نوع مقاله: مقاله پژوهشی( کیفی )
بازاریابی و استراتژی برند

تحلیل عوامل اثرگذار بر پیش‌بینی قیمت آتی زعفران در بورس کالای ایران

دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 70-88

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.567709.1232

سعاد رمضانی وانگاه، حمید رضا ملائی، امیرحسین تائبی نقندری

چکیده هدف پژوهش حاضر تحلیل عوامل اثرگذار بر پیش‌بینی قیمت آتی زعفران در بورس کالای ایران می‌باشد. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت از نوع، پس رویدادی می باشد. جامعه آماری شامل ۲۰ نفر از خبرگان حوزه اقتصاد کشاورزی، مدیران بورس کالا و فعالان بازار مشتقات کشاورزی می باشد که به روش هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند و این فرآیند تا زمانی ادامه یافت که به اشباع نظری برسد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه و پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل از روش دیمتل استفاده شد. یافته ها نشان داد که متغیرهایی نظیر نرخ تسهیلات اعتباری بخش کشاورزی، نرخ ارز، نرخ تورم، میزان صادرات و موجودی انبارها در گروه متغیرهای اثرگذار قرار دارند، در حالی که عواملی چون میزان تولید، یارانه‌های تخصیص‌یافته، هزینه‌های تولید، تقاضای جهانی و قوانین گمرکی جزو متغیرهای اثرپذیر محسوب می‌شوند. از لحاظ اولویت‎بندی اهمیت یارانه‌های تخصیص‌یافته و میزان تولید زعفران دارای بالاترین اهمیت؛ صادرات زعفران، نرخ تورم و نرخ ارز دارای اهمیت بالا؛ هزینه‌های تولید و شاخص خشکسالی اهمیت متوسط و تغییرات دمایی و شاخص قیمت تولیدکننده اهمیت کمتری می ‎باشند.

ارزش آفرینی

طراحی مدل نیروگاه نوآوری در شرکتهای دانش بنیان با رویکرد داده بنیاد

دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 81-103

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.454281.1050

حسن فتحعلیان، بهزاد شهرابی، فریدون آزما، الهه معصومی

چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل نیروگاه نوآوری در شرکتهای دانش بنیان با رویکرد داده بنیاد می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاذبردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش داده بنیاد می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 18 نفر از خبره تجربی و دانشگاهی می باشد. حجم نمونه با روش نمونهگیری، هدفمند انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شیوه داه بنیاد و از نرم افزار2020 Maxqda استفاده گردید. مولفه های اصلی در قالب عوامل علی، زمینه ای، مداخله گر، ابعاد موثر، راهبردها و پیامدها جمع بندی شدند. نشان داد که مدل نیروگاه نوآوری دارای پیامدهایی از جمله ایجاد اکوسیستم و فرهنگ نوآوری، سند جامع همکاری، اثربخشی و کارایی، تخصص و شایستگی است.مدل نیروگاه نوآوری مهمترین خلع های شرکتها ها از جمله تعریف نظام پرداخت ویژه جهت ایجاد انگیزه در نخبگان، تعریف نظام مالی شفاف با دانشگاه و صنایع جهت همکاری مداوم و ایجاد نظام حقوقی و ارزیابی خاص شرکتهای دانشی را پوشش داده است.

مدیریت منابع انسانی

تدوین سناریوی ماندگاری نیروی انسانی با رویکرد آینده نگاری

دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 89-109

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.567498.1231

حامد هادیان، یوسف احمدی، علیرضا فتحی زاده

چکیده پژوهش حاضر با هدف تدوین سناریوی ماندگاری نیروی انسانی با رویکرد آینده نگاری می باشد. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 18 نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران منابع انسانی بخش های دولتی سیرجان می‎باشد که به روش نمونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته از روش MICMAC و Wizard Scenario استفاده شد. نتایج نشان داد که از بین هشت مولفه‌ی «تغییرات در بازار کار، تغییرات در فناوری، تغییرات در ارزش های کارکنان، تغییرات در ساختار سازمانی، تغییرات در انتظارات کارکنان، عوامل روانشناختی، عوامل اقتصادی، فرهنگ سازمانی و محیط کار» تغییرات در ارزش های کارکنان بیشترین تاثیرگذاری و فرهنگ سازمانی و محیط کار بیشترین تاثیر پذیری را از سایر عوامل دارند. همچنین مجموعاً هشت سناریو با سازگاری بالا برای آینده ماندگاری نیروی انسانی در بخش دولتی پیش‌رو است. با این حال، دو سناریو تعالی و ثبات نیروی انسانی (سناریوی بهینه و آرمانی) و تحول سازمانی موفق با استاندارد بالا (سناریوی محتمل، اما با خطر بوروکراسی و ماندگاری اجباری) به عنوان مهم‌ترین و محتمل‌ترین مسیرها برای تحقق اهداف معرفی شده‌اند که ارجحیت بالاتری نسبت به سایرین دارند.

