الگویابی ساختاری تاثیر مدیریت منابع انسانی سبز بر رفتار سبز با نقش میانجی آگاهی زیست محیطی و نقش تعدیل کننده تعهد سبز مدیران
دوره 5، شماره 1، بهار 1405
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.582536.1295
محبوبه راحت دهمرده، مصطفی طاهری، مهدیه تابلی
چکیده تحقیق حاضر بهدنبال بررسی تأثیر مدیریت منابع انسانی سبز بر رفتار سبز با نقش میانجی آگاهی زیستمحیطی و نقش تعدیلکننده تعهد سبز مدیران در صنایع غذایی زاهدان بوده است. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی میباشد. جهت گردآوری دادههای پژوهش از پرسشنامههای استاندارد بر اساس طیف ۵ درجهای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرها بزرگتر از ۵/۰ برآورد گردید. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار SPSS و PLS3 استفاده شد. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری با نرمافزار اسمارت پیالاس نشان داد که مدیریت منابع انسانی سبز، آگاهی زیستمحیطی و تعهد سبز مدیران همگی نقش مؤثری در تقویت رفتارهای سبز کارکنان و پیشبرد اهداف زیستمحیطی سازمان دارند. همچنین آگاهی زیستمحیطی به عنوان عامل میانجی و تعهد مدیران به عنوان متغیر تعدیلگر، مسیر نهادینهسازی رفتارهای سازگار با محیطزیست و پذیرش سبک زندگی شغلی پایدار را تسهیل و تقویت میکنند.د.
تدوین سناریوی ماندگاری نیروی انسانی با رویکرد آینده نگاری
دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 89-109
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.567498.1231
حامد هادیان، یوسف احمدی، علیرضا فتحی زاده
چکیده پژوهش حاضر با هدف تدوین سناریوی ماندگاری نیروی انسانی با رویکرد آینده نگاری می باشد. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 18 نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران منابع انسانی بخش های دولتی سیرجان میباشد که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته از روش MICMAC و Wizard Scenario استفاده شد. نتایج نشان داد که از بین هشت مولفهی «تغییرات در بازار کار، تغییرات در فناوری، تغییرات در ارزش های کارکنان، تغییرات در ساختار سازمانی، تغییرات در انتظارات کارکنان، عوامل روانشناختی، عوامل اقتصادی، فرهنگ سازمانی و محیط کار» تغییرات در ارزش های کارکنان بیشترین تاثیرگذاری و فرهنگ سازمانی و محیط کار بیشترین تاثیر پذیری را از سایر عوامل دارند. همچنین مجموعاً هشت سناریو با سازگاری بالا برای آینده ماندگاری نیروی انسانی در بخش دولتی پیشرو است. با این حال، دو سناریو تعالی و ثبات نیروی انسانی (سناریوی بهینه و آرمانی) و تحول سازمانی موفق با استاندارد بالا (سناریوی محتمل، اما با خطر بوروکراسی و ماندگاری اجباری) به عنوان مهمترین و محتملترین مسیرها برای تحقق اهداف معرفی شدهاند که ارجحیت بالاتری نسبت به سایرین دارند.
بررسی رابطه بین اتوماسیون اداری با چابکی و سلامت سازمان با توجه به متغیر میانجی ابعاد ساختار سازمانی
دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 256-277
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.523442.1092
محمدعلی نیک بخش، بهزاد صحرایی، علی علمی نژاد
چکیده هدف این پژوهش بررسی رابطه بین اتوماسیون اداری با چابکی و سلامت سازمان با توجه به متغیر میانجی ابعاد ساختار سازمانی میباشد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نوع توصیفی ـ همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 600 نفر از کارکنان اداره کل بنادر و دریانوردی استان بوشهر در سال 1404 میباشد که از این تعداد 234 نفر بر اساس روش نمونهگیری تصادفی ساده متناسب و بصورت مقطعی با حجم جامعه و طبق فرمول کوکران به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از چهار پرسشنامه اتوماسیون اداری آهنگر پور (۱۳۸۷)، پرسشنامه چابکی سازمانی ژانگ و شریفی (2000)، پرسشنامه سلامت سازمانی هوی و فیلدمن (1996) و پرسشنامه ساختار سازمانی رابینز (1979) استفاده گردیده است. پرسشنامه اتوماسیون اداری با 30 سؤال و روایی و پایایی به ترتیب 90/0 و 93/0، پرسشنامه چابکی سازمانی با 28 سؤال و روایی و پایایی به ترتیب 88/0 و 86/0، پرسشنامه سلامت سازمانی با 44 سؤال و روایی و پایایی به ترتیب 91/0 و 85/0، و پرسشنامه ساختار سازمانی با 24 سؤال و روایی و پایایی به ترتیب 87/0 و 93/0 استفاده گردیده است. برای تجزیه و تحلیل یافتهها از نرمافزار SPSS و LISREL استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد که بین اتوماسیون اداری با چابکی و سلامت سازمان با توجه به متغیر میانجی ابعاد ساختار سازمانی در اداره کل بنادر و دریانوردی استان بوشهر رابطه معنیداری وجود دارد.
