واکاوی هوش مصنوعی در صنعت خودروسازی: تحلیل کتابسنجی، مرور سیستماتیک و افقهای آتی پژوهش
دوره 5، شماره 1، بهار 1405
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.579268.1270
مجید درویش، سید حمید خداداد حسینی، فرشته منصوری موید، غلامرضا گودرزی
چکیده هدف این پژوهش واکاوی هوش مصنوعی در صنعت خودروسازی: تحلیل کتابسنجی، مرور سیستماتیک و افقهای آتی پژوهش می باشد. در این پژوهش، 179 مقالهی بین المللی نمایهشده در پایگاههای وب آو ساینس و اسکوپس مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. روش تحقیق شامل دو مرحله بوده است: نخست، یک تحلیل کتابسنجی با کمک نرم افزار Vosviewer به منظور شناسایی خوشههای موضوعی در ادبیات مرتبط با هوش مصنوعی و خودروسازی انجام شد. سپس، یک مرور سیستماتیک کیفی برای ارائهی بینش عمیقتر درباره این خوشهها صورت گرفته است. نتایج این پژوهش نشان داد که تمرکز قابل توجهی بر خودروهای خودران، یادگیری عمیق، و یادگیری ماشین بهعنوان فناوریهای کلیدی هوش مصنوعی وجود دارد. چهار خوشهی موضوعی شناسایی شد که شامل اکوسیستمهای خودرویی مبتنی بر هوش مصنوعی، فناوریهای هستهای هوش مصنوعی و امنیت، اتصالپذیری و مدیریت منابع، و فناوریهای پیشرفتهی وسایل نقلیه هستند. بهطور ویژه، ایمنی، بهینهسازی منابع، و چارچوبهای قانونی بهعنوان حوزههای کلیدی در این خوشهها ظاهر شدند. این مطالعه چهار حوزهی پژوهشی نوظهور را شناسایی کرده است که نقش مهمی در شکلدهی آیندهی هوش مصنوعی در صنعت خودروسازی خواهند داشت و فرصتهای تحولآفرینی را برای رفع شکافهای موجود در دانش فراهم میکنند.
تحلیل سیستم مدیریت پروژههای نوآوری باز در سازمان
دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 46-69
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.565370.1221
محمد مرادی، علی اکبر حسنی، سید دانیال بیدگلی
چکیده هدف اصلی در این پژوهش آن است که سازمانها چگونه میتوانند از تجربه اجرای پروژههای پیشتاز در راستای ایجاد توانایی نظاممند برای مدیریت پروژههای نوآوری باز استفاده نمایند. فرایند نوآوری و سپس توسعه و تجاریسازی آنها در گذشته وابسته به منابع فکری درون سازمانی بوده است. امروزه پارادایم نوآوری باز شرکتها را دعوت میکند در کسبوکار خود از ایدهها و فناوریهای بیرونی بهره گیرند و به دیگران نیز اجازه میدهد تا از ایدههای نوآورانه آنها بهرهمند شوند. در پژوهش حاضر، مورد مطالعه سازمان صنایع الکترونیک ایران است که در زمینه نوآوری باز فعالیت میکند. بهعبارتدیگر، در گذشته بهوسیله فعالیتهایی از حالت نوآوری بسته به حالت نوآوری باز حرکت نموده است. در این پژوهش به بررسی چگونگی تأثیر نوآوری باز بر حوزه مدیریت گستره دانش پروژه با تأکید بر جنبههای مدیریت ریسک پروژه، مدیریت زمان پروژه، مدیریت منابع انسانی پروژه و مدیریت ارتباط پروژه پرداخته خواهد شد. بهمنظور گردآوری اطلاعات از اعضای جامعه آماری شامل متخصصان سازمان در حوزه مرتبط با مدیریت نوآوری، تعداد 15 نفر بهصورت هدفمند انتخاب و از یک پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. دادههای حاصل با استفاده از نرمافزار میکمک مورد تحلیل ساختاری قرار گرفته است. باتوجه به پلان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری در روش تحلیل ساختاری، متغیرهای کوتاهشدن زمان توسعه محصول، غنیسازی ارزیابیهای پروژه با جنبههای مختلف، ناکارآمدی در تولید و توزیع، سوءاستفاده از دارایی فکری و فیزیکی سازمان و مشکلات هماهنگی بهعنوان متغیرهای استراتژیک پژوهش شناسایی شدند که بر توسعه کندتر محصول، ورود سریعتر به بازار و متنوع بودن ریسک بهعنوان خروجیهای پژوهش تأثیر میگذارند.
