تأثیر کیفیت خدمات بانکداری الکترونیک بر وفاداری مشتریان
دوره 1، شماره 1، اسفند 1401، صفحه 173-186
https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.423066.1026
زهره خواجه سعید، جلال ستاری
چکیده هدف این پژوهش بررسی تاثیر کیفیت خدمات بانکداری الکترونیک بر وفاداری مشتریان در بانک های سطح شهرستان مراغه است. پژوهش از حیث هدف کاربردی و بر مبنای روش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مشتریان بانکها در سطح شهرستان مراغه است. حجم جامعه مورد نظر طبق فرمول کوکران ۱۹۸ نفر در نظر گرفته شد و از روش نمونهگیری در دسترس استفاده شد. پرسشنامه به صورت الکترونیکی در بین جامعه آماری پخش و مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد که ابعاد کیفیت خدمات الکترونیکی از جمله قابلیت اطمینان، حریم خصوصی و امنیت، طراحی وبسایت و خدمات و پشتیبانی بر وفاداری مشتریان تأثیر مثبت دارد. . با توجه به نتایج پژوهش بالا رفتن کارایی در وب سایت در زمان ارائه دادن خدمات به مشتریان یکی از مهم ترین عوامل اثرگذار روی مشتریان می باشد و از دیگر سو رضایتی که در مشتریان شکل می گیرد بر رفتار انان بسیار موثر است بنابراین موضوع توجه اخص به این ارتباطات باید انجام گیرد و در بهبود کیفیت خدماتی که این وب سایت ارائه می دهد کوشید.
ارائه مدل استراتژی توزیع در صنایع غذایی با نگرش بازاریابی و فروش آنلاین
دوره 3، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 173-200
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.539732.1113
سولماز سید غفوری، وحید ناصحی فر، فرید عسکری
چکیده هدف این تحقیق ارائه مدل استراتژی توزیع در صنایع غذایی با نگرش بازاریابی و فروش آنلاین می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی-توسعه ای و از نظر گردآوری دادهها نیز یک پژوهش توصیفی است که با شیوه پیمایشی- مقطعی انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 420 نفر از مدیران و تولید کنندگان و عرضه کنندگان گالاهای پر مصرف در شهر تهران که با روش نمونه گیری خوشه ای- تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی می باشد. جهت سنجش روایی ابزار گردآوری داده ها از روایی صوری و محتوا و جهت سنجش پایایی ابزار گردآوری داده ها از آزمون های ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرمافزار SPSS و PLS استفاده گردید. نتایج تحلیل معادلات ساختاری حاکی از تایید اعتبار مدل استخراجی است. پس از تحلیل عاملی تأییدی،جهت برازش مدل کلی از روش معیار GoF استفاده شد، مدل برازش قوی دارد. تمامی ضرایب بارهای عاملی از 4/0 بیشتر است که نشان از مناسب بودن این مدل دارد.
بررسی تطبیقی تأثیر کارآفرینی و نوآوری در نظامهای اقتصادی درحال توسعه و توسعه یافته
دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 177-194
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.485550.1059
پوریا محمودی، امیرحسین انواری، آترینا اورعی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی تأثیر کارآفرینی و نوآوری در نظامهای اقتصادی درحال توسعه و توسعه یافته میباشد. تحقیق حاضر با اتخاذ یک رویکرد تطبیقی و مقایسهای، به بررسی اثرات کارآفرینی و نوآوری بر رشد اقتصادی در دو گروه از کشورها شامل کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه میباشد. دادههای تجربی این پژوهش برای دوره زمانی ۲۰۰0 تا ۲۰۲3 گردآوری شد و از منابع معتبر بینالمللی همچون بانک جهانی، مرکز دیدهبان جهانی کارآفرینی (GEM) و سالنامه آماری ایالات متحده استخراج شد. نمونه آماری تحقیق شامل ۲۰ کشور منتخب از هر دو دسته توسعهیافتگی میباشد. دادههای آماری مربوط به ۲۰ کشور منتخب با بهرهگیری از روش دادههای تابلویی و تکنیک برآورد GLS تحلیل شدهاند. نتایج مدلسازی تجربی نشان میدهد که هر دو متغیر کارآفرینی و نوآوری در هر دو گروه کشورها تأثیر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی دارند؛ با این حال، شدت این تأثیر در کشورهای در حال توسعه بیشتر است. یافتهها حاکی از آناند که در کشورهای در حال توسعه، نوآوریها عمدتاً در پاسخ به نیازهای بومی و خلأهای نهادی و زیرساختی شکل میگیرند و کارآفرینی میتواند نقش جبرانی برای نواقص ساختاری ایفا کند. در مقابل، در کشورهای توسعهیافته، اگرچه تأثیر این دو عامل همچنان مثبت است، اما پویاییهای رشد اقتصادی بیشتر تحت تأثیر سرمایه انسانی، سرمایه فیزیکی و باز بودن تجاری قرار دارد. در نهایت، پژوهش حاضر بر اهمیت سیاستگذاری متفاوت برای کشورها متناسب با سطح توسعهیافتگی آنها در راستای تقویت نوآوری و کارآفرینی تأکید دارد.
