نوع مقاله: مقاله پژوهشی( کیفی )

تبیین مدل شایستگی‌های کلیدی مصرف‌کننده در خرید آنلاین با رویکرد تحلیل مضمون

دوره 3، شماره 1، بهار 1403، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.423364.1027

سید رسول حسینی، غلام مولا ابوبکری، فاطمه حکمتی نیک، هادی تقوی

چکیده هدف این پژوهش تبیین مدل شایستگی‌های کلیدی مصرف‌کنندگان در خرید آنلاین می‌باشد. این پژوهش از نوع پژوهش‌های کیفی است که از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ نحـوه گـردآوری داده، از نوع مطالعات توصیفی است. جامعه آماری پژوهش، خریداران باسابقه بالا در خرید آنلاین می‌باشند که این افراد همگی دارای سابقه حداقل 5 ساله در زمینه فروش آنلاین و نیز تحصیلات همگی مدیریت بازرگانی می‌باشد. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه می‌باشد. بـرای بررسی روایی بخش کیفی، از مدل روایی محتوایی و پایایی درون کدگذار و میان کدگـذار بهره گرفته شد. در بخش کیفی روش تحلیل داده‌ها، رویکرد تحلیل مضمون می‌باشد که با نرم‌افزار MAXQDA و بـا استفاده از روش کدگذاری تدوین شد. نتایج پژوهش ابتدا شایستگی‌های مصرف‌کنندگان را در 6 مرحله فرآیند خرید آنلاین دسته‌بندی و مدل‌سازی کرد. سپس با تلفیق این شایستگی‌ها، پنج شایستگی کلیدی مصرف‌کنندگان در خرید آنلاین که شامل، شناسایی محصول، خودکنترلی، قدرت انتخاب، حمایت از مصرف‌کننده و حمایت از تصمیم‌گیری بود، شناسایی شد. نتایج این پژوهش با تحلیل ترکیبی از شایستگی‌های مختلف مصرف‌کنندگان در خرید آنلاین می‌تواند کمک مهمی هم به مصرف‌کنندگان جهت افزایش کیفیت خریدهای خود و هم به مدیران پلتفرم‌های خرید آنلاین جهت بهبود خدمات و افزایش میزان فروش آن‌ها کند.

مزایا و موانع استفاده کسب‌وکارهای مجازی از پیام‌رسان‌های داخلی و اینستاگرام در ایران

دوره 3، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 1-28

https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.480656.1057

ابراهیم کفشدارطوسی

چکیده این پژوهش به بررسی موانع و مزایای استفاده از اینستاگرام به همراه ایتا و یا روبیکا در کسب‌وکارهای مجازی می‌پردازد. با رویکرد کیفی و استفاده از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و روش نمونه‌گیری هدفمند، داده‌ها از 12 نفر از صاحبان کسب‌وکار مجازی جمع‌آوری شد. روش تحلیل داده‌ها، رویکرد تحلیل مضمون بود که با نرم‌افزار MAXQDA و بـا استفاده از روش کدگذاری تدوین شد. نتایج نشان داد که مزایای استفاده از ایتا و روبیکا شامل مصرف اینترنت کمتر، امکان جذب مشتری‌های دولتی و مذهبی، امکان پیگیری مشکلات مربوط به صفحه یا کانال، حمایت مالی است. مزایای استفاده از اینستاگرام شامل اعتماد سازی آسان‌ می‌باشد و مزایای هر سه پیام‌رسان شامل امکان جذب مشتری از نقاط مختلف شهر و کشور، الگوگیری از صفحه/کانال افراد موفق، کسب اطلاعات، وجود ترفندهایی برای جذب مشتری، امکان آشنایی با همکاران جدید است. استقبال عمومی مخاطبین از اینستاگرام و سهولت استفاده پیام‌رسان‌های داخلی نسبت به اینستاگرام، از دیگر مزایای این پیام‌رسان‌ها محسوب می‌شوند. اما کسب‌وکارها با موانعی نیز مواجه هستند که شامل محدودیت‌ها و قوانین در تولید محتوا و تبلیغات، محدودیت مخاطب، تأثیر بحران‌های سیاسی و اجتماعی، وجود رقابت، تذکر مراجع، محدودیت‌های دولتی، بی‌اخلاقی‌های مخاطبین و رقبا و مشکلات سیستمی مانند باگ‌های پیام‌رسان و عدم حمایت مالی و عدم وجود امکانات کافی در پیام‌رسان‌های داخلی و محدودیت‌های ایدئولوژیکی می‌باشد. این مطالعه به ارائه راهکارهایی برای بهبود استفاده از این پیام‌رسان و کمک به کسب‌وکارها در بهره‌برداری بهتر از امکانات اینستاگرام، ایتا و روبیکا پرداخته است.

مدیریت بازاریابی

شناسایی عوامل موثر بر تقاضای محصولات ارگانیک در ایران: یک رویکرد داده بنیاد

دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 20-43

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.547096.1154

محمدرضا رضائی، علی ثریایی، مهدی روح الامینی

چکیده پژوهش حاضر به ارائه مدلی جهت شناسایی عوامل موثر بر تقاضای رفتار مصرف‌کننده برای محصولات ارگانیک در ایران با روش داده بنیاد می‌پردازد، که بر اساس هدف در دسته تحقیقات اکتشافی می‌باشد. جامعه تحقیق، شامل متخصصان و خبرگان فعال در زمینه محصولات ارگانیک در صنعت و دانشگاه می‌باشند. روش نمونه‌گیری، هدفمند بوده و تا مرحله اشباع نظری ادامه پیدا نموده که در این راستا 14 نفر انتخاب شدند. در بعد فنی نیز از روش داده بنیاد رهیافت نظام مند استراوس و کوربین استفاده می گردد. در پژوهش حاضر با بهره گیری از نرم افزار مکس کیودا 2024 جهت تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها، از میان تعداد 89 مفهوم اولیه استخراج شده در کدگذاری باز، 13 عامل علی، 3 مولفه محوری، 14 راهبرد، 26 عامل زمینه ساز، 21 مداخله گر و 12 پیامد یافته شدند. متغیرهای آگاهی مصرف کننده، بیماری های حاد، سبک زندگی سلامت محور و قدرت خرید خانوار، مهمترین عوامل علی شناسایی شدند. بهره برداری از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، آموزش، برگزاری نمایشگاه، جشنواره و اطلاع رسانی، کاربردی ترین راهبردها معرفی گردیدند. حمایت حاکمیت، سازمانهای نظارتی و بازرسی ، بهره برداری از تاییدیه و گواهی ، سیاستها ، قوانین و ارزشهای جمعی و فرهنگی، موثرترین عوامل زمینه ساز تشخیص داده شدند. اعتماد مصرف کننده، وضعیت اقتصاد کلان و قیمت محصول، مداخله گران بازدارنده و همچنین طعم، مزه و کیفیت مداخله گران پیش برنده شناخته شدند. سلامت روحی و جسمی جامعه، بهبود نسل و رونق کسب و کار ارگانیک، اصلی ترین پیامدها پیش بینی شدند.

