شناسایی ابعاد و مولفه های الگوی ارائه خدمات مبتنی بر فناوری مالی (فین تک) با رویکرد مشتری مداری در نظام بانکی ایران
دوره 5، شماره 1، بهار 1405
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.579719.1276
محدثه جعفری مجد، محمد ملکی نیا
چکیده هدف این پژوهش شناسایی ابعاد و مولفه های الگوی ارائه خدمات مبتنی بر فناوری مالی (فین تک) با رویکرد مشتری مداری در نظام بانکی ایران بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی می باشد. ابزار جمع آوری داده ها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق در بخش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش میدانی، مدیران نظام بانکی بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری هدفمند انجام گردید. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبه ها در نرمافزار MAXQDA2020انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد که ابعاد و مولفه های الگوی ارائه شده شامل: زیر ساخت و قابلیتهای فناوری(زیر ساخت دیجیتال، فناوریهای نو ظهور مالی، امنیت سایبری و حریم خصوصی، یکپارچگی فناوری)، مشتریمداری(شناخت مشتری، تجربه مشتری، شخصیسازی خدمات، ارتباط و تعامل با مشتری)، خدمات مالی دیجیتال(تنوع خدمات فینتک و ابزارهای نوین، کیفیت خدمات دیجیتال، دسترس پذیری خدمات، نوآوری در خدمات مالی)، ساختار و مدیریت بانکی(استراتژی تحول دیجیتال، فرهنگ نوآوری سازمانی، مسئولیت اجتماعی و پایداری بانکی)، محیط نهادی و مقرراتی(قوانین و مقررات فینتک،نظارت و تنظیمگری، حمایت نهادی) می باشد.
بررسی پیش بینی قیمت گذاری سنگ آهن، با استفاده از روش شبکه عصبی پویا و روند اثرگذاری و اثرپذیری عامل ها
دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 110-130
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.547880.1155
یوسف ناجی، حمیدرضا ملایی، علی رئیس پور رجبعلی، مهدی محمدباقری
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی پیش بینی قیمت گذاری سنگ آهن، با استفاده از روش شبکه عصبی پویا و روند اثرگذاری و اثرپذیری عامل ها میباشد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از جنبه دادهها پیمایشی می باشد. جامعه آماری شامل قیمت روزانه سهام سنگآهن به مدت 2058 روز کاری است. نظر به اینکه نوسانات شدید قیمت سهام پیشبینی را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد؛ بنابراین نمونه آماری مورد استفاده در این تحقیق قیمتهای روزانه سهام سنگآهن در بازه زمانی ورود شرکتها به بورس کالا از تاریخ 01/01/1395 الی 29/12/1401 را در بر میگیرد. برای مدلسازی شبکه عصبی پویا از زبان برنامهنویسی Python همچنین برای اثرگذاری و اثرپذیری عامل ها از نرم افزار DEMATEL استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل شبکه عصبی پویا (LSTM) با توانایی بالا در مدلسازی اثرات غیرخطی متغیرهای کلان اقتصادی، بهترین عملکرد را در پیشبینی قیمت سنگآهن از خود نشان داد. این مدل پس از بهینهسازی پارامترها (۳ لایه و ۶۴ نرون)، به بالاترین ضریب تعیین (R2) برابر با 985/0 و کمترین ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) برابر با 051/0 دست یافت. تحلیل حساسیت حاکی از آن بود که قیمت فولاد مهمترین متغیر برای پیشبینی قیمت سنگآهن است. همچنین نتایج دیمتل نشان داد که نرخ بهره قویترین عامل پیشایند (تأثیرگذار) در سیستم اقتصادی است، در حالی که تولید سنگآهن قویترین عامل پسایند (تأثیرپذیر) محسوب میشود. این یافتهها تأکید میکنند که قیمت سنگآهن به شدت تابعی از شرایط کلان مالی و اقتصادی است و شبکه عصبی پویا ابزار برتری برای پیشبینی آن بهشمار میرود.
طراحی مدل تجاری پایدار مبتنی بر اقتصاد دورانی در صنعت نفت ایران
دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 175-208
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.567430.1229
زهره استکی اورکانی، تحفه قبادی لموکی، کامبیز حمیدی، بهروز بیات
چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل تجاری پایدار مبتنی بر اقتصاد دورانی در صنعت نفت ایران می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه پژوهش در بخش کیفی شامل 12 نفر از خبرگان می باشد که براساس نمونهگیری گلوله برفی و جامعه آماری تحقیق در بخش کمی، شامل 220 نفر از کارشناسان، مدیران و متخصصان فعال در شرکتهای تابعه شرکت ملی نفت ایران، دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی مرتبط با صنعت نفت و محیط زیست می باشد. جمعآوری دادهها با استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته و پرسشنامه انجام شد. تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی روش فراترکیب و در بخش کمی PLS می باشد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که 142 مضمون پایه در قالب 34 مضمون سازمان دهنده و 11 مضمون فراگیر دسته بندی شدند. مضامین فراگیر عبارتند از: راهبرد تنوع گرایی، تولید و عملیات هوشمند، همکاری و مشارکت استراتژیک، ارزش آفرینی، مدیریت منابع، مدیریت ریسک و تاب آوری، قابلیت های پویا، فرهنگ پایداری، نوآوری و فناوری، انعطاف پذیری و سازمانی، استقرار استانداردها و الزامات بین المللی. نتایج در بخش کمی نشان داد که همه عوامل شناسایی شده تائید شدند و مطلوبیت مدل استخراجی نیز مورد تائید قرار گرفت. با توجه به یافتههای پژوهش، پیشنهاد کلی مدیریتی این است که سیاستگذاران و مدیران صنعت نفت با تدوین یک چارچوب راهبردی جامع، اصول اقتصاد گردشی را در تمامی بخشهای زنجیره ارزش نفتی تأسیس و نهادینه کنند.
