رمزگشایی از مؤلفههای مخاطبمحوری در هنر؛ رویکردی نو در شناسایی و پالایش شاخصها با منطق فازی
دوره 5، شماره 1، بهار 1405
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.576649.1255
آزاده صاحب الزمانی، ابوالفضل داودی رکن آبادی، نیره السادات مبینی پور، نوشین صفی یاری
چکیده هدف از پژوهش حاضر شناسایی نظاممند و پالایش مؤلفههای مخاطبمحوری در عرصه هنر می باشد. این مطالعه با رویکرد ترکیبی (آمیخته) از نوع متوالی اکتشافی و در دو گام اصلی اجرا شد: در گام کیفی، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و نمونهگیری هدفمند، ۱۹ مقاله معتبر علمی مورد بررسی عمیق قرار گرفت و فرآیند کدگذاری با نرمافزار NVIVO به استخراج ۳۹ کد باز، ۹ مقوله محوری و ۴ مؤلفه هستهای انجامید. در گام کمی، برای پالایش مؤلفهها در بافت تخصصی هنر، از تکنیک غربالسازی فازی و نظرات ۱۲ نفر از خبرگان استفاده شد. دادهها با پرسشنامه محققساخته گردآوری و تحلیل گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که از میان ۳۹ شاخص اولیه، ۱۱ شاخص به عنوان مؤلفههای نهایی مخاطبمحوری در هنر تأیید شدند که سه شاخص «سرمایهگذاری بر یادگیری مستمر و توسعه قابلیتها»، «رعایت حریم خصوصی و اخلاق در استفاده از دادهها» و «شفافیت در اقدامات و ارتباطات» بالاترین درجه اهمیت را کسب کردند. این چارچوب با گذار از «هنر تولیدمحور» به «هنر اعتمادمحور»، افق جدیدی برای تعامل پایدار و معنادار هنرمندان و مدیران فرهنگی با مخاطبان در مواجهه با عدم قطعیتها و پیچیدگیهای آینده میگشاید.
ارائه مدلی جهت گونهشناسی رفتار مصرفکننده در مواجهه با پیامهای بستهبندی در بازار عراق
دوره 5، شماره 1، بهار 1405
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.578951.1262
حسن عبد الرزاق عبود، حسین رحیمی کلور، محمد باشکوه اجیرلو، قاسم زارعی
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدلی جهت گونهشناسی رفتار مصرفکننده در مواجهه با پیامهای بستهبندی در بازار عراق میباشد. این پژوهش از نظر هدف، یک مطالعه توسعهای و از نظر شیوه جمعآوری اطلاعات پیمایشی و از نظر ماهیت، اکتشافی، و از لحاظ اجرا به صورت کمی و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران، صاحبان و مدیران بازاریابی و تولید و همچنین مشتریان این محصولات در کشور عراق می باشد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 476 نفر و با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS 27 و SmartPLS4.0 استفاده گردید. یافته ها نشان داد که رنگ بستهبندی بر آگاهی زیستمحیطی تاثیر دارد. رنگ بستهبندی بر ذخیره بستهبندی تاثیر دارد. رنگ بستهبندی بر نفوذ اجتماعی تاثیر دارد. رنگ بستهبندی بر انتخاب ارزش بستهبندی تاثیر دارد. اثر آگاهی زیستمحیطی بر نفوذ اجتماعی تاثیر دارد. آگاهی زیستمحیطی بر انتخاب ارزش بستهبندی تاثیر دارد. تصویر بستهبندی بر انتخاب ارزش بستهبندی تاثیر دارد. ذخیره بستهبندی بر انتخاب ارزش بستهبندی تاثیر دارد. اسکن سریع اطلاعات بر آگاهی زیستمحیطی تاثیر دارد. اسکن سریع اطلاعات بر ذخیره بستهبندی تاثیر دارد. اسکن سریع اطلاعات بر نفوذ اجتماعی در تاثیر دارد. اسکن سریع اطلاعات بر انتخاب ارزش بستهبندی تاثیر دارد. رفتار جستجوی اطلاعات بر انتخاب ارزش بستهبندی تاثیر دارد. نفوذ اجتماعی بر انتخاب ارزش بستهبندی تاثیر دارد.