شیوههای پایدار مدیریت منابع انسانی سبز از منظر کارکنان و مدیران با بهرهگیری از هوش مصنوعی و رویکرد حسابداری سبز
دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 116-135
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.560801.1209
محمود صمدی، محمد علی کریمی، محدثه حمزوی، فرید عسکری
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین مؤلفههای مؤثر بر اجرای شیوههای پایدار مدیریت منابع انسانی سبز از منظر کارکنان و مدیران، با بهرهگیری از هوش مصنوعی و رویکرد حسابداری سبز انجام شده است. این مطالعه کاربردی و کیفی با رویکرد نظریه دادهبنیاد با نرم افزار MAXQDA طراحی شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۵ نفر از مدیران منابع انسانی، کارشناسان فناوری اطلاعات، اعضای هیئت علمی و کارکنان دارای تجربه تعامل با سیستمهای هوش مصنوعی گردآوری شد. تحلیل دادهها در سه مرحلهی کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. یافتهها نشان داد که عوامل علی همچون رهبری سبز و حمایت مدیران، فرهنگ نوآوری و پذیرش فناوری، و بهکارگیری هوش مصنوعی در فرآیندهای مدیریتی نقش کلیدی در موفقیت اجرای شیوههای پایدار دارند. همچنین، عوامل زمینهای نظیر منابع سازمانی، زیرساختهای فناوری، آموزشهای تخصصی و بهکارگیری شاخصهای حسابداری سبز، بستر لازم برای تعامل مؤثر با سیستمهای هوش مصنوعی و اجرای فرآیندهای سبز را فراهم میآورند. راهبردهای مؤثر شامل آموزشهای کاربردی، شفافسازی فرآیندها، مشارکت کارکنان در تصمیمگیری و پایش عملکرد زیستمحیطی بر اساس دادههای حسابداری سبز است. پیامدهای حاصل نیز افزایش بهرهوری، ارتقای کارایی، بهبود تمرکز بر وظایف کلیدی و ارتقای عملکرد زیستمحیطی سازمان را در پی دارد. در نهایت، این پژوهش چارچوبی نظری ـ عملی ارائه میدهد که سازمانها میتوانند با تلفیق هوش مصنوعی و حسابداری سبز، شیوههای پایدار مدیریت منابع انسانی سبز را به شکلی مؤثر و کارآمد پیادهسازی کنند.
مدلسازی معادلات ساختاری خط مشی گذاری توانمندسازی کارکنان
دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 160-174
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.545055.1142
ﻋﺒﺎﺱ ﻋﻄﺎﭘﻮﺭ، علیرضا منظری توکلی، ﺳﻨﺠﺮ ﺳﻼﺟﻘﻪ، ﺯﻫﺮﺍ ﺍﻧﺠﻢﺷﻌﺎﻉ
چکیده پژوهش حاضر با هدف مدلسازی معادلات ساختاری خط مشی گذاری توانمندسازی کارکنان دانشگاه پیام نور انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی پیمایشی بود و دادههای کمی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمعآوری شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان (اعم از اعضاء هیات علمی و غیر هیات علمی) دانشگاه پیام نور می باشد. روش نمونه گیری به روش تصادفی طبقه ای نمونه ای به حجم 358 نفر انتخاب شدند. سپس بعد از جمع آوری داده های آماری با استفاده از روش PLS تحلیل شد. روایی ابزار توسط اساتید و خبرگان حوزه منابع انسانی تأیید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ بالای 7/0 ارزیابی شد. نتایج نشان داد که مدل ساختاری, پژوهش شامل عوامل علی(شایستگی های رهبر ، شایستگی های نیروی انسانی ، شایستگی های سازمان و انگیزش عاملان دانشگاهی)، عوامل زمینه ای(ساختار دانشگاه ، جو دانشگاه ، تکنولوژی دانشگاه)، عوامل مداخله گر(شرایط فرهنگی، شرایط اقتصادی ، شرایط اجتماعی و شرایط سیاسی)، راهبردها (تبیین چشم انداز، اهداف و ماموریت، توانمندسازی ، بهینه سازی و تسهیل فرآیندها، ایجاد نظام تضمین کیفیت، ایجاد نظام شایسته سالاری، استقرار نظام پاسخگویی، ایجاد انگیزش و توسعه ارتباطات و تعاملات) و پیامدها(پیامدهای فردی، پیامدهای دانشگاهی) می باشد. همچنین نتایج نشان داد مدل دارای درجه تناسب مطلوب و برازش قوی می باشد.