بررسی تطبیقی تأثیر کارآفرینی و نوآوری در نظامهای اقتصادی درحال توسعه و توسعه یافته
دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 177-194
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.485550.1059
پوریا محمودی، امیرحسین انواری، آترینا اورعی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی تأثیر کارآفرینی و نوآوری در نظامهای اقتصادی درحال توسعه و توسعه یافته میباشد. تحقیق حاضر با اتخاذ یک رویکرد تطبیقی و مقایسهای، به بررسی اثرات کارآفرینی و نوآوری بر رشد اقتصادی در دو گروه از کشورها شامل کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه میباشد. دادههای تجربی این پژوهش برای دوره زمانی ۲۰۰0 تا ۲۰۲3 گردآوری شد و از منابع معتبر بینالمللی همچون بانک جهانی، مرکز دیدهبان جهانی کارآفرینی (GEM) و سالنامه آماری ایالات متحده استخراج شد. نمونه آماری تحقیق شامل ۲۰ کشور منتخب از هر دو دسته توسعهیافتگی میباشد. دادههای آماری مربوط به ۲۰ کشور منتخب با بهرهگیری از روش دادههای تابلویی و تکنیک برآورد GLS تحلیل شدهاند. نتایج مدلسازی تجربی نشان میدهد که هر دو متغیر کارآفرینی و نوآوری در هر دو گروه کشورها تأثیر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی دارند؛ با این حال، شدت این تأثیر در کشورهای در حال توسعه بیشتر است. یافتهها حاکی از آناند که در کشورهای در حال توسعه، نوآوریها عمدتاً در پاسخ به نیازهای بومی و خلأهای نهادی و زیرساختی شکل میگیرند و کارآفرینی میتواند نقش جبرانی برای نواقص ساختاری ایفا کند. در مقابل، در کشورهای توسعهیافته، اگرچه تأثیر این دو عامل همچنان مثبت است، اما پویاییهای رشد اقتصادی بیشتر تحت تأثیر سرمایه انسانی، سرمایه فیزیکی و باز بودن تجاری قرار دارد. در نهایت، پژوهش حاضر بر اهمیت سیاستگذاری متفاوت برای کشورها متناسب با سطح توسعهیافتگی آنها در راستای تقویت نوآوری و کارآفرینی تأکید دارد.
ارائه مدل جامع مدیریت ریسک با توجه به نقش عدم اطمینان محیطی و شفافیت قانونی در صنعت بانکداری
دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 289-309
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.465112.1054
محمد هادی وزیری، مهدی محمدباقری، علی رئیس پور رجبعلی، محسن زاینده رودی، حمید رضا ملائی
چکیده این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل متغیرهای مؤثر بر الگوی مدیریت ریسک در صنعت بانکداری و بررسی نقش عدم اطمینان محیطی و شفافیت قانونی، این پژوهش انجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی میباشد. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE)و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. نتایج نشان داد که مدیریت قوی نظارتی به عنوان عامل محرک اصلی بیشترین تأثیر را بر سایر متغیرها دارد و سایر ابعاد شامل پاسخگویی و مسئولیتپذیری، مراقبت از ریسکهای اعتباری، کنترل محیط کسبوکار، شفافیت تسهیلات کلان بانکی و حفاظت از تصویر بانک در سطح پیوندی قرار دارند و تعامل پیچیدهای با یکدیگر دارند. یافتهها نشان میدهند که این متغیرها نقش کلیدی در ارتقای عملکرد مدیریت ریسک و کاهش اثرات منفی عدم اطمینان محیطی و کمبود شفافیت قانونی ایفا میکنند.
بررسی و تحلیل رفتار مصرف کننده از طریق مدلهای تحلیلی رسانههای اجتماعی برای بهبود تصمیمات لجستیک معکوس
دوره 3، شماره 1، بهار 1403، صفحه 228-248
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.544363.1138
حامد محبتی، روح اله باقری، سجاد شکوهیار
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه بررسی و تحلیل رفتار مصرف کننده از طریق مدل های تحلیلی رسانه های اجتماعی برای بهبود تصمیمات لجستیک معکوس میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، بنیادی و جزء پژوهش های کاربردی و از نظر شیوه پژوهش، توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری تحقیق: کاربران تلفن همراه SAMSUNG می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها ابتدا با برنامه نویسی برای داده های رسانه اجتماعی از طریق برچسب گذاری کلمات با استفاده از LAD ، ریشه یابی کلمات با Porter STEMMER ، شناسایی ویژگی داده ها و در مورد داده های وب سایت ها و اینستاگرام؛ شناسایی نهاد ها با نام NER، حذف کلمات توقف، مدل سازی موضوعی Latent dirichlet، طبقه بندی کلمات بر اساس کلمات کلیدی تعیین شده و در نهایت تحلیل احساسات کاربران تلفن های همراه SAMSUNG با الگوریتم نایو بیز صورت گرفت. یافته ها نشان داد که تحلیل احساسات تأثیر مثبتی بر تصمیمات لجستیک معکوس دارد. با ارائه بینش در زمان واقعی در مورد احساسات مشتری، امکان شناسایی مسائل بالقوه و تسهیل حل سریع به مدیران و تصمیم گیرندگان کمک می کند. علاوه بر این، تجزیه و تحلیل احساسات به پیش بینی تقاضاها، افزایش تخصیص منابع و بهبود کارایی عملیاتی کلی کمک می کند. با گنجاندن تجزیه و تحلیل احساسات در فرآیند تصمیم گیری لجستیک معکوس، سازمان ها می توانند با درک و پاسخ مناسب به احساسات مشتری، مزیت رقابتی کسب کنند.
