موضوعات = مدیریت بازاریابی
مدیریت بازاریابی

طراحی مدل تحول راهبردهای بازاریابی B2B مبتنی بر هوش مصنوعی در شرکت‌های کوچک و متوسط

دوره 5، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 1-18

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.579440.1273

پرنا خالقی زنجانی، غلامرضا تیزفهم فرد، سحر ملا زینلی، محمود صمدی

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل تحول راهبردهای بازاریابی B2B مبتنی بر هوش مصنوعی در شرکت‌های کوچک و متوسط انجام شد. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و با رویکرد کیفی مبتنی بر استراتژی نظریه داده‌بنیاد با رویکرد نظام‌مند «استراوس و کوربین» طراحی و اجرا شده است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران بازاریابی، خبرگان هوش مصنوعی بودند. نمونه‌گیری به روش هدفمند انجام شد، فرآیند جمع‌آوری داده‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت که در نهایت با ۱۵ مصاحبه عمیق محقق شد. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA18 انجام پذیرفت. یافته‌ها نشان داد که عوامل علّی شامل ضرورت تحلیل داده‌های کلان رقابتی، تغییر الگوهای تصمیم‌گیری خریداران سازمانی و فشار برای کاهش هزینه‌های بازاریابی، نقش کلیدی در آغاز این تحول دارند. عوامل زمینه‌ای شامل بلوغ دیجیتال سازمان و کیفیت زیرساخت‌های داده‌ای، بستر لازم برای اجرای موفق بازاریابی هوشمند را فراهم می‌آورند؛ در حالی که محدودیت منابع مالی، پیچیدگی‌های فنی و مقاومت کارشناسان فروش سنتی به‌عنوان عوامل مداخله‌گر عمل می‌کنند. طبق نتایج، اتخاذ راهبردهایی مانند استقرار سیستم‌های مدیریت حساب هوشمند، تحلیل‌های پیش‌بینانه و اتوماسیون محتوایی، موجب ارتقای پیامدهایی نظیر نرخ بازگشت سرمایه، وفاداری مشتریان کلیدی و کاهش چرخه فروش می‌گردد. این پژوهش چارچوبی نظام‌مند ارائه می‌دهد که به مدیران شرکت‌های کوچک کمک می‌کند تا با درک تعاملات پیچیده میان ابزارهای هوش مصنوعی و راهبردهای بازاریابی، مزیت رقابتی پایداری در بازارهای صنعتی کسب کنند.

مدیریت بازاریابی

ارائه الگویی برای رتبه‌بندی شرکت‌های بیمه بر اساس ارزش ویژه برند

دوره 5، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 19-35

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.580780.1282

ابوالفضل آقادادی، علیرضا روستا، فرزاد آسایش

چکیده هدف این پژوهش ارائه الگویی برای رتبه‌بندی شرکت‌های بیمه بر اساس ارزش ویژه برند می‌باشد. این پژوهش از لحاظ اجرا به صورت کیفی و به روش تحلیل محتوا انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از خبرگان که شامل مدیران، کارشناسان و اعضای هیئت علمی می‌باشد که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و نمونه‌گیری تا اشباع نظری مقوله‌ها ادامه یافت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می‌باشد. برای تحلیل داده‌ها ابتدا، با بهره‌گیری از روش کیفی و تکنیک تحلیل محتوا که شامل کد گذاری باز، کد گذاری محوری و کد گذاری انتخابی می‌باشد، مؤلفه‌های مرتبط با ارزش ویژه برند استخراج گردید سپس برای تجزیه و تحلیل ‎از نرم افزار MAXQDAاستفاده گردید. یافته‌ها نشان داد که تعداد ۳۶ مؤلفه شناسایی و الگوی اولیه تدوین شد. بر اساس الگوی مفهومی نهایی، مهم‌ترین عوامل مؤثر بر ارزش ویژه برند در رتبه‌بندی شرکت‌های بیمه شامل: ویژگی‌های خدمات، ویژگی‌های مشتریان، عملکرد مالی، سودآوری، اعتبار و اعتماد عمومی، نوآوری و فناوری، سرمایه‌گذاری و دارایی‌های مالی، ویژگی‌های نمادین و منظر خدمات می‌باشند.

مدیریت بازاریابی

شناسایی و اولویت‌بندی ابعاد و مولفه‌های به‌کارگیری بازاریابی دیجیتال در شرکت‌های دانش بنیان

دوره 5، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 84-108

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.564355.1220

الهه سلطانی، سعید مسعودی پور

چکیده هدف از پژوهش حاضر شناسایی و اولویت‌بندی چالش‌های به کارگیری بازاریابی دیجیتال در شرکت‌های دانش‌بنیان مستقر در استان‌های قم و مرکزی است و به روش پژوهش آمیخته و به‌صورت کیفی – کمی بوده است. داده‌های کیفی با استفاده از مرور ادبیات و مصاحبه‌های صورت گرفته با چهارده نفر از مدیران شرکت‌های دانش‌بنیان که با استفاده از روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی و تا رسیدن به اشباع نظری، به دست آمد. این داده‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون تحلیل شد تا مسائل شناسایی و دسته بندی شوند همچنین برای سازماندهی، کدگذاری و تحلیل کیفی داده‌ها از نرم‌افزار MAXQDA نسخه 2020 استفاده شد و 42 مسئله اولیه شناسایی شده در شش دسته کلی شامل مسائل شناختی و رفتاری مدیران، مسائل مالی و تأمین بودجه، مسائل مربوط به محتوا، مسائل منابع انسانی، مسائل ناظر به بازاریابی و مسائل تغییرات در سکوها و شبکه‌های اجتماعی دسته بندی شد. در مرحله دوم، ابتدا اقدام به غربالگری مسائل شد و برای این منظور از تکنیک دلفی فازی در نرم افزار Exel استفاده شد. نتیجه حاصل از غربالگری، 22 عامل نهایی است که جهت اولویت‌بندی از تکنیک مارکوس بهره گرفته شد. نتایج اولویت‌بندی نشان می‌دهد که ضعف در نگهداشت نیروی انسانی خبره و متخصص و عدم انجام تحقیقات بازاریابی متناسب با فضای دیجیتال دارای بیشترین اولویت بوده‌اند.

