سطح بندی عوامل کالایی شدن هویت در پرتو گسترش شبکههای اجتماعی در ایران با رویکرد آینده پژوهی
دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 271-291
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.573662.1249
امیر مقیدنیا، مجتبی پورسلیمی، علی حسین زاده، محمد قاسمی نامقی
چکیده هدف پژوهش حاضر سطح بندی عوامل کالایی شدن هویت در پرتو گسترش شبکههای اجتماعی در ایران با رویکرد آینده پژوهی می باشد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی؛ از لحاظ شیوه گردآوری دادهها توصیفی از نوع پیمایشی، و از لحاظ ماهیت از نوع اکتشافی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 21 نفر از افراد برجسته دانشگاهی ایران و متخصصان در حوزه شبکه های اجتماعی و علوم ارتباطات می باشند. این افراد از دانش آکادمیک و سوابق و تجارب کاری در سطح عالی برخوردارند. روش نمونه گیری در این پژوهش هدفمند می باشد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته و پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از روش میک مک و در راستای آینده پژوهی از روش های تحلیل اثر متقابل و سناریوسازی استفاده شد. پس از مصاحبه عمیق با خبرگان، 22 مقوله در شش بعد شناسایی گردید؛ متغیر برنامه ریزی فرهنگی عنوان تأثیرگذارترین مولفه یا متغیر شناسایی شد و پس از آن مولفه آموزش در رتبه دوم قرار دارد. جایگاه سوم از نظر تأثیر در ماتریس تأثیر مستقیم مربوط به متغیر بهبود مهارت های اجتماعی است در حالی که در ماتریس تأثیر غیرمستقیم این جایگاه به متغیر منفعت طلبی تعلق دارد. در بخش سناریو 7 سناریو شناسایی شد که عبارتند از: تغییرات در سبک زندگی، تقویت ارتباطات، تبلیغات، خلق هویت جدید، عوامل شخصی و رفتاری، عوامل آموزشی – مهارتی، عوامل فرهنگی، عوامل بین المللی و سیاسی، عوامل فناورانه و عوامل اجتماعی.
طراحی مدل بازاریابی اینفلوئنسرها مبتنی بر رفتار مصرف گنندگان محصولات کوهنوردی با رویکرد داده بنیاد
دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 127-148
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.520031.1086
مهدی خداپرست، پیمان عمادی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل بازاریابی اینفلوئنسرها مبتنی بر رفتار مصرفکنندگان محصولات کوهنوردی با رویکرد داده بنیاد بود . روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه زمینهای انجام شد. جامعه آماری شامل خبرگان حوزه ارزیابی بازاریابی اینفلوئنسرها، اعضای هیئت علمی، بازاریابان و تولیدکنندگان محصولات کوهنوردی بود. نمونهگیری به صورت هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع دادهها انجام شد و ۱۲ نفر برای مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته انتخاب شدند. تحلیل دادهها با بهرهگیری از روش گراندد تئوری (داده بنیاد) صورت گرفت. یافتهها نشان داد که ۴۶ کد اولیه در قالب ۱۵ مقوله اصلی استخراج شدند که عبارتاند از: اعتبار و تخصص درکشده، همسویی ارزشی، کیفیت و صداقت محتوا، ویژگیهای جامعه کوهنوردی، ماهیت محصولات کوهنوردی، اشباع تبلیغاتی در شبکههای اجتماعی، تجربه قبلی مصرفکننده، میزان دانش و تخصص شخصی، ریسک درکشده، راستیآزمایی متقابل، ارتباط مستقیم و مشاهده، بهرهگیری از اینفلوئنسرهای با سابقه، افزایش یا کاهش اعتماد به اینفلوئنسر، تغییر نگرش نسبت به برند، و تصمیم به خرید یا عدم خرید. نتایج نشان داد تأثیر اینفلوئنسرها بر رفتار مصرفکنندگان، بسته به ویژگیهای جمعیت هدف مانند کودکان، نوجوانان، زنان و مردان، بسیار عمیق و اساسی است. یافتهها میتوانند به برندها و بازاریابان کمک کنند تا با شناسایی معیارهای مؤثر، تعامل مؤثرتر با مخاطبان ایجاد کرده و استراتژیهای بازاریابی مبتنی بر اینفلوئنسر را بهبود بخشند.
مدل سازی نقش تسهیل گر فناوریهای اطلاعاتی و شبکههای اجتماعی فناوریمحور در اجرای مدیریت دانش سازمانی
دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 100-111
https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.428354.1036
ناصر عسگری، سلمان جواشی جدید، سید فرامرز قرآنی، کورش قاعد
چکیده امروزه مدیریت دانش به یکی از مهمترین وظایف سازمانها تبدیل شده که میتواند بر عملکرد و موفقیت این سازمانها تاثیر زیادی داشته باشد. از این رو شناخت و بهبود عوامل ارتقا دهنده آن میتواند به بقا و سودآوری سازمان کمک کند. از میان زیرساختهای گوناگون مورد نیاز برای اجرای موفقیتآمیز مدیریت دانش، در این پژوهش نقش فناوری اطلاعات و شبکههای اجتماعی فناوریمحور و همچنین میزان تاثیرگذاری آنها بر اقدامات چهارگانه مدیریت دانش (خلق، ذخیرهسازی، تسهیم و کاربرد دانش) بررسی شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل مدیران و کارکنان بانک اقتصاد نوین در شهر تهران هستند که با توجه به اطلاعاتی که داشتند، می-توانستند اطلاعات با ارزشی را در اختیار محقق قرار دهند. برای نمونهگیری از روش تصادفی طبقهای استفاده شده و تعداد آن نیز بر اساس جدول کرجسی و مورگان 272 نفر انتخاب شدند.دادهها به روش معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که فناوریهای اطلاعاتی و شبکههای اجتماعی فناوریمحور بر تسهیل هر چهار اقدام مدیریت دانش تاثیر مثبت دارند و همچنین تسهیم دانش، خلق دانش، ذخیرهسازی دانش و کاربرد دانش به ترتیب از اولویتهای بیشتری برخوردار هستند.
