ارائه مدل تأمین منابع مالی پایدار در فدراسیونهای ورزشی ایران
دوره 5، شماره 1، بهار 1405
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.564591.1224
فرزین لطف پوری، سمیرا علی آبادی، کورش ویسی
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل تأمین منابع مالی پایدار در فدراسیونهای ورزشی ایران می باشد. این پژوهش از لحاظ اجرا به صورت کیفی و به روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 17 نفر از نخبگان در حوزه مدیریت ورزشی و مدیریت فدراسیون های ورزشی می باشد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای گردآوری و تحلیل داده ها از روش داده بنیاد استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. برای تحلیل دادهها از نرم افزار24 MAXQDA استفاده گردید. یافته ها نشان داد تأمین منابع مالی پایدار در فدراسیونهای ورزشی ایران به عنوان پدیده اصلی، تحت تأثیر عواملی مانند وابستگی به بودجه دولتی، کمبود منابع مالی پایدار و فشار رقابتهای منطقهای و جهانی، در بستری از محدودیتهای اقتصادی، ضعف مدیریتی و چالشهای زیرساختی شکل میگیرد. عواملی مانند سیاستهای دولت، نقش رسانهها و قابلیتهای سازمانی، شدت و جهت این تلاش را تعدیل میکنند. برای غلبه بر این چالشها، اتخاذ راهبردهایی همچون تنوعبخشی به منابع مالی، تجاریسازی ورزش و تقویت برندینگ فدراسیونها ضروری است. اجرای موفق این راهبردها منجر به پیامدهایی همچون استقلال مالی، توسعه زیرساختها و افزایش رقابتپذیری فدراسیونهای ورزشی میشود که در نهایت رشد پایدار ورزش کشور را تضمین میکند.
ارائه مدل پارادایمیک بهبود تصویر ذهنی مشتریان از فروشگاههای زنجیرهای تهران
دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 1-23
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.559795.1202
مریم خسروی، الهام فریدچهر، نادر غریبنواز، محمد احمدی
چکیده پژوهش حاضر بر مبنای پارادایم عملگرایی (پراگماتیسم) و با رویکردی تلفیقی از استقرا و قیاس انجام گرفت. برای تحقق اهداف مطالعه، از طرح پژوهش کیفی بهرهگیری شد. این پژوهش از نوع کاربردی–توسعهای بوده و هدف آن ارائه مدلی پارادایمیک برای بهبود تصویر ذهنی مشتریان از فروشگاههای زنجیرهای تهران است. از نظر گردآوری دادهها، پژوهش در زمره مطالعات غیرآزمایشی (توصیفی) قرار دارد که با رویکرد پیمایش مقطعی اجرا شد. جامعه مشارکتکنندگان را مدیران فروشگاههای زنجیرهای تشکیل دادند و نمونهگیری به روش نظری انجام شد؛ به این معنا که انتخاب افراد براساس کفایت اطلاعاتی و ظرفیت آنها برای غنیسازی مقولهها صورت گرفت و با انجام ۲۱ مصاحبه، اشباع نظری تحقق یافت. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته و پرسشنامه سوارا گردآوری شدند. شاخصهای مؤثر بر تصویر ذهنی مشتریان از فروشگاه با استفاده از روش نظریهپردازی دادهبنیاد و نرمافزار MaxQDA استخراج و سپس با بهرهگیری از روش سوارای فازی اولویتبندی گردیدند. نتایج حاصل از مدل پژوهش نشان داد که شرایط علّی شامل مدیریت تجربه مشتری، همآفرینی ارزش با مشتری، مشتریمحوری و کیفیت خدمات بر پدیده محوری یعنی تصویر ذهنی مشتریان از فروشگاه تأثیرگذارند. همچنین تصویر ذهنی فروشگاه تحت تأثیر شرایط زمینهای نظیر آمیخته بازاریابی و شرایط مداخلهگر همچون مسئولیت اجتماعی فروشگاه قرار دارد. در ادامه، استراتژیهای برندسازی داخلی بهعنوان راهبردهای محوری منجر به پیامدهایی از قبیل وفاداری، رضایت و اعتماد مشتریان شدند که بیانگر پویایی و کارکرد چندبعدی تصویر ذهنی در ارتقای روابط بلندمدت مشتریان با فروشگاه است.
ارائه مدل کاربرد هوش مصنوعی در صادرات محصولات صنایع الکترونیک
دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 209-228
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.510320.1078
ابوالفضل ذوالقدر، سهیل سرمد سعیدی، بهروز قاسمی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل کاربرد هوش مصنوعی در صادرات محصولات صنایع الکترونیک میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کارشناسان فروش و متخصصان بخش بازاریابی در شرکتهای صادرات محصولات الکترونیک بود که با استفاده از روش نمونه تصادفی طبقه ای و با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه برآورد شد. با توجه به اینکه تعداد این افراد حدود 1600 نفر است حجم نمونه 306 نفر در نظر گرفته شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محقق ساخته می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. نتایج نشان داد که، شاخصهای پایایی ترکیبی همگی بیش از 0.7 و روایی همگرا برای اکثر مقولهها بیش از 0.5 می باشد. نتایج آزمون فرضیهها نیز حاکی از تأیید کامل روابط بین مقولههای مدل با سطح معنیداری ۰.۰۰۱>p می باشد. همچنین برای بررسی برازش کلی مدل و اندازهگیری برای مدل ساختاری، از معیار GoF استفاده شد. مقدار GOF برابر با 815/0 است که، نشان از برازش قوی مدل را دارد.