طراحی و تدوین الگوی زیست بوم نوآوری برای شرکتهای کوچک و متوسط در ایران با رویکرد فراترکیب

دوره 3، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 22-43

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.509110.1075

کسری خاقانی زاده، محمد قاسمی، عبدالعلی کشته گر، حبیب الله سالارزهی

چکیده هدف پژوهش حاضرطراحی وتدوین الگوی زیست بوم نوآوری برای شرکت های کوچک ومتوسط در ایران می باشد.طراحی الگوی زیست بوم نوآوری برای شرکت های کوچک ومتوسط می تواند بعنوان یک عامل محرک برای درگیرساختن بازیگران مختلف درتولید ،طراحی ،توسعه وتجاری سازی محصولات و خدمات نوآورانه عمل کند. برای دستیابی به این هدف ،با استفاده از روش فراترکیب که با توجه به مطالعات پیشین ،تعداد1469مقاله از میان مقالات مختلف انتخاب ،آنها را تفسیر کرده و در واقع به تفسیری از فراتر مطالعات گذشته دست یافته و دراین روش نسبت به ترکیب یافته ها اقدام و به یک دیدگاه جامعی در مورد پدیده مورد نظرتوافق حاصل می شود .درنهایت بااستفاده از روش غربالگری 69 مقاله انتخاب گردید .یافته ها نشان می دهد که با توجه به ترکیب مطالعات صورت گرفته ،ابعاد الگوی زیست بوم نوآوری در شرکت های کوچک ومتوسط شامل نوآوری در ورودیها ،نوآوری در فرایندها ،نوآوری در پیامدها وستاده ها ،نوآوری های اجتماعی ،نوآوری های استراتژی و نوآوری پایداری زیست محیطی می باشد که درواقع درکنار این ابعاد شاخصها و مولفه های آنها نیز استخراج گردیده اند که درواقع نقشی تسهیل کننده در پیاده سازی الگوی مورد نظر دارند .نتایج نشان می دهد که الگوی زیست بوم نوآوری که ماحصل استخراج شاخصها و مولفه هامی باشد در شرکت های کوچک ومتوسط قابلیت کاربرد دارد.

کار آفرینی

آزادکاری رویکردی نوین در کارآفرینی و کسب و کار؛ تحلیل مضمون مسیرها، چالش‌ها و توانمندسازی اقتصادی از طریق فریلنسری

دوره 5، شماره 1، بهار 1405

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.564097.1219

علی سیاه کلاه، محمد حسین فروزانفر

چکیده هدف این پژوهش بر بررسی تجربیات و عوامل موثر در انتقال مسیرهای شغلی جوانان از کارمندی سنتی به آزادکاری متمرکز است. جامعه آماری این پژوهش شامل ۲۸ خبره ایرانی در حوزه آزادکاری می باشد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند با نمونه‌گیری هدفمند گردآوری شد و تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روش تحلیل این پژوهش کیفی تحلیل مضمون و چارچوب استاندارد براون و کلارک می باشد و کدگزاری و تحلیل ها از طریق نرم افزار Atlas.ti انجام شده است. تحلیل یافته‌ها شناسایی چهار بعد استراتژیک را نشان می‌دهد که رویکردی جامع برای درک آزاد کاری فراهم می‌سازد. بعد اول، عوامل دافعه و تصمیم‌گیری در انتقال شغلی؛ دوم، چالش‌های اقتصادی و مالی قابل‌توجه در فرآیند انتقال؛ سوم، توسعه مهارت‌ها و شبکه‌سازی حرفه‌ای؛ و چهارم، پیامدهای توانمندسازی اقتصادی برای جوانان. نتایج حاکی از آن است که انتقال از کارمندی به فریلنسری یک فرآیند پیچیده و چندلایه‌ای است که نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و هدفمند، توسعه و تقویت شبکه‌های اجتماعی و حرفه‌ای قوی، و ایجاد و تثبیت محیط سیاسی و دولتی حمایتی می‌باشد. چارچوب استراتژیکی جامع‌ ارائه‌شده در این پژوهش می‌تواند برای سیاست‌گذاران دولتی، کارآفرینان و سازمان‌های ذینفع، از جمله اتاق‌های بازرگانی و اتحادیه های کارگری، به‌عنوان راهنمایی علمی و کاربردی مفید باشد تا بتوانند از جوانان در این انتقال شغلی به‌درستی پشتیبانی کنند و شرایط بهتری برای توسعه فریلنسری و آزادکاری فراهم سازند.

مدیریت استراتژیک

از بقا تا تکامل؛ ارائه مدل جامع و پویای تاب آوری سازمانی در شرکت های کوچک و متوسط ایران در اکوسیستم بحران دائمی با روش فراترکیب

دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 43-73

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.561784.1215

احسان میرزاده، سیدمرتضی غیورباغبانی، مرتضی رجوعی، سعید جعفری تیتکانلو

چکیده این پژوهش با هدف طراحی یک مدل جامع و پویا برای تبیین تاب‌آوری سازمانی در شرکت‌های کوچک و متوسط ایران انجام شده است. با توجه به اینکه این شرکت‌ها در یک اکوسیستم منحصربه‌فرد بحران دائمی فعالیت می‌کنند، مدل‌های سنتی تاب‌آوری که مبتنی بر شوک‌های مقطعی هستند، برای تبیین پویایی‌های آن‌ها ناکافی به نظر می‌رسند. این پژوهش با توجه به ماهیت، اکتشافی و نظریه‌پردازانه میباشد و بر پارادایم تفسیری استوار است. یک رویکرد روش‌شناختی ترکیبی شامل فراترکیب به عنوان روش اصلی و تحلیل بیبلیومتریک به عنوان روش مکمل به کار گرفته شد و داده‌های کتاب‌سنجی از 953 مقاله در Scopus استخراج و با نرم‌افزار VOSviewer تحلیل شدند. با جستجوی نظام‌مند در پایگاه‌های داده معتبر و پس از غربالگری، تعداد 67 مقاله کلیدی انتخاب و از طریق فرآیند تحلیل مضمون، سنتز و یکپارچه شدند. تجزیه و تحلیل داده‌های کیفی منجر به شناسایی 460 کد مفهومی منحصربفرد شد که در 15 مضمون سازمان‌دهنده و 5 مضمون فراگیر شامل «1. محرک‌ها و عوامل زمینه‌ساز، 2. قابلیت‌های چندسطحی (فردی/کارآفرینانه، سازمانی، شبکه‌ای/نهادی)،  3. چرخه فرآیندی پویا (پیش‌بینی، مواجهه، یادگیری)، 4. استراتژی‌های تاب آورانه (تدافعی، انطباقی، تهاجمی) و 5. پیامدهای ناهمگون» طبقه بندی شدند. یافته اصلی پژوهش، «مدل پویا و چندسطحی تاب‌آوری سازمانی در محیط بحران دائمی» است که تاب‌آوری را به مثابه یک فراقابلیت تکاملی مفهوم‌سازی می‌کند. این پژوهش اولین چارچوب نظری جامع و پویا را برای تبیین تاب‌آوری در اکوسیستم پرماکرایسس ایران ارائه می‌دهد و نوآوری اصلی آن در مفهوم‌پردازی تاب‌آوری به عنوان یک فرآیند تکاملی برای گذار استراتژیک از بقا به تکامل و نشان دادن سازوکارهای این گذار نهفته است.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی و بازاریابی

ارائه الگوی تدوین خط‌مشی‌های کارآفرینی اجتماعی در سازمان

دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 44-62

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.550542.1172

محمدایمان مولائی، زهرا انجم شعاع، سنجر سلاجقه، محمد جلال کمالی، مهدی محمدباقری

چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی تدوین خط‌مشی‌های کارآفرینی اجتماعی درسازمان کمیته امداد امام خمینی (ره) می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعه ای - کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 17 نفر از اساتید دانشگاه، صاحب‌نظران کارآفرینی اجتماعی و مدیران ارشد کمیته امداد امام خمینی (ره) می‌باشد که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته می باشد و مصاحبه‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق کدگذاری به روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرم‌افزار NVIVO ویراست 11 انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که مفاهیم استخراج‌شده مربوط به الگوی تدوین خط‌مشی‌های کارآفرینی اجتماعی در کمیته امداد حضرت امام خمینی (ره) شامل 94 مضمون، 30 مضمون پایه و 10 مضمون سازمان‌دهنده (ترسیم چشم‌انداز حامی کارآفرینی اجتماعی، ارتقا ظرفیت‌های کارآفرینی در سازمان، بهره‌برداری از فعالیت اقتصادی، ایجاد فرهنگ‌سازمانی کارآفرینانه، منابع انسانی خدمت گرا، مسئولیت اجتماعی کمیته امداد، ارزش‌آفرینی پایدار در سازمان، ایجاد تعاملات سازمانی، ترویج عدالت اجتماعی و کاهش فقر و بهبود عملکرد کارآفرینانه سازمان) می باشد.

مدیریت بازاریابی

برندسازی مقصد گردشگری سلامت در مراکز درمانی

دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 47-61

https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.435082.1048

سیدمحمد رستگاری، شهناز نایب زاده،، کامبیز حیدرزاده هنزایی، حمید سعیدی

چکیده هدف از پژوهش حاضر برندسازی مقصد گردشگری سلامت در مراکز درمانی استان یزد است. پژوهش حاضر مبتنی بر پارادایم پراگماتیسم بوده که با جهت گیری اکتشافی و به شکل یک تحقیق توسعه ای و به شیوه مقطعی مبتنی بر رویکرد پیمایشی(مصاحبه) و با استفاده از مطالعات میدانی انجام شده است؛ استراتژی پژوهش، فرافکنی بوده و جمع آوری دادها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته نیمه عمیق با تعداد10 خبره در زمینه گردشگری سلامت و برندسازی مقصد گردشگری که به شیوه هدفمند انتخاب شده بودند انجام گرفت؛ در این گام حجم نمونه بر اساس قاعده اشباع نظری مشخص و پس از کدگذاری در سه سطح باز، محوری و انتخابی توسعه این مفهوم انجام شد؛ یافته های پژوهش حاکی از ضرورت توجه به عوامل زیر ساختی، عوامل فرهنگی و عوامل اقتصادی در قالب متغیر کشور مقصد گردشگری سلامت، عوامل گردشگری و عوامل برندسازی شهر مقصد و تبلیغات، ترفیعات فروش، جوامع برند و روابط عمومی  در قالب متغیر ابزارهای ارتباطی و نیز پزشک و پرستار، کارکنان مراکز درمانی و نیز مدیران در قالب متغیر منابع انسانی و تجهیزات و امکانات درمانی و خدمات در قالب متغیر محصول یا خدمت می باشد.

مدیریت بازاریابی

طراحی الگوی حفظ مشتریان در بانکداری الکترونیک

دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 63-80

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.549123.1162

احمدرضا فرجی، علیرضا روستا، فرزاد آسایش

چکیده هدف این پژوهش، ارائه و تحلیل الگوی حفظ مشتریان در بانکداری الکترونیک است تا ابعاد مؤثر بر تجربه مشتری و کاهش ریزش آنان شناسایی شود. پژوهش حاضر از نوع آمیخته و بخش کیفی آن بر اساس تحلیل مضمون طراحی شد. جامعه آماری بخش کیفی شامل ۱۵ نفر از اساتید دانشگاهی، مدیران ارشد و خبرگان بازاریابی در حوزه بانکداری بود که به روش هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری شد و فرآیند کدگذاری و استخراج مضامین توسط دو پژوهشگر مستقل انجام گرفت. روایی و اعتبار کدها با بررسی متقابل و شاخص کاپای کوهن تأیید شد.تحلیل داده‌های کیفی منجر به استخراج ۴۰۴ کد اولیه، ۶۶ مضمون اولیه، ۲۰ مضمون پایه و چهار مضمون سازمان‌دهنده شد. ابعاد شناسایی شده شامل «یکپارچگی کیفیت خدمات» با زیرمضامین کیفیت دسترسی، عملکرد فنی، سازگاری، پاسخگویی و تنوع خدمات؛ «ارتباطات بازاریابی استراتژیک» با زیرمضامین بازخورد دیجیتال، بازاریابی پنهان، اعتمادسازی ارتباطی، ساده‌سازی تجربه دیجیتال و سفر احساسی–ادراکی؛ «تجربه تعاملی دیجیتال» شامل اعتمادسازی نرم‌افزاری، حس انسانی در دل فناوری، وضوح مسیرهای اپلیکیشن، بازتاب عاطفی و توانایی انتقال نگرش به دیگران؛ و «نوآوری پیش‌نگر» شامل معماری نگرش آینده، بانکداری پیش‌بینی‌گر، مراقبت دیجیتال و امنیت تعبیه‌شده در نوآوری بود. یافته‌ها نشان می‌دهد که ترکیب این ابعاد با استراتژی‌های بازاریابی می‌تواند کارایی عملیاتی بانک‌ها را ارتقا دهد و همزمان از میزان ریزش مشتریان بکاهد. بنابراین، بهره‌گیری از این الگوی حفظ مشتریان می‌تواند نقش کلیدی در ارتقای عملکرد بانکداری الکترونیک و افزایش رضایت، وفاداری و تعامل مؤثر مشتریان ایفا کند.

