نوع مقاله: مقاله پژوهشی (کمی)

تحلیل حساسیت مدل میزان اقتصادی سفارش در حالت اثرات تعاملی دوفاکتوری با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی

دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 149-158

https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.428461.1040

علی سرورخواه، زهرا جوربنیان

چکیده در این مقاله چگونگی استفاده از متامدل شبکه عصبی مصنوعی برای تحلیل حساسیت مدل مقدار اقتصادی سفارش در حالت اثرات تعاملی دو فاکتوری ارایه و نشان داده شده است که استفاده از این متامدل برای تحلیل حساسیت مقدار اقتصادی سفارش در مقایسه با روش فعلی (یک فاکتور در هر بار) مناسب‌تر است. برای این منظور، از یک شبکه عصبی پیشرو پس‌‌انتشار با یک لایه مخفی، توابع محرک سیگمویید در لایه مخفی، فاکتورهای موثر بر EOQ به‌عنوان ورودی و مقدار اقتصادی سفارش به‌عنوان خروجی مدل استفاده شده است. معیارهای حساسیت بر اساس وزن‌های اتصال تعریف شده و رویه متدولوژی در یک مثال عددی نشان داده شده است. باظهور نظام‌های هوشمند ، پردازش داده‌ها و مدل‌های مرتبط با آن‌ها از قبیل شبکه‌های عصبی مصنوعی، الگوریتم ژنتیک ، منطق فازی و نظایرآن‌ها که با الهام از گوشه‌ای از طبیعت طراحی و مدل‌سازی شده‌اند، پیشرفت مهمی در تجزیه‌وتحلیل داده‌ها صورت گرفته است.یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های شبکه عصبی مصنوعی، که از ساختار و عملکرد شبکه‌های عصبی طبیعی الهام گرفته است، پردازش موازی اطلاعات ورودی توسط واحد‌های پردازش نرونی است.

بازاریابی و استراتژی برند

تحلیل پویای ارزش برند در بازار لبنیات ایران: تأثیر تبلیغات چندکاناله و رقابت بر تداوم جایگاه برندهای پیشرو

دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 213-235

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.541615.1116

حبیب شهبازی

چکیده هدف این پژوهش، بررسی پویایی ارزش برند در بازار لبنیات ایران و تحلیل اثر تبلیغات چندکاناله، سهم بازار و شدت رقابت بر تداوم جایگاه برندهای پیشرو است. داده‌های تابلویی از پنج برند اصلی لبنیات در دوره ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، برای الگوسازی اثرات تبلیغات تلویزیونی و دیجیتال، سهم بازار و شدت رقابت همسایگی بر ارزش ادراک‌شده برند استفاده شدند. دو الگوی تجربی غیرپویا FE-2SLS و پویای System GMM برای تحلیل اثرات کوتاه‌مدت و بلندمدت این متغیرها به‌کار گرفته شد. نتایج نشان داد که تبلیغات تلویزیونی و دیجیتال اثر مثبت و معنی‌داری بر ارزش برند دارند. به‌طور خاص، ضرایب تبلیغات تلویزیونی برای شیر ۰۹۱/۰ و برای پنیر ۰۸۱/۰ به‌دست آمد، در حالی‌که تبلیغات دیجیتال به‌ترتیب ضرایب ۰۵۴/۰ و ۰۵۹/۰ داشت. همچنین، اثرات منفی اشباع تبلیغاتی و شدت رقابت همسایگی نیز در کاهش ارزش برند مشاهده شد؛ ضرایب اشباع تبلیغات برای شیر و پنیر به‌ترتیب ۰۱۱/۰- و ۰۱۰/۰- بود. علاوه بر این، سهم بازار، تأثیر مثبتی بر ارزش برند داشت، به‌طوری‌که ضرایب سهم بازار برای شیر ۰۲۳/۰ و برای پنیر ۰۲۰۱/۰ به‌دست آمد. همچنین، شاخص تمرکز بازار (HHI) در هر دو محصول اثر مثبت و معنی‌داری بر ارزش برند نشان داد. این نتایج نشان می‌دهند که برندهای با سهم بازار بالاتر می‌توانند از تبلیغات به‌طور مؤثرتری بهره‌برداری کنند. این یافته‌ها با ساختار نسبتاً متمرکز بازار لبنیات ایران و وفاداری مصرف‌کنندگان به برندهای پیشرو همخوان است. به‌طور کلی، تبلیغات متوازن و راهبردهای مبتنی بر سهم بازار و رقابت می‌توانند به پایداری و افزایش ارزش برند در کوتاه‌مدت و بلندمدت کمک کنند.

تأثیر تحول سواد بازاریابی دیجیتال بر تبلیغات تجاری فروشگاه‌های زنجیره‌ای

دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 159-174

https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.428489.1044

سید محمد باقر موسوی، مهدی فدایی

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تحول سواد بازاریابی دیجیتال بر تبلیغات تجاری فروشگاه‌های زنجیره‌ای می باشد. روش انجام پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بوده و نیز جهت‌گیری پژوهش از نوع کاربردی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش را دانشجویان دانشگاه مازندران تشکیل می‌دهند. از نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب برای نمونه‌گیری استفاده و حجم نمونه 266 نفر تعیین شد. در این پژوهش ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه محقق ساخته در طیف 5 گزینه‌ای لیکرت می‌باشد. روایی پرسشنامه توسط اساتید و خبرگان مورد تأیید قرار گرفته است. ضریب آلفای کرونباخ بدست آمده از کل سوالات نشان‌دهنده پایایی خوب ابزار است. در این پژوهش برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش‌های آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است. نتایج آزمون‌ها بیان داشت که متغیرهای قیمت، امنیت و اعتماد، محیط بازاریابی دیجیتال، ویژگی محصول و سهولت خرید بر تبلیغات تجاری فروشگاه‌های زنجیره‌ای در تحول سواد بازاریابی دیجیتال تأثیر معناداری داشته و متغیر پیشنهادات ارتقایی تأثیر گذار نبوده است.