مدیریت مالی و اقتصادی بازرگانی

بررسی پیش بینی قیمت گذاری سنگ آهن، با استفاده از روش شبکه عصبی پویا و روند اثرگذاری و اثرپذیری عامل ها

دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 110-130

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.547880.1155

یوسف ناجی، حمیدرضا ملایی، علی رئیس پور رجبعلی، مهدی محمدباقری

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی پیش بینی قیمت گذاری سنگ آهن، با استفاده از روش شبکه عصبی پویا و روند اثرگذاری و اثرپذیری عامل ها می‌باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از جنبه داده‌ها پیمایشی می باشد. جامعه آماری شامل قیمت روزانه سهام سنگ‌آهن به مدت 2058 روز کاری است. نظر به اینکه نوسانات شدید قیمت سهام پیش‌بینی را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد؛ بنابراین نمونه آماری مورد استفاده در این تحقیق قیمت‌های روزانه سهام سنگ‌آهن در بازه زمانی ورود شرکت‌ها به بورس کالا از تاریخ 01/01/1395 الی 29/12/1401 را در بر می‌گیرد. برای مدل‌سازی شبکه عصبی پویا از زبان برنامه‌نویسی Python همچنین برای اثرگذاری و اثرپذیری عامل ها از نرم افزار DEMATEL استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل شبکه عصبی پویا (LSTM) با توانایی بالا در مدل‌سازی اثرات غیرخطی متغیرهای کلان اقتصادی، بهترین عملکرد را در پیش‌بینی قیمت سنگ‌آهن از خود نشان داد. این مدل پس از بهینه‌سازی پارامترها (۳ لایه و ۶۴ نرون)، به بالاترین ضریب تعیین (R2) برابر با 985/0 و کمترین ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) برابر با 051/0 دست یافت. تحلیل حساسیت حاکی از آن بود که قیمت فولاد مهم‌ترین متغیر برای پیش‌بینی قیمت سنگ‌آهن است. همچنین نتایج دیمتل نشان داد که نرخ بهره قوی‌ترین عامل پیشایند (تأثیرگذار) در سیستم اقتصادی است، در حالی که تولید سنگ‌آهن قوی‌ترین عامل پسایند (تأثیرپذیر) محسوب می‌شود. این یافته‌ها تأکید می‌کنند که قیمت سنگ‌آهن به شدت تابعی از شرایط کلان مالی و اقتصادی است و شبکه عصبی پویا ابزار برتری برای پیش‌بینی آن به‌شمار می‌رود.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی و بازاریابی

تحلیل چالش‌ها و تدوین اهداف توسعه‌ای مدیریت ارتباط با مشتری با بهره‌گیری از رویکرد تحلیل مضمون

دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 123-147

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.548618.1159

هادی حسینی منش، شهناز نایب زاده، سید حسن حاتمی نسب، مژده ربانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل چالش‌ها، استراتژی‌ها و اهداف مدیریت ارتباط با مشتری در شرکت معدنی و صنعتی گل‌گهر انجام شد. برای شناسایی چالش‌ها و موانع ارتباط با مشتری، از مرور نظام‌مند منابع علمی، بررسی اسناد سازمانی و مصاحبه با خبرگان استفاده شد. سپس جهت استخراج استراتژی‌های رفع موانع، مجدداً دیدگاه خبرگان و تحلیل محتوای علمی به‌کار رفت. در گام بعد، برای تعیین اهداف مدیریت ارتباط با مشتری، علاوه بر نظرات خبرگان و مرور ادبیات، از نقشه استراتژی شرکت مبتنی بر رویکرد کارت امتیاز متوازن بهره گرفته شد. جامعه آماری شامل 15 نفر از خبرگان فروش و بازاریابی بود و داده‌ها با رویکرد تحلیل مضمون بررسی گردید. برای سازماندهی، کدگذاری و تحلیل کیفی داده‌ها از نرم‌افزار MAXQDA استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که ۱۸ چالش در ارتباط با مشتری شناسایی و برای هر یک استراتژی متناظر تدوین شد. همچنین ۱۱ هدف کلیدی برای توسعه مدیریت ارتباط با مشتری استخراج گردید. نتایج پژوهش راهنمای عملی برای مدیران گل‌گهر و سازمان‌های مشابه فراهم می‌کند تا با درک بهتر موانع، طراحی استراتژی‌های مؤثر و تمرکز بر اهداف استراتژیک، برنامه‌های کارآمدتری برای توسعه و اجرای مدیریت ارتباط با مشتری تدوین و پیاده‌سازی کنند.

