پیش بینی وفاداری مصرف کننده از طریق نقش تجربه جریان، ارزش درک شده و مسئولیت اجتماعی شرکت
دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 1-23
https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.395642.1009
پیمان اکبری، کامران نظری، یاسر فرامرزی
چکیده هدف پژوهش حاضر، پیش بینی وفاداری مصرف کننده از طریق نقش تجربه جریان، ارزش درک شده و مسئولیت اجتماعی شرکت انجام شد. روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی و از نوع علی- همبستگی میباشد. ابزار اندازهگیری، پرسشنامههای گاریا تایمز و فرانکو گارسیا (2022)، مشتمل بر تجربه جریان؛ توجه؛ تمرکز؛ مفهوم زمان؛ گاریا تایمز (2021) ارزش درک شده؛ وفاداری و اسلام و همکاران (2021) مسئولیت اجتماعی شرکت بوده و جامعه آماری پژوهش حاضر مصرف کنندگان نوشیدنی برند ایستک در کرمانشاه در نظر گرفته شدهاند. با توجه به اینکه تعداد جامعه آماری در این پژوهش وسیع و نامشخص است برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران مخصوص جوامع نامحدود استفاده شد که تعداد اعضای نمونه با در نظر گرفتن میزان برآورده شده 384 نفر به صورت نمونهگیری در دسترس انتخاب شد. جهت بررسی توزیع نرمال بودن دادههای مورد استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف و برای تجزیه و تحلیل یافتهها و آزمون فرضیههای پژوهش از مدل معادلات ساختاری از طریق نرم افزار AMOS استفاده شد. نتایج نشان داد که توجه، تمرکز و مفهوم زمان بر تجربه جریان تأثیر معنادار دارد. سایر نتایج نشان داد که تجربه جریان، ارزش درک شده و مسئولیت اجتماعی شرکت بر وفاداری مصرف کننده در سطح p<0.05 تأثیر معنادار دارد. در این راستا میتوان گفت که این شرکت با بهرهگیری از اطلاعات موجود و در دسترس، تجربه مشتری خود را شخصی سازی نموده و آن را مطابق با نیازهای فردی مشتریان ایجاد نماید. به این ترتیب، مشتریان احساس خواهند کرد که توجه لازم به آنها مبذول میگردد.
مدیریت پذیرش هوش تجاری در منابع انسانی مبتنی بر متدلوژی های سیستم های نرم و پویا شناسی سیستم ها
دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 1-23
https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.419498.1016
مریم ابراهیمی، بهنوش جووری، سید کامران یگانگی
چکیده هدف از تحقیق حاضر بررسی، تحلیل و پیش بینی راهبردهای حاکم بر پذیرش هوش تجاری در تصمیم گیریهای شرکت مدیریت شبکه برق ایران به منظور سیاست گذاری علم، فناوری و نوآوری مبتنی بر هوش تجاری در این شرکت است. در گام اول تحقیق بر مبنای تئوری تکنولوژی- سازمان- محیط ضمن شناسایی موانع و تسهیل گرهای استفاده از هوش تجاری در تصمیم گیریهای سازمانی شرکت مدیریت شبکه برق ایران به روش سه سوسازی شامل مطالعه، مشاهده و مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان دادهها جمع اوری شد و از طریق روش تحلیل مضمون فرآیند کدگذاری انجام گرفت. درگام بعدی با تلفیق متدلوژی سیستم نرم و پویا شناسی سیستمها و با استفاده از نرم افزارهای رپیدماینر و ونسیم پیش بینی وضعیت پذیرش و بهکارگیری این فناوری در بازهی زمانی پنج ساله انجام گرفت. بدین منظور با استفاده از روابط علّی معلولی و در قالب الگوی پویایی شناسی، نمودارهای حلقوی و جریان ترسیم مدل سازی گردید و بر مبنای نظر خبرگان در خروجی این مرحله اصلاحات لازم به عمل آمد. در ادامه شبیه سازی برای یک مدت پنج ساله توسط مدل توسعه داده شده با استفاده از تفکر سیستمهای پویا انجام گرفت. مطابق با یافتههای تحقیق سیستم مورد پژوهش کنترل پذیر و مشاهده پذیر است؛ یعنی ورودیهای سیستم متغیرهای حالت را کنترل میکنند و هریک از متغیرهای حالت بر برخی از خروجیهای سیستم اثر گذار هستند. بر این مبنا سناریوهایی با تغییر در عوامل فردی، عوامل سازمانی، عوامل محیطی و عوامل فرامحیطی به دست آمد. نتیجه آنکه بومی سازی نامناسب فناوریها، جزیرهای بودن سیستمهای اطلاعاتی، مغایرت دستورالعملهای امنیتی و مقاومتهای منابع انسانی در مقابل سیاستهای امنیتی از جمله عوامل با تأثیر منفی و در مقابل برمبنای استقرار زیر سیستم تخصیص بهینه منابع انسانی، استقرار زیر سیستم آموزش، سیاستهای امنیتی، استقرار کمیته راهبری، استقرار زیر سیستم یکپارچه سازی سیستمها و استقرار زیر سیستم شرکتهای دانش بنیان پیش بینی کنندهای مثبت بهمنظور پذیرش و کاربست هوش تجاری شناخته شدند.