نیازسنجی و اولویت‌بندی آموزشی و اقتصادی سرمایه‌گذاران بخش گردشگری

دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 172-185

https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.423528.1034

ابراهیم بهرامی نیا، سید روح اله وحدتی پور، سید حسین ایزدی

چکیده هدف تحقیق حاضر نیازسنجی و اولویت‌بندی آموزشی و اقتصادی سرمایه‌گذاران بخش گردشگری در استان کهگیلویه و بویراحمد می‌باشد. داده‌های تحقیق با استفاده از روش سلسله‌مراتبی تحلیل شد. جامعه پژوهش شامل کلیه سرمایه‌گذاران بخش گردشگری در استان کهگیلویه و بویراحمد که بر اساس آمار اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان این تعداد به 200 نفر می‌رسد. روش نمونه‌گیری به صورت نمونه‌گیری در دسترس می‌باشد. بر اساس یافته‌های تحقیق مهم‌ترین عوامل موثر در اولویت‌بندی آموزشی سرمایه‌گذاران بخش گردشگری در استان کهگیلویه و بویراحمد به ترتیب از قوی‌ترین عامل تا ضعیف‌ترین عامل عبارت‌اند از: آموزش روش‌های صحیح برقراری ارتباط با گردشگر، آموزش حذف پندارهای نادرست در مورد گردشگری، آموزش راهکارهای صحیح سرمایه‌گذاری در بخش گردشگری، آموزش مبانی اقتصادی گردشگری، آموزش مستمر و متناوب جهت آموزش اصول گردشگری، ایجاد نظام آموزشی موثر و کارا به منظور شناخت نیازهای استراتژیک صنعت گردشگری، آموزش بیمه‌ای و مالیاتی بخش گردشگری، آموزش مبانی حقوقی گردشگری. مهمترین عوامل موثر در اولویت‌بندی اقتصادی سرمایه‌گذاران بخش گردشگری در استان کهگیلویه و بویراحمد به ترتیب از قوی‌ترین عامل تا ضعیف‌ترین عامل عبارت اند از: درآمدزایی در بخش گردشگری ورزشی، درآمدزایی در بخش حمل و نقل و هتلینگ گردشگری، درآمدزایی در بخش توریسم درمانی، درآمدزایی در بخش صنایع دستی گردشگری، درآمدزایی در بخش تفریحی گردشگری، درآمدزایی در بخش بوم‌گردی گردشگری، درآمدزایی در بخش گردشگری فرهنگی و مذهبی، درآمدزایی در بخش گردشگری طبیعی می باشد

تاثیر بازی‌وارسازی بر وفاداری مصرف‌کننده با توجه به نقش میانجی نگرش نسبت به برند و قصد درگیری

دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 175-205

https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.429851.1046

میلاد قنبری، زهره دهدشتی

چکیده هدف: در این پژوهش هدف اصلی بررسی تاثیر بازی‌وارسازی بر وفاداری مصرف‌کننده با توجه به نقش میانجی نگرش نسبت به برند و قصد درگیری می باشد.روش: از لحاظ روش جمع‌آوری داده‌ها، این پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است و از نظر هدف نیز کاربردی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، مشتریان و خریداران ایرانی سراسر کشور، فروشگاه‌ اینترنتی دیجی‌کالا می‌باشد. روش نمونه‌گیری، نمونه‌گیری در دسترس است. ابزار راﻳـﺞ ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ(آنلاین)، ابزار اصلی ﺑـﺮای ﺟﻤـﻊ‌آوری داده‌های اﻳـﻦ ﭘـﮋوهش اﺳﺖ. در طرف دیگر برای ارزیابی پایایی پژوهش از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شده است. از آزمون سوبل نیز برای سنجش معناداری تاثیر متغیر میانجی استفاده می‌شود. همچنین داده‌های پژوهش در قالب مدل‌سازی معادله‌های ساختاری مبتنی بر روش حداقل مربعات جزئی و با استفاده از نرم‌افزار Amos تحلیل می‌شود.یافته‌ها: این مدل که شامل تاثیر مستقیم بازی‌وارسازی بر وفاداری مصرف کننده و همچنین تاثیر بازی‌وارسازی از طریق میانجی‌گری نگرش نسبت به برند و قصد درگیری بر وفاداری مصرف کننده بود، مولفه‌های آن مورد آزمون قرار گرفت. همچنین در ارزیابی بخش ساختاری مدل بین سازه‌های درون زا و برون زا ارتباط قوی برخوردار است و مدل کلی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است.نتیجه‌گیری: پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات مشخص شد که بازی‌وارسازی (سودمندی درک شده، درک سهولت استفاده، اثر اجتماعی درک شده، لذت درک شده) از طریق متغیر میانجی نگرش نسبت به برند و قصد درگیری، به طور مستقیم و غیر مستقیم بر وفاداری مصرف‌کننده تاثیر مثبت و معناداری دارد.

مدیریت بازاریابی

اعتبارسنجی عوامل موثر بر سیستم اطلاعاتی بازاریابی هوشمند در فروشگاه زنجیره‌ای رفاه

دوره 5، شماره 2، تابستان 1405

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.585563.1313

حافظ روستا سکه روانی، عبداله نعامی، علیرضا روستا، کیامرث فتحی هفشجانی

چکیده هدف این پژوهش اعتبارسنجی عوامل موثر بر سیستم اطلاعاتی بازاریابی هوشمند در فروشگاه زنجیره‌ای رفاه می باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و روش اجرای آن کمّی با رویکرد توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 384 نفر از مدیران و کارشناسان بازاریابی و فناوری اطلاعات شعب منتخب فروشگاه رفاه می‌باشد. نمونه‌گیری در این پژوهش از نوع تصادفی ساده می باشد. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه محقق‌ساخته استفاده شد. برای برازش مدل طراحی‌شده، از مدل‌سازی معادلات ساختاری با نرم‌افزار SmartPLS4 بهره گرفته شد. یافته‌های پژوهش حاکی از آنست که، استراتژی ارزش کسب‌وکار، مدیریت هوشمند محصول، تحلیل رفتار مشتری و روانشناسی خرید، ارتباطات هوشمندمشتری، لجستیک و زنجیره تامین پاسخگو، تجربه مشتری هوشمند ، فناوری‌ها و زیرساخت‌های داده، سنجش عملکرد و متریک‌ها، انطباق پذیری سازمانی، چارچوب اخلاقی و داده بر طراحی سیستم اطلاعاتی بازاریابی هوشمند تأثیر مثبت و معناداری وجود دارد . در نتیجه، طراحی و استقرار چنین سیستمی، نیازمند تلفیق هوشمندانه قابلیت‌های فناوری‌های پیشرفته تحلیلی با استراتژی کسب‌وکار، ملاحظات اخلاقی و آماده‌سازی بستر سازمانی است. این پژوهش چارچوبی عملیاتی را در اختیار مدیران فروشگاه زنجیره‌ای رفاه قرار می‌دهد تا با تبدیل داده‌ها به بینش عملی، نه تنها کارایی عملیاتی و سودآوری را افزایش دهند، بلکه نقش اجتماعی خود در تأمین مطلوب کالاهای اساسی جامعه را نیز به نحو احسن ایفا نمایند.