مدیریت بازاریابی

ویژگیهای واقعیت افزوده و رفتار مشتری: نقش تعامل مشتری

دوره 5، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 109-135

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.582165.1296

محمد محمودی میمند، حسین تبیانیان، سعید آرزومند

چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر ویژگی‌های واقعیت افزوده بر رفتار مشتری با در نظر گرفتن نقش میانجی تعامل مشتری می‌باشد. این پژوهش بر اساس هدف، کاربردی و بر حسب روش جمع آوری اطلاعات از نوع تحقیقات توصیفی- پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری این تحقیق، کلیه مشتریان آنلاین شرکت پنبه ریز در شهر تهران به تعداد نامحدود می‌باشد. طبق جدول کرجسی مورگان تعداد نمونه آماری در جامعه نامحدود، 384 نفر در نظر گرفته شد که به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار اصلی جمع‌آوری اطلاعات، پرسشنامه می‌باشد. در بخش تحلیل داده‌ها، از آمار توصیفی و استنباطی برای آزمون فرضیه‌ها استفاده شد و تجزیه‌وتحلیل‌ها با نرم‌افزارهای SmartPLS 3و SPSS 26 انجام گرفت. یافته‌های پژوهش نشان داد که ویژگی‌های واقعیت افزوده می‌تواند بر رفتار مشتری اثرگذار باشد و این اثر از طریق افزایش تعامل مشتری تقویت می‌شود. به بیان دیگر، هرچه کیفیت و ویژگی‌های واقعیت افزوده مطلوب‌تر باشد، سطح تعامل مشتری بیشتر شده و در نتیجه رفتارهای مثبت او در قبال محصول یا خدمات نیز افزایش می‌یابد. در نهایت، نتایج پژوهش تأکید می‌کند که به‌کارگیری واقعیت افزوده، می‌تواند ابزاری مؤثر برای جذب، درگیرسازی و هدایت رفتار مشتریان باشد و استفاده هدفمند از این فناوری می‌تواند به بهبود تجربه مشتری و تقویت پیامدهای رفتاری مطلوب منجر شود.

مدیریت بازاریابی

پیش‌بینی محصولات موردنیاز مشتریان تجارت الکترونیک از الگوریتم های‌ یادگیری‌ ماشین‌ در شرکت‌ فرآورده‌های‌ گوشتی‌ کاله

دوره 5، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 272-295

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.569389.1240

احمد فیروزی، حمیدرضا رضوی، سعید امامقلی زاده، سید حسام الدین متولی، محمدرضا رضوی

چکیده این پژوهش با هدف پیش‌بینی محصولات مورد نیاز مشتریان تجارت الکترونیک در شرکت فرآورده‌های گوشتی کاله و با استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و با رویکردی کمی انجام گرفت. داده‌های مورد استفاده، شامل اطلاعات تاریخی خرید مشتریان آنلاین شرکت کاله بود که متغیرهای «قیمت محصول»، «حجم خرید وزنی گذشته»، «نوع محصول»، «دفعات خرید گذشته» و «میزان خرید ریالی گذشته» را در بر می‌گرفت. برای پیش‌بینی «محصول مورد نیاز» به عنوان متغیر خروجی، چهار الگوریتم یادگیری ماشین شامل شبکه عصبی مصنوعی، جنگل تصادفی، درخت تصمیم و K-نزدیک‌ترین همسایه پیاده‌سازی و با معیارهای دقت (Accuracy)، صحت (Precision)، فراخوانی (Recall) و F1-Score ارزیابی شدند. نتایج ارزیابی مدل‌ها نشان داد که الگوریتم شبکه عصبی مصنوعی با کسب بالاترین امتیاز در تمامی معیارهای ارزیابی (دقت: 95.1%، صحت: 94.2%، فراخوانی: 95.9% و F1-Score: 95.5%)، نتایج نشان داد شبکه عصبی مصنوعی بهترین عملکرد را در پیش‌بینی محصولات مورد نیاز مشتریان دارد؛ مدل‌های پژوهش در محیط برنامه‌نویسی Python نسخه 3.x و با بهره‌گیری از کتابخانه‌های تخصصی Scikit-learn و Keras مبتنی بر TensorFlow پیاده‌سازی و اعتبارسنجی شدند. پس از آن، به ترتیب الگوریتم‌های جنگل تصادفی، درخت تصمیم و K-نزدیک‌ترین همسایه قرار گرفتند. همچنین، تحلیل اهمیت متغیرها نشان داد که «حجم خرید وزنی گذشته» و «دفعات خرید گذشته» بیشترین تأثیر را در پیش‌بینی مدل داشته‌اند. مدل پیشنهادی مبتنی بر شبکه عصبی مصنوعی، قابلیت تبدیل به یک سیستم توصیه‌گر محصول دقیق و کارآمد را برای شرکت کاله دارد. پیاده‌سازی این مدل می‌تواند با پیش‌بینی دقیق تقاضای آینده مشتریان، به بهینه‌سازی مدیریت موجودی، افزایش رضایت مشتری و در نهایت رشد فروش شرکت منجر شود.