واکاوی و بومیسازی مؤلفههای اصالت برند در صنعت بهداشت و درمان
دوره 5، شماره 1، بهار 1405
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.569720.1251
پریسا ایمانی، شهناز نایب زاده، سیدحسن حاتمی نسب
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگویی بومی در زمینه اصالت برند در صنعت بهداشت و درمان است؛ در این مطالعه ابتدا از طریق مرور سیستماتیک ادبیات و تحلیل محتوای کیفی با نرمافزار NVIVO، تعداد ۱۵ عامل اصلی اصالت برند شناسایی شده و در گام بعد، این مؤلفهها با استفاده از روش دلفی و نظرسنجی از خبرگان دانشگاهی و صنعت (شامل ۱۲ نفر)، برای بستر خدمات درمانی ایران بومیسازی شده و ۱۲ عامل نهایی (از جمله شفافیت و صداقت، میراث ماندگار برند، اصالت وجودی و پایداری و مسئولیت اجتماعی برند) استخراج گردید. یافتهها نشان میدهد که همخوانی میان ارزشهای اعلامشده و عملکرد واقعی سازمان های درمانی، مبنای اصلی ادراک اصالت در ذهن بیماران است. این پژوهش با تمرکز بر مؤلفههای بومیسازی شده، چارچوبی علمی برای مدیران سازمانهای فعال در حوزه سلامت ارائه میدهد تا با تغییر بنیادی تصمیمگیریها از حالت شهودی، امکان تقویت اعتماد شبکهای بیماران و ارتقای کیفیت تجربه درمانی را فراهم سازند.
ارائه چارچوب پیادهسازی هوش تجاری تقاضامحور مبتنی بر هوش مصنوعی در صنایع پوشاک
دوره 5، شماره 1، بهار 1405
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.581635.1288
سمانه خطی، حسن مهرمنش، محمود محمّدی
چکیده هدف این پژوهش ارائه چارچوب پیادهسازی هوش تجاری تقاضامحور مبتنی بر هوش مصنوعی در صنایع پوشاک میباشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش اجرا آمیخته (کیفی و کمّی) می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 17 نفر از اساتید دانشگاهها، صاحب نظران،کارشناسان فروش و مدیران صنعت پوشاک و متخصصین هوش مصنوعی که با روش نمونهگیری هدفمند، انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی شامل 384 نفر از مدیران، کارشناسان ارشد، تحلیلگران داده، مدیران زنجیره تأمین و متخصصان فناوری اطلاعات در صنعت پوشاک و با روش تصادفی خوشهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبههای نیمهساختاریافته و پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از نرم افزار MaxQda2020 و در بخش کمّی از Spss, PLS استفاده شد. نتایج حاصل از کدگذاری داده ها با 675 کد اولیه به 461 کد پاکسازی رسید و در 214 کدمفهومی و 45 مقوله فرعی و 19 طبقه اصلی و 6 مقوله اصلی دسته بندی گردید. براساس مدل پارادایمی پژوهش عوامل علّی مانند: افزایش رقابت، تغییر نقش و رفتار مشتری و بازار، افزایش هزینه های داخلی و محدودیت منابع، می باشد. یادگیری و پایش مستمر و حفظ حریم خصوصی در این مسیر جزو مداخلات مثبت و عواملی مانند فقدان مهارت هوش مصنوعی، مقاومت در برابر تغییر و محدودیت های قانونی می توانند مداخلات بازدارنده ایجاد کنند. عوامل مذکور بر راهبردهایی مانند: رهبری تحول گرا، مدیریت حافظه سازمانی، سرمایه گذاری فناورانه تاثیر میگذارد. مدل نهایی منطبق با چالش های داخلی و ساختاری کسب و کارها می باشد.