ارزش آفرینی

فراتحلیل شبکه (DANP) اثر بخشی تبلیغات اقناعی در شبکه های اجتماعی

دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 74-93

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.531821.1103

حمزه حسانی خبر، پیام پاسلاری، مهدی باقری، سعید مراد پور

چکیده هدف پژوهش حاضر فراتحلیل شبکه (DANP) اثر بخشی تبلیغات اقناعی در شبکه های اجتماعی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر جمع آوری داده ها توصیفی پیمایشی می باشد. جامعه‌ی آماری این پژوهش را 15 نفر از خبرگان اساتید دانشگاه و مدیران و متخصصان رشته بازاریابی تشکیل دادند و به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه پژوهشگر ساخته می‌باشد.. برای جمع آوری داده های بخش دیمتل و فرایند تحلیل شبکه جهت اولویت بندی متغیرها از پرسشنامه دیمتل استفاده شد. برای اولویت بندی عوامل موثر از روش دنپ (ترکیب دیمتل و فرآیند تحلیل شبکه (ANP) استفاده شد. نتایج نشان داد 6 مقوله اصلی که شامل عوامل نیاز بازار، فرصت های پژوهشی، تأثیرات اجتماعی و اقتصادی، تکنولوژی و نوآوری، روند جامعه، ساختار شبکه های اجتماعی می باشند، به ترتیب در الویت اول تا ششم قرار دارند.

مدیریت منابع انسانی

شیوه‌های پایدار مدیریت منابع انسانی سبز از منظر کارکنان و مدیران با بهره‌گیری از هوش مصنوعی و رویکرد حسابداری سبز

دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 116-135

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.560801.1209

محمود صمدی، محمد علی کریمی، محدثه حمزوی، فرید عسکری

چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین مؤلفه‌های مؤثر بر اجرای شیوه‌های پایدار مدیریت منابع انسانی سبز از منظر کارکنان و مدیران، با بهره‌گیری از هوش مصنوعی و رویکرد حسابداری سبز انجام شده است. این مطالعه کاربردی و کیفی با رویکرد نظریه داده‌بنیاد با نرم افزار MAXQDA طراحی شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ نفر از مدیران منابع انسانی، کارشناسان فناوری اطلاعات، اعضای هیئت علمی و کارکنان دارای تجربه تعامل با سیستم‌های هوش مصنوعی گردآوری شد. تحلیل داده‌ها در سه مرحله‌ی کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. یافته‌ها نشان داد که عوامل علی همچون رهبری سبز و حمایت مدیران، فرهنگ نوآوری و پذیرش فناوری، و به‌کارگیری هوش مصنوعی در فرآیندهای مدیریتی نقش کلیدی در موفقیت اجرای شیوه‌های پایدار دارند. همچنین، عوامل زمینه‌ای نظیر منابع سازمانی، زیرساخت‌های فناوری، آموزش‌های تخصصی و به‌کارگیری شاخص‌های حسابداری سبز، بستر لازم برای تعامل مؤثر با سیستم‌های هوش مصنوعی و اجرای فرآیندهای سبز را فراهم می‌آورند. راهبردهای مؤثر شامل آموزش‌های کاربردی، شفاف‌سازی فرآیندها، مشارکت کارکنان در تصمیم‌گیری و پایش عملکرد زیست‌محیطی بر اساس داده‌های حسابداری سبز است. پیامدهای حاصل نیز افزایش بهره‌وری، ارتقای کارایی، بهبود تمرکز بر وظایف کلیدی و ارتقای عملکرد زیست‌محیطی سازمان را در پی دارد. در نهایت، این پژوهش چارچوبی نظری ـ عملی ارائه می‌دهد که سازمان‌ها می‌توانند با تلفیق هوش مصنوعی و حسابداری سبز، شیوه‌های پایدار مدیریت منابع انسانی سبز را به شکلی مؤثر و کارآمد پیاده‌سازی کنند.

مدیریت بازاریابی

طراحی مدل بازاریابی اینفلوئنسرها مبتنی بر رفتار مصرف گنندگان محصولات کوهنوردی با رویکرد داده بنیاد

دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 127-148

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.520031.1086

مهدی خداپرست، پیمان عمادی

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل بازاریابی اینفلوئنسرها مبتنی بر رفتار مصرف‌کنندگان محصولات کوهنوردی با رویکرد داده بنیاد بود . روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه زمینه‌ای انجام شد. جامعه آماری شامل خبرگان حوزه ارزیابی بازاریابی اینفلوئنسرها، اعضای هیئت علمی، بازاریابان و تولیدکنندگان محصولات کوهنوردی بود. نمونه‌گیری به صورت هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع داده‌ها انجام شد و ۱۲ نفر برای مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته انتخاب شدند. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از روش گراندد تئوری (داده بنیاد) صورت گرفت. یافته‌ها نشان داد که ۴۶ کد اولیه در قالب ۱۵ مقوله اصلی استخراج شدند که عبارت‌اند از: اعتبار و تخصص درک‌شده، همسویی ارزشی، کیفیت و صداقت محتوا، ویژگی‌های جامعه کوهنوردی، ماهیت محصولات کوهنوردی، اشباع تبلیغاتی در شبکه‌های اجتماعی، تجربه قبلی مصرف‌کننده، میزان دانش و تخصص شخصی، ریسک درک‌شده، راستی‌آزمایی متقابل، ارتباط مستقیم و مشاهده، بهره‌گیری از اینفلوئنسرهای با سابقه، افزایش یا کاهش اعتماد به اینفلوئنسر، تغییر نگرش نسبت به برند، و تصمیم به خرید یا عدم خرید. نتایج نشان داد تأثیر اینفلوئنسرها بر رفتار مصرف‌کنندگان، بسته به ویژگی‌های جمعیت هدف مانند کودکان، نوجوانان، زنان و مردان، بسیار عمیق و اساسی است. یافته‌ها می‌توانند به برندها و بازاریابان کمک کنند تا با شناسایی معیارهای مؤثر، تعامل مؤثرتر با مخاطبان ایجاد کرده و استراتژی‌های بازاریابی مبتنی بر اینفلوئنسر را بهبود بخشند.