مدیریت بازاریابی

اعتبارسنجی عوامل موثر بر سیستم اطلاعاتی بازاریابی هوشمند در فروشگاه زنجیره‌ای رفاه

دوره 5، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 296-316

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.585563.1313

حافظ روستا سکه روانی، عبداله نعامی، علیرضا روستا، کیامرث فتحی هفشجانی

چکیده هدف این پژوهش اعتبارسنجی عوامل مؤثر بر سیستم اطلاعاتی بازاریابی هوشمند در فروشگاه زنجیره‌ای رفاه می‌باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و روش اجرای آن کمّی با رویکرد توصیفی-پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 384 نفر از مدیران و کارشناسان بازاریابی و فناوری اطلاعات شعب منتخب فروشگاه رفاه می‌باشد. نمونه‌گیری در این پژوهش از نوع تصادفی ساده می‌باشد. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه محقق‌ساخته استفاده شد. برای برازش مدل طراحی‌شده، از مدل‌سازی معادلات ساختاری با نرم‌افزار SmartPLS4 بهره گرفته شد. یافته‌های پژوهش حاکی از آنست که، استراتژی ارزش کسب‌وکار، مدیریت هوشمند محصول، تحلیل رفتار مشتری و روانشناسی خرید، ارتباطات هوشمندمشتری، لجستیک و زنجیره تأمین پاسخگو، تجربه مشتری هوشمند، فناوری‌ها و زیرساخت‌های داده، سنجش عملکرد و متریک‌ها، انطباق پذیری سازمانی، چارچوب اخلاقی و داده بر طراحی سیستم اطلاعاتی بازاریابی هوشمند تأثیر مثبت و معناداری وجود دارد. در نتیجه، طراحی و استقرار چنین سیستمی، نیازمند تلفیق هوشمندانه قابلیت‌های فناوری‌های پیشرفته تحلیلی با استراتژی کسب‌وکار، ملاحظات اخلاقی و آماده‌سازی بستر سازمانی است. این پژوهش چارچوبی عملیاتی را در اختیار مدیران فروشگاه زنجیره‌ای رفاه قرار می‌دهد تا با تبدیل داده‌ها به بینش عملی، نه تنها کارایی عملیاتی و سودآوری را افزایش دهند، بلکه نقش اجتماعی خود در تأمین مطلوب کالاهای اساسی جامعه را نیز به نحو احسن ایفا نمایند.

مدیریت بازاریابی

ارائه الگوی کیفی نوآوری خدمات نوین بانکی مبتنی بر مدیریت دانش مشتری

دوره 5، شماره 1، بهار 1405، صفحه 156-183

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.578785.1261

نجمه دانشفر، مهدی روح الامینی، آزاده کیاپور، شیبا معصومی

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی کیفی نوآوری خدمات نوین بانکی مبتنی بر مدیریت دانش مشتری می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی–توسعه‌ای و از حیث شیوه اجرا، کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون و با توجه به ماهیت اکتشافی می‎باشد. در این پژوهش، به منظور گردآوری و انتخاب ادبیات علمی مرتبط، از پایگاه‌های داده اسکوپوس، وب آو ساینس و گوگل اسکالر استفاده شد. در مرحله نخست، جستجوی گسترده‌ای در پایگاه‌های مذکور انجام گرفت و ۱۹۸ مقاله شناسایی گردید. پس از بررسی دقیق عنوان، چکیده و کلیدواژه‌ها، ۳۲ مقاله واجد شرایط برای کدگذاری و تحلیل کیفی انتخاب شد. فرایند تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از نرم‌افزار MAXQDA و از طریق مراحل کدگذاری و استخراج مضامین انجام گرفت. نتایج حاصل از تحلیل مضمون نشان داد که الگوی کیفی نوآوری خدمات نوین بانکی مبتنی بر مدیریت دانش مشتری بر پنج عنصر کلیدی استوار است. این عناصر شامل زیرساخت‌ها و قابلیت‌های فناورانه هوشمند، فرایندهای مدیریت دانش مشتری، نوآوری در طراحی و ارائه خدمات بانکی، هم‌آفرینی ارزش و تعاملات دانش‌محور با مشتری، و پویایی‌های محیطی و الزامات نهادی نوآوری بانکی می‌باشند. این عناصر در تعامل با یکدیگر، چارچوبی منسجم برای توسعه نوآوری خدمات بانکی فراهم می‌آورند و می‌توانند به‌عنوان مبنایی کاربردی برای مدیران و تصمیم‌گیرندگان بانکی در جهت ارتقای تجربه مشتری، افزایش مزیت رقابتی و تحقق نوآوری پایدار مورد استفاده قرار گیرند.

مدیریت بازاریابی

طراحی مدل داده‌بنیاد پذیرش اجتماعی فناوری خانه هوشمند در میان مصرف‌کنندگان عراقی

دوره 5، شماره 1، بهار 1405، صفحه 230-259

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.578973.1265

عبدالله عبدالکریم عباس السعدی، قاسم زارعی، محمد باشکوه اجیرلو، ناصر سیف‌اللهی

چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل داده‌بنیاد پذیرش اجتماعی فناوری خانه هوشمند در میان مصرف‌کنندگان عراقی می‌باشد. این پژوهش مبتنی بر پارادایم تفسیری و با رویکردی کیفی انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از متخصصان فناوری خانه هوشمند و اساتید دانشگاه با تخصص بازاریابی می‌باشند که به روش گلوله برفی انتخاب شدند و در پاسخگویی به سؤالات مصاحبه‌ها مشارکت کردند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می‌باشد. داده‌های جمع‌آوری شده با تکیه بر تاکتیک تحلیل محتوای پنهان در نرم‌افزار MAXQDA2024 در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها حاکی از تولید مفهوم مقوله‌های پذیرش فناوری خانه هوشمند، ادراک اعتماد و امنیت، رفتارهای ادغام سبک زندگی، تصمیم گیری اقتصادی و پاسخ به تأثیر اجتماعی بود که 7 فرضیه اصلی و جدید میان آن‌ها برقرار شد. نتایج نشان داد که مقوله محوری «پذیرش اجتماعی فناوری خانه هوشمند»، یک سازه چندوجهی را در بر می‌گیرد که تحت تأثیر ابعاد شناختی، اجتماعی و نوآورانه قرار دارد.