تحلیل عوامل اثرگذار بر پیشبینی قیمت آتی زعفران در بورس کالای ایران
دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 70-88
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.567709.1232
سعاد رمضانی وانگاه، حمید رضا ملائی، امیرحسین تائبی نقندری
چکیده هدف پژوهش حاضر تحلیل عوامل اثرگذار بر پیشبینی قیمت آتی زعفران در بورس کالای ایران میباشد. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت از نوع، پس رویدادی می باشد. جامعه آماری شامل ۲۰ نفر از خبرگان حوزه اقتصاد کشاورزی، مدیران بورس کالا و فعالان بازار مشتقات کشاورزی می باشد که به روش هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند و این فرآیند تا زمانی ادامه یافت که به اشباع نظری برسد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه و پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل از روش دیمتل استفاده شد. یافته ها نشان داد که متغیرهایی نظیر نرخ تسهیلات اعتباری بخش کشاورزی، نرخ ارز، نرخ تورم، میزان صادرات و موجودی انبارها در گروه متغیرهای اثرگذار قرار دارند، در حالی که عواملی چون میزان تولید، یارانههای تخصیصیافته، هزینههای تولید، تقاضای جهانی و قوانین گمرکی جزو متغیرهای اثرپذیر محسوب میشوند. از لحاظ اولویتبندی اهمیت یارانههای تخصیصیافته و میزان تولید زعفران دارای بالاترین اهمیت؛ صادرات زعفران، نرخ تورم و نرخ ارز دارای اهمیت بالا؛ هزینههای تولید و شاخص خشکسالی اهمیت متوسط و تغییرات دمایی و شاخص قیمت تولیدکننده اهمیت کمتری می باشند.
بررسی تاثیر بازاریابی اتحادی بر عملکرد بازاریابی با نقش میانجی تصویر برند در هولدینگهای صنعت خودروسازی
دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 24-42
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.561523.1212
سعید بهارلو، علیرضا روستا، فرزاد آسایش
چکیده این مطالعه با هدف بررسی تاثیر بازاریابی اتحادی بر عملکرد بازاریابی با نقش میانجی تصویر برند در هولدینگ-های صنعت خودروسازی انجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری مدیران ارشد، مدیران بازاریابی و کارشناسان هولدینگ های خودرو سازی در شهر تهران به حجم 256 نمونه بود. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که بازاریابی اتحادی بر عملکرد بازاریابی تاثیر مثبتی دارد. بازاریابی اتحادی بر تصویر برند در هولدینگهای صنعت خودرو سازی تاثیر مثبتی دارد. تصویر برند بر عملکرد بازاریابی تاثیر مثبتی دارد. علاوه براین نتایج نشان داد تصویر برند در ارتباط بین بازاریابی اتحادی و عملکرد بازاریابی نقش میانجی تاثیر مثبتی دارد. به طور کلی هرچه هماهنگی، همافزایی و اتحاد بیشتری میان واحدهای بازاریابی وجود داشته باشد، تصویر برند در ذهن مشتریان منسجمتر، قابل اعتمادتر و مثبتتر شکل میگیرد و این تصویر بهنوبه خود موجب بهبود شاخصهای عملکرد بازاریابی مانند جذب مشتری، وفاداری و سودآوری میشود.