بازاریابی و استراتژی برند

طراحی مدل ترس از دست دادن فرصت‌های خرید جشنواره‌ای با رویکرد نظریه‌پردازی داده بنیاد

دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 148-176

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.560771.1207

فاطمه زینعلی تاجانی، علی قلی پور سلیمانی، رخساره باباجعفری اسفندآباد، ابراهیم چیرانی

چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل ترس از دست دادن فرصت‌های خرید جشنواره‌ای با رویکرد نظریه‌پردازی داده بنیاد می‎باشد. این پژوهش، با توجه به هدف آن بنیادی و اکتشافی و از نظر روش اجرا کیفی می باشد. مشارکت‌کنندگان پژوهش شامل ده نفر از مشارکت‌کنندگان پژوهش شامل مشاوره‌های بازاریابی و فروش و همچنین اساتید رشته‌های بازرگانی، بازاریابی، تجارت الکترونیک و از روش نمونه‌گیری نظری می باشد. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه‌ی نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل از روش داده بنیاد استفاده شد. نتایج نشان داد که از کدگذاری‌ها تعداد فراوانی برابر با 922 است که این تعداد فراوانی برای 160 کد باز بدست آمده است. نتایج نشان داد که مفاهیم ادراک مثبت مشتری از برند، تبلیغات فریبکارانه، تجربه مشتری، هوش هیجانی مشتری، عدم درک درست از نیازها و خواسته‌های شخصی و نابسامانی‌های اقتصادی به عنوان شرایط علّی، جامعه برند، منحصر به فرد بودن برند، عشق به برند، سردرگمی خریدار، اختلالات اضطرابی خریدار، عطش خرید در مشتری، مسئولیت‌پذیری برند، احترام برند به مشتری و تعلق خاطر به برند محصول به عنوان پدیده محوری، مدیریت شایعات بازار، خرید هوشمندانه و مسئولانه و تقویت دانش و آگاهی مالی خریدار به عنوان راهبردها، عصر دیجیتال و غوطه‌وری در فناوری به عنوان شرایط زمینه‌ای، مزیت ادراک شده از خرید، ویژگی‌های شخصیتی خریدار، عوامل جمعیت‌شناختی، کمپین‌های بازاریابی و رفتار خرید جنون‌آمیز به عنوان شرایط مداخله‌گر و در نهایت تبلیغ منفی از برند، احساسات درونی منفی، تشویش ذهنی مشتری، بی‌اعتمادی مشتری، مشکلات تعاملی – ارتباطی، کینه‌جویی مشتری، زیان مشتری، منفعت مشتری و احساسات مثبت به عنوان عوامل پیامدی انتخاب شدند.

مدل‌سازی تفسیری-ساختاری عوامل عدم اطمینان و ریسک و افزایش انعطاف در تصمیمات بودجه‌بندی سرمایه‌ای با رویکرد اختیار سرمایه‌گذاری

دوره 3، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 180-203

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.546911.1149

علی رضائی، مهدی محمدباقری، حجت بابایی، محسن زاینده رودی

چکیده پژوهش حاضر با هدف مدل‌سازی تفسیری-ساختاری عوامل عدم اطمینان و ریسک و افزایش انعطاف در تصمیمات بودجه‌بندی سرمایه‌ای با رویکرد اختیار سرمایه‌گذاری می باشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و از نظر نوع روش، کیفی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 18 نفر از خبرگان نیروگاهی مجمر که حداقل 10 سال سابقه تدریس و پژوهش و مدیریت در نیروگاه بودند. در این پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. روش گردآوری داده ها مراجعه به اسناد و مدارک، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از روش دلفی فازی و جهت تأثیرپذیری و تأثیرگذاری از نرم افزار MICMAC استفاده شد. نتایج نشان داد که متغیرهای عوامل فناوری و اطلاعاتی، حوزه ساختار و فرهنگ سازمانی و عوامل اقتصادی قدرت نفوذ بالایی داشته و تأثیرپذیری کمی دارند و در ناحیه متغیرهای مستقل قرار گرفته است. عوامل سیاسی و بین المللی، عوامل قانونی و مقرراتی، قدرت نفوذ و میزان وابستگی مشابهی دارند بنابراین متغیر پیوندی است. متغیر عوامل مالی و بودجه‌ای، نیز از وابستگی بالا اما نفوذ اندکی برخوردار هستند بنابراین متغیرهای وابسته محسوب می‌شوند. هیچ متغیری نیز در ربع اول یعنی ناحیه خودمختار قرار نگرفته است.