اعتبار سنجی مدل مدیریت دانش بر اساس مدل سازمان بهرهوری آسیایی(APO) در شرکت آب و فاضلاب استان فارس
دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 260-288
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.548435.1158
محمدحسن زمانی فرد، سنجر سلاجقه، محمد جلال کمالی، نوید فاتحی راد
چکیده هدف پژوهش حاضر اعتبارسنجی مدل مدیریت دانش بر اساس مدل سازمان بهرهوری آسیایی در شرکت آب و فاضلاب استان فارس است. این پژوهش دارای رویکردی آمیخته و از نظر هدف، کاربردی است. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه بود. جامعه آماری در بخش کیفی شامل اساتید دانشگاه، صاحبنظران در زمینه مدیریت دانش و مدیران ارشد شرکت آب و فاضلاب میباشد حجم نمونه 17 نفر میباشد که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند؛ جامعه آماری در بخش کمی، شامل مدیران و کارشناسان شرکت آب و فاضلاب استان فارس به تعداد 2158 نفر بودند. حجمنمونه براساس جدول کوهن 256 نفر میباشد که بهصورت طبقهای انتخابشدهاند. در این پژوهش بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزارهای NVIVO، EXCEL و SMART PLS استفاده گردید. نتایج حاصل از کدگذاری دادههای کیفی منجر به استخراج 79 کُد اولیه، 30 مضمونپایه و 10 مضمون سازماندهنده گردید نتایج معادلات ساختاریتفسیری نشان میدهد مضامین «اعتقاد به نوآوری در سازمان»، «ارتقا کارایی و بهرهوری در سازمان» و «بهبود کیفیتسازمان» تاثیرپذیرترین و مضامین «راهبری زیرساختهای دانشی سازمان» و «جهتگیری توسعهای به فرایندهای دانشی» تأثیرگذارترین مضامین مدل پژوهش هستند.
خوشه بندی ایستگاه های کاری برنامه گردشی شغلی با الگوریتم (K Means) و رتبه بندی مهارتها به روش AHP
دوره 3، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 204-222
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.548208.1157
سارا عسگری، سنجر سلاجقه، محمد جلال کمالی
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل برنامه گردشی شغلی در سطوح کارگری گروه صنعتی بارز بود.این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی و کمی می باشد. ابزار جمع آوری داده ها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق در بخش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش میدانی شامل ۱۰ مدیر و سرپرست گروه صنعتی بارز بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری هدفمند انجام گردید و تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبه ها به روش کیفی انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد چهل شاخص در چهار مولفه «وظایف و مسئولیتها»، «مهارتهای فنی»، «شرایط محیطی-تجهیزاتی» و «الزامات ایمنی» استخراج شد. در مرحله کمی، خوشهبندی به روش الگوریتم (K Means) ایستگاهها را در چهار خوشه «تولیدی»، «ایمنی و بهداشت»، «عملیاتی» و «کنترل و نظارت» دستهبندی کرد.در خوشه تولیدی، دانش فنی پیشرفته در زمینه مهندسی مواد و تولید بهعنوان رتبه اول و مهمترین مهارت شناسایی شده است.در خوشه ایمنی و بهداشت، دانش عمیق در زمینه ایمنی و بهداشت محیط کار بهعنوان رتبه اول و مهمترین مهارت است.در خوشه عملیاتی، مهارتهای عملیاتی و نگهداری تجهیزات بهعنوان رتبه اول و مهمترین مهارت شناسایی شده است.در خوشه کنترل و نظارت، مهارتهای نظارتی و کنترل کیفیت بهعنوان رتبه اول شناسایی شد.