ارائه مدل بازاریابی در راستای گردشگری سلامت با تاکید بر تجهیزات پزشکی
دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 94-115
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.563729.1218
روح الله فرزین مهر، پریسا بهمنی، امیدعلی کهریزی، افشین باغفلکی
چکیده هدف این تحقیق ارائه مدل بازاریابی در راستای گردشگری سلامت با تاکید بر تجهیزات پزشکی می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی - بنیادی و از نظر ماهیت و روش، از نوع اکتشافی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کارکنان و اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مازندران به تعداد 15000 نفر می باشد، برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و تعداد 375 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرمافزار SPSS و PLS استفاده گردید. یافتهها نشان داد که عوامل اقتصادی و سیاستگذاری بهطور غیرمستقیم از طریق زیرساختها و کیفیت خدمات بر توسعه بازاریابی اثر میگذارند. شرایط زیرساختی بر کیفیت خدمات، تجربه بیمار و توسعه بازاریابی تأثیر مثبت و معناداری دارد، اما اثر مستقیم آن بر تصویر مقصد معنادار نشد. کیفیت خدمات از طریق تجربه بیمار بهطور غیرمستقیم بر توسعه بازاریابی اثر میگذارد، و بازاریابی و تصویر مقصد بهصورت مستقیم توسعه گردشگری سلامت را تقویت میکند. پس از تحلیل عاملی تأییدی،جهت برازش مدل کلی از روش معیار GoF استفاده شد، مقدار بدست آمده برابر با 617/0 میباشد. بنابراین مدل از برازش مطلوبی برخوردار است.
ارائه مدل بازاریابی چریکی در خرده فروشی های ورزشی
دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 136-159
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.568647.1237
رفیق رضاقلی، سمیرا علی آبادی، کورش ویسی
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل بازاریابی چریکی در خرده فروشی های ورزشی می باشد. این پژوهش از لحاظ اجرا به صورت کیفی و به روش داده بنیاد با رویکرد گلیزر انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از نخبگان در حوزه مدیریت و بازاریابی ورزشی و مدیران فروش محصولات ورزشی می باشد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای گردآوری و تحلیل داده ها از روش داده بنیاد استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. برای تحلیل دادهها از نرم افزار 24 MAXQDA استفاده گردید. یافته ها نشان داد مدل پیشنهادی با شش بعد اصلی، که شامل تحلیل بازار مشتری، هدفگذاری، آمیخته بازاریابی، مدیریت تجربه مشتری، حصول نتیجه و محیط چریک است، بر پایه استراتژیهای نوآورانه و ابزارهای بازاریابی غیرمتعارف طراحی شده است. در این راستا، هر یک از این ابعاد نقش مهمی در پیادهسازی موفق بازاریابی چریکی در فروشگاههای ورزشی ایفا میکنند و میتوانند منجر به نتایج ملموس و قابلتوجهی در جذب و وفاداری مشتریان شوند. در مجموع، طراحی مدل بازاریابی چریکی برای خردهفروشیهای ورزشی ایران میتواند به کسبوکارها کمک کند تا از طریق رویکردهای نوآورانه، خلاقانه و کمهزینه، نتایج مثبتی در جذب مشتریان و افزایش فروش به دست آورند. این مدل با تکیه بر تحلیل دقیق بازار، هدفگذاری مشخص، استفاده مؤثر از آمیخته بازاریابی، مدیریت تجربه مشتری و ارزیابی نتایج، به فروشگاههای ورزشی این امکان را میدهد که بهطور مؤثر در بازار رقابتی کنونی فعالیت کنند و در نهایت به سودآوری و رشد پایدار دست یابند.
سطح بندی عوامل کالایی شدن هویت در پرتو گسترش شبکههای اجتماعی در ایران با رویکرد آینده پژوهی
دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 271-291
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.573662.1249
امیر مقیدنیا، مجتبی پورسلیمی، علی حسین زاده، محمد قاسمی نامقی
چکیده هدف پژوهش حاضر سطح بندی عوامل کالایی شدن هویت در پرتو گسترش شبکههای اجتماعی در ایران با رویکرد آینده پژوهی می باشد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی؛ از لحاظ شیوه گردآوری دادهها توصیفی از نوع پیمایشی، و از لحاظ ماهیت از نوع اکتشافی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 21 نفر از افراد برجسته دانشگاهی ایران و متخصصان در حوزه شبکه های اجتماعی و علوم ارتباطات می باشند. این افراد از دانش آکادمیک و سوابق و تجارب کاری در سطح عالی برخوردارند. روش نمونه گیری در این پژوهش هدفمند می باشد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته و پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از روش میک مک و در راستای آینده پژوهی از روش های تحلیل اثر متقابل و سناریوسازی استفاده شد. پس از مصاحبه عمیق با خبرگان، 22 مقوله در شش بعد شناسایی گردید؛ متغیر برنامه ریزی فرهنگی عنوان تأثیرگذارترین مولفه یا متغیر شناسایی شد و پس از آن مولفه آموزش در رتبه دوم قرار دارد. جایگاه سوم از نظر تأثیر در ماتریس تأثیر مستقیم مربوط به متغیر بهبود مهارت های اجتماعی است در حالی که در ماتریس تأثیر غیرمستقیم این جایگاه به متغیر منفعت طلبی تعلق دارد. در بخش سناریو 7 سناریو شناسایی شد که عبارتند از: تغییرات در سبک زندگی، تقویت ارتباطات، تبلیغات، خلق هویت جدید، عوامل شخصی و رفتاری، عوامل آموزشی – مهارتی، عوامل فرهنگی، عوامل بین المللی و سیاسی، عوامل فناورانه و عوامل اجتماعی.