تبیین مدل شایستگیهای کلیدی مصرفکننده در خرید آنلاین با رویکرد تحلیل مضمون
دوره 3، شماره 1، بهار 1403، صفحه 1-20
https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.423364.1027
سید رسول حسینی، غلام مولا ابوبکری، فاطمه حکمتی نیک، هادی تقوی
چکیده هدف این پژوهش تبیین مدل شایستگیهای کلیدی مصرفکنندگان در خرید آنلاین میباشد. این پژوهش از نوع پژوهشهای کیفی است که از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ نحـوه گـردآوری داده، از نوع مطالعات توصیفی است. جامعه آماری پژوهش، خریداران باسابقه بالا در خرید آنلاین میباشند که این افراد همگی دارای سابقه حداقل 5 ساله در زمینه فروش آنلاین و نیز تحصیلات همگی مدیریت بازرگانی میباشد. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه میباشد. بـرای بررسی روایی بخش کیفی، از مدل روایی محتوایی و پایایی درون کدگذار و میان کدگـذار بهره گرفته شد. در بخش کیفی روش تحلیل دادهها، رویکرد تحلیل مضمون میباشد که با نرمافزار MAXQDA و بـا استفاده از روش کدگذاری تدوین شد. نتایج پژوهش ابتدا شایستگیهای مصرفکنندگان را در 6 مرحله فرآیند خرید آنلاین دستهبندی و مدلسازی کرد. سپس با تلفیق این شایستگیها، پنج شایستگی کلیدی مصرفکنندگان در خرید آنلاین که شامل، شناسایی محصول، خودکنترلی، قدرت انتخاب، حمایت از مصرفکننده و حمایت از تصمیمگیری بود، شناسایی شد. نتایج این پژوهش با تحلیل ترکیبی از شایستگیهای مختلف مصرفکنندگان در خرید آنلاین میتواند کمک مهمی هم به مصرفکنندگان جهت افزایش کیفیت خریدهای خود و هم به مدیران پلتفرمهای خرید آنلاین جهت بهبود خدمات و افزایش میزان فروش آنها کند.
مزایا و موانع استفاده کسبوکارهای مجازی از پیامرسانهای داخلی و اینستاگرام در ایران
دوره 3، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 1-28
https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.480656.1057
ابراهیم کفشدارطوسی
چکیده این پژوهش به بررسی موانع و مزایای استفاده از اینستاگرام به همراه ایتا و یا روبیکا در کسبوکارهای مجازی میپردازد. با رویکرد کیفی و استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته و روش نمونهگیری هدفمند، دادهها از 12 نفر از صاحبان کسبوکار مجازی جمعآوری شد. روش تحلیل دادهها، رویکرد تحلیل مضمون بود که با نرمافزار MAXQDA و بـا استفاده از روش کدگذاری تدوین شد. نتایج نشان داد که مزایای استفاده از ایتا و روبیکا شامل مصرف اینترنت کمتر، امکان جذب مشتریهای دولتی و مذهبی، امکان پیگیری مشکلات مربوط به صفحه یا کانال، حمایت مالی است. مزایای استفاده از اینستاگرام شامل اعتماد سازی آسان میباشد و مزایای هر سه پیامرسان شامل امکان جذب مشتری از نقاط مختلف شهر و کشور، الگوگیری از صفحه/کانال افراد موفق، کسب اطلاعات، وجود ترفندهایی برای جذب مشتری، امکان آشنایی با همکاران جدید است. استقبال عمومی مخاطبین از اینستاگرام و سهولت استفاده پیامرسانهای داخلی نسبت به اینستاگرام، از دیگر مزایای این پیامرسانها محسوب میشوند. اما کسبوکارها با موانعی نیز مواجه هستند که شامل محدودیتها و قوانین در تولید محتوا و تبلیغات، محدودیت مخاطب، تأثیر بحرانهای سیاسی و اجتماعی، وجود رقابت، تذکر مراجع، محدودیتهای دولتی، بیاخلاقیهای مخاطبین و رقبا و مشکلات سیستمی مانند باگهای پیامرسان و عدم حمایت مالی و عدم وجود امکانات کافی در پیامرسانهای داخلی و محدودیتهای ایدئولوژیکی میباشد. این مطالعه به ارائه راهکارهایی برای بهبود استفاده از این پیامرسان و کمک به کسبوکارها در بهرهبرداری بهتر از امکانات اینستاگرام، ایتا و روبیکا پرداخته است.