بازاریابی و استراتژی برند

ارائه مدل بازاریابی چریکی در خرده فروشی های ورزشی

دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 136-159

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.568647.1237

رفیق رضاقلی، سمیرا علی آبادی، کورش ویسی

چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل بازاریابی چریکی در خرده فروشی های ورزشی می باشد. این پژوهش از لحاظ اجرا به صورت کیفی و به روش داده بنیاد با رویکرد گلیزر انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از نخبگان در حوزه مدیریت و بازاریابی ورزشی و مدیران فروش محصولات ورزشی می باشد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای گردآوری و تحلیل داده ها از روش داده بنیاد استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. برای تحلیل داده‎ها از نرم افزار 24 MAXQDA استفاده گردید. یافته ها نشان داد مدل پیشنهادی با شش بعد اصلی، که شامل تحلیل بازار مشتری، هدف‌گذاری، آمیخته بازاریابی، مدیریت تجربه مشتری، حصول نتیجه و محیط چریک است، بر پایه استراتژی‌های نوآورانه و ابزارهای بازاریابی غیرمتعارف طراحی شده است. در این راستا، هر یک از این ابعاد نقش مهمی در پیاده‌سازی موفق بازاریابی چریکی در فروشگاه‌های ورزشی ایفا می‌کنند و می‌توانند منجر به نتایج ملموس و قابل‌توجهی در جذب و وفاداری مشتریان شوند. در مجموع، طراحی مدل بازاریابی چریکی برای خرده‌فروشی‌های ورزشی ایران می‌تواند به کسب‌وکارها کمک کند تا از طریق رویکردهای نوآورانه، خلاقانه و کم‌هزینه، نتایج مثبتی در جذب مشتریان و افزایش فروش به دست آورند. این مدل با تکیه بر تحلیل دقیق بازار، هدف‌گذاری مشخص، استفاده مؤثر از آمیخته بازاریابی، مدیریت تجربه مشتری و ارزیابی نتایج، به فروشگاه‌های ورزشی این امکان را می‌دهد که به‌طور مؤثر در بازار رقابتی کنونی فعالیت کنند و در نهایت به سودآوری و رشد پایدار دست یابند.

مدیریت بازاریابی

ارائه الگوی کیفی نوآوری خدمات نوین بانکی مبتنی بر مدیریت دانش مشتری

دوره 5، شماره 1، بهار 1405

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.578785.1261

نجمه دانشفر، مهدی روح الامینی، آزاده کیاپور، شیبا معصومی

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه یک الگوی کیفی برای نوآوری خدمات نوین بانکی مبتنی بر مدیریت دانش مشتری انجام شده است و با توجه به ماهیت اکتشافی و چندبعدی موضوع، از روش تحلیل مضمون برای شناسایی، تبیین و سامان‌دهی مؤلفه‌ها و ابعاد اصلی الگو بهره گرفته شد. این روش با تمرکز بر استخراج الگوهای مفهومی نهفته در ادبیات علمی، امکان ارائه چارچوبی منسجم، نظام‌مند و مبتنی بر شواهد را فراهم می‌آورد و زمینه مناسبی برای درک عمیق‌تر سازوکارهای مؤثر بر نوآوری خدمات بانکی ایجاد می‌کند. در این پژوهش، به منظور گردآوری و انتخاب ادبیات علمی مرتبط، از پایگاه‌های داده اسکوپوس، وب آو ساینس و گوگل اسکالر استفاده شد. در مرحله نخست، جستجوی گسترده‌ای در پایگاه‌های مذکور انجام گرفت و ۱۹۸ مقاله شناسایی گردید. پس از بررسی دقیق عنوان، چکیده و کلیدواژه‌ها، ۳۲ مقاله واجد شرایط برای کدگذاری و تحلیل کیفی انتخاب شد. فرایند تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از نرم‌افزار MAXQDA و از طریق مراحل کدگذاری و استخراج مضامین انجام گرفت. نتایج حاصل از تحلیل مضمون نشان داد که الگوی کیفی نوآوری خدمات نوین بانکی مبتنی بر مدیریت دانش مشتری بر پنج عنصر کلیدی استوار است. این عناصر شامل زیرساخت‌ها و قابلیت‌های فناورانه هوشمند، فرایندهای مدیریت دانش مشتری، نوآوری در طراحی و ارائه خدمات بانکی، هم‌آفرینی ارزش و تعاملات دانش‌محور با مشتری، و پویایی‌های محیطی و الزامات نهادی نوآوری بانکی می‌باشند. این عناصر در تعامل با یکدیگر، چارچوبی منسجم برای توسعه نوآوری خدمات بانکی فراهم می‌آورند و می‌توانند به‌عنوان مبنایی کاربردی برای مدیران و تصمیم‌گیرندگان بانکی در جهت ارتقای تجربه مشتری، افزایش مزیت رقابتی و تحقق نوآوری پایدار مورد استفاده قرار گیرند.