شناسایی عوامل موثر بر تقاضای محصولات ارگانیک در ایران: یک رویکرد داده بنیاد
دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 20-43
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.547096.1154
محمدرضا رضائی، علی ثریایی، مهدی روح الامینی
چکیده پژوهش حاضر به ارائه مدلی جهت شناسایی عوامل موثر بر تقاضای رفتار مصرفکننده برای محصولات ارگانیک در ایران با روش داده بنیاد میپردازد، که بر اساس هدف در دسته تحقیقات اکتشافی میباشد. جامعه تحقیق، شامل متخصصان و خبرگان فعال در زمینه محصولات ارگانیک در صنعت و دانشگاه میباشند. روش نمونهگیری، هدفمند بوده و تا مرحله اشباع نظری ادامه پیدا نموده که در این راستا 14 نفر انتخاب شدند. در بعد فنی نیز از روش داده بنیاد رهیافت نظام مند استراوس و کوربین استفاده می گردد. در پژوهش حاضر با بهره گیری از نرم افزار مکس کیودا 2024 جهت تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها، از میان تعداد 89 مفهوم اولیه استخراج شده در کدگذاری باز، 13 عامل علی، 3 مولفه محوری، 14 راهبرد، 26 عامل زمینه ساز، 21 مداخله گر و 12 پیامد یافته شدند. متغیرهای آگاهی مصرف کننده، بیماری های حاد، سبک زندگی سلامت محور و قدرت خرید خانوار، مهمترین عوامل علی شناسایی شدند. بهره برداری از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، آموزش، برگزاری نمایشگاه، جشنواره و اطلاع رسانی، کاربردی ترین راهبردها معرفی گردیدند. حمایت حاکمیت، سازمانهای نظارتی و بازرسی ، بهره برداری از تاییدیه و گواهی ، سیاستها ، قوانین و ارزشهای جمعی و فرهنگی، موثرترین عوامل زمینه ساز تشخیص داده شدند. اعتماد مصرف کننده، وضعیت اقتصاد کلان و قیمت محصول، مداخله گران بازدارنده و همچنین طعم، مزه و کیفیت مداخله گران پیش برنده شناخته شدند. سلامت روحی و جسمی جامعه، بهبود نسل و رونق کسب و کار ارگانیک، اصلی ترین پیامدها پیش بینی شدند.