مدیریت بازاریابی

فناوری‌های دیجیتال بر تحول شیوه‌های مدیریت منابع انسانی و پیامدهای آن بر نتایج کارکنان با رویکرد نظریه داده ‌بنیاد

دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.559393.1208

غلامرضا تیزفهم فرد، محمود صمدی، سحر ملا زینلی، آرمین رجب زاده، سارا دودانگه

چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل کیفی تأثیر فناوری‌های دیجیتال بر تحول شیوه‌های مدیریت منابع انسانی و پیامدهای آن بر نتایج کارکنان انجام شد. این مطالعه کاربردی و کیفی با رویکرد نظریه داده‌بنیاد طراحی شد و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با مدیران، کارشناسان منابع انسانی و کارکنان دارای تجربه تعامل با فناوری‌های دیجیتال گردآوری شد. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. یافته‌ها نشان داد که عوامل علّی شامل رهبری فناورمحور، حمایت مدیریتی از نوآوری و فرهنگ تصمیم‌گیری داده‌محور، نقش کلیدی در تسهیل تحول منابع انسانی دارند. عوامل زمینه‌ای شامل فرهنگ یادگیری سازمانی و سطح سواد دیجیتال کارکنان بستر لازم برای اجرای موفق فرآیندهای دیجیتال را فراهم می‌آورند، در حالی که محدودیت منابع مالی، قوانین اداری و مقاومت کارکنان به‌عنوان عوامل مداخله‌گر عمل می‌کنند. راهبردهایی مانند توانمندسازی دیجیتال کارکنان، همکاری بین واحدی و توسعه زیرساخت‌های فناورانه موجب ارتقای بهره‌وری، رضایت و تعهد کارکنان می‌شوند. پژوهش چارچوب نظری-عملی جامعی ارائه می‌دهد که سازمان‌ها می‌توانند با بهره‌گیری از فناوری‌های دیجیتال، شیوه‌های مدیریت منابع انسانی را به‌طور مؤثر و پایدار پیاده‌سازی کنند.

مدیریت بازاریابی

نقش بازایابی عصب پایه در بازاریابی دیجیتال

دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 167-183

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.573144.1245

احسان علی تنلو، علی نظیری فیروزسالاری، حکیمه نیکی اسفهلان

چکیده این مطالعه با هدف بررسی نقش بازایابی عصب پایه در بازاریابی دیجیتال انجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق مشتریان فروشگاه‌های اینترنتی فعال در استان تهران بودند. که با روش نمونه گیری تصادفی ساده و فرمول کوکران 384 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شدند. جهت گردآوری داده‌های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگ‌تر از 5/0 باشد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ابعاد بازاریابی عصب پایه ( علاقه و مشارکت، دانش و آگاهی و اخلاق) بر بازاریابی دیجیتال تاثیر دارند.

مدیریت بازاریابی

طراحی مدل توسعه مدیریت ارتباط با مشتری و نقش مزیت رقابتی پایداردر باشگاه‌های ورزشی استان گیلان

دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 229-251

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.566724.1226

سیدصادق میر جلالی، مسعود ایمان زاده، مهرداد محرم زاده، رباب مختاری

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل توسعه مدیریت ارتباط با مشتری و نقش مزیت رقابتی پایداردر باشگاه‌های ورزشی استان گیلان می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و از نظر ماهیت اکتشافی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها در رشته مدیریت ورزشی و مدیران باشگاه های ورزشی در استان گیلان می باشند که به روش نمونه گیری نظری انتخاب شدند. برای گرد‌آوری داده‌ها از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته استفاده شد. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های از روش داده بنیاد در قالب کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. نتایج پزوهش نشان داد که که 469 نشان می‌تواند بر مدیریت ارتباط با مشتری با تاکید بر مزیت رقابتی پایدار در باشگاه‌های ورزشی در استان گیلان موثر باشند. سپس در کدگذاری محوری نشان ها در 105 مفهوم و 41 مقوله طبقه بندی گردید. داده‌های به دست آمده از مصاحبه با رویکرد گراندد تئوری انجام شد. نتایج نشان داد که هفت مقوله اصلی شامل بازاریابی، محیط سازمانی، زیرساخت، عملکرد، مدیریت و برنامه‌ریزی، کیفیت خدمات و مدیریت ارتباط برای بهینه‌سازی سیستم مدیریت ارتباط با مشتری برای توسعه مدیریت ارتباط با مشتری با تاکید بر مزیت رقابتی پایدار دارای اهمیت می‌باشد. مدیران باشگاه‌های ورزشی می‌توانند از نشان‌ها، مفاهیم و مقوله‌های شناسایی شده در برنامه‌ریزی‌های آتی خود جهت ارتباط موثر با مشتریان استفاده نمایند.

مدیریت بازاریابی

ارائه مدل بهره گیری از فناوری های نوین ارتباطی بارویکرد مشتری مداری و ظرفیت سازی اجتماعی در پایانه های مسافربری شهر تهران

دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 252-270

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.559039.1200

مریم قلی زاده تکبلاغ، سیدمحمودرضا مرتضوی، احمد میرجلیلی

چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل بهره گیری از فناوری های نوین ارتباطی با رویکرد مشتری مداری وظرفیت سازی اجتماعی در پایانه های مسافربری شهر تهران به روش داده بنیاد می باشد پژوهش حاضر از نظر نوع هدف کاربردی– توسعه‌ای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از نظر ماهیت داده‌ها کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان و خبرگان آشنا با موضوع می‌باشد. نمونه‌برداری در این پژوهش از نوع گلوله برفی بود. بر اساس موضوع داده‌های مورد نظر از طریق مصاحبه‌ها‌ی نیمه ساختاریافته جمع‌آوری و نمونه‌گیری تا رسیدن به حد کفایت و اشباع نظری ادامه پیدا کرد . اطلاعات به دست امده با نرم افزار MAXQDA2020 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد مدل دارای شرایط علّی شامل (فشارهای محیط خارجی، نیازهای داخلی و چالش‌های عملیاتی، سیاست‌ها و دستورالعمل‌های کلان)، شرایط زمینه ای شامل (بستر فنی و زیرساختی، بستر انسانی و فرهنگی، بستر قانونی-حقوقی)، شرایط مداخله گر شامل(عوامل تسهیل‌کننده، عوامل بازدارنده)، راهبردها شامل(راهبردهای فناورانه-ارتباطی، راهبردهای مشتری‌مداری و تعامل، راهبردهای ظرفیت‌سازی و مشارکت اجتماعی)، پیامدها شامل(پیامدهای عملیاتی و کارکردی، پیامدهای اقتصادی-مالی، پیامدهای اجتماعی-سازمانی، پیامدهای کلان و راهبردی) می باشد.

مدیریت بازاریابی

ارائه و اعتبارسنجی مدل رفتار پایدار مصرف کننده مبتنی بر حکمرانی خوب دیجیتال در صنعت بانکداری

دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 292-314

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.533663.1104

سمیرا فرجی، هما درودی، فیروزه حاجی‌علی‌اکبری، ارشد فرهمندیان

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه و اعتبارسنجی مدل رفتار پایدار مصرف کننده مبتنی بر حکمرانی خوب دیجیتال در صنعت بانکداری (مورد مطالعه: بانک پارسیان) می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعه ای – کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته و از نوع توصیفی - اکتشافی می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 9 نفر از اساتید مجرب در حوزه‏ی پژوهش و مدیران ارشد و مطلع در صنعت بانکداری و بانک پارسیان در سطح کل کشور که به صورت هدفمند (قضاوتی) و در بخش کمی شامل 358 نفر از روسای شعب در سطح کل کشور که تعداد 186 نفر با استفاده فرمول کوکران و به روش نمونه‎گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گرداوری یافته ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از نرم افزار MAXQDA و بخش کمی از نرم افزارSPSS و PLSاستفاده شد. پس از کد گذاری 23 مقوله فرعی شامل ارزش‌های سازمانی حامی شکل‌گیری رفتار‌مسئولانه، اهداف کلان و استراتژیک بانک پارسیان، سطح فرهیختگی جامعه و گسترش فناوری های نوین دیجیتال در سطح بانکداری، تاثیر‌گذار (عوامل علی)، ارائه خدمات شخصی‎سازی شده، آموزش و آگاهی‌رسانی مستمر، بازنگری در سیاست‌های دیجیتالی، ایجاد بانکداری دیجیتال امنی چنل و مدیریت دارایی‌های دیجیتال در بانک (عوامل محوری) شناسایی شدند. با توجه به مولفه های استخراج شده، مدل نهایی تحقیق، تبیین راهی برای ایجاد رفتار پایدار مصرف کننده و تعیین استراتژی ها و برنامه های عملیاتی در جهت توسعه پابدار کشور و بهبود عملکرد بانک می‌ باشد.

مدیریت بازاریابی

ارائه مدل اقناع‌گرایی در پیام‌های شبکه‌های اجتماعی در ترویج محصولات سبز

دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 1-19

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.546926.1150

موسی محسن پور، ناصر فقهی فرهمند، حسین قره بیگلو، حسین بوداقی خواجه نوبر

چکیده تحقیق حاضر بدنبال ارائه مدل اقناع‌گرایی در پیام‌های شبکه‌های اجتماعی در ترویج محصولات سبز بوده است. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می‌باشد. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE)و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگ‌تر از 5/0 باشد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری با نرم افزار اسمارت پی ‌ال‌الس نشان داد که اعتمادسازی، تعامل مخاطب، روایت و طراحی بصری همگی نقش مؤثری در تقویت نگرش و رفتار زیست‌محیطی مخاطبان و حمایت از محصولات سبز دارند. همچنین زیرساخت‌های فنی و فناوری‌های نوین، مسیر اقناع و پذیرش سبک زندگی پایدار را تسهیل می‌کنند.

مدیریت بازاریابی

شناسایی عوامل موثر بر تقاضای محصولات ارگانیک در ایران: یک رویکرد داده بنیاد

دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 20-43

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.547096.1154

محمدرضا رضائی، علی ثریایی، مهدی روح الامینی

چکیده پژوهش حاضر به ارائه مدلی جهت شناسایی عوامل موثر بر تقاضای رفتار مصرف‌کننده برای محصولات ارگانیک در ایران با روش داده بنیاد می‌پردازد، که بر اساس هدف در دسته تحقیقات اکتشافی می‌باشد. جامعه تحقیق، شامل متخصصان و خبرگان فعال در زمینه محصولات ارگانیک در صنعت و دانشگاه می‌باشند. روش نمونه‌گیری، هدفمند بوده و تا مرحله اشباع نظری ادامه پیدا نموده که در این راستا 14 نفر انتخاب شدند. در بعد فنی نیز از روش داده بنیاد رهیافت نظام مند استراوس و کوربین استفاده می گردد. در پژوهش حاضر با بهره گیری از نرم افزار مکس کیودا 2024 جهت تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها، از میان تعداد 89 مفهوم اولیه استخراج شده در کدگذاری باز، 13 عامل علی، 3 مولفه محوری، 14 راهبرد، 26 عامل زمینه ساز، 21 مداخله گر و 12 پیامد یافته شدند. متغیرهای آگاهی مصرف کننده، بیماری های حاد، سبک زندگی سلامت محور و قدرت خرید خانوار، مهمترین عوامل علی شناسایی شدند. بهره برداری از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، آموزش، برگزاری نمایشگاه، جشنواره و اطلاع رسانی، کاربردی ترین راهبردها معرفی گردیدند. حمایت حاکمیت، سازمانهای نظارتی و بازرسی ، بهره برداری از تاییدیه و گواهی ، سیاستها ، قوانین و ارزشهای جمعی و فرهنگی، موثرترین عوامل زمینه ساز تشخیص داده شدند. اعتماد مصرف کننده، وضعیت اقتصاد کلان و قیمت محصول، مداخله گران بازدارنده و همچنین طعم، مزه و کیفیت مداخله گران پیش برنده شناخته شدند. سلامت روحی و جسمی جامعه، بهبود نسل و رونق کسب و کار ارگانیک، اصلی ترین پیامدها پیش بینی شدند.