طراحی الگوی مدیریت پورتفوی صندوق های سرمایه گذاری با تاکید بر مالی رفتاری

دوره 3، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 184-205

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.546833.1148

سید محمدهادی شهامت، مهدی محمدباقری، علی رئیس پور رجبعلی، محسن زاینده رودی

چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی مدیریت پورتفوی صندوق های سرمایه گذاری با تاکید بر مالی رفتاری می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن کاربردی، از حیث شیوه اجرا، کیفی و برحسب زمان گردآوری داده و ماهیت و روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران 329 صندوق سرمایه گذاری حاضر در بورس اوراق بهادار تهران می باشد و با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و روش گلوله برفی انتخاب شدند. مصاحبه‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک تحلیل تم استفاده شد. نتایج نشان داد که مهمترین متغیرهای مالی رفتاری تاثیرگذار بر مدیریت پرتفوی در صندوق های سرمایه گذاری شامل خوش بینی و بدبینی رفتاری، کنترل ترس جاماندگی از سود، توجه به رفتار ریسک پذیر و ریسک گریز، توجه به رفتارهای خود کنترلی، نرمالسازی رفتارهای محافظه کارانه، کنترل رفتار توده وار، داشتن استراتژی مدون، کنترل رفتار های پشیمان گریزی، رفتار تمایلی و حسابداری ذهنی بودند. پیشنهاد می‏گردد صندوق‌های سرمایه‌گذاری و همچنین اشخصاص حقیقی جهت مدیریت‌ بهتر پرتفوی های خود به این متغیرهای مالی رفتاری توجه نمایند.

مدیریت منابع انسانی در مدیریت کسب و کار

واکاوی ابعاد و مولفه‌های مدیریت تحول دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی

دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 184-208

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.550414.1173

کلثوم احمدی علی نودهی، هایده عاشوری، زهره شکیبایی

چکیده هدف این پژوهش واکاوی ابعاد و مولفه های مدیریت تحول دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی می باشد. این پژوهش از لحاظ اجرا به صورت کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از متخصصان و خبرگان امر در حوزه مدیریت منابع انسانی و همچنین مدیریت فناوری اطلاعات در سطح کشور (شامل اعضاء هیأت علمی دانشگاه ها در رشته مدیریت منابع انسانی و مدیریت فناوری اطلاعات و همچنین مدیران کل ادارات آموزش و پرورش استان ها) می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون و از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن بود که مدیریت تحول دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی در قالب چهار مقوله فراگیر «الزامات زمینه‌ای»، «زیرساخت دیجیتال»، «فرآیند مدیریت تحول دیجیتال»، «سرمایه سازمانی»، 12مقوله سازمان دهنده «الزامات اخلاقی»، «الزامات فرهنگی»، «الزامات سازمانی»، «زیرساخت دیجیتال سخت»، «زیرساخت دیجیتال نرم»،«فرآیند مدیریت تحول دیجیتال»، «برنامه‌ریزی تحول دیجیتال»، «نمونه‌سازی»، «یادگیری»،«سرمایه انسانی»، «سرمایه فرآیندی»، «سرمایه ساختاری»، «سرمایه اجتماعی» و 73 مقوله پایه طراحی شده است.