مدیریت منابع انسانی

الگویابی ساختاری تاثیر مدیریت منابع انسانی سبز بر رفتار سبز با نقش میانجی آگاهی زیست محیطی و نقش تعدیل کننده تعهد سبز مدیران

دوره 5، شماره 1، بهار 1405، صفحه 345-363

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.582536.1295

محبوبه راحت دهمرده، مصطفی طاهری، مهدیه تابلی

چکیده تحقیق حاضر به‌دنبال بررسی تأثیر مدیریت منابع انسانی سبز بر رفتار سبز با نقش میانجی آگاهی زیست‌محیطی و نقش تعدیل‌کننده تعهد سبز مدیران در صنایع غذایی زاهدان بوده است. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می‌باشد. جهت گردآوری داده‌های پژوهش از پرسشنامه‌های استاندارد بر اساس طیف ۵ درجه‌ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تأیید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرها بزرگ‌تر از ۵/۰ برآورد گردید. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS و PLS3 استفاده شد. نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری با نرم‌افزار اسمارت پی‌ال‌اس نشان داد که مدیریت منابع انسانی سبز، آگاهی زیست‌محیطی و تعهد سبز مدیران همگی نقش مؤثری در تقویت رفتارهای سبز کارکنان و پیشبرد اهداف زیست‌محیطی سازمان دارند. همچنین آگاهی زیست‌محیطی به عنوان عامل میانجی و تعهد مدیران به عنوان متغیر تعدیل‌گر، مسیر نهادینه‌سازی رفتارهای سازگار با محیط‌زیست و پذیرش سبک زندگی شغلی پایدار را تسهیل و تقویت می‌کنند.

بازاریابی و استراتژی برند

ارائه مدل هوش مصنوعی در بانک رافدین مبتنی بر تضمین تقویت قابلیت های بازاریابی

دوره 5، شماره 2، تابستان 1405

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.578952.1263

نغم خالد عبد الامیر الربیعی، حسین رحیمی کلور، محمد باشکوه اجیرلو، قاسم زارعی

چکیده بخش بانکداری در حال گذار از یک تحول بنیادین است که با ادغام هوش مصنوعی در فرآیندهای خدمات مالی بانک به پیش می‌رود. هوش مصنوعی کارایی عملیاتی، مدیریت ریسک و تعامل با مشتری را افزایش می‌دهد بدین منظور پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل هوش مصنوعی در بانک رافدین به همراه تضمین تقویت قابلیت های بازار یابی با استراتژی داده‌بنیاد پدیدار شونده انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش متشکل از پانزده نفر از مدیران و کارشناسان بانک رافدین و نخبگان دانشگاهی در کشور عراق بودند که به روش گلوله برفی انتخاب شدند و در پاسخگویی به سوالات مصاحبه‌های نیمه‌ساختار یافته مشارکت کردند. داده‌های جمع‌آوری شده با تکیه بر تاکتیک تحلیل محتوای پنهان در نرم‌افزار MAXQDA2024 در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها حاکی از تولید مفهوم مقوله‌های تطبیق‌پذیری هوش مصنوعی، پایداری هوش مصنوعی، تجربه استفاده از هوش مصنوعی، قابلیت هوش مصنوعی، آینده‌نگری بانک، دانش هوش مصنوعی و عملکرد اثربخش بانک بود که 10 فرضیه اصلی و جدید میان آن‌ها برقرار شد. نتایج نشان داد که قابلیت‌های بازاریابی هوش مصنوعی بیش از پیش در حال نمایان شدن هستند و پیشایندهای اصلی عملکرد اثربخش بانک رافدین در این مطالعه هستند.

شناسایی عوامل موثر بر مصرف پایدار : رویکرد فراترکیب

دوره 1، شماره 1، اسفند 1401، صفحه 1-19

https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.383330.1001

کبری صادقی دزکی، عبدالقیوم آزموده راد، سیاوش علیرضایی

چکیده مصرف مسئولانه و پایدار یکی از جنبه های مهم توسعه پایدار محسوب می شود که به دستیابی رشد اقتصادی بلند مدت، سازگار با نیازهای محیط زیستی و اجتماعی بستگی دارد. در واقع میزان آگاهی مردم در موراد زیست محیطی و خود آگاهی ذهنی آنها به میزان و نوع مصرف ، مصرف کننده رابطه مستقیم دارد. هر چقدر مصرف کنندگان به مسائل زیست محیطی اهمیت بیشتری بدهند در مصرف محصولاتی که با آن مغایرت دارد مقاومت بیشتری می کنند و این دیدگاه به طور دقیق ادراک و رفتار مصرف کننده را شکل می دهد پس یک تولید کننده در کنار توجه به مسائل مربوط به مقوله مصرف پایدار باید حتما مواردی که رفتار مصرف کننده را تحت تاثیر قرار می دهد را هم در نظر بگیرد. هدف این پژوهش تحلیلی بر عوامل اثرگذار در مصرف پایدار با روش فراترکیب در فروشگاه های رفاه شهرکرد بوده است. این پژوهش به دلیل رویکرد جامع مفهوم مصرف آگاهانه که شث و همکاران ( 2011 ) و لیم (2017 ) ارائه می دهند، تلاش می کند مفهوم ارائه شده را با مطالعه مروری بسط داده و تکمیل کند . از این ر و با در نظر گرفتن دو وجه ساختار ذهنی آگاهانه و رفتار آگاهانه برای مصرف آگاهانه، ابعاد یک ساختار ذهنی آگاهانه که می تواند به بروز رفتار آگاهانه در حوزه مصرف منجر شود شناسایی می شود.