مدیریت بازاریابی

طراحی الگوی حفظ مشتریان در بانکداری الکترونیک

دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 63-80

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.549123.1162

احمدرضا فرجی، علیرضا روستا، فرزاد آسایش

چکیده هدف این پژوهش، ارائه و تحلیل الگوی حفظ مشتریان در بانکداری الکترونیک است تا ابعاد مؤثر بر تجربه مشتری و کاهش ریزش آنان شناسایی شود. پژوهش حاضر از نوع آمیخته و بخش کیفی آن بر اساس تحلیل مضمون طراحی شد. جامعه آماری بخش کیفی شامل ۱۵ نفر از اساتید دانشگاهی، مدیران ارشد و خبرگان بازاریابی در حوزه بانکداری بود که به روش هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری شد و فرآیند کدگذاری و استخراج مضامین توسط دو پژوهشگر مستقل انجام گرفت. روایی و اعتبار کدها با بررسی متقابل و شاخص کاپای کوهن تأیید شد.تحلیل داده‌های کیفی منجر به استخراج ۴۰۴ کد اولیه، ۶۶ مضمون اولیه، ۲۰ مضمون پایه و چهار مضمون سازمان‌دهنده شد. ابعاد شناسایی شده شامل «یکپارچگی کیفیت خدمات» با زیرمضامین کیفیت دسترسی، عملکرد فنی، سازگاری، پاسخگویی و تنوع خدمات؛ «ارتباطات بازاریابی استراتژیک» با زیرمضامین بازخورد دیجیتال، بازاریابی پنهان، اعتمادسازی ارتباطی، ساده‌سازی تجربه دیجیتال و سفر احساسی–ادراکی؛ «تجربه تعاملی دیجیتال» شامل اعتمادسازی نرم‌افزاری، حس انسانی در دل فناوری، وضوح مسیرهای اپلیکیشن، بازتاب عاطفی و توانایی انتقال نگرش به دیگران؛ و «نوآوری پیش‌نگر» شامل معماری نگرش آینده، بانکداری پیش‌بینی‌گر، مراقبت دیجیتال و امنیت تعبیه‌شده در نوآوری بود. یافته‌ها نشان می‌دهد که ترکیب این ابعاد با استراتژی‌های بازاریابی می‌تواند کارایی عملیاتی بانک‌ها را ارتقا دهد و همزمان از میزان ریزش مشتریان بکاهد. بنابراین، بهره‌گیری از این الگوی حفظ مشتریان می‌تواند نقش کلیدی در ارتقای عملکرد بانکداری الکترونیک و افزایش رضایت، وفاداری و تعامل مؤثر مشتریان ایفا کند.

مدیریت بازاریابی

شناسایی و تحلیل راهبردهای ایجاد و پیامدهای همذات پنداری برند با روش FCM

دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 249-274

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.547949.1156

میلاد امرایی، علی شریعت نژاد، نسیم نظری، یاسمن چنگایی

چکیده پژوهش حاضر باهدف شناسایی و تحلیل راهبردهای ایجاد و پیامدهای همذات پنداری برند صورت پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از حیث گردآوری اطلاعات در زمره پژوهش ­های اکتشافی است. همچنین این پژوهش از نوع تحقیقات آمیخته به صورت کیفی و کمی و بر مبنای فلسفه قیاسی استقرایی است. جامعه آماری پژوهش خبرگان مشتمل بر اساتید دانشگاه، مدیران صنایع غذایی و رستوران در لرستان و مشتریان آن‌ها می‌باشند که 29 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب‌شده‌اند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار تائید شد. هم‌چنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و پایایی باز آزمون تائید شد. داده ­های کیفی با روش تحلیل محتوا و با کمک نرم افزار مکس­ کیو­دا و داده­ های کمی با روش نقشه شناختی فازی و نرم افزار گفی، تحلیل شدند. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که تمرکز بر نوستالژی و خاطره‌سازی با شاخص مرکزیت (11/16) و ایجاد داستان برند الهام بخش با شاخص مرکزیت (05/16) مهم‌ترین راهبردهای ایجاد همذات پنداری برند و شکل‌گیری پیوند هویتی پایدار (4/17) و تقویت مزیت رقابتی از طریق تمایز هویتی با شاخص مرکزی (33/17) مهم‌ترین پیامدهای همذات پنداری برند می ­باشند.