تاثیر تجربه مشتری از هوش مصنوعی بر رضایت الکترونیک مشتری، اعتماد مشتری به خرید آنلاین و قصد خرید آنلاین مشتری در صنعت بیمه
دوره 3، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 1-21
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.490323.1062
سید مجتبی میرفضلی، هانیه تقی زاده فشکچه، ندا محمدپور خبازی، حسن غریبی
چکیده هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر تجربه مشتری از هوش مصنوعی بر رضایت الکترونیکی، اعتماد مشتری به خرید آنلاین و قصد خرید آنلاین مشتریان است. جامعه آماری این پژوهش را مشتریان شرکت بیمه البرز در سراسر ایران تشکیل میدهند. روش نمونهگیری بهصورت غیرتصادفی در دسترس بوده و پرسشنامه الکترونیکی از طریق شبکههای اجتماعی (تلگرام، ایتا و اینستاگرام) توسط ادمین نمایندگیهای بیمه البرز بین مشتریان توزیع شده است. پس از گردآوری 385 پرسشنامه، فرآیند توزیع متوقف گردید. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای استاندارد با ۱۸ سؤال ویژه مشتریان بوده که روایی و پایایی آن تأیید شده است. دادههای گردآوریشده با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی مورد تحلیل قرار گرفتند. در سطح آمار توصیفی، از شاخصهای فراوانی و درصد فراوانی استفاده شد؛ و در سطح آمار استنباطی، از ضریب همبستگی پیرسون، مدل معادلات ساختاری و تحلیل مسیر بهره گرفته شد. برای این منظور، نرمافزارهای SPSS و LISREL مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیلها نشان داد که تجربه مشتری از هوش مصنوعی، تأثیر مثبت و معناداری بر هر سه متغیر پژوهش یعنی رضایت الکترونیکی، اعتماد مشتری به خرید آنلاین و قصد خرید آنلاین دارد. بالاترین تأثیر نیز با ضریب مسیر 0.81 مربوط به تأثیر تجربه مشتری از هوش مصنوعی بر قصد خرید آنلاین بوده است. به طور کلی، هوش مصنوعی ضمن ارتقای کیفیت تجربه مشتری، تأثیر چشمگیری بر متغیرهای کلیدی در رفتار مصرفکننده آنلاین دارد.
بهبود عملکرد کارکنان از طریق بازاریابی داخلی و یادگیری سازمانی: نقش میانجی نوآوری سازمانی
دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-21
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.524617.1093
ندا زرین نگار، محسن نجفی، فتانه حسین زاده باجگیران
چکیده پژوهش حاضر به بررسی بهبود عملکرد کارکنان از طریق بازاریابی داخلی و یادگیری سازمانی: نقش میانجی نوآوری سازمانی پرداخته است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، کمّی از نوع توصیفی - پیمایشی می باشد. جامعه آماری در این پژوهش، شرکتهای صادرکننده مواد غذایی در شهر مشهد به تعداد 116 شرکت هستند که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه برابر با 86 شرکت برآورد گردید؛ به همین منظور با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده به توزیع و تکمیل پرسشنامه در بین مدیران این شرکتها پرداخته شد. بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون مدلسازی معادلات ساختاری و سایر آزمون آماری مبتنی بر نرم افزارهای Spss و Pls بهره گرفته شد. روایی متغیرهای تحقیق از طریق تحلیل عاملی تاییدی سنجیده شده است. همچنین پایایی متغیرهای پژوهش نشان داده است که آلفای کرونباخ برای متغیرهای تحقیق از جمله بازاریابی داخلی، عملکرد ، نوآوری سازمانی، یادگیری سازمانی به ترتیب 909/0، 935/0، 940/0، 901/0 بدست آمده است که نشانگر پایایی مطلوب ابزار تحقیق است. یافتههای تحقیق نشان داده است که یادگیری سازمانی و بازاریابی داخلی بر عملکرد کارکنان موثر است و نوآوری سازمانی تاثیر آن را میانجیگری میکند.