طراحی و اعتبارسنجی مدل عوامل موثر بر بهره‌وری نیروی انسانی با رویکرد آمیخته

دوره 1، شماره 1، اسفند 1401، صفحه 20-46

https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.389104.1007

پیمان اکبری، کامران نظری

چکیده یکی از مباحث مهمی که در حوزه صنعتی و سازمانی سال‏هاست مورد توجه مدیران و پژوهشگران قرار گرفته، پدیده بهره‌وری نیروی انسانی در محیط کاری است از این رو، هدف این پژوهش طراحی و اعتبارسنجی مدل عوامل موثر بر بهره‌وری نیروی انسانی با رویکرد آمیخته است. این پژوهش کاربردی با رویکرد آمیخته متوالی (کیفی -کمی) اجرا شده است. مشـارکت کننـدگان مرحلـه کیفـی پـژوهش، 8 نفـر از اساتید دانشگاه پیام نور استان کرمانشاه بودند که با روش نمونه‌گیری گلوله برفی و به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده‌های ایـن مرحلـه بـه کمـک مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و با استفاده از روش نظریه‌پردازی تحلیل مضمون، تحلیل شدند. در مرحله کمی نیـز، 156 نفـر از کارکنـان سازمان صمت استان کرمانشاه بودند، که به صورت تصادفی ساده، برای نمونه آماری انتخاب شدند. داده‌های این مرحله با پرسشنامه محقق سـاخته گـردآوری و بـا اسـتفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند.بهره‌وری نیروی انسانی، به عنوان مضمون اصلی در نظر گرفته شد و مضامین سازمان‌دهنده و مضامین پایه مرتبط با عوامـل نیز شناسایی شدند و روابط میان آنها نشان داده شد. آزمون تحلیل مسیر انجام شده نیز روابط میان این عوامل را تأیید کرد. مدیران منابع انسانی می‌توانند با شناسایی مضامین سازمان‌دهنده و تقویت مضامین پایه به افزایش سطح بهره‌وری نیروی انسانی خود بپردازند.

نقش تعدیل کننده فرهنگ نوآوری در رابطه بین دارایی های دانشی و نوآوری محصول

دوره 1، شماره 1، اسفند 1401، صفحه 70-87

https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.422932.1018

وحید حدادی، زهره علمیرزایی، حمیدرضا وزیری گهر

چکیده هدف از این پژوهش مطالعه و بررسی رابطه فرهنگ نوآوری با دو مفهوم دارایی های دانشی و نوآوری محصول است. با توجه به اینکه جایگاه دارایی های دانشی از اهمیت بسیار بالایی در پیشرفت شرکت ها دارند و منجر به نوآوری محصول جدید می گردد و همچنین تاثیر خاص فرهنگ نوآوری بر این دو عامل ضرورت دارد. توسعه نوآوری های فناورانه موفق برای ایجاد و حفظ مزیت رقابتی یک شرکت ضروری است روش تحقیق توصیفی پیمایشی و از نوع کاربردی است جامعه آماری تحقیق حاضر را مدیران شرکت های تولیدی با تکنولوژی بالا و متوسط( دستگاه های خاصی برای تولید محصول) در شهرک صنعتی گرمسار و تهران که 60 نفر می باشند تشکیل داده است. که از روش نمونه گیری تصادفی ساده در دسترس استفاده می شود و چون تعداد جامعه محدود است و برای جامعه محدود تعداد افراد نمونه طبق جدول مورگان و فرمول جوامع محدود کوکران 58 نفر می باشد. در این تحقیق به منظور گردآوری داده ها از یک پرسشنامه طبق طیف لیکرت 5 درجه ای استفاده می شود. نتایج نشان میدهد رابطه مستقیمی بین فرهنگ نوآوری با دارایی دانشی و نوآری محصول وجود دارد که در نتیجه به نوآوری محصول در سازمان ختم میشود و یک مزیت رقابتی قابل توجه و دست نیافتنی برای سازمان ها ایجاد می کند.

شناسایی و تعیین اثرات رسانه های اجتماعی و ارتباطات غیر شخصی بر ارزش مشتری با نقش میانجی ارزش برند در فروشگاه اینترنتی دیجی کالا

دوره 1، شماره 1، اسفند 1401، صفحه 88-98

https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.422934.1019

پریا پورنامدار، محسن اعظمی

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی و تعیین اثرات رسانه های اجتماعی و ارتباطات غیر شخصی بر ارزش مشتری با نقش میانجی ارزش برند در فروشگاه اینترنتی دیجی کالا می‌باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه کلیه مشتریان فروشگاه دیجی کالا در شهر تهران بودند که با توجه به نامحدود بودن جامعه آماری به روش غیر احتمالی در دسترس تعداد 384 نفر انتخاب شدند. جهت سنجش متغیرهای تحقیق از پرسشنامه استاندارد فیتچر و همکاران (2020) و لاسود و همکاران (2015) استفاده شد که ‌روایی محتوایی پرسشنامه مورد تائید استاد راهنما قرار گرفت و پایایی پرسشنامه به کمک روش ضریب آلفای کرونباخ برای کل سوالات مقدار 822/0 بدست آمد و مورد تائید قرار گرفت. جهت تجزیه ‌و تحلیل فرضیات تحقیق از روش مدل ساختاری به کمک نرم ‌افزار smart pls استفاده‌ شده است. نتایج نشان داد رسانه های اجتماعی بر ارزش مشتری با نقش میانجی ارزش برند در فروشگاه اینترنتی دیجی کالا تاثیر دارد. همچنین ارتباطات غیر شخصی بر ارزش مشتری با نقش میانجی ارزش برند در فروشگاه اینترنتی دیجی کالا تاثیر دارد

