طراحی الگوی بهینهسازی همزیستی هوش مصنوعی و سرمایه انسانی در ارائه خدمات شهری
دوره 5، شماره 1، بهار 1405، صفحه 204-229
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.579081.1268
الله بخش خاشی، وحید پورشهابی
چکیده هدف این پژوهش، طراحی الگوی بهینهسازی همزیستی هوش مصنوعی و سرمایه انسانی در ارائه خدمات شهری به شهرداریهای استان سیستان و بلوچستان بود. این پژوهش در دو فاز کیفی و کمی انجام شد. در فاز کیفی، از مطالعه اسناد و مدارک مصاحبه و تکنیک دلفی با کمک ۲۰ خبره برای کشف و طراحی مدل اولیه استفاده گردید. نرمافزار مورد استفاده در این بخش مکسکیودا بود. در فاز کمّی، دادههای 300 نفر از کارکنان شهرداریهای استان با پرسشنامه محققساخته گردآوری شد که روایی و پایایی آن مورد آزمون و تأیید قرار گرفت و با مدلسازی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافتهها نشان داد مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است و شش سازه اصلی شامل عوامل زمینهای، مؤلفههای هوش مصنوعی، مؤلفههای سرمایه انسانی، عوامل میانجی، راهبردهای همزیستی و پیامدهای مطلوب را در بر میگیرد. قویترین رابطه در مدل بین عوامل زمینهای و مؤلفههای هوش مصنوعی با ضریب مسیر ۹۸/۰ مشاهده شد. این پژوهش الگوی بومی برای بهینهسازی همکاری انسان و هوش مصنوعی در شهرداریهای مناطق کمتربرخوردار را ارائه میدهد.
واکاوی ابعاد و مولفههای مدیریت تحول دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی
دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 184-208
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.550414.1173
کلثوم احمدی علی نودهی، هایده عاشوری، زهره شکیبایی
چکیده هدف این پژوهش واکاوی ابعاد و مولفه های مدیریت تحول دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی می باشد. این پژوهش از لحاظ اجرا به صورت کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از متخصصان و خبرگان امر در حوزه مدیریت منابع انسانی و همچنین مدیریت فناوری اطلاعات در سطح کشور (شامل اعضاء هیأت علمی دانشگاه ها در رشته مدیریت منابع انسانی و مدیریت فناوری اطلاعات و همچنین مدیران کل ادارات آموزش و پرورش استان ها) می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل مضمون و از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن بود که مدیریت تحول دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی در قالب چهار مقوله فراگیر «الزامات زمینهای»، «زیرساخت دیجیتال»، «فرآیند مدیریت تحول دیجیتال»، «سرمایه سازمانی»، 12مقوله سازمان دهنده «الزامات اخلاقی»، «الزامات فرهنگی»، «الزامات سازمانی»، «زیرساخت دیجیتال سخت»، «زیرساخت دیجیتال نرم»،«فرآیند مدیریت تحول دیجیتال»، «برنامهریزی تحول دیجیتال»، «نمونهسازی»، «یادگیری»،«سرمایه انسانی»، «سرمایه فرآیندی»، «سرمایه ساختاری»، «سرمایه اجتماعی» و 73 مقوله پایه طراحی شده است.
بررسی تطبیقی تأثیر کارآفرینی و نوآوری در نظامهای اقتصادی درحال توسعه و توسعه یافته
دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 177-194
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.485550.1059
پوریا محمودی، امیرحسین انواری، آترینا اورعی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی تأثیر کارآفرینی و نوآوری در نظامهای اقتصادی درحال توسعه و توسعه یافته میباشد. تحقیق حاضر با اتخاذ یک رویکرد تطبیقی و مقایسهای، به بررسی اثرات کارآفرینی و نوآوری بر رشد اقتصادی در دو گروه از کشورها شامل کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه میباشد. دادههای تجربی این پژوهش برای دوره زمانی ۲۰۰0 تا ۲۰۲3 گردآوری شد و از منابع معتبر بینالمللی همچون بانک جهانی، مرکز دیدهبان جهانی کارآفرینی (GEM) و سالنامه آماری ایالات متحده استخراج شد. نمونه آماری تحقیق شامل ۲۰ کشور منتخب از هر دو دسته توسعهیافتگی میباشد. دادههای آماری مربوط به ۲۰ کشور منتخب با بهرهگیری از روش دادههای تابلویی و تکنیک برآورد GLS تحلیل شدهاند. نتایج مدلسازی تجربی نشان میدهد که هر دو متغیر کارآفرینی و نوآوری در هر دو گروه کشورها تأثیر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی دارند؛ با این حال، شدت این تأثیر در کشورهای در حال توسعه بیشتر است. یافتهها حاکی از آناند که در کشورهای در حال توسعه، نوآوریها عمدتاً در پاسخ به نیازهای بومی و خلأهای نهادی و زیرساختی شکل میگیرند و کارآفرینی میتواند نقش جبرانی برای نواقص ساختاری ایفا کند. در مقابل، در کشورهای توسعهیافته، اگرچه تأثیر این دو عامل همچنان مثبت است، اما پویاییهای رشد اقتصادی بیشتر تحت تأثیر سرمایه انسانی، سرمایه فیزیکی و باز بودن تجاری قرار دارد. در نهایت، پژوهش حاضر بر اهمیت سیاستگذاری متفاوت برای کشورها متناسب با سطح توسعهیافتگی آنها در راستای تقویت نوآوری و کارآفرینی تأکید دارد.
