تحلیل عوامل اثرگذار بر پیشبینی قیمت آتی زعفران در بورس کالای ایران
دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 70-88
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.567709.1232
سعاد رمضانی وانگاه، حمید رضا ملائی، امیرحسین تائبی نقندری
چکیده هدف پژوهش حاضر تحلیل عوامل اثرگذار بر پیشبینی قیمت آتی زعفران در بورس کالای ایران میباشد. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت از نوع، پس رویدادی می باشد. جامعه آماری شامل ۲۰ نفر از خبرگان حوزه اقتصاد کشاورزی، مدیران بورس کالا و فعالان بازار مشتقات کشاورزی می باشد که به روش هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند و این فرآیند تا زمانی ادامه یافت که به اشباع نظری برسد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه و پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل از روش دیمتل استفاده شد. یافته ها نشان داد که متغیرهایی نظیر نرخ تسهیلات اعتباری بخش کشاورزی، نرخ ارز، نرخ تورم، میزان صادرات و موجودی انبارها در گروه متغیرهای اثرگذار قرار دارند، در حالی که عواملی چون میزان تولید، یارانههای تخصیصیافته، هزینههای تولید، تقاضای جهانی و قوانین گمرکی جزو متغیرهای اثرپذیر محسوب میشوند. از لحاظ اولویتبندی اهمیت یارانههای تخصیصیافته و میزان تولید زعفران دارای بالاترین اهمیت؛ صادرات زعفران، نرخ تورم و نرخ ارز دارای اهمیت بالا؛ هزینههای تولید و شاخص خشکسالی اهمیت متوسط و تغییرات دمایی و شاخص قیمت تولیدکننده اهمیت کمتری می باشند.
بررسی پیش بینی قیمت گذاری سنگ آهن، با استفاده از روش شبکه عصبی پویا و روند اثرگذاری و اثرپذیری عامل ها
دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 110-130
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.547880.1155
یوسف ناجی، حمیدرضا ملایی، علی رئیس پور رجبعلی، مهدی محمدباقری
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی پیش بینی قیمت گذاری سنگ آهن، با استفاده از روش شبکه عصبی پویا و روند اثرگذاری و اثرپذیری عامل ها میباشد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از جنبه دادهها پیمایشی می باشد. جامعه آماری شامل قیمت روزانه سهام سنگآهن به مدت 2058 روز کاری است. نظر به اینکه نوسانات شدید قیمت سهام پیشبینی را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد؛ بنابراین نمونه آماری مورد استفاده در این تحقیق قیمتهای روزانه سهام سنگآهن در بازه زمانی ورود شرکتها به بورس کالا از تاریخ 01/01/1395 الی 29/12/1401 را در بر میگیرد. برای مدلسازی شبکه عصبی پویا از زبان برنامهنویسی Python همچنین برای اثرگذاری و اثرپذیری عامل ها از نرم افزار DEMATEL استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل شبکه عصبی پویا (LSTM) با توانایی بالا در مدلسازی اثرات غیرخطی متغیرهای کلان اقتصادی، بهترین عملکرد را در پیشبینی قیمت سنگآهن از خود نشان داد. این مدل پس از بهینهسازی پارامترها (۳ لایه و ۶۴ نرون)، به بالاترین ضریب تعیین (R2) برابر با 985/0 و کمترین ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) برابر با 051/0 دست یافت. تحلیل حساسیت حاکی از آن بود که قیمت فولاد مهمترین متغیر برای پیشبینی قیمت سنگآهن است. همچنین نتایج دیمتل نشان داد که نرخ بهره قویترین عامل پیشایند (تأثیرگذار) در سیستم اقتصادی است، در حالی که تولید سنگآهن قویترین عامل پسایند (تأثیرپذیر) محسوب میشود. این یافتهها تأکید میکنند که قیمت سنگآهن به شدت تابعی از شرایط کلان مالی و اقتصادی است و شبکه عصبی پویا ابزار برتری برای پیشبینی آن بهشمار میرود.
ارائه مدل جامع مدیریت ریسک با توجه به نقش عدم اطمینان محیطی و شفافیت قانونی در صنعت بانکداری
دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 289-309
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.465112.1054
محمد هادی وزیری، مهدی محمدباقری، علی رئیس پور رجبعلی، محسن زاینده رودی، حمید رضا ملائی
چکیده این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل متغیرهای مؤثر بر الگوی مدیریت ریسک در صنعت بانکداری و بررسی نقش عدم اطمینان محیطی و شفافیت قانونی، این پژوهش انجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی میباشد. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE)و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. نتایج نشان داد که مدیریت قوی نظارتی به عنوان عامل محرک اصلی بیشترین تأثیر را بر سایر متغیرها دارد و سایر ابعاد شامل پاسخگویی و مسئولیتپذیری، مراقبت از ریسکهای اعتباری، کنترل محیط کسبوکار، شفافیت تسهیلات کلان بانکی و حفاظت از تصویر بانک در سطح پیوندی قرار دارند و تعامل پیچیدهای با یکدیگر دارند. یافتهها نشان میدهند که این متغیرها نقش کلیدی در ارتقای عملکرد مدیریت ریسک و کاهش اثرات منفی عدم اطمینان محیطی و کمبود شفافیت قانونی ایفا میکنند.