مدیریت منابع انسانی

مدلسازی معادلات ساختاری خط مشی گذاری توانمندسازی کارکنان

دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 160-174

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.545055.1142

ﻋﺒﺎﺱ ﻋﻄﺎﭘﻮﺭ، علیرضا منظری توکلی، ﺳﻨﺠﺮ ﺳﻼﺟﻘﻪ، ﺯﻫﺮﺍ ﺍﻧﺠﻢﺷﻌﺎﻉ

چکیده پژوهش حاضر با هدف مدلسازی معادلات ساختاری خط مشی گذاری توانمندسازی کارکنان دانشگاه پیام نور انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی پیمایشی بود و داده‌های کمی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمع‌آوری شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان (اعم از اعضاء هیات علمی و غیر هیات علمی) دانشگاه پیام نور می باشد. روش نمونه گیری به روش تصادفی طبقه ای نمونه ای به حجم 358 نفر انتخاب شدند. سپس بعد از جمع آوری داده های آماری با استفاده از روش PLS تحلیل شد. روایی ابزار توسط اساتید و خبرگان حوزه منابع انسانی تأیید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ بالای 7/0 ارزیابی شد. نتایج نشان داد که مدل ساختاری, پژوهش شامل عوامل علی(شایستگی های رهبر ، شایستگی های نیروی انسانی ، شایستگی های سازمان و انگیزش عاملان دانشگاهی)، عوامل زمینه ای(ساختار دانشگاه ، جو دانشگاه ، تکنولوژی دانشگاه)، عوامل مداخله گر(شرایط فرهنگی، شرایط اقتصادی ، شرایط اجتماعی و شرایط سیاسی)، راهبردها (تبیین چشم انداز، اهداف و ماموریت، توانمندسازی ، بهینه سازی و تسهیل فرآیندها، ایجاد نظام تضمین کیفیت، ایجاد نظام شایسته سالاری، استقرار نظام پاسخگویی، ایجاد انگیزش و توسعه ارتباطات و تعاملات) و پیامدها(پیامدهای فردی، پیامدهای دانشگاهی) می باشد. همچنین نتایج نشان داد مدل دارای درجه تناسب مطلوب و برازش قوی می باشد.

موانع ورود استراتژیک به صنعت بانکداری دیجیتال در ایران

دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 148-155

https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.423525.1032

محمدامین رشیدی، محمدمبین شفیعی ناطق، سروش شایگان نریمان

چکیده تحول دیجیتال در سال‌های اخیر بسیاری از صنایع را دگرگون ساخته است. از پیامدهای تحول دیجیتال می‌توان به تغییر ساختارها، رویه‌ها و فرآیندها اشاره کرد. موج تحول دیجیتال صنعت بانکداری را نیز دچار تغییرات اساسی نموده است. بانکداری دیجیتال به ارائه خدمات بانکی بر بستر فناوری‌های دیجیتال گفته می‌شود. صنعت بانکداری ایران در سال‌های اخیر به سمت خدمات دیجیتال روی آورده است و می‌توان این صنعت را یکی از صنایع پیشرو در کشور دانست. با این حال موانع ورود استراتژیکی در راه بانک‌ها برای پیوستن به موج تحول دیجیتال وجود دارد و بعضاً آن‌ها را از پیوستن به این موج باز می‌دارد. پژوهش حاضر با استفاده از روش فراترکیب موانع ورود استراتژیک به صنعت بانکداری دیجیتال در ایران را بررسی می‌کند. این پژوهش در یک بازه ده سال از سال 1391 تا 1401 پژوهش‌های صورت گرفته در این حوزه را بررسی و مهمترین موانع ورود استراتژیک به صنعت بانکداری دیجیتال را استخراج نموده است. بررسی پژوهش‌ها نشان می‌دهد که موانع ورود استراتژیک به صنعت بانکداری دیجیتال در ایران به دو دسته کلی «درونی» و «بیرونی» تقسیم شده و عواملی نظیر: موانع فرهنگی، مدیریتیف فناوری، مالی، سیاسی-حقوقی و مهارتی در بر آن اثرگذار هستند.

مدیریت بازاریابی

طراحی مدل داده‌بنیاد پذیرش اجتماعی فناوری خانه هوشمند در میان مصرف‌کنندگان عراقی

دوره 5، شماره 1، بهار 1405

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.578973.1265

عبدالله عبدالکریم عباس السعدی، قاسم زارعی، محمد باشکوه اجیرلو، ناصر سیف‌اللهی

چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل داده‌بنیاد پذیرش اجتماعی فناوری خانه هوشمند در میان مصرف‌کنندگان عراقی می باشد. این پژوهش مبتنی بر پارادایم تفسیری و با رویکردی کیفی انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از متخصصان فناوری خانه هوشمند و اساتید دانشگاه با تخصص بازاریابی می باشند که به روش گلوله برفی انتخاب شدند و در پاسخگویی به سوالات مصاحبه‌ها مشارکت کردند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. داده‌های جمع‌آوری شده با تکیه بر تاکتیک تحلیل محتوای پنهان در نرم‌افزار MAXQDA2024 در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها حاکی از تولید مفهوم مقوله‌های پذیرش فناوری خانه هوشمند، ادراک اعتماد و امنیت، رفتارهای ادغام سبک زندگی، تصمیم گیری اقتصادی و پاسخ به تأثیر اجتماعی بود که 7 فرضیه اصلی و جدید میان آن‌ها برقرار شد. نتایج نشان داد که مقوله محوری «پذیرش اجتماعی فناوری خانه هوشمند»، یک سازه چندوجهی را در بر می‌گیرد که تحت تأثیر ابعاد شناختی، اجتماعی و نوآورانه قرار دارد

مدیریت منابع انسانی

مدلسازی ساختاری تفسیری مدیریت رفتار سیاسی مبتنی بر رفتار شهروندی

دوره 3، شماره 1، بهار 1403، صفحه 206-227

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.383337.1005

حمیدرضا نامجوفرد، محمد جلال کمالی، مهدی سبک رو، زهرا انجم شعاع، حجت بابایی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی مدلسازی ساختاری تفسیری مدیریت رفتار سیاسی مبتنی بر رفتار شهروندی می باشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و از نظر نوع روش، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان شامل اساتید هیأت‌علمی رشته مدیریت دولتی و مدیران ارشد شهرداری یزد می باشد که به‌روش نمونه‌گیری غیر احتمالی هدفمند و زنجیره‌ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته می‎باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، ابتدا از مدلسازی ساختاری و تفسیری (ISM) و جهت تأثیرپذیری و تأثیرگذاری از نرم افزار MICMAC استفاده شد. نتایج نشان داد که سطح نخست عوامل فردی، تثبیت و انجماد؛ سطح دوم فرآیندهای آموزش و توسعه، آوای سازندگی؛ سطح سوم عوامل سازمانی و سطح چهارم عوامل فرهنگی شهروندی و توسعه و بهره وری قرار دارند. همچنین نتایج نشان داد که عوامل فردی تاثیر گذار بر فرآیندهای آموزش و توسعه به شمار می‌روند. آموزش و توسعه به‌همراه آوای سازندگی بر عوامل سازمانی تأثیرگذار هستند. متغیر عوامل سازمانی به‌عنوان یک پل ارتباطی بین فرآیندهای آموزش و توسعه و عوامل سازمانی می باشد و فرهنگ سازمانی، با تأثیر بر ارتباطات داخلی، ارزش‌ها و اعتقادات، مسئولیت‌پذیری، و تعهد به توسعه، به شکل آگاهانه یا ناآگاهانه، رفتارها و اعمال افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