طراحی مدل ارتقای اثربخشی عملکرد کارکنان مبتنی بر مولفه های فرهنگی در عصر دیجیتال
دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 236-255
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.549403.1163
ثمین حاجی فتحعلی، امیرمحسن مدنی، اسمعیل کاوسی، ویدا گودرزی
چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل ارتقای اثربخشی عملکرد کارکنان مبتنی بر مؤلفههای فرهنگی در عصر دیجیتال در شرکت تجارت الکترونیک و فناوری اطلاعات ملل میباشد. پژوهش حاضر دارای رویکرد کیفی، در قالب پارادایم تفسیری مبتنی بر راهبرد تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل 10 نفر از خبرگان که شامل اساتید مدیریت دانشگاه با حداقل ده سال سابقۀ مرتبط و شناخت عمیق نسبت به موضوع ارتقای اثربخشی عملکرد کارکنان مبتنی بر مؤلفههای فرهنگی در عصر دیجیتال در شرکت تجارت الکترونیک و فناوری اطلاعات ملل میباشند، که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. برای تجزیه و تحلیل یافته از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافتههای پژوهش حاضر نشان داد که 6 مضمون اصلی شامل (فرهنگ پذیرش دیجیتال، سبک رهبری اخلاقی، فرهنگ سازمانی، شایستگی فرهنگی کارکنان و مدیران، مسئولیت پذیری فرهنگی کارکنان و مدیران و توانمند سازی فرهنگی و روانشناختی) و 33 مضمون سازمان دهنده میباشد که بر ارتقای اثربخشی عملکرد کارکنان مبتنی بر مؤلفههای فرهنگی در عصر دیجیتال در شرکت تجارت الکترونیک و فناوری اطلاعات ملل تأثیر دارد. این پژوهش با ارائه چارچوبی برای طراحی مدل کیفی ارتقای اثربخشی عملکرد کارکنان مبتنی بر مؤلفههای فرهنگی در عصر دیجیتال در شرکت تجارت الکترونیک و فناوری اطلاعات ملل کمک کند.
طراحی الگوی توسعه فرهنگ بیمههای زندگی در ایران
دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 315-330
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.527372.1094
اﺳﻤﺎﻋﯿﻞ دﻟﻔﺮاز، ﻋﺒﺎﺳﻌلی قیومی، ﺳﯿﺪرﺿﺎ ﺻﺎلحی اﻣﯿﺮی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی توسعه فرهنگ بیمههای زندگی در ایران میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 17 نفر از خبرگان می باشند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی شامل کارکنان شرکت های بیمه ای در کشورمی باشند که با توجه به فرمول کوکران تعداد 411 نفر در نظر گرفته شد. گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی در قالب پارادایم تفسیری مبتنی بر راهبرد تحلیل مضمون و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج پزوهش نشان داد که معناداری ضرایب و پارامترهای بدست آمده ابعاد الگوی توسعه فرهنگ بیمه های زندگی در ایران نشان داد که تمامی ضرایب بدست آمده، معنادار می باشند. این پژوهش با ارائه چارچوبی برای طراحی مدل کیفی الگوی توسعه فرهنگ بیمه های زندگی در ایران کمک کند.