آزمون مدل بازاریابی دیجیتال به منظور بین المللی سازی شرکتهای کوچک و متوسط لبنی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 104-122
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.556741.1191
طیبه حیدری آردی، مجید فتاحی، محمدرضا اقبال
چکیده هدف این تحقیق آزمون مدل بازاریابی دیجیتال به منظور بین المللی سازی شرکتهای کوچک و متوسط لبنی می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مدیران و کارشناسان صنایع لبنی استان مازندران به تعداد 289 نفر می باشد، برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و تعداد 165 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی طبفه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرمافزار SPSS و PLS استفاده گردید. با توجه به نتایج، تم های اصلی شامل محتوای بازاریابی دیجیتال، ابزارهای بازاریابی دیجیتال، تبلیغات دیجیتال، توسعه فروش دیجیتال و مدیریت ارتباط با مشتری دیجیتال، می باشند. که در این میان تم حضور قدرتمند در فضای دیجیتال در اهمیت اول و تم تحلیل و درک بازارهای بینالمللی، با در اهمیت دوم، تم استفاده از مدلهای نوآورانه بازاریابی دیجیتال بین المللی در اهمیت سوم، تم ایجاد برند جهانی در اولویت و اهمیت چهارم، و تم مطابقت با قوانین و استانداردهای بینالمللی در اهمیت پنجم و در نهایت، تم همکاری با شرکای تجاری بینالمللی در اهمیت ششم قرار دارد. همچنین، سنخیت و برازش مدل بدست آمده بازاریابی دیجیتال به منظور بین المللی سازی شرکتهای کوچک و متوسط لبنی استان مازندران، مناسب ارزیابی شده است.
طراحی مدل ترس از دست دادن فرصتهای خرید جشنوارهای با رویکرد نظریهپردازی داده بنیاد
دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 148-176
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.560771.1207
فاطمه زینعلی تاجانی، علی قلی پور سلیمانی، رخساره باباجعفری اسفندآباد، ابراهیم چیرانی
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل ترس از دست دادن فرصتهای خرید جشنوارهای با رویکرد نظریهپردازی داده بنیاد میباشد. این پژوهش، با توجه به هدف آن بنیادی و اکتشافی و از نظر روش اجرا کیفی می باشد. مشارکتکنندگان پژوهش شامل ده نفر از مشارکتکنندگان پژوهش شامل مشاورههای بازاریابی و فروش و همچنین اساتید رشتههای بازرگانی، بازاریابی، تجارت الکترونیک و از روش نمونهگیری نظری می باشد. ابزار گردآوری دادهها مصاحبهی نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل از روش داده بنیاد استفاده شد. نتایج نشان داد که از کدگذاریها تعداد فراوانی برابر با 922 است که این تعداد فراوانی برای 160 کد باز بدست آمده است. نتایج نشان داد که مفاهیم ادراک مثبت مشتری از برند، تبلیغات فریبکارانه، تجربه مشتری، هوش هیجانی مشتری، عدم درک درست از نیازها و خواستههای شخصی و نابسامانیهای اقتصادی به عنوان شرایط علّی، جامعه برند، منحصر به فرد بودن برند، عشق به برند، سردرگمی خریدار، اختلالات اضطرابی خریدار، عطش خرید در مشتری، مسئولیتپذیری برند، احترام برند به مشتری و تعلق خاطر به برند محصول به عنوان پدیده محوری، مدیریت شایعات بازار، خرید هوشمندانه و مسئولانه و تقویت دانش و آگاهی مالی خریدار به عنوان راهبردها، عصر دیجیتال و غوطهوری در فناوری به عنوان شرایط زمینهای، مزیت ادراک شده از خرید، ویژگیهای شخصیتی خریدار، عوامل جمعیتشناختی، کمپینهای بازاریابی و رفتار خرید جنونآمیز به عنوان شرایط مداخلهگر و در نهایت تبلیغ منفی از برند، احساسات درونی منفی، تشویش ذهنی مشتری، بیاعتمادی مشتری، مشکلات تعاملی – ارتباطی، کینهجویی مشتری، زیان مشتری، منفعت مشتری و احساسات مثبت به عنوان عوامل پیامدی انتخاب شدند.