ارائه مدل اقناعگرایی در پیامهای شبکههای اجتماعی در ترویج محصولات سبز
دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 1-19
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.546926.1150
موسی محسن پور، ناصر فقهی فرهمند، حسین قره بیگلو، حسین بوداقی خواجه نوبر
چکیده تحقیق حاضر بدنبال ارائه مدل اقناعگرایی در پیامهای شبکههای اجتماعی در ترویج محصولات سبز بوده است. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی میباشد. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE)و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری با نرم افزار اسمارت پی الالس نشان داد که اعتمادسازی، تعامل مخاطب، روایت و طراحی بصری همگی نقش مؤثری در تقویت نگرش و رفتار زیستمحیطی مخاطبان و حمایت از محصولات سبز دارند. همچنین زیرساختهای فنی و فناوریهای نوین، مسیر اقناع و پذیرش سبک زندگی پایدار را تسهیل میکنند.
ارائه مدل پارادایمیک بهبود تصویر ذهنی مشتریان از فروشگاههای زنجیرهای تهران
دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 1-23
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.559795.1202
مریم خسروی، الهام فریدچهر، نادر غریبنواز، محمد احمدی
چکیده پژوهش حاضر بر مبنای پارادایم عملگرایی (پراگماتیسم) و با رویکردی تلفیقی از استقرا و قیاس انجام گرفت. برای تحقق اهداف مطالعه، از طرح پژوهش کیفی بهرهگیری شد. این پژوهش از نوع کاربردی–توسعهای بوده و هدف آن ارائه مدلی پارادایمیک برای بهبود تصویر ذهنی مشتریان از فروشگاههای زنجیرهای تهران است. از نظر گردآوری دادهها، پژوهش در زمره مطالعات غیرآزمایشی (توصیفی) قرار دارد که با رویکرد پیمایش مقطعی اجرا شد. جامعه مشارکتکنندگان را مدیران فروشگاههای زنجیرهای تشکیل دادند و نمونهگیری به روش نظری انجام شد؛ به این معنا که انتخاب افراد براساس کفایت اطلاعاتی و ظرفیت آنها برای غنیسازی مقولهها صورت گرفت و با انجام ۲۱ مصاحبه، اشباع نظری تحقق یافت. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته و پرسشنامه سوارا گردآوری شدند. شاخصهای مؤثر بر تصویر ذهنی مشتریان از فروشگاه با استفاده از روش نظریهپردازی دادهبنیاد و نرمافزار MaxQDA استخراج و سپس با بهرهگیری از روش سوارای فازی اولویتبندی گردیدند. نتایج حاصل از مدل پژوهش نشان داد که شرایط علّی شامل مدیریت تجربه مشتری، همآفرینی ارزش با مشتری، مشتریمحوری و کیفیت خدمات بر پدیده محوری یعنی تصویر ذهنی مشتریان از فروشگاه تأثیرگذارند. همچنین تصویر ذهنی فروشگاه تحت تأثیر شرایط زمینهای نظیر آمیخته بازاریابی و شرایط مداخلهگر همچون مسئولیت اجتماعی فروشگاه قرار دارد. در ادامه، استراتژیهای برندسازی داخلی بهعنوان راهبردهای محوری منجر به پیامدهایی از قبیل وفاداری، رضایت و اعتماد مشتریان شدند که بیانگر پویایی و کارکرد چندبعدی تصویر ذهنی در ارتقای روابط بلندمدت مشتریان با فروشگاه است.