ارائه الگوی تدوین خطمشیهای کارآفرینی اجتماعی در سازمان
دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 44-62
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.550542.1172
محمدایمان مولائی، زهرا انجم شعاع، سنجر سلاجقه، محمد جلال کمالی، مهدی محمدباقری
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی تدوین خطمشیهای کارآفرینی اجتماعی درسازمان کمیته امداد امام خمینی (ره) می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعه ای - کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 17 نفر از اساتید دانشگاه، صاحبنظران کارآفرینی اجتماعی و مدیران ارشد کمیته امداد امام خمینی (ره) میباشد که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق کدگذاری به روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرمافزار NVIVO ویراست 11 انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که مفاهیم استخراجشده مربوط به الگوی تدوین خطمشیهای کارآفرینی اجتماعی در کمیته امداد حضرت امام خمینی (ره) شامل 94 مضمون، 30 مضمون پایه و 10 مضمون سازماندهنده (ترسیم چشمانداز حامی کارآفرینی اجتماعی، ارتقا ظرفیتهای کارآفرینی در سازمان، بهرهبرداری از فعالیت اقتصادی، ایجاد فرهنگسازمانی کارآفرینانه، منابع انسانی خدمت گرا، مسئولیت اجتماعی کمیته امداد، ارزشآفرینی پایدار در سازمان، ایجاد تعاملات سازمانی، ترویج عدالت اجتماعی و کاهش فقر و بهبود عملکرد کارآفرینانه سازمان) می باشد.
تحلیل چالشها و تدوین اهداف توسعهای مدیریت ارتباط با مشتری با بهرهگیری از رویکرد تحلیل مضمون
دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 123-147
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.548618.1159
هادی حسینی منش، شهناز نایب زاده، سید حسن حاتمی نسب، مژده ربانی
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل چالشها، استراتژیها و اهداف مدیریت ارتباط با مشتری در شرکت معدنی و صنعتی گلگهر انجام شد. برای شناسایی چالشها و موانع ارتباط با مشتری، از مرور نظاممند منابع علمی، بررسی اسناد سازمانی و مصاحبه با خبرگان استفاده شد. سپس جهت استخراج استراتژیهای رفع موانع، مجدداً دیدگاه خبرگان و تحلیل محتوای علمی بهکار رفت. در گام بعد، برای تعیین اهداف مدیریت ارتباط با مشتری، علاوه بر نظرات خبرگان و مرور ادبیات، از نقشه استراتژی شرکت مبتنی بر رویکرد کارت امتیاز متوازن بهره گرفته شد. جامعه آماری شامل 15 نفر از خبرگان فروش و بازاریابی بود و دادهها با رویکرد تحلیل مضمون بررسی گردید. برای سازماندهی، کدگذاری و تحلیل کیفی دادهها از نرمافزار MAXQDA استفاده شد. یافتهها نشان داد که ۱۸ چالش در ارتباط با مشتری شناسایی و برای هر یک استراتژی متناظر تدوین شد. همچنین ۱۱ هدف کلیدی برای توسعه مدیریت ارتباط با مشتری استخراج گردید. نتایج پژوهش راهنمای عملی برای مدیران گلگهر و سازمانهای مشابه فراهم میکند تا با درک بهتر موانع، طراحی استراتژیهای مؤثر و تمرکز بر اهداف استراتژیک، برنامههای کارآمدتری برای توسعه و اجرای مدیریت ارتباط با مشتری تدوین و پیادهسازی کنند.
بررسی نقش بازاریابی کارآفرینانه جهت توسعه صنعت گردشگری
دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 298-316
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.557341.1192
عبدالرضا محرر، ابوالفضل مقدم، هما درودی، نبی اله محمدی
چکیده تحقیق حاضر بدنبال نقش بازاریابی کارآفرینانه جهت توسعه صنعت گردشگری بوده است. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی میباشد. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE)و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری با نرم افزار اسمارت پی الالس نشان داد بازاریابی کارآفرینانه گردشگری سلامت تحت تأثیر عوامل انسانی، نوآوری و حمایتهای دولتی است و تأثیر قابل توجهی بر راهبردها و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی دارد. اجرای راهبردهای نوآورانه موجب ارتقای تجربه گردشگران و توسعه همکاری میان مراکز درمانی و گردشگری میشود. این پژوهش اهمیت مدیریت نوآورانه و بهرهگیری از فناوریهای نوین را برای توسعه پایدار گردشگری سلامت نشان میدهد. علاوه براین نتایج برازش مدل در مجموع نشان داد مدل بدست آمده از روایی، پایایی و اعتبار مناسبی برخوردار بوده است.