تحلیل ترکیبی دنپ (DANP) از عوامل رهبری معنوی مبتنی بر رفتارهای فرانقشی در صنایع بزرگ استان کرمان

دوره 3، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 201-221

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.542608.1121

سید محمدباقر منصوری، حمداله منظری توکلی، عباس بابایی، زهرا انجم شعاع، شهین شرفی

چکیده هدف پژوهش حاضر تحلیل ترکیبی دنپ (DANP) از عوامل رهبری معنوی مبتنی بر رفتارهای فرانقشی در صنایع بزرگ استان کرمان می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی - توسعه‌ای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از حیث شیوه اجرا، کمی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از مدیران صنایع بزرگ استان کرمان با سابقه 20 سال به بالا و سابقه مدیریتی حداقل ده ساله و رشته تخصصی آنان مدیریت می‌باشد که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. برای جمع آوری داده‌ها از پرسشنامه دیمتل استفاده شده است که به‌صورت میدانی در جامعه آماری پژوهش توزیع و پس از تکمیل، گردآوری و تحلیل شد. برای رتبه بندی ابعاد از تکنیک دنپ (دیمتل و ANP) استفاده شد. نتایج نشان داد عضویت، ایمان، عشق به نوع دوستی، وجدان کاری، تعهد سازمانی، جوانمردی، احترام و تکریم، فضیلت مدنی، وظیفه شناسی، بازخورد عملکرد، به ترتیب در الویت اول تا دهم قرار دارند.

کار آفرینی

شناسایی ابعاد و مولفه های مزیت رقابتی و نوآوری در خط و مشی ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال شرکت های دانش‌بنیان

دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 209-235

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.539554.1112

مهدی جزینی زاده، مهدی محمدباقری، زهرا شکوه، سنجر سلاجقه

چکیده هدف این تحقیق بررسی شناسایی ابعاد و مولفه‎های مزیت رقابتی و نوآوری در خط و مشی ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال شرکت‎های دانش‌بنیان می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کابردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از کلیه خبرگان، اساتید دانشگاهی رشته مدیریت و مدیران شرکت‌های دانش‌بنیان شهر کرمان می باشد. جهت انتخاب نمونه، ضمن درنظر گرفتن تنوّع خبرگان (مدیران، اساتید و کارکنان) از روش نمونه‌گیری هدفمند استفاده شد و مصاحبه‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از کدگذاری و روش تحلیل مضمون و از نرم افزار Maxqda استفاده گردید. نتایج نشان داد مهمترین مضامین در این حوزه عبارتند از تحقیق و توسعه، استفاده از فناوری‌های نوین، ایجاد مدل‌های کسب و کار دیجیتال، تصمیم‌گیری مبتنی بر داده، شبکه‌سازی دیجیتال، امنیت سایبری، توسعه تجارت الکترونیکی، مدیریت دیجیتال و منابع انسانی برخط، توسعه بازارهای دیجیتال، سرمایه‌گذاری دیجیتال و جذب منابع مالی دیجیتال. این نتایج نشان می‌دهند که کارآفرینی دیجیتال در شرکت‌های دانش‌بنیان از ابعاد مختلفی برخوردار است که می‌توانند به بهبود عملکرد و رقابت‌پذیری این شرکت‌ها کمک کنند.

کار آفرینی

طراحی الگوی تحول اکوسیستم‌های کارآفرینی دیجیتال در ایران یک مطالعه داده بنیاد

دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 220-248

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.545436.1144

محمد مهدی درویشان پور، بیت الله اکبری مقدم، محمد جواد مصدق

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی تحول اکوسیستم‌های کارآفرینی دیجیتال بود. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه زمینه‌ای بود. میدان پژوهش شامل خبرگان مدیریت و کارآفرینی دیجیتال در سال 1403 بود که با نمونه‌گیری هدفمند و فن گلوله برفی انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند با 15 مشارکت‌کننده تا اشباع نظری، جمع‌آوری و با روش کدگذاری سه‌مرحله‌ای اشتراوس و کوربین با استفاده از نرم افزار MAXQDA تحلیل شد. مصاحبه‌ها پیاده‌سازی و 283 کد باز و 16 کد محوری استخراج شد. یافته‌ها نشان داد کارآفرینی دیجیتال به‌عنوان پدیده مرکزی، مبتنی بر فناوری‌های دیجیتال مانند هوش مصنوعی و بلاک‌چین، از طریق نوآوری و چابکی ارزش‌آفرینی می‌کند. عوامل علّی (عوامل سازمانی، زیرساخت‌های فناورانه، عامل انسانی)، زمینه‌ای (بسترهای قانونی، فرهنگی-اجتماعی) و مداخله‌گر (اقتصادی-بازار، امنیت) با تعامل پویا، این پدیده را شکل می‌دهند. ارتباطات محوری شامل تأثیر عوامل علّی در ایجاد منابع، نقش عوامل زمینه‌ای در پایداری، تعدیل توسط عوامل مداخله‌گر و تسهیل توسعه توسط راهبردها است. پیامدها شامل رشد اقتصادی، اشتغال‌زایی، شفافیت مالی، بهبود کیفیت زندگی و عدالت دیجیتال است. پیشنهاد می‌شود دولت زیرساخت‌های دیجیتال را بهبود دهد، قوانین حمایتی تدوین کند، آموزش‌های دیجیتال را گسترش دهد، صندوق‌های سرمایه‌گذاری ریسک‌پذیر ایجاد کند و با فرهنگ‌سازی، پذیرش عمومی کارآفرینی دیجیتال را تقویت کند.