بررسی اثرات متغیر زمانی بازارهای طلا، نفت خام و ارز بر رفتار تودهوار در صنایع منتخب
دوره 3، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 206-226
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.549750.1165
سپیده بهنام، رضا تهرانی، بیتا تبریزیان
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات متغیر زمانی بازارهای طلا، نفت خام و ارز بر رفتار تودهوار سرمایهگذاران در صنایع منتخب بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است. این مطالعه در زمره تحقیقات کاربردی و علی–پسرویدادی قرار میگیرد و دادههای مورد استفاده به شیوه کتابخانهای و اسنادی از بورس اوراق بهادار تهران و منابع بینالمللی گردآوری شدهاند. قلمرو زمانی تحقیق شامل بازه سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۹ میباشد تا امکان تحلیل رفتار سرمایهگذاران در شرایط مختلف اقتصادی و نوسانات قیمتی بازارهای جهانی فراهم شود. جامعه آماری تحقیق شامل شرکتهای پذیرفتهشده در بورس تهران و صنایع خودرو، سیمان و محصولات شیمیایی است. متغیر وابسته، رفتار تودهوار سرمایهگذاران، با استفاده از شاخص انحراف مطلق مقطعی بازدهها محاسبه شده است. به منظور تحلیل اثر بازارهای جهانی، بازده بازار نفت، طلا و نرخ ارز به مدل افزوده شدهاند تا نقش این متغیرها در تشدید یا تضعیف رفتار جمعی سرمایهگذاران در صنایع مختلف مورد ارزیابی قرار گیرد. یافتهها نشان میدهد که اثر بازارهای جهانی بر رفتار تودهوار سرمایهگذاران در صنایع مختلف متفاوت است و رفتار سرمایهگذاران تنها منشاء داخلی ندارد. همچنین، شدت رفتار تودهوار در بازارهای افزایشی و کاهشی متفاوت بوده و نمیتوان آن را به کل بازار تعمیم داد. نتایج پژوهش حاضر میتواند به سرمایهگذاران، مدیران صنایع و سیاستگذاران در درک بهتر اثر بازارهای جهانی بر تصمیمات سرمایهگذاری و مدیریت ریسک کمک کند.
تبیین الگوی انتخاب و توسعه برند با تاکید بر نقش استراتژی جایگاه یابی در شرکت صنایع غذایی یک و یک
دوره 3، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 223-241
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.550702.1175
احمد اخلاقی، احمد عسکری، عبدالله نعامی، علیرضا روستا
چکیده این پژوهش با هدف تبیین الگوی انتخاب و توسعه برند با تاکید بر نقش استراتژی جایگاه یابی در شرکت صنایع غذایی یک و یک می باشد. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و رویکرد کمی میباشد، جامعه آماری پژوهش کلیه مشتریان و مصرف کنندگان محصولات شرکت یک و یک می باشد که به طریق روش نمونه گیری غیر تصادفی و در دسترس وطبق جدول مورگان 384 نفر انتخاب شد. روش گردآوری اطلاعات، روش میدانی با ابزار پرسشنامه محقق ساخته میباشد، روایی و پایایی پرسشنامه بترتیب توسط روایی سازه و پایایی ترکیب و الفای کرونباخ تأیید گردید، نتایج حاصل از معادلات ساختاری با نرم افزار smart pls3 نشان داد که نقش عوامل پدیدآورنده (توانمندسازی و تعهد به مشتریان، قابلیت تولید، عناصر برند، آمیخته بازاریابی، مزیت رقابتی، تمایز خدمات)، استراتژی برندمحوری (عملکرد برند، موقعیت یابی برند، ارزش های برند، چشم اندازهای برند، تحلیل و ارزیابی برند)، بر پیامدها (تثبیت جایگاه برند در بازار، حفظ جایگاه برند میان مشتریان و بازار، توسعه محصول و بازار، ارتقا برند و راهبردها و اقدامات (بهبود جایگاه رقابتی، بازارگرایی، تصویر ذهنی مطلوب، روشنفکری و تفکر راهبردی مدیر ارشد) و متغیر شرایط زمینه ای (ارزش آفرینی خدمات پس از تحویل، پیش نیاز ساختاری، یکپارچه سازی دانش و فعالیت های سازمانی) نیز به عنوان متغیرهای میانجی و متغیر شرایط مداخله گر (خلق معانی متمایز برند سازمان، آگاهی سازی) تأیید شد.