بازاریابی و استراتژی برند

آزمون مدل بازاریابی دیجیتال به منظور بین المللی سازی شرکت‌های کوچک و متوسط لبنی

دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 104-122

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.556741.1191

طیبه حیدری آردی، مجید فتاحی، محمدرضا اقبال

چکیده هدف این تحقیق آزمون مدل بازاریابی دیجیتال به منظور بین المللی سازی شرکت‌های کوچک و متوسط لبنی می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مدیران و کارشناسان صنایع لبنی استان مازندران به تعداد 289 نفر می باشد، برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و تعداد 165 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی طبفه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم‌افزار SPSS و PLS استفاده گردید. با توجه به نتایج، تم های اصلی شامل محتوای بازاریابی دیجیتال، ابزارهای بازاریابی دیجیتال، تبلیغات دیجیتال، توسعه فروش دیجیتال و مدیریت ارتباط با مشتری دیجیتال، می باشند. که در این میان تم حضور قدرتمند در فضای دیجیتال در اهمیت اول و تم تحلیل و درک بازارهای بین‌المللی، با در اهمیت دوم، تم استفاده از مدل‌های نوآورانه بازاریابی دیجیتال بین المللی در اهمیت سوم، تم ایجاد برند جهانی در اولویت و اهمیت چهارم، و تم مطابقت با قوانین و استانداردهای بین‌المللی در اهمیت پنجم و در نهایت، تم همکاری با شرکای تجاری بین‌المللی در اهمیت ششم قرار دارد. همچنین، سنخیت و برازش مدل بدست آمده بازاریابی دیجیتال به منظور بین المللی سازی شرکت‌های کوچک و متوسط لبنی استان مازندران، مناسب ارزیابی شده است.

بررسی تاثیر ارزش لذت گرایانه و ارزش فایده گرایانه بر خرید ناگهانی

دوره 3، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 107-122

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.520530.1088

ندا زرین نگار، محسن نجفی، مریم رحمانی فرد

چکیده پژوهش حاضر با هدف نقش تعدیلگر جنسیت در تاثیر ارزش لذت گرایانه و ارزش فایده گرایانه بر خرید ناگهانی در بین مشتریان مجتمع تجاری فرهنگی گردشگری خلیج فارس انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، پیمایشی-توصیفی است. جامعه آماری این پژوهش مشتریان مجتمع تجاری فرهنگی گردشگری خلیج فارس می‌باشند که تعداد آنها نامعلوم بود. بر این اساس حجم نمونه براساس فرمول کوکران، 384 نفر بوده که به روش در دسترس، انتخاب و تعیین شدند. برای گرد آوری داده‌ها از پرسشنامه‌ای اقتباس شده از پژوهش پارامیتا و همکاران (Paramitha et al, 2022) با 36 گویه استفاده شد. همچنین به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها در این پژوهش از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری و سایر آزمون‌های آماری با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS بهره گرفته شد. نتایج تحقیق نشان داد که ارزش لذت‌گرایانه بر خرید ناگهانی مشتریان مجتمع تجاری فرهنگی گردشگری خلیج فارس تاثیر معنادار نداشت. اما ارزش فایده گرایانه بر خرید ناگهانی این مشتریان تاثیر معنادار داشت. همچنین جنسیت در تاثیر ارزش لذت گرایانه و ارزش فایده گرایانه بر خرید ناگهانی مشتریان مجتمع تجاری فرهنگی گردشگری خلیج فارس نقش تعدیلگر دارد.

نقش چابکی زنجیره تامین در تاثیرگذاری ابعاد یکپارچه‌سازی زنجیره تامین بر عملکرد نوآوری محصول جدید

دوره 3، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 111-132

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.510184.1076

الهه نوری، هانیه شایسته پارسا، رقیه محمدی، حمیدرضا کرمی

چکیده هدف از این پژوهش مطالعه و بررسی تاثیر ابعاد یکپارچه‌سازی زنجیره تامین بر عملکرد نوآوری محصول جدید ناز طریق چابکی زنجیره تامین در شرکت شیر پاستوریزه پگاه منطقه شمالغرب کشور می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی_تحلیلی، به شیوه پیمایشی با رویکرد علّی است. جامعه آماری در این پژوهش شامل مدیران شیر پاستوریزه پگاه منطقه شمالغرب کشور می باشد و نمونه آماری 104 نفر است که با استفاده از فرمول کوکران و به روش تصادفی ساده انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده های اولیه پرسشنامه استاندارد می باشد و روایی به شکل صوری و روش تحلیل عاملی با شاخصKMO و همچنین پایایی آنها با گزارش ضریب آلفای کرونباخ کل(907/0) مورد تایید قرار گرفت. در تحلیل داده ها از روشهای آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد، که در تحلیلهای توصیفی از نرم افزار spssنسخه 21 و در بخش تحلیلهای استنباطی و آزمون فرضیه های پژوهش هم از معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل8/8 استفاد شد. نتایج پژوهش بااستفاده از تکنیک تحلیل مسیر نشان می دهند که یکپارچه سازی داخلی ، یکپارچه سازی مشتری و یکپارچه سازی زنجیره تأمین بر چابکی زنجیره تأمین تأثیر معناداری دارد. همچنین چابکی زنجیره تأمین، دانش بازار و توسعه محصول، بر قابلیت نواوری محصول تأثیر معناداری دارد. و یکپارچه سازی داخلی، یکپارچه سازی مشتری و یکپارچه سازی زنجیره تأمین بر قابلیت نوآوری محصول با میانجی گری چابکی زنجیره تأمین تأثیر معناداری دارد.