سطح‌بندی و ارتباط بین عوامل خط‌مشی‌های کارآفرینی اجتماعی در سازمان کمیته امداد امام خمینی (ره)

دوره 3، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 222-241

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.544216.1133

محمدایمان مولائی، زهرا انجم شعاع، سنجر سلاجقه، محمد جلال کمالی، مهدی محمد باقری

چکیده هدف پژوهش حاضر سطح‌بندی و ارتباط بین عوامل خط‌مشی‌های کارآفرینی اجتماعی در سازمان کمیته امداد امام خمینی (ره) می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعه‌ای - کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 17 نفر از اساتید دانشگاه، صاحب‌نظران کارآفرینی اجتماعی و مدیران ارشد کمیته امداد امام خمینی (ره) می‌باشد که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. به‌منظور سطح‌بندی و بررسی ارتباط بین عوامل خط‌مشی‌های کارآفرینی اجتماعی از روش مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM) و میک مک (MICMAC) استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از مدل نهایی روابط میان مضامین سازمان دهنده مدل نهایی خط‌مشی‌های کارآفرینی اجتماعی از چهار سطح تشکیل‌شده است. در سطح اول، مضمون «ترویج عدالت اجتماعی و کاهش فقر» قرار گرفته‌ است که بیشترین تأثیر را از سایر مضامین پژوهش می‌پذیرد. در سطح دوم مدل، شش مضمون «ارتقا ظرفیت‌های کارآفرینی در سازمان»، «بهره‌برداری از فعالیت اقتصادی»، «منابع انسانی خدمت گرا»، «مسئولیت اجتماعی کمیته امداد»، «ایجاد تعاملات سازمانی» و «بهبود عملکرد کارآفرینانه سازمان» قرار گرفته‌اند. مضامین قرار گرفته در سطح دوم بر مضامین سطح اول تأثیر گذاشته و از مضامین سطح سوم تأثیر می‌پذیرند. در سطح سوم نیز دو مضمون «ایجاد فرهنگ‌سازمانی کارآفرینانه» و «ارزش‌آفرینی پایدار در سازمان» قرار گرفته‌اند و در سطح چهارم مضمون «ترسیم چشم‌انداز حامی کارآفرینی اجتماعی» قرار گفته است که بیشترین تأثیر را بر مضمون‌های سطح پایین‌تر دارند.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی و بازاریابی

طراحی مدل ارتقای اثربخشی عملکرد کارکنان مبتنی بر مولفه های فرهنگی در عصر دیجیتال

دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 236-255

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.549403.1163

ثمین حاجی فتحعلی، امیرمحسن مدنی، اسمعیل کاوسی، ویدا گودرزی

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل ارتقای اثربخشی عملکرد کارکنان مبتنی بر مؤلفه‌های فرهنگی در عصر دیجیتال در شرکت تجارت الکترونیک و فناوری اطلاعات ملل می‌باشد. پژوهش حاضر دارای رویکرد کیفی، در قالب پارادایم تفسیری مبتنی بر راهبرد تحلیل مضمون می‌باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 10 نفر از خبرگان که شامل اساتید مدیریت دانشگاه با حداقل ده سال سابقۀ مرتبط و شناخت عمیق نسبت به موضوع ارتقای اثربخشی عملکرد کارکنان مبتنی بر مؤلفه‌های فرهنگی در عصر دیجیتال در شرکت تجارت الکترونیک و فناوری اطلاعات ملل می‎باشند، که به روش نمونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که 6 مضمون اصلی شامل (فرهنگ پذیرش دیجیتال، سبک رهبری اخلاقی، فرهنگ سازمانی، شایستگی فرهنگی کارکنان و مدیران، مسئولیت‌ پذیری فرهنگی کارکنان و مدیران و توانمند سازی فرهنگی و روانشناختی) و 33 مضمون سازمان دهنده می‌باشد که بر ارتقای اثربخشی عملکرد کارکنان مبتنی بر مؤلفه‌های فرهنگی در عصر دیجیتال در شرکت تجارت الکترونیک و فناوری اطلاعات ملل تأثیر دارد. این پژوهش با ارائه چارچوبی برای طراحی مدل کیفی ارتقای اثربخشی عملکرد کارکنان مبتنی بر مؤلفه‌های فرهنگی در عصر دیجیتال در شرکت تجارت الکترونیک و فناوری اطلاعات ملل کمک کند.