طراحی مدلی ساختاری پیشبینیکنندههای فرصت طلبی کارکنان
دوره 3، شماره 1، بهار 1403، صفحه 40-62
https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.429584.1045
پیمان اکبری، رضا رستمی، کورش رفیعی
چکیده هدف این پژوهش، طراحی مدلی ساختاری پیشبینیکنندههای فرصت طلبی کارکنان میباشد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی بوده و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل کارکنان (7493 نفر) شرکتهای کوچک و متوسط استان کردستان است. با استفاده از فرمول کوکران، 365 نفر بهعنوان نمونه بهصورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامههای استاندارد میباشد. روایی (همگرا و واگرا) و پایایی (بار عاملی، ضریب پایایی مرکب، ضریب آلفای کرونباخ) این پرسشنامهها نشان میدهد که ابزارهای اندازهگیری به خوبی روایی و پایایی برخوردار هستند. نتایج آزمون فرضیات با استفاده از نرمافزار AMOS نشان میدهد که تأثیر مستقیم اهداف شرکتی با عملکرد بالا بر فرصت طلبی کارکنان برابر با 0.39 است، تأثیر مستقیم اهداف شرکتی با عملکرد بالا بر فرصت طلبی سرپرست برابر با 0.36 است، تأثیر مستقیم فرصت طلبی سرپرست بر وظایف نامشروع برابر با 0.30 است و تأثیر مستقیم وظایف نامشروع بر فرصت طلبی کارکنان برابر با 0.51 است. همچنین، تأثیر میانجیگرهای فرصت طلبی برابر 11/0 و وظایف نامشروع برابر 15/0 و تأثیر میانجیگری متوالی فرصت طلبی سرپرست و وظایف نامشروع برابر با 0.58 است. با توجه به یافتههای این پژوهش، میتوان نتیجه گرفت که اهداف شرکتی با عملکرد بالا، فرصت طلبی سرپرست و وظایف نامشروع را بهعنوان عوامل استرسزا ارزیابی میکند و کارکنان برای مقابله با این استرس، فرصت طلبی را از خود نشان میدهند. با استفاده از راهکارهای مدیریت مناسب، میتوان اثرات این عوامل را در سازمان کاهش داد و به سازمانی کوشا دست یافت.
مدلسازی ساختاری تفسیری مدیریت رفتار سیاسی مبتنی بر رفتار شهروندی
دوره 3، شماره 1، بهار 1403، صفحه 206-227
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.383337.1005
حمیدرضا نامجوفرد، محمد جلال کمالی، مهدی سبک رو، زهرا انجم شعاع، حجت بابایی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی مدلسازی ساختاری تفسیری مدیریت رفتار سیاسی مبتنی بر رفتار شهروندی می باشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و از نظر نوع روش، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان شامل اساتید هیأتعلمی رشته مدیریت دولتی و مدیران ارشد شهرداری یزد می باشد که بهروش نمونهگیری غیر احتمالی هدفمند و زنجیرهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، ابتدا از مدلسازی ساختاری و تفسیری (ISM) و جهت تأثیرپذیری و تأثیرگذاری از نرم افزار MICMAC استفاده شد. نتایج نشان داد که سطح نخست عوامل فردی، تثبیت و انجماد؛ سطح دوم فرآیندهای آموزش و توسعه، آوای سازندگی؛ سطح سوم عوامل سازمانی و سطح چهارم عوامل فرهنگی شهروندی و توسعه و بهره وری قرار دارند. همچنین نتایج نشان داد که عوامل فردی تاثیر گذار بر فرآیندهای آموزش و توسعه به شمار میروند. آموزش و توسعه بههمراه آوای سازندگی بر عوامل سازمانی تأثیرگذار هستند. متغیر عوامل سازمانی بهعنوان یک پل ارتباطی بین فرآیندهای آموزش و توسعه و عوامل سازمانی می باشد و فرهنگ سازمانی، با تأثیر بر ارتباطات داخلی، ارزشها و اعتقادات، مسئولیتپذیری، و تعهد به توسعه، به شکل آگاهانه یا ناآگاهانه، رفتارها و اعمال افراد را تحت تأثیر قرار میدهد.