نقش هویت برند سازمانی در تقویت ارزش ویژه برند کارمند محور
دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 22-46
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.520313.1087
شهلا برجعلی لو، سمیرا عمادی نسب
چکیده این پژوهش با هدف بررسی نقش هویت برند سازمانی در تقویت ارزش ویژه برند کارمندمحور صورت گرفته است. جامعه مورد مطالعه، کارکنان بیمه آسیا در شعبات استان تهران است که در این میان 287 نمونه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات از روش میدانی و پرسشنامه استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SMART PLS صورت گرفت. نتایج نشان داد که هویت برند سازمانی بر ابعاد ارزش ویژه برند کارمند محور شامل رفتار شهروندی برند، رضایت کارکنان، تبلیغات دهان به دهان و تمایل به ادامه همکاری، تأثیر مثبت و معناداری دارد و ابعاد هویت برند سازمانی شامل هویت بصری برند، شخصیت برند، تمرکز بر کارمند و مشتری و ارتباطات پایدار نیز بر ارزش ویژه برند کارمند محور تأثیر مثبت و معناداری دارند اما این تاثیرات قوی نیست. در این میان تمرکز بر کارمند و مشتری و ارتباطات پایدار که ارتباط بیشتری با سیاستهای منابع انسانی سازمان دارند تاثیرات قویتری بر ارزش ویژه برند کارمند محور دارند و تاثیر هویت بصری برند و شخصیت برند که معانی کلی تر و عمومی تری از هویت برند را در بر می گیرند بر ارزش ویژه برند کارمند محور، کمتر است.
تاثیر تجربه حسی برند بر وفاداری به برند با تأکید بر پیشران های ارزش ویژه برند، رضایت مشتری و تعهد عاطفی مشتریان
دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 84-105
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.485677.1060
سید مجید محمدنژاد، مراد رضایی دیزگاه
چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر تجربه حسی برند بر وفاداری به برند با تأکید بر پیشران های ارزش ویژه برند، رضایت مشتری و تعهد عاطفی مشتریان انجام شد. نوع پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی است.مورد مطالعه این پژوهش را زبان آموزان کانون زبان ایران–گیلان به تعداد 750 نفر تشکیل دادند.تعداد 261 نفر بر اساس جدول کرجسی و مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و به پرسشنامه های تحقیق پاسخ دادند.روایی پرسشنامه ها براساس روایی صوری،محتوا و تحلیل عاملی تاییدی مورد تأیید قرار گرفت.پایایی پرسشنامه ها به روش ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد و مورد تأیید قرار گرفت.تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی مشتمل بر الگوسازی معادلات ساختاری توسط نرم افزار آماری اسمارت پی.ال.اس انجام گرفت. نتایج نشان داد تجربه حسی برند بر تعهد عاطفی مشتریان با ضریب مسیر(0.472) تاثیر معناداری دارد. تجربه حسی برند بر رضایت مشتریان با ضریب مسیر(0.575) تاثیر معناداری دارد. تجربه حسی برند بر ارزش ویژه برند با ضریب مسیر(0.264) تاثیر معناداری دارد.ارزش ویژه برند بر وفاداری مشتریان به برند با ضریب مسیر(0.736) تاثیر معناداری دارد.تعهد عاطفی بر ارزش ویژه برند با ضریب مسیر(0.207) تاثیر معناداری دارد.رضایت مشتری بر ارزش ویژه برند با ضریب مسیر(0.274) تاثیر معناداری دارد. تعهد عاطفی و رضایت مشتری در تاثیرگذاری تجربه حسی برند بر ارزش ویژه برند نقش میانجی دارند.
