانی این شرکت بود که با سیستمهای دیجیتال مدیریت منابع انسانی در تعامل بودند. از روش نمونهگیری ترکیبی استفاده شد که شامل نمونهگیری تصادفی طبقهای از 200 نفر در سه لایه سازمانی (کارکنان، کارشناسان منابع انسانی و مدیران) بود. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که کلیه فرضیات پژوهش مورد تایید قرار گرفته است. محدودیت اصلی مطالعه، تمرکز بر یک سازمان خاص بود که تعمیمپذیری نتایج را محدود میسازد. پیشنهاد میشود مطالعات آینده با نمونهگیری گستردهتر و در صنایع مختلف انجام پذیرد تا الگوهای جامعتری از تأثیر فناوریهای دیجیتال بر تحول شیوههای مدیریت منابع انسانی ارائه شود.
ارائه مدل کاربرد هوش مصنوعی در صادرات محصولات صنایع الکترونیک
دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 209-228
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.510320.1078
ابوالفضل ذوالقدر، سهیل سرمد سعیدی، بهروز قاسمی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل کاربرد هوش مصنوعی در صادرات محصولات صنایع الکترونیک میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کارشناسان فروش و متخصصان بخش بازاریابی در شرکتهای صادرات محصولات الکترونیک بود که با استفاده از روش نمونه تصادفی طبقه ای و با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه برآورد شد. با توجه به اینکه تعداد این افراد حدود 1600 نفر است حجم نمونه 306 نفر در نظر گرفته شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محقق ساخته می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. نتایج نشان داد که، شاخصهای پایایی ترکیبی همگی بیش از 0.7 و روایی همگرا برای اکثر مقولهها بیش از 0.5 می باشد. نتایج آزمون فرضیهها نیز حاکی از تأیید کامل روابط بین مقولههای مدل با سطح معنیداری ۰.۰۰۱>p می باشد. همچنین برای بررسی برازش کلی مدل و اندازهگیری برای مدل ساختاری، از معیار GoF استفاده شد. مقدار GOF برابر با 815/0 است که، نشان از برازش قوی مدل را دارد.
اعتبارسنجی مدل بازاریابی اجتماعی خدمات بانکداری با تأکید بر الگوهای رفتار مصرفکننده در بانک رافدین عراق
دوره 5، شماره 2، تابستان 1405
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.578955.1264
ابو الحسن مظفر محمد الکاظم، ناصر سیف الهی انار، قاسم زارعی، محمد باشکوه اجیرلو
چکیده هدف پژوهش حاضر، اعتبارسنجی مدل بازاریابی اجتماعی خدمات بانکداری با تأکید بر الگوهای رفتار مصرفکننده در بانک الرافدین عراق از طریق آزمون روابط ساختاری می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعهای، از نظر روش توصیفی ـ پیمایشی و با رویکرد کمی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 384 نفر مشتریان بانک رافدین عراق و به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. بهمنظور اعتبارسنجی مدل استخراجشده، پرسشنامهای محققساخته تدوین و در میان جامعه آماری توزیع شد. برای تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش از نرم افزار AMOS 20 و مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان میدهد که در بانک رافدین عراق، شرایط زمینهای بیشترین نقش را در شکلدهی به راهبردهای بازاریابی اجتماعی ایفا میکنند، در حالی که پدیده محوری (الگوهای رفتار مصرفکننده) نقش مکمل و تقویتی دارد. این الگو حاکی از آن است که موفقیت بازاریابی اجتماعی خدمات بانکداری در بستر عراق، بیش از آنکه صرفاً به شناخت رفتار مشتری وابسته باشد، به میزان انطباق راهبردها با واقعیتهای فرهنگی، نهادی و ساختاری جامعه بستگی دارد.