مدیریت بازاریابی

طراحی مدل توسعه مدیریت ارتباط با مشتری و نقش مزیت رقابتی پایداردر باشگاه‌های ورزشی استان گیلان

دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 229-251

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.566724.1226

سیدصادق میر جلالی، مسعود ایمان زاده، مهرداد محرم زاده، رباب مختاری

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل توسعه مدیریت ارتباط با مشتری و نقش مزیت رقابتی پایداردر باشگاه‌های ورزشی استان گیلان می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و از نظر ماهیت اکتشافی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها در رشته مدیریت ورزشی و مدیران باشگاه های ورزشی در استان گیلان می باشند که به روش نمونه گیری نظری انتخاب شدند. برای گرد‌آوری داده‌ها از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته استفاده شد. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های از روش داده بنیاد در قالب کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. نتایج پزوهش نشان داد که که 469 نشان می‌تواند بر مدیریت ارتباط با مشتری با تاکید بر مزیت رقابتی پایدار در باشگاه‌های ورزشی در استان گیلان موثر باشند. سپس در کدگذاری محوری نشان ها در 105 مفهوم و 41 مقوله طبقه بندی گردید. داده‌های به دست آمده از مصاحبه با رویکرد گراندد تئوری انجام شد. نتایج نشان داد که هفت مقوله اصلی شامل بازاریابی، محیط سازمانی، زیرساخت، عملکرد، مدیریت و برنامه‌ریزی، کیفیت خدمات و مدیریت ارتباط برای بهینه‌سازی سیستم مدیریت ارتباط با مشتری برای توسعه مدیریت ارتباط با مشتری با تاکید بر مزیت رقابتی پایدار دارای اهمیت می‌باشد. مدیران باشگاه‌های ورزشی می‌توانند از نشان‌ها، مفاهیم و مقوله‌های شناسایی شده در برنامه‌ریزی‌های آتی خود جهت ارتباط موثر با مشتریان استفاده نمایند.

مدیریت منابع انسانی در مدیریت کسب و کار

طراحی الگوی استقرار نظام منابع انسانی داده محور با استفاده از ابزارهای دیجیتالی و هوشمند

دوره 5، شماره 1، بهار 1405

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.498298.1065

مهدی خداپرست، مریم کوره وند

چکیده هدف این پژوهش، طراحی الگوی استقرار نظام منابع انسانی داده محور با استفاده از ابزارهای دیجیتالی و هوشمند می‌باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، بنیادی و از لحاظ روش اجرا کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از صاحب‌نظران و خبرگان دانشگاهی، اعضای هیأت علمی و مدیران سازمان انتقال خون می باشند که به روش هدفمند و نظری (قضاوتی) انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه‌ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته از نرم‌افزار MAXQD استفاده شد. نتایج نشان داد که از طریق کدگذاری محوری، ۴۴ کد اولیه در قالب ۲۲ کد محوری دسته‌بندی شدند که بیانگر مفاهیم کلیدی و ساختاردهنده نظام منابع انسانی داده‌محور هستند. بررسی جامع عوامل مؤثر بر استقرار نظام منابع انسانی داده‌محور با استفاده از ابزارهای دیجیتالی و هوشمند نشان می‌دهد که این فرآیند یک تحول چندبعدی و راهبردی است که مستلزم توجه هم‌زمان به مجموعه‌ای از عوامل علّی (5 محور)، زمینه‌ای (4 محور)، مداخله‌گر (4 محور)، راهبردها (4 محور) و پیامدها (4 محور) می‌باشد. این تحقیق با ارائه الگوی یکپارچه و داده‌محور، نقش ابزارهای دیجیتال و هوشمند در بهبود فرآیندهای منابع انسانی و تصمیم‌گیری استراتژیک را برجسته کرده و می‌تواند راهنمای عملی و نظری ارزشمندی برای سازمان‌ها در مسیر تحول دیجیتال فراهم آورد.

مدیریت بازاریابی

طراحی مدل تجربه مشتری در صنعت خرده فروشی با تاکید بر خرده فروشی نسل 4.0

دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 236-259

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.550214.1170

مرتضی اعلمی، عبداله نعامی، فرزانه بیک زاده عباسی، اسکندر عبدالهی

چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل تجربه مشتری در صنعت خرده فروشی با تاکید بر خرده فروشی نسل 4.0 می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، بنیادی و رویکرد استقرایی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش داده بنیاد می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 16 نفر از استادان دانشگاه، مدیران فروشگاه‌های زنجیره‌ای می باشد. حجم نمونه با روش نمونه‌گیری، قضاوتی (هدفمند) و از نوع نمونه گیری نظری انجام شد و مصاحبه‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از کدگذاری باز، محوری و انتخابی و روش داده بنیاد از نرم افزار Maxqda استفاده گردید. طبق نتایج یافته ها مفاهیم در خرده مقوها ها شامل: شرایط علی (پیشرفت فناوری و ارزش آفرینی)؛ شرایط زمینه ای (عوامل انسانی و عوامل سازمانی) ؛ شرایط مداخله گر (عوامل عمومی و عوامل مرتبط با بازار)؛ پدیده محوری (تجربه مشتری)؛ راهبردها (پیاده سازی و به کارگیری خرده فروشی نسل ۴) و پیامدها (ایجاد ارتباط موثر با مشتری) دسته بندی شدند.

مدیریت بازاریابی

ارائه مدل بهره گیری از فناوری های نوین ارتباطی بارویکرد مشتری مداری و ظرفیت سازی اجتماعی در پایانه های مسافربری شهر تهران

دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 252-270

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.559039.1200

مریم قلی زاده تکبلاغ، سیدمحمودرضا مرتضوی، احمد میرجلیلی

چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل بهره گیری از فناوری های نوین ارتباطی با رویکرد مشتری مداری وظرفیت سازی اجتماعی در پایانه های مسافربری شهر تهران به روش داده بنیاد می باشد پژوهش حاضر از نظر نوع هدف کاربردی– توسعه‌ای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از نظر ماهیت داده‌ها کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان و خبرگان آشنا با موضوع می‌باشد. نمونه‌برداری در این پژوهش از نوع گلوله برفی بود. بر اساس موضوع داده‌های مورد نظر از طریق مصاحبه‌ها‌ی نیمه ساختاریافته جمع‌آوری و نمونه‌گیری تا رسیدن به حد کفایت و اشباع نظری ادامه پیدا کرد . اطلاعات به دست امده با نرم افزار MAXQDA2020 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد مدل دارای شرایط علّی شامل (فشارهای محیط خارجی، نیازهای داخلی و چالش‌های عملیاتی، سیاست‌ها و دستورالعمل‌های کلان)، شرایط زمینه ای شامل (بستر فنی و زیرساختی، بستر انسانی و فرهنگی، بستر قانونی-حقوقی)، شرایط مداخله گر شامل(عوامل تسهیل‌کننده، عوامل بازدارنده)، راهبردها شامل(راهبردهای فناورانه-ارتباطی، راهبردهای مشتری‌مداری و تعامل، راهبردهای ظرفیت‌سازی و مشارکت اجتماعی)، پیامدها شامل(پیامدهای عملیاتی و کارکردی، پیامدهای اقتصادی-مالی، پیامدهای اجتماعی-سازمانی، پیامدهای کلان و راهبردی) می باشد.