نظرسنجی پیرامون رضایت شغلی کارکنان فروش یک مجموعه تولیدی در شهر اصفهان

دوره 1، شماره 1، اسفند 1401، صفحه 120-130

https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.423052.1022

احمدرضا اخوان صراف، امیرحسین اشتری

چکیده این پژوهش هدف سنجش رضایت شغلی کارکنان مجموعه فروشگاه های یک بنگاه اقتصادی در شهر اصفهان و ارائه راهکارهای اصلاحی بر مبنا و با استفاده از مدل کانو انجام شد. جامعه آماری شامل تمام کارکنان فروش و نمونه آماری برابر با 105 نفر بود، نتایج پژوهش نشان داد 15 مولفه از 23 مورد بررسی از دیدگاه کارکنان به عنوان مولفه های بی اثر، 4 مولفه به عنوان مولفه قابل تردید، 2 مولفه به عنوان مولفه های عملکردی و دو ویژگی به عنوان مولفه های معکوس شناسایی شده اند، از طرفی با توجه به سطح رضایتمندی نسبی کارکنان مشخص شد لازم است مدیران ارشد سازمان در برنامه ریزی های کلان خود اثرات برنامه ریزی ها را بر سطح رضایتمندی و نارضایتی کارکنان به صورت توامان مورد سنجش قرار دهند و در راستای برگزاری دوره های تخصصی و وجود تسهیلات رفاهی اهتمام ورزند و از هرگونه افزایش فشار کاری و اصرار بر حضور در محل کار در روزهای تعطیل پرهیز کنند.

بررسی تاثیر هوش تجاری بر عملکرد مالی با نقش میانجی نوآوری و یادگیری شبکه ای در شرکت های شهرک صنعتی زهک

دوره 3، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 123-142

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.529927.1102

مسعود شهرکی

چکیده هدف این تحقیق بررسی تاثیر هوش تجاری بر عملکرد مالی با نقش میانجی نوآوری و یادگیری شبکه ای در شرکت های شهرک صنعتی زهک بوده است. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری این تحقیق عبارت است از کلیه کارکنان شرکت های یاد شده بالا که تعداد آن ها در سال 1404 به 275 نفر بالغ گردیده است. بدلیل محدودیت نسبی جامعه اماری تمامی اعضای جامعه به عنوان نمونه انتخاب و به صورت سرشماری مورد مطالعه قرار گرفته است .ابزار گردآوری داده ها، چهار پرسشنامه استاندارد بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از معادلات ساختاری ونرم افزار PLS انجام گرفته است.یافته های تحقیق حاکی از آن است که: هوش تجاری بر عملکرد مالی با نقش میانجی نوآوری و یادگیری شبکه ای تاثیر دارد. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که هوش تجاری نقش مهمی در بهبود عملکرد مالی شرکت‌های مستقر در شهرک صنعتی زهک ایفا می‌کند. این تأثیر نه تنها به صورت مستقیم، بلکه از طریق دو عامل کلیدی دیگر، یعنی نوآوری و یادگیری شبکه‌ای، تقویت می‌شود. به عبارت دیگر، شرکت‌هایی که بر هوش تجاری سرمایه‌گذاری می‌کنند، می‌توانند با بهره‌گیری از داده‌ها و تحلیل‌های مربوطه، فرایندهای نوآورانه خود را بهبود بخشند و از طریق شبکه‌سازی و تبادل دانش، به یادگیری سازمانی دست یابند. این نوآوری و یادگیری نیز به نوبه خود منجر به ارتقاء عملکرد مالی و دستیابی به مزیت رقابتی پایدار خواهد شد. بنابراین، برای مدیران این شرکت‌ها، تمرکز بر توسعه قابلیت‌های هوش تجاری، همراه با ترویج فرهنگ نوآوری و یادگیری شبکه‌ای، استراتژی مؤثری برای رشد و پایداری مالی خواهد بود.

مدیریت منابع انسانی در مدیریت کسب و کار

شناسایی اثرگذارترین و اثرپذیرترین ابعاد مدل بومی جانشین‌پروری متناسب با فرهنگ سازمانی در گروه صنعتی بارز

دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 131-148

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.533752.1105

محمد ضیائی آبکنار، سنجر سلاجقه، محمد جلال کمالی

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی اثرگذارترین و اثرپذیرترین ابعاد مدل بومی جانشین‌پروری متناسب با فرهنگ سازمانی در گروه صنعتی بارز می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی می باشد. جامعه آماری پژوهش را 15 نفر از مدیران ارشد، کارشناسان منابع انسانی و اعضای هیئت مدیره گروه صنعتی بارز تشکیل دادند. نمونه‌گیری به روش هدفمند و با استفاده از تکنیک گلوله برفی انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. برای تجزیه‌وتحلیل از روش دیمتل، استفاده شد. نتایج نشان دادکه ده عامل موثر یعنی ارزش‌ها و نگرش‌های سازمانی، فرهنگ یادگیری و توسعه، تعامل و همکاری سازمانی، فرآیندها و ساختار سازمانی، توسعه مهارت‌ها و منابع انسانی، سیستم‌های انگیزشی و مشارکت، انعطاف‌پذیری و مدیریت دانش، ویژگی‌های فردی و شخصیتی، مهارت‌های حرفه‌ای و مدیریتی و انعطاف‌پذیری و توان مدیریتی توسط خبرگان تأیید شدند. یافته ها نشان داد شاخص تعامل و همکاری سازمانی اثرپذیرترین شاخص و نیز ویژگی‌های فردی و شخصیتی اثرگذارترین شاخص می باشد.

تاثیر تبلیغات سفارشی سازی شده در رسانه های اجتماعی بر شکل گیری وفاداری به برند و کیفیت ادراک شده از برند، با میانجیگری وابستگی عاطفی به برند و تعامل مشتری با برند

دوره 3، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 133-152

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.530095.1101

هما درودی، مژگان بابائی

چکیده هدف اصلی این پژوهش تأثیر تبلیغات سفارشی سازی شده در رسانه‌های اجتماعی بر شکل گیری وفاداری به برند و کیفیت ادراک شده از برند، با میانجیگری وابستگی عاطفی به برند و تعامل مشتری با برند در میان کاربران اینستاگرام می‌باشد. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی_تحلیلی، به شیوه پیمایشی با رویکرد علّی است. جامعه آماری پژوهش، کاربران فعال در اینستاگرام می‌باشد. نمونه آماری به دلیل نامحدود بودن کاربران 361 نفر است که با استفاده از فرمول کوکران و به روش تصادفی ساده انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده‌های اولیه پرسشنامه استاندارد می‌باشد که روایی به روش تحلیل عاملی با شاخص KMO و پایایی آنها با گزارش ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. در تحلیل داده‌ها از نرم افزارspss نسخه 24 و نرم افزار لیزرل 8/8 استفاد شد. نتایج پژوهش نشان داد که تبلیغات سفارشی سازی شده در رسانه‌های اجتماعی بر تعامل مشتری با برند و وابستگی عاطفی نسبت به برند تأثیر معناداری دارد، همچنین تعامل مشتری با برند بر کیفیت ادراک شده برند و وفاداری به برند تأثیر معناداری دارد در همین راستا وابستگی عاطفی نسبت به برند بر کیفیت ادراک شده برند و وفاداری به برند تأثیر معناداری دارد و در نهایت کیفیت ادراک شده برند بر وفاداری به برند تأثیر معناداری دارد.