مدیریت بازاریابی

بهبود عملکرد کارکنان از طریق بازاریابی داخلی و یادگیری سازمانی: نقش میانجی نوآوری سازمانی

دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.524617.1093

ندا زرین نگار، محسن نجفی، فتانه حسین زاده باجگیران

چکیده پژوهش حاضر به بررسی بهبود عملکرد کارکنان از طریق بازاریابی داخلی و یادگیری سازمانی: نقش میانجی نوآوری سازمانی پرداخته است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، کمّی از نوع توصیفی - پیمایشی می باشد. جامعه آماری در این پژوهش، شرکت‌های صادرکننده مواد غذایی در شهر مشهد به تعداد 116 شرکت هستند که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه برابر با 86 شرکت برآورد گردید؛ به همین منظور با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده به توزیع و تکمیل پرسشنامه در بین مدیران این شرکت‌ها پرداخته شد. به‌منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون مدلسازی معادلات ساختاری و سایر آزمون آماری مبتنی بر نرم افزارهای Spss و Pls بهره گرفته شد. روایی متغیرهای تحقیق از طریق تحلیل عاملی تاییدی سنجیده شده است. همچنین پایایی متغیرهای پژوهش نشان داده است که آلفای کرونباخ برای متغیرهای تحقیق از جمله بازاریابی داخلی، عملکرد ، نوآوری سازمانی، یادگیری سازمانی به ترتیب 909/0، 935/0، 940/0، 901/0 بدست آمده است که نشانگر پایایی مطلوب ابزار تحقیق است. یافته‌های تحقیق نشان داده است که یادگیری سازمانی و بازاریابی داخلی بر عملکرد کارکنان موثر است و نوآوری سازمانی تاثیر آن را میانجی‌گری می‌کند.

مدیریت بازاریابی

نقش هویت برند سازمانی در تقویت ارزش ویژه برند کارمند محور

دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 22-46

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.520313.1087

شهلا برجعلی لو، سمیرا عمادی نسب

چکیده این پژوهش با هدف بررسی نقش هویت برند سازمانی در تقویت ارزش ویژه برند کارمندمحور صورت گرفته است. جامعه مورد مطالعه، کارکنان بیمه آسیا در شعبات استان تهران است که در این میان 287 نمونه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات از روش میدانی و پرسشنامه استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SMART PLS صورت گرفت. نتایج نشان داد که هویت برند سازمانی بر ابعاد ارزش ویژه برند کارمند محور شامل رفتار شهروندی برند، رضایت کارکنان، تبلیغات دهان به دهان و تمایل به ادامه همکاری، تأثیر مثبت و معناداری دارد و ابعاد هویت برند سازمانی شامل هویت بصری برند، شخصیت برند، تمرکز بر کارمند و مشتری و ارتباطات پایدار نیز بر ارزش ویژه برند کارمند محور تأثیر مثبت و معناداری دارند اما این تاثیرات قوی نیست. در این میان تمرکز بر کارمند و مشتری و ارتباطات پایدار که ارتباط بیشتری با سیاستهای منابع انسانی سازمان دارند تاثیرات قویتری بر ارزش ویژه برند کارمند محور دارند و تاثیر هویت بصری برند و شخصیت برند که معانی کلی تر و عمومی تری از هویت برند را در بر می گیرند بر ارزش ویژه برند کارمند محور، کمتر است.

مدیریت بازاریابی

برندسازی مقصد گردشگری سلامت در مراکز درمانی

دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 47-61

https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.435082.1048

سیدمحمد رستگاری، شهناز نایب زاده،، کامبیز حیدرزاده هنزایی، حمید سعیدی

چکیده هدف از پژوهش حاضر برندسازی مقصد گردشگری سلامت در مراکز درمانی استان یزد است. پژوهش حاضر مبتنی بر پارادایم پراگماتیسم بوده که با جهت گیری اکتشافی و به شکل یک تحقیق توسعه ای و به شیوه مقطعی مبتنی بر رویکرد پیمایشی(مصاحبه) و با استفاده از مطالعات میدانی انجام شده است؛ استراتژی پژوهش، فرافکنی بوده و جمع آوری دادها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته نیمه عمیق با تعداد10 خبره در زمینه گردشگری سلامت و برندسازی مقصد گردشگری که به شیوه هدفمند انتخاب شده بودند انجام گرفت؛ در این گام حجم نمونه بر اساس قاعده اشباع نظری مشخص و پس از کدگذاری در سه سطح باز، محوری و انتخابی توسعه این مفهوم انجام شد؛ یافته های پژوهش حاکی از ضرورت توجه به عوامل زیر ساختی، عوامل فرهنگی و عوامل اقتصادی در قالب متغیر کشور مقصد گردشگری سلامت، عوامل گردشگری و عوامل برندسازی شهر مقصد و تبلیغات، ترفیعات فروش، جوامع برند و روابط عمومی  در قالب متغیر ابزارهای ارتباطی و نیز پزشک و پرستار، کارکنان مراکز درمانی و نیز مدیران در قالب متغیر منابع انسانی و تجهیزات و امکانات درمانی و خدمات در قالب متغیر محصول یا خدمت می باشد.

مدیریت بازاریابی

تاثیر تجربه حسی برند بر وفاداری به برند با تأکید بر پیشران های ارزش ویژه برند، رضایت مشتری و تعهد عاطفی مشتریان

دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 84-105

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.485677.1060

سید مجید محمدنژاد، مراد رضایی دیزگاه

چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر تجربه حسی برند بر وفاداری به برند با تأکید بر پیشران های ارزش ویژه برند، رضایت مشتری و تعهد عاطفی مشتریان انجام شد. نوع پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی است.مورد مطالعه این پژوهش را زبان آموزان کانون زبان ایران–گیلان به تعداد 750 نفر تشکیل دادند.تعداد 261 نفر بر اساس جدول کرجسی و مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و به پرسشنامه های تحقیق پاسخ دادند.روایی پرسشنامه ها براساس روایی صوری،محتوا و تحلیل عاملی تاییدی مورد تأیید قرار گرفت.پایایی پرسشنامه ها به روش ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد و مورد تأیید قرار گرفت.تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی مشتمل بر الگوسازی معادلات ساختاری توسط نرم افزار آماری اسمارت پی.ال.اس انجام گرفت. نتایج نشان داد تجربه حسی برند بر تعهد عاطفی مشتریان با ضریب مسیر(0.472) تاثیر معناداری دارد. تجربه حسی برند بر رضایت مشتریان با ضریب مسیر(0.575) تاثیر معناداری دارد. تجربه حسی برند بر ارزش ویژه برند با ضریب مسیر(0.264) تاثیر معناداری دارد.ارزش ویژه برند بر وفاداری مشتریان به برند با ضریب مسیر(0.736) تاثیر معناداری دارد.تعهد عاطفی بر ارزش ویژه برند با ضریب مسیر(0.207) تاثیر معناداری دارد.رضایت مشتری بر ارزش ویژه برند با ضریب مسیر(0.274) تاثیر معناداری دارد. تعهد عاطفی و رضایت مشتری در تاثیرگذاری تجربه حسی برند بر ارزش ویژه برند نقش میانجی دارند.