مدیریت مالی و اقتصادی بازرگانی

شناسایی ابعاد و مولفه های الگوی ارائه خدمات مبتنی بر فناوری مالی (فین تک) با رویکرد مشتری مداری در نظام بانکی ایران

دوره 5، شماره 1، بهار 1405

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.579719.1276

محدثه جعفری مجد، محمد ملکی نیا

چکیده هدف این پژوهش شناسایی ابعاد و مولفه های الگوی ارائه خدمات مبتنی بر فناوری مالی (فین تک) با رویکرد مشتری مداری در نظام بانکی ایران بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی می باشد. ابزار جمع آوری داده ها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق در بخش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش میدانی، مدیران نظام بانکی بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری هدفمند انجام گردید. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبه ها در نرم‌افزار MAXQDA2020انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد که ابعاد و مولفه های الگوی ارائه شده شامل: زیر ساخت و قابلیت‌های فناوری(زیر ساخت دیجیتال، فناوری‌های نو ظهور مالی، امنیت سایبری و حریم خصوصی، یکپارچگی فناوری)، مشتری‌مداری(شناخت مشتری، تجربه مشتری، شخصی‌سازی خدمات، ارتباط و تعامل با مشتری)، خدمات مالی دیجیتال(تنوع خدمات فین‌تک و ابزارهای نوین، کیفیت خدمات دیجیتال، دسترس ‌پذیری خدمات، نوآوری در خدمات مالی)، ساختار و مدیریت بانکی(استراتژی تحول دیجیتال، فرهنگ نوآوری سازمانی، مسئولیت اجتماعی و پایداری بانکی)، محیط نهادی و مقرراتی(قوانین و مقررات فین‌تک،نظارت و تنظیم‌گری، حمایت نهادی) می باشد.

مدیریت بازرگانی

ارائه مدل تأمین منابع مالی پایدار در فدراسیون‌های ورزشی ایران

دوره 5، شماره 1، بهار 1405

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.564591.1224

فرزین لطف پوری، سمیرا علی آبادی، کورش ویسی

چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل تأمین منابع مالی پایدار در فدراسیون‌های ورزشی ایران می باشد. این پژوهش از لحاظ اجرا به صورت کیفی و به روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 17 نفر از نخبگان در حوزه مدیریت ورزشی و مدیریت فدراسیون های ورزشی می باشد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای گردآوری و تحلیل داده ها از روش داده بنیاد استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. برای تحلیل داده‎ها از نرم افزار24 MAXQDA استفاده گردید. یافته ها نشان داد تأمین منابع مالی پایدار در فدراسیون‌های ورزشی ایران به ‌عنوان پدیده اصلی، تحت تأثیر عواملی مانند وابستگی به بودجه دولتی، کمبود منابع مالی پایدار و فشار رقابت‌های منطقه‌ای و جهانی، در بستری از محدودیت‌های اقتصادی، ضعف مدیریتی و چالش‌های زیرساختی شکل می‌گیرد. عواملی مانند سیاست‌های دولت، نقش رسانه‌ها و قابلیت‌های سازمانی، شدت و جهت این تلاش را تعدیل می‌کنند. برای غلبه بر این چالش‌ها، اتخاذ راهبردهایی همچون تنوع‌بخشی به منابع مالی، تجاری‌سازی ورزش و تقویت برندینگ فدراسیون‌ها ضروری است. اجرای موفق این راهبردها منجر به پیامدهایی همچون استقلال مالی، توسعه زیرساخت‌ها و افزایش رقابت‌پذیری فدراسیون‌های ورزشی می‌شود که در نهایت رشد پایدار ورزش کشور را تضمین می‌کند.

مدیریت بازاریابی

فناوری‌های دیجیتال بر تحول شیوه‌های مدیریت منابع انسانی و پیامدهای آن بر نتایج کارکنان با رویکرد نظریه داده ‌بنیاد

دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.559393.1208

غلامرضا تیزفهم فرد، محمود صمدی، سحر ملا زینلی، آرمین رجب زاده، سارا دودانگه

چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل کیفی تأثیر فناوری‌های دیجیتال بر تحول شیوه‌های مدیریت منابع انسانی و پیامدهای آن بر نتایج کارکنان انجام شد. این مطالعه کاربردی و کیفی با رویکرد نظریه داده‌بنیاد طراحی شد و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با مدیران، کارشناسان منابع انسانی و کارکنان دارای تجربه تعامل با فناوری‌های دیجیتال گردآوری شد. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. یافته‌ها نشان داد که عوامل علّی شامل رهبری فناورمحور، حمایت مدیریتی از نوآوری و فرهنگ تصمیم‌گیری داده‌محور، نقش کلیدی در تسهیل تحول منابع انسانی دارند. عوامل زمینه‌ای شامل فرهنگ یادگیری سازمانی و سطح سواد دیجیتال کارکنان بستر لازم برای اجرای موفق فرآیندهای دیجیتال را فراهم می‌آورند، در حالی که محدودیت منابع مالی، قوانین اداری و مقاومت کارکنان به‌عنوان عوامل مداخله‌گر عمل می‌کنند. راهبردهایی مانند توانمندسازی دیجیتال کارکنان، همکاری بین واحدی و توسعه زیرساخت‌های فناورانه موجب ارتقای بهره‌وری، رضایت و تعهد کارکنان می‌شوند. پژوهش چارچوب نظری-عملی جامعی ارائه می‌دهد که سازمان‌ها می‌توانند با بهره‌گیری از فناوری‌های دیجیتال، شیوه‌های مدیریت منابع انسانی را به‌طور مؤثر و پایدار پیاده‌سازی کنند.