بررسی رابطه بین اتوماسیون اداری با چابکی و سلامت سازمان با توجه به متغیر میانجی ابعاد ساختار سازمانی
دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 256-277
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.523442.1092
محمدعلی نیک بخش، بهزاد صحرایی، علی علمی نژاد
چکیده هدف این پژوهش بررسی رابطه بین اتوماسیون اداری با چابکی و سلامت سازمان با توجه به متغیر میانجی ابعاد ساختار سازمانی میباشد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نوع توصیفی ـ همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 600 نفر از کارکنان اداره کل بنادر و دریانوردی استان بوشهر در سال 1404 میباشد که از این تعداد 234 نفر بر اساس روش نمونهگیری تصادفی ساده متناسب و بصورت مقطعی با حجم جامعه و طبق فرمول کوکران به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از چهار پرسشنامه اتوماسیون اداری آهنگر پور (۱۳۸۷)، پرسشنامه چابکی سازمانی ژانگ و شریفی (2000)، پرسشنامه سلامت سازمانی هوی و فیلدمن (1996) و پرسشنامه ساختار سازمانی رابینز (1979) استفاده گردیده است. پرسشنامه اتوماسیون اداری با 30 سؤال و روایی و پایایی به ترتیب 90/0 و 93/0، پرسشنامه چابکی سازمانی با 28 سؤال و روایی و پایایی به ترتیب 88/0 و 86/0، پرسشنامه سلامت سازمانی با 44 سؤال و روایی و پایایی به ترتیب 91/0 و 85/0، و پرسشنامه ساختار سازمانی با 24 سؤال و روایی و پایایی به ترتیب 87/0 و 93/0 استفاده گردیده است. برای تجزیه و تحلیل یافتهها از نرمافزار SPSS و LISREL استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد که بین اتوماسیون اداری با چابکی و سلامت سازمان با توجه به متغیر میانجی ابعاد ساختار سازمانی در اداره کل بنادر و دریانوردی استان بوشهر رابطه معنیداری وجود دارد.
مدلسازی ویژگیهای روانشناختی موسسان کسبوکارهای کوچک و متوسط تعاونی های صنعتی مازندران
دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 278-298
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.573755.1247
سید کمال تورنگ، محمدحسین هاشمی نسب
چکیده هدف این تحقیق بررسی مدلسازی ویژگیهای روانشناختی موسسان کسب وکارهای کوچک و متوسط تعاونیهای صنعتی مازندران میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا کمی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 893 نفر از موسسان کسب وکارها در سطح استان طبق تعریف سازمان دیده بان جهانی راه اندازی کسب وکار میباشند که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 186 نفر و با روش نمونه گیری تصافی انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه (Kiggundo, 2002) میباشد. برای تجزیه و تحلیل یافتهها از از نرم افزار SPSS و LISREL استفاده گردید. نتایج تحقیق بیانگر این بوده است که متغیر کلی روانشناختی مورد مطالعه در قالب یک مدل اندازه گیری تحلیل مسیر (مدل معادله ساختاری)، ضمن تبیین راه اندازی کسب وکارها، هر کدام هم بصورت مستقیم، و هم بصورت غیرمستقیم و تعاملی، بر فرآیند مذکور تأثیرگذار بودهاند که از این لحاظ، بیشترین اثرگذاری کلی مربوط به متغیر فرعی موضع کنترل درونی بوده و متغیرهای تحمل ابهام، استقلال در کار، نیاز به پیشرفت، انگیزه، و مخاطره پذیری، به ترتیب در درجات بعدی اهمیت قرار داشته اند. در پایان توصیه شده است که متولیان و دولتمردان لازم است جهت بهبود فرایند راهاندازی کسب وکارها و ایجاد اشتغال مولد باید به این متغیرهای روانشناختی نیز علاوه بر دیگر شرایط، توجه و عنایت داشته باشند.
ارائه مدل جامع مدیریت ریسک با توجه به نقش عدم اطمینان محیطی و شفافیت قانونی در صنعت بانکداری
دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 289-309
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.465112.1054
محمد هادی وزیری، مهدی محمدباقری، علی رئیس پور رجبعلی، محسن زاینده رودی، حمید رضا ملائی
چکیده این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل متغیرهای مؤثر بر الگوی مدیریت ریسک در صنعت بانکداری و بررسی نقش عدم اطمینان محیطی و شفافیت قانونی، این پژوهش انجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی میباشد. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE)و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. نتایج نشان داد که مدیریت قوی نظارتی به عنوان عامل محرک اصلی بیشترین تأثیر را بر سایر متغیرها دارد و سایر ابعاد شامل پاسخگویی و مسئولیتپذیری، مراقبت از ریسکهای اعتباری، کنترل محیط کسبوکار، شفافیت تسهیلات کلان بانکی و حفاظت از تصویر بانک در سطح پیوندی قرار دارند و تعامل پیچیدهای با یکدیگر دارند. یافتهها نشان میدهند که این متغیرها نقش کلیدی در ارتقای عملکرد مدیریت ریسک و کاهش اثرات منفی عدم اطمینان محیطی و کمبود شفافیت قانونی ایفا میکنند.