مدیریت بازاریابی

طراحی مدل بازاریابی اینفلوئنسرها مبتنی بر رفتار مصرف گنندگان محصولات کوهنوردی با رویکرد داده بنیاد

دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 127-148

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.520031.1086

مهدی خداپرست، پیمان عمادی

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل بازاریابی اینفلوئنسرها مبتنی بر رفتار مصرف‌کنندگان محصولات کوهنوردی با رویکرد داده بنیاد بود . روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه زمینه‌ای انجام شد. جامعه آماری شامل خبرگان حوزه ارزیابی بازاریابی اینفلوئنسرها، اعضای هیئت علمی، بازاریابان و تولیدکنندگان محصولات کوهنوردی بود. نمونه‌گیری به صورت هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع داده‌ها انجام شد و ۱۲ نفر برای مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته انتخاب شدند. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از روش گراندد تئوری (داده بنیاد) صورت گرفت. یافته‌ها نشان داد که ۴۶ کد اولیه در قالب ۱۵ مقوله اصلی استخراج شدند که عبارت‌اند از: اعتبار و تخصص درک‌شده، همسویی ارزشی، کیفیت و صداقت محتوا، ویژگی‌های جامعه کوهنوردی، ماهیت محصولات کوهنوردی، اشباع تبلیغاتی در شبکه‌های اجتماعی، تجربه قبلی مصرف‌کننده، میزان دانش و تخصص شخصی، ریسک درک‌شده، راستی‌آزمایی متقابل، ارتباط مستقیم و مشاهده، بهره‌گیری از اینفلوئنسرهای با سابقه، افزایش یا کاهش اعتماد به اینفلوئنسر، تغییر نگرش نسبت به برند، و تصمیم به خرید یا عدم خرید. نتایج نشان داد تأثیر اینفلوئنسرها بر رفتار مصرف‌کنندگان، بسته به ویژگی‌های جمعیت هدف مانند کودکان، نوجوانان، زنان و مردان، بسیار عمیق و اساسی است. یافته‌ها می‌توانند به برندها و بازاریابان کمک کنند تا با شناسایی معیارهای مؤثر، تعامل مؤثرتر با مخاطبان ایجاد کرده و استراتژی‌های بازاریابی مبتنی بر اینفلوئنسر را بهبود بخشند.

مدیریت بازاریابی

طراحی مدل تجربه مشتری در صنعت خرده فروشی با تاکید بر خرده فروشی نسل 4.0

دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 236-259

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.550214.1170

مرتضی اعلمی، عبداله نعامی، فرزانه بیک زاده عباسی، اسکندر عبدالهی

چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل تجربه مشتری در صنعت خرده فروشی با تاکید بر خرده فروشی نسل 4.0 می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، بنیادی و رویکرد استقرایی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش داده بنیاد می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 16 نفر از استادان دانشگاه، مدیران فروشگاه‌های زنجیره‌ای می باشد. حجم نمونه با روش نمونه‌گیری، قضاوتی (هدفمند) و از نوع نمونه گیری نظری انجام شد و مصاحبه‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از کدگذاری باز، محوری و انتخابی و روش داده بنیاد از نرم افزار Maxqda استفاده گردید. طبق نتایج یافته ها مفاهیم در خرده مقوها ها شامل: شرایط علی (پیشرفت فناوری و ارزش آفرینی)؛ شرایط زمینه ای (عوامل انسانی و عوامل سازمانی) ؛ شرایط مداخله گر (عوامل عمومی و عوامل مرتبط با بازار)؛ پدیده محوری (تجربه مشتری)؛ راهبردها (پیاده سازی و به کارگیری خرده فروشی نسل ۴) و پیامدها (ایجاد ارتباط موثر با مشتری) دسته بندی شدند.

مدیریت بازاریابی

بررسی تاثیر کاربرد فناوری بلاک چین بر بازاریابی دیجیتال

دوره 3، شماره 1، بهار 1403، صفحه 21-39

https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.428356.1037

سپیده عرب

چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر کاربرد فناوری بلاک چین بر بازاریابی دیجیتال می‌باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نوع پژوهش‌های کمی می‌باشد که و از لحاظ نحـوه گـردآوری داده، از نوع مطالعات پیمایشی- مقطعی می‌باشد. جامعه آماری این تحقیق را مدیران و فعالان بازاریابی آنلاین تشکیل داده است. کل جامعه آماری نامحدود در نظر گرفته شد. بر اساس جدول ‏مورگان، با توجه به نامحدود بودن جامعه آماری، ۳۸۴ نفر به عنوان نمونه در نظر گرفته شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه می‌باشد. پرسشنامه استاندارد بر اساس مطالعه ویراتما و همکاران (2021) استخراج شده است. برای بررسی داده‌ها از تحلیل عاملی تأییدی و آزمون تناسب مدل و مدل معادلات ساختاری برای آزمون فرضیه‌های بیان شده در مطالعه استفاده شد. روش تحلیل داده‌ها نیز با استفاده از نرم افزار smart.PLS می‌باشد. نتایج تحقیق نشان داد بلاک چین تأثیر مثبت و معناداری بر کلان داده دارد. داده‌های بزرگ تأثیر مثبت و معناداری بر بازاریابی دیجیتال دارد. بلاک چین تأثیر مثبت و معناداری بر بازاریابی دیجیتال دارد.