الگوی مفهومی برای ارتقاء اشتیاق شغلی کارکنان در شرکت‌ پایانه ها و مخازن پتروشیمی

دوره 3، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 242-264

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.544315.1136

محسن کرمی، حسن سلطانی، علیرضا روستا، فرزاد آسایش

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی الگوی مفهومی برای ارتقاء اشتیاق شغلی کارکنان در شرکت‌های پتروشیمی می‌باشد. روش پژوهش برحسب هدف کاربردی و از نوع تحقیقات توسعه‌ای و برحسب نوع داده‌ها کیفی از طریق تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری شامل 17 نفر از اساتید دانشگاهی و مدیران و خبرگان مدیریت دولتی و با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده­ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته‌های پژوهش از تحلیل مضمون طی مراحل کدگذاری و برای مدل اشتیاق شغلی کارکنان از نرم افزار Nvivo 12 استفاده شد. نتایج نشان داد که تعداد 342 کد اولیه استخراج شد که در قالب 17 مضمون پایه و ۵ مضمون سازماندهنده طبقه‌بندی شدند. اشتیاق شغلی کارکنان شامل جنبه‌های اشتیاق شناختی، اشتیاق هیجانی، اشتیاق اجتماعی، اشتیاق جسمی‌-روانی و اشتیاق اخلاقی-ارزشی می‌باشد. بعد «اشتیاق شناختی» شامل چهار زیرمقیاس مسیر توسعه حرفه‌ای فرد، درک شناختی، آینده‌نگری و تاب‌آوری؛ بعد «اشتیاق هیجانی» شامل چهار زیرمقیاس مسیر انگیزش درونی، مثبت‌نگری، محرک‌های اثربخش مالی و محرک‌های اثربخش غیرمالی؛ بعد اشتیاق اشتیاق جسمی‌-روانی شامل مدیریت فشارهای شغلی، غلبه بر چالش‌های فیزیکی محیط کار و تعادل جسمی و ذهنی؛ بعد اشتیاق اجتماعی شامل تأیید اجتماعی، تعاملات اجتماعی و محیط کار حمایتی و بعد اشتیاق اخلاقی-ارزشی شامل تأیید احساس مسئولیت، اثرگذاری اخلاقی و تمایل به انجام کار می‌باشد.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی و بازاریابی

تبیین مفهوم توسعه اقتصاد فرهنگ و هنر و عوامل موثر بر آن

دوره 3، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 251-272

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.504328.1070

صمد قربان نژاد، فاطمه عزیز آبادی فراهانی، علی رشیدپور، رزیتا سپهرنیا، رمضانعلی رویایی

چکیده هدف پژوهش حاضر،تبیین مفهوم توسعه اقتصاد فرهنگ و هنر و عوامل موثر بر آن می‌باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی با رویکرد نظریه داده‌بنیاد است، به‌گونه‌ای که مدل نهایی از داده‌های واقعی و تجربیات خبرگان استخراج شود. فرایند گردآوری داده‌ها در دو مرحله انجام شد: نخست، بررسی اسنادی شامل کتاب‌ها، مقالات، پایان‌نامه‌ها و اسناد بالادستی فرهنگی و اقتصادی برای طراحی چارچوب اولیه تحقیق؛ و دوم، جمع‌آوری داده‌های میدانی از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با خبرگان حوزه فرهنگ، هنر و مدیریت فرهنگی. داده‌ها با استفاده از نمونه‌گیری نظری و هدفمند و تا رسیدن به اشباع تحلیل شدند. تحلیل داده‌ها با کدگذاری سه‌مرحله‌ای استراوس و کوربین شامل کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد تا مقوله‌های اصلی و فرعی و روابط میان آن‌ها استخراج شود. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبه‌ها در نرم‌افزار تحلیل داده‌های کیفی MAXQDA 2018 انجام گردید. نتایج نشان داد شرایط علی (شامل فرهنگ عمومی، تأثیر فناوری‌های نوین در تولید آثار نمایشی، تحقیقات و مطالعات، سرمایه گذاری خصوصی)، عوامل زمینه‌ای (شامل زیرساخت‌های فیزیکی، آموزش و پژوهش برای تربیت نیروی انسانی متخصص، زیر ساخت‌های صنفی و تخصصی)، عوامل مداخله گر (شامل سیاست‌های فرهنگی، رقابت با سایر صنایع فرهنگی، حمایت‌های دولتی، وضعیت اقتصادی جامعه)، راهبردها (شامل توسعه زیرساخت‌ها، آموزش و توانمند سازی، حمایت مالی از تولیدات، بازاریابی و تبلیغات، همکاری‌های بین المللی، ملی و محلی)، پیامدها (شامل رشد اقتصادی، تقویت مؤلفه‌های فرهنگی، توسعه گردشگری فرهنگی، اجتماعی، هنری، سیاسی) می‌باشد.
 