فرایند تحلیل شبکه (DANP) مدل توسعه پایدار مبتنی بر رویکرد مدیریت کوانتومی
دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 310-331
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.383336.1004
فاطمه هداوندی، اسداله مهرآراء، سیده شایسته واردی
چکیده هدف پژوهش حاضر فرایند تحلیل شبکه (DANP) مدل توسعه پایدار مبتنی بر رویکرد مدیریت کوانتومی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی - توسعه ای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از حیث شیوه اجرا، کمی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از مدیران شهرداری با سابقه 20 سال به بالا و رشته تخصصی آنان مدیریت شهری میباشد که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. برای جمع آوری داده های بخش دیمتل و فرایند تحلیل شبکه جهت اولویت بندی متغیرها از پرسشنامه استاندارد شده مقایسه زوجی AHPاستفاده شده و در جامعه آماری پژوهش توزیع و پس از تکمیل، گردآوری و تحلیل شد. برای اولویت بندی عوامل موثر از روش دنپ (ترکیب دیمتل و فرآیند تحلیل شبکه (ANP) استفاده شد. نتایج نشان داد توسعه زیرساختهای شهری، خود سازماندهی، حکمرانی و قانونگذاری شهری، دانش کوانتومی، ارتقای کیفیت زندگی، توسعه زیرساختهای اقتصادی، عدالت و مشارکت اجتماعی، ارتقای کیفیت زیستمحیطی، به ترتیب در الویت اول تا هشتم قرار دارند.
تبیین مفهوم توسعه اقتصاد فرهنگ و هنر و عوامل موثر بر آن
دوره 3، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 251-272
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.504328.1070
صمد قربان نژاد، فاطمه عزیز آبادی فراهانی، علی رشیدپور، رزیتا سپهرنیا، رمضانعلی رویایی
چکیده هدف پژوهش حاضر،تبیین مفهوم توسعه اقتصاد فرهنگ و هنر و عوامل موثر بر آن میباشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی با رویکرد نظریه دادهبنیاد است، بهگونهای که مدل نهایی از دادههای واقعی و تجربیات خبرگان استخراج شود. فرایند گردآوری دادهها در دو مرحله انجام شد: نخست، بررسی اسنادی شامل کتابها، مقالات، پایاننامهها و اسناد بالادستی فرهنگی و اقتصادی برای طراحی چارچوب اولیه تحقیق؛ و دوم، جمعآوری دادههای میدانی از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان حوزه فرهنگ، هنر و مدیریت فرهنگی. دادهها با استفاده از نمونهگیری نظری و هدفمند و تا رسیدن به اشباع تحلیل شدند. تحلیل دادهها با کدگذاری سهمرحلهای استراوس و کوربین شامل کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد تا مقولههای اصلی و فرعی و روابط میان آنها استخراج شود. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبهها در نرمافزار تحلیل دادههای کیفی MAXQDA 2018 انجام گردید. نتایج نشان داد شرایط علی (شامل فرهنگ عمومی، تأثیر فناوریهای نوین در تولید آثار نمایشی، تحقیقات و مطالعات، سرمایه گذاری خصوصی)، عوامل زمینهای (شامل زیرساختهای فیزیکی، آموزش و پژوهش برای تربیت نیروی انسانی متخصص، زیر ساختهای صنفی و تخصصی)، عوامل مداخله گر (شامل سیاستهای فرهنگی، رقابت با سایر صنایع فرهنگی، حمایتهای دولتی، وضعیت اقتصادی جامعه)، راهبردها (شامل توسعه زیرساختها، آموزش و توانمند سازی، حمایت مالی از تولیدات، بازاریابی و تبلیغات، همکاریهای بین المللی، ملی و محلی)، پیامدها (شامل رشد اقتصادی، تقویت مؤلفههای فرهنگی، توسعه گردشگری فرهنگی، اجتماعی، هنری، سیاسی) میباشد.