طراحی الگوی ارزیابی خط مشی‌های تامین مالی وزارت صنعت معدن و تجارت در بنگاه‌های صنعتی

دوره 3، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 141-161

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.414757.1015

امین غفاری نژاد، سنجر سلاجقه، محمد جلال کمالی

چکیده این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی ارزیابی خط‌مشی‌های تأمین مالی وزارت صنعت، معدن و تجارت در بنگاه‌های صنعتی شمال استان کرمان انجام شده است. این مطالعه با استفاده از روش توصیفی-پیمایشی و رویکرد تحلیل عاملی تأییدی، چارچوبی علمی و بومی برای ارزیابی اثربخشی این خط‌مشی‌ها ارائه کرده است. جامعه آماری شامل 1804 نفر از مدیران و کارشناسان بنگاه‌های صنعتی شمال استان کرمان بود که نمونه‌ای 317 نفری با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه 57 سؤالی مبتنی بر طیف لیکرت جمع‌آوری و با نرم‌افزار لیزرل تحلیل شد. نتایج نشان داد که الگوی پیشنهادی، شامل 9 مضمون سازمان‌دهنده (قوانین و سیاست‌ها، امکان‌سنجی و برآورد، حمایت و تعامل، تثبیت و توسعه، بازخورد و تحلیل عملکرد، ریسک‌پذیری و ارزیابی، نظارت و کنترل، مدیریت و اجرا، تخصیص و تأمین مالی)، از روایی و پایایی بالایی برخوردار است. شاخص‌های برازش تأییدکننده برازش قوی مدل بودند. تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که تمامی ابعاد مدل رابطه مثبت و معناداری با ارزیابی خط‌مشی‌های تأمین مالی دارند، و قوی ترین رابطه مربوط به "قوانین و سیاست‌ها" و "امکان‌سنجی و برآورد" می باشد.

بررسی نقش قابلیت‌های بازاریابی و عملکرد بازار در تحقق اهداف استراتژیک شرکت‌های صادراتی استان زنجان با تأکید بر میانجی‌گری شدت رقابت

دوره 3، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 143-161

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.527499.1095

محمد رفیعی، حامد اسدی، امیر قربانی، پوریا غضنفریون

چکیده هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر قابلیتهای بازاریابی و عملکرد بازار بر بهبود اهداف استراتژیکی با میانجی گری شدت رقابتی در بین شرکتهای صادراتی در استان زنجان می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نوع توصیفی_تحلیلی، به شیوه پیمایشی با رویکرد همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل مدیران بازرگانی در شرکتهای صادراتی استان زنجان می باشند که تعداد انها 300 نفر می باشد و نمونه آماری 168 نفر است که با استفاده از فرمول کوکران و به روش تصادفی ساده انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد، می باشد و روایی به شکل صوری و روش تحلیل عاملی با شاخصKMO و همچنین پایایی آنها با گزارش ضریب آلفای کرونباخ کل مورد تایید قرار گرفت. در تحلیل داده ها از روشهای آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد، که در تحلیل های توصیفی از نرم افزار spssنسخه 21 و در بخش تحلیل های استنباطی و آزمون فرضیه های پژوهش هم از معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل8/8 استفاد شد. نتایج نشان می دهند که قابلیتهای بازاریابی تاثیر معناداری بر اهداف استراتژیکی در بازارهای صادراتی دارد و عملکرد بازار تاثیر معناداری بر اهداف استراتژیکی در بازارهای صادراتی داردو قابلیتهای بازاریابی به واسطه شدت رقابتی(رقابت در بازار های خارجی) تاثیر معناداری بر اهداف استراتژیکی در بازارهای صادراتی دارد و عملکرد بازار به واسطه ی شدت رقابتی(رقابت در بازار های خارجی) تاثیر معناداری بر اهداف استراتژیکی در بازارهای صادراتی دارد شدت رقابتی(رقابت در بازار های خارجی) تاثیر معناداری بر اهداف استراتژیکی در بازارهای صادراتی دارد.

طراحی مدل توسعه یافته مدیریت ارتباط با مشتری با تاکید بر استراتژی‌های بازاریابی مجازی محصولات ورزشی استان گیلان

دوره 3، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 153-172

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.529731.1100

سیدصادق میر جلالی، مسعود ایمان زاده، مهرداد محرم زاده، رباب مختاری

چکیده هدف پژوهش حاضر، تدوین مدلی برای مدیریت ارتباط با مشتری با تاکید بر استراتژی‌های بازاریابی مجازی انجام گرفت. در پژوهش حاضر از نمونه گیری هدفمند استفاده شد. با عنایت به ماهیت اکتشافی موضوع از روش پژوهش کیفی و از نظریه برخاسته از داده‌ها (داده بنیاد) در قالب کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. بدین منظور ابتدا داده‌های خام مصاحبه‌های عمیقی که با 20 نفر از خبرگان آگاه از موضوع پژوهش، صورت گرفت مورد تحلیل واقع شد. با تحلیل خط به خط مصاحبه‌ها، کدگذاری باز انجام شد. بر اساس کدهای باز شناسایی شده، کدهای محوری شکل گرفتند و به کمک کدگذاری انتخابی مدل نظری توسعه پیدا کرد. سپس مدل پارادایمی با نظر خبرگان مورد تایید قرار گرفت. نتایج کدگذاری باز حاکی از آن بود که 469 نشان می‌تواند بر مدیریت ارتباط با مشتری با تاکید بر استراتژی‌های بازاریابی مجازی در شرکت‌های تولیدی ورزشی در استان گیلان موثر باشد. سپس در کدگذاری محوری نشان ها در 105 مفهوم و 41 مقوله طبقه بندی گردید. داده‌های به دست آمده از مصاحبه با استفاده از رویکرد گراندد تئوری انجام شد. نتایج نشان داد که هفت مقوله اصلی شامل بازاریابی، محیط سازمانی، زیرساخت، عملکرد، مدیریت و برنامه‌ریزی، کیفیت خدمات و مدیریت ارتباط برای بهینه‌سازی سیستم مدیریت ارتباط با مشتری برای توسعه مدیریت ارتباط با مشتری با تاکید بر استراتژی‌های بازاریابی مجازی دارای اهمیت می‌باشد. مدیران شرکت‌های تولیدی ورزشی می‌توانند از نشان‌ها، مفاهیم و مقوله‌های شناسایی شده در برنامه‌ریزی‌های آتی خود جهت ارتباط موثر با مشتریان استفاده نمایند.