ارزش آفرینی

طراحی مدل ارتقاء مدیریت دانش مبتنی بر سرمایه‌های فکری و تخصصی در صنعت بانکداری

دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 299-321

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.573762.1248

مرتضی بهاروند، معصومه جعفری، ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ روستا

چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل ارتقاء مدیریت دانش مبتنی بر سرمایه‌های فکری و تخصصی درصنعت بانکداری بر پایه تحلیل مضمون می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کابردی –توسعه‌ای و از حیث شیوه اجرا، کیفی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 18 نفر از اساتید دانشگاهی، مدیران و کارشناسان بانک قرض‌الحسنه مهر ایران می‌باشد. حجم نمونه با روش نمونه‌گیری، هدفمند انجام شد و مصاحبه‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون از نرم افزار Maxqda استفاده گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که مدیریت دانش در سازمان‌ها شامل شش بعد اصلی است: زیرساخت‌های دانشی هوشمند (زیرساخت‌های دانشی انعطاف پذیر، دسترسی‌پذیری هوشمند، سادگی سیستم‌های دانشی و ذخیره دانش سازمانی خودکار)، توانمندسازی دانشی (اشتراک دانش فردی، مشارکت داوطلبانه و اشتراک دانش جمعی)، ارزش‌آفرینی از درون سازمانی (استفاده عملی از دانش کارکنان، تصمیم‌سازی و تحلیل دانش کارکنان)، ارزش‌آفرینی از بیرون سازمانی (کسب از دانش و یادگیری از تجربیات مشتریان)، حمایت دانشی همه جانبه (حمایت مدیریتی، جهت‌دهی راهبردی و اعتماد و امنیت روانی)، فرهنگ دانشی (یادگیری در حین کار، ارزش‌گذاری بر کسب دانش، پایداری مدیریت دانش و درونی‌شدن رفتار دانشی).

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی و بازاریابی

فرایند تحلیل شبکه (DANP) مدل توسعه پایدار مبتنی بر رویکرد مدیریت کوانتومی

دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 310-331

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.383336.1004

فاطمه هداوندی، اسداله مهرآراء، سیده شایسته واردی

چکیده هدف پژوهش حاضر فرایند تحلیل شبکه (DANP) مدل توسعه پایدار مبتنی بر رویکرد مدیریت کوانتومی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی - توسعه ای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از حیث شیوه اجرا، کمی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از مدیران شهرداری با سابقه 20 سال به بالا و رشته تخصصی آنان مدیریت شهری میباشد که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. برای جمع آوری داده های بخش دیمتل و فرایند تحلیل شبکه جهت اولویت بندی متغیرها از پرسشنامه استاندارد شده مقایسه زوجی AHPاستفاده شده و در جامعه آماری پژوهش توزیع و پس از تکمیل، گردآوری و تحلیل شد. برای اولویت بندی عوامل موثر از روش دنپ (ترکیب دیمتل و فرآیند تحلیل شبکه (ANP) استفاده شد. نتایج نشان داد توسعه زیرساخت‌های شهری، خود سازماندهی، حکمرانی و قانون‌گذاری شهری، دانش کوانتومی، ارتقای کیفیت زندگی، توسعه زیرساخت‌های اقتصادی، عدالت و مشارکت اجتماعی، ارتقای کیفیت زیست‌محیطی، به ترتیب در الویت اول تا هشتم قرار دارند.