طراحی مدل بازاریابی اینفلوئنسرها مبتنی بر رفتار مصرف گنندگان محصولات کوهنوردی با رویکرد داده بنیاد
دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 127-148
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.520031.1086
مهدی خداپرست، پیمان عمادی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل بازاریابی اینفلوئنسرها مبتنی بر رفتار مصرفکنندگان محصولات کوهنوردی با رویکرد داده بنیاد بود . روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه زمینهای انجام شد. جامعه آماری شامل خبرگان حوزه ارزیابی بازاریابی اینفلوئنسرها، اعضای هیئت علمی، بازاریابان و تولیدکنندگان محصولات کوهنوردی بود. نمونهگیری به صورت هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع دادهها انجام شد و ۱۲ نفر برای مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته انتخاب شدند. تحلیل دادهها با بهرهگیری از روش گراندد تئوری (داده بنیاد) صورت گرفت. یافتهها نشان داد که ۴۶ کد اولیه در قالب ۱۵ مقوله اصلی استخراج شدند که عبارتاند از: اعتبار و تخصص درکشده، همسویی ارزشی، کیفیت و صداقت محتوا، ویژگیهای جامعه کوهنوردی، ماهیت محصولات کوهنوردی، اشباع تبلیغاتی در شبکههای اجتماعی، تجربه قبلی مصرفکننده، میزان دانش و تخصص شخصی، ریسک درکشده، راستیآزمایی متقابل، ارتباط مستقیم و مشاهده، بهرهگیری از اینفلوئنسرهای با سابقه، افزایش یا کاهش اعتماد به اینفلوئنسر، تغییر نگرش نسبت به برند، و تصمیم به خرید یا عدم خرید. نتایج نشان داد تأثیر اینفلوئنسرها بر رفتار مصرفکنندگان، بسته به ویژگیهای جمعیت هدف مانند کودکان، نوجوانان، زنان و مردان، بسیار عمیق و اساسی است. یافتهها میتوانند به برندها و بازاریابان کمک کنند تا با شناسایی معیارهای مؤثر، تعامل مؤثرتر با مخاطبان ایجاد کرده و استراتژیهای بازاریابی مبتنی بر اینفلوئنسر را بهبود بخشند.
تحلیل پویای ارزش برند در بازار لبنیات ایران: تأثیر تبلیغات چندکاناله و رقابت بر تداوم جایگاه برندهای پیشرو
دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 213-235
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.541615.1116
حبیب شهبازی
چکیده هدف این پژوهش، بررسی پویایی ارزش برند در بازار لبنیات ایران و تحلیل اثر تبلیغات چندکاناله، سهم بازار و شدت رقابت بر تداوم جایگاه برندهای پیشرو است. دادههای تابلویی از پنج برند اصلی لبنیات در دوره ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، برای الگوسازی اثرات تبلیغات تلویزیونی و دیجیتال، سهم بازار و شدت رقابت همسایگی بر ارزش ادراکشده برند استفاده شدند. دو الگوی تجربی غیرپویا FE-2SLS و پویای System GMM برای تحلیل اثرات کوتاهمدت و بلندمدت این متغیرها بهکار گرفته شد. نتایج نشان داد که تبلیغات تلویزیونی و دیجیتال اثر مثبت و معنیداری بر ارزش برند دارند. بهطور خاص، ضرایب تبلیغات تلویزیونی برای شیر ۰۹۱/۰ و برای پنیر ۰۸۱/۰ بهدست آمد، در حالیکه تبلیغات دیجیتال بهترتیب ضرایب ۰۵۴/۰ و ۰۵۹/۰ داشت. همچنین، اثرات منفی اشباع تبلیغاتی و شدت رقابت همسایگی نیز در کاهش ارزش برند مشاهده شد؛ ضرایب اشباع تبلیغات برای شیر و پنیر بهترتیب ۰۱۱/۰- و ۰۱۰/۰- بود. علاوه بر این، سهم بازار، تأثیر مثبتی بر ارزش برند داشت، بهطوریکه ضرایب سهم بازار برای شیر ۰۲۳/۰ و برای پنیر ۰۲۰۱/۰ بهدست آمد. همچنین، شاخص تمرکز بازار (HHI) در هر دو محصول اثر مثبت و معنیداری بر ارزش برند نشان داد. این نتایج نشان میدهند که برندهای با سهم بازار بالاتر میتوانند از تبلیغات بهطور مؤثرتری بهرهبرداری کنند. این یافتهها با ساختار نسبتاً متمرکز بازار لبنیات ایران و وفاداری مصرفکنندگان به برندهای پیشرو همخوان است. بهطور کلی، تبلیغات متوازن و راهبردهای مبتنی بر سهم بازار و رقابت میتوانند به پایداری و افزایش ارزش برند در کوتاهمدت و بلندمدت کمک کنند.