خدمات برخوردار از مزیت نسبی برای توسعه کسب و کارهای مشاوره‌ای خصوصی در بازار اشتغال کشاورزی

دوره 1، شماره 1، اسفند 1401، صفحه 159-172

https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.423064.1025

عرفان علی میرزایی، سید محمود حسینی

چکیده پژوهش حاضر، شناسایی زمینه‌های کارکردیِ برخوردار از مزیت نسبی برای کمک به توانمندسازی و توسعه مشاوران ترویج کشاورزی خصوصی و بنگاه‌های اقتصادی مربوطه در سطح دو استان تهران و البرز را مد نظر داشت. بر این اساس با توجه به امکان بکارگیری یافته‌ها در میدان عمل، این پژوهش به لحاظ جهت‌گیری کلی و هدف در شمار پژوهش‌های کاربردی تصمیم‌گرا قرار دارد. از منظر درجه کنترل محقق بر متغیرهای مورد مطالعه و شرایط زمینه‌ای پژوهش نیز، نوعی تحقیق غیرآزمایشی به شمار می‌رود که در بازه‌ای تک‌مقطعی از زمان، به توصیف پدیده‌های‌ مورد بررسی پرداخته است. جامعه آماری پژوهش، 25 نفر از خبرگان کلیدی از بخش‌های دولتی و خصوصی را در بر داشت که همگی به شکل هدفمند مورد انتخاب و بررسی قرار گرفتند. روش انجام پژوهش نیز بر انجام مطالعات اسنادی، مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند و همچنین پیمایش کمّی با استفاده از یک نسخه پرسشنامه محقق‌ساخته مبتنی بود. برای شناسایی شکاف‌های کارکردی موجود در حوزه عملکرد بنگاه‌های ترویج خصوصی یا به بیان دیگر شناسایی درجات مزیت نسبی زمینه‌های مختلف خدمات‌‌رسانی بنگاه‌های یاد شده در منطقه، میانگین وزنی امتیاز تفاوت‌ها با استفاده از رابطه نیازسنجی بوریچ محاسبه شد. بر اساس یافته‌های حاصل از تحلیل نظرات افراد نمونه آگاهان و مزیت‌های نسبی محاسبه شده، «تبلیغات، تحریک، ساماندهی و تقویت بعد تقاضا برای فرآیندهای تحقیق و توسعه و نوآوری‌های کشاورزی» اولویت‌دارترین؛ و «اجرای طرح‌های نظارت و ارزشیابی جهت اطمینان از کیفیت خدمات ترویج و ارزیابی از کسب و کارهای فعال در منطقه» کم‌اولویت‌ترین حوزه خدماتی برای تمرکز نقش‌آفرینی مشاوران خصوصی کشاورزی در منطقه شناسایی شدند.

تأثیر فناوری‌های نوظهور و چالش‌های دیجیتالی شدن در گسترش تجارت بین‌الملل شرکت‌های کوچک و متوسط با در نظر گرفتن نقش تعدیلگر نوع صنعت

دوره 3، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 162-179

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.528018.1096

امیر رضا ساعتی مقدم، فیروزه حاجی علی اکبری

چکیده هدف از پژوهش بررسی تاثیر ابزارهای فناورانه، محدودیت های فناوری و دیجیتالی شدن تجارت بر توسعه تجارت بین الملل شرکتهای کوچک و متوسط با تعدیل گری نوع صنعت(نوع فعالیت شرکت) می باشد، این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی_تحلیلی، به شیوه پیمایشی با رویکرد علّی است. جامعه آماری این پژوهش کارکنان بخش اداری شرکتهای کوچک و متوسط زنجان می باشند نمونه آماری 110 نفراست که با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده های اولیه پرسشنامه می باشد و روایی به شکل صوری همچنین پایایی آنها با گزارش ضریب آلفای کرونباخ کل مورد تایید قرار گرفت. در تحلیل داده ها از نرم افزار spssنسخه 21 و در بخش تحلیل های استنباطی و آزمون فرضیه های پژوهش هم از معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل8/8 استفاد شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که ابزارهای فناورانه، محدودیت های فناوری و دیجیتالی شدن تجارت بر توسعه تجارت بین الملل با نقش تعدیل گری نوع صنعت شرکتهای کوچک و متوسط تاثیر معناداری می گذارد.

مدیریت بازاریابی

نقش بازایابی عصب پایه در بازاریابی دیجیتال

دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 167-183

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.573144.1245

احسان علی تنلو، علی نظیری فیروزسالاری، حکیمه نیکی اسفهلان

چکیده این مطالعه با هدف بررسی نقش بازایابی عصب پایه در بازاریابی دیجیتال انجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق مشتریان فروشگاه‌های اینترنتی فعال در استان تهران بودند. که با روش نمونه گیری تصادفی ساده و فرمول کوکران 384 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شدند. جهت گردآوری داده‌های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگ‌تر از 5/0 باشد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ابعاد بازاریابی عصب پایه ( علاقه و مشارکت، دانش و آگاهی و اخلاق) بر بازاریابی دیجیتال تاثیر دارند.