بررسی نقش بازاریابی کارآفرینانه جهت توسعه صنعت گردشگری
دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 298-316
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.557341.1192
عبدالرضا محرر، ابوالفضل مقدم، هما درودی، نبی اله محمدی
چکیده تحقیق حاضر بدنبال نقش بازاریابی کارآفرینانه جهت توسعه صنعت گردشگری بوده است. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی میباشد. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE)و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری با نرم افزار اسمارت پی الالس نشان داد بازاریابی کارآفرینانه گردشگری سلامت تحت تأثیر عوامل انسانی، نوآوری و حمایتهای دولتی است و تأثیر قابل توجهی بر راهبردها و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی دارد. اجرای راهبردهای نوآورانه موجب ارتقای تجربه گردشگران و توسعه همکاری میان مراکز درمانی و گردشگری میشود. این پژوهش اهمیت مدیریت نوآورانه و بهرهگیری از فناوریهای نوین را برای توسعه پایدار گردشگری سلامت نشان میدهد. علاوه براین نتایج برازش مدل در مجموع نشان داد مدل بدست آمده از روایی، پایایی و اعتبار مناسبی برخوردار بوده است.
تاثیر فرهنگ کسب و کار بر نقش هوش مصنوعی در راستای تدوین استراتژیهای کسب و کار
دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 317-335
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.561673.1213
سید رضا سید جوادین، محمد حسن بهمنی راد
چکیده این مطالعه با هدف بررسی تاثیر فرهنگ کسب و کار بر نقش هوش مصنوعی در راستای تدوین استراتژیهای کسب و کار انجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران و کارمندان شرکت شستا بود که با روش نمونهگیری تصادفی ساده از 315 نفر از کارکنان و مدیران بود. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که فرهنگ کسب و کار بر هوش مصنوعی تاثیر دارد. هوش مصنوعی بر مدل سازمانی کسب و کار تاثیر دارد. هوش مصنوعی بر مدیریت تصمیم گیری استراتژیک بازاریابی تاثیر دارد. هوش مصنوعی بر مدیریت تصمیم گیری استراتژیک تاثیر دارد.
بررسی تاثیر ارتباطات رسانه های اجتماعی بر ارزش ویژه برند با نقش میانجی تبلیغات کلامی الکترونیک و تعدیلگری درگیری ذهنی محصول
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 آذر 1405
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.584405.1310
محمدمهدی دهقانی تفتی، علیرضا مقدسی
چکیده در بازارهای به شدت رقابتی امروز، مدیران شرکتها در جستجوی روشهای جدیدی برای آگاه ساختن مشتریان از محصولات خود هستند. یکی از این روشها رسانههای اجتماعی است که موجبات تحول بزرگی در حوزه کسب و کار و بازاریابی الکترونیک شده است. لذا هدف این تحقیق بررسی تاثیر ارتباطات رسانه های اجتماعی بر ارزش ویژه برند با میانجی گری تبلیغات کلامی الکترونیک و تعدیلگری درگیری ذهنی محصولاست. این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از نظر روش اجرا، پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق حاضر، تمامی مشتریان فرآورده های لبنی استان یزد هستند که حداقل یک سال از آن محصولات استفاده کرده و در رسانه های اجتماعی حضور دارندکه به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شده اند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامهی استاندارد برگرفته از پژوهش لین و همکاران (2023) بودهاست. جهت سنجش روایی صوری از نظر خبرگان و در خصوص روایی سازه از روایی همگرا و واگرا و تحلیل عاملی تاییدی و برای سنجش پایایی از آلفای کرونباخ و پایایی مرکب استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار اسمارت پی ال اس 3 انجام شده است. نتایج نشان داد محتوای تولید شده توسط شرکت و کاربر بر تبلیغات کلامی الکترونیک و ارزش ویژه برند تاثیر معناداری دارد. تاثیر تبلیغات کلامی الکترونیک بر ارزش ویژه برند نیز معنادار گزارش شد. تاثیر محتوای تولید شده توسط شرکت و همچنین کاربر از طریق نقش میانجی تبلیغات کلامی الکترونیک بر ارزش ویژه برند معنادار بوده است. در نهایت یافته ها بیانگر تایید نقش تعدیلگر درگیری ذهنی محصول در ارتباط بین محتوای تولید شده توسط شرکت و کاربر و ارزش ویژه برند بوده است.