تحلیل تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکت و زیرساخت مدیریت دانش بر عملکرد پایدار با توجه به نقش میانجی دوسوتوانی سازمانی
دوره 5، شماره 1، بهار 1405
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.569101.1238
ایوب پژوهان، پیمان اکبری، محمدامین نوری
چکیده پژوهش حاضر باهدف تحلیل نقش واسطه ای دوسوتوانی سازمانی در تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکت و زیرساخت مدیریت دانش بر عملکرد پایدار شرکت انجام شد. پژوهش برمبنای هدف، کاربردی و از نظر روش، پیمایشی است. جامعه آماری را کلیه مدیران و کارشناسان ستادی شرکت دکتر تأمین به تعداد 300 نفر تشکیل داد. بر اساس روش نمونهگیری تصادفی ساده و فرمول کوکران، تعداد 168 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه استاندارد بود که روایی آن با استفاده از نظرات متخصصان رشته مدیریت و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ تأیید شد. دادهها با استفاده از مدل معادلات ساختاری در نرمافزار SmartPLS3 تجزیه وتحلیل شدند. یافتههای پژوهش نشان داد که مقدار ضریب مسیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر دوسوتوانی سازمانی برابر 417/0، با میزان آماره T (081/5)؛ مقدار ضریب مسیر زیرساخت مدیریت دانش بر دوسوتوانی سازمانی برابر 379/0، مقدار ضریب مسیر مسئولیت اجتماعی بر عملکرد پایدار برابر 513/0، با میزان آماره T (980/11)؛ مقدار ضریب مسیر زیرساخت مدیریت دانش بر عملکرد پایدار برابر 439/0، مقدار ضریب مسیر دوسوتوانی سازمانی بر عملکرد پایدار برابر 571/0 بود که در سطح اطمینان 95 درصد معنیدار بودند. همچنین نتایج نشان داد که دوسوتوانی سازمانی میتواند اثر مسئولیت اجتماعی بر عملکرد پایدار را بهمیزان 751/0 میانجی کند. افزون بر این، دوسوتوانی سازمانی میتواند اثر زیرساخت مدیریت دانش بر عملکرد پایدار را به میزان 655/0 میانجی کند. بر این اساس، ترویج فرهنگ سازمانی که ارزشهای اجتماعی و زیست محیطی را تقویت کند و کارکنان را به شرکت در برنامههای مسئولیت اجتماعی شرکت تشویق نماید، سبب عملکرد پایدار شرکت خواهد شد.
بررسی تاثیر برند دانشگاه آزاد اسلامی واحد الکترونیک بر مزیت رقابتی آن با توجه به نقش میانجی جایگاه یابی و بازارگرایی
دوره 3، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 1-26
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.484881.1058
مهری کاشف ارزنق، شهناز نایب زاده
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر شناخت مخاطبان برند دانشگاه آزاد اسلامی واحد الکترونیک بر مزیت رقابتی آن با توجه به نقش جایگاه یابی و بازارگرایی است. این پژوهش از نظر هدف یک تحقیق کاربردی است که به شیوه مقطعی مبتنی بر رویکرد پیمایشی (پرسشنامه) و با استفاده از مطالعات میدانی و به شیوه پژوهش همبستگی انجام شده است؛ جمع آوری دادها با استفاده از پرسشنامهای که در بین ۱۹۴ نفر از دانشجویان این واحد دانشگاهی که به شیوه تصادفی ساده انتخاب شده بودند انجام و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار PLS انجام شد؛ یافتهها حاکی ازتایید تأثیر شناخت مخاطب از برند بر جایگاه یابی و بازارگرایی و نیز تأثیر این دو متغیر بر مزیت رقابتی بود و همچنین تأثیر میانجی این دو متغیر در رابطه بین شناخت برند و مزیت رقابتی مورد تأیید قرار گرفت. این پژوهش در پی بررسی برند دانشگاه آزاد اسلامی واحد الکترونیک، پیشنهاداتی در راستای ارتقای بینش مدیران این برند دانشگاهی نیز ارائه داده است.
شناسایی عوامل موثر بر تقاضای محصولات ارگانیک در ایران: یک رویکرد داده بنیاد
دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 20-43
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.547096.1154
محمدرضا رضائی، علی ثریایی، مهدی روح الامینی
چکیده پژوهش حاضر به ارائه مدلی جهت شناسایی عوامل موثر بر تقاضای رفتار مصرفکننده برای محصولات ارگانیک در ایران با روش داده بنیاد میپردازد، که بر اساس هدف در دسته تحقیقات اکتشافی میباشد. جامعه تحقیق، شامل متخصصان و خبرگان فعال در زمینه محصولات ارگانیک در صنعت و دانشگاه میباشند. روش نمونهگیری، هدفمند بوده و تا مرحله اشباع نظری ادامه پیدا نموده که در این راستا 14 نفر انتخاب شدند. در بعد فنی نیز از روش داده بنیاد رهیافت نظام مند استراوس و کوربین استفاده می گردد. در پژوهش حاضر با بهره گیری از نرم افزار مکس کیودا 2024 جهت تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها، از میان تعداد 89 مفهوم اولیه استخراج شده در کدگذاری باز، 13 عامل علی، 3 مولفه محوری، 14 راهبرد، 26 عامل زمینه ساز، 21 مداخله گر و 12 پیامد یافته شدند. متغیرهای آگاهی مصرف کننده، بیماری های حاد، سبک زندگی سلامت محور و قدرت خرید خانوار، مهمترین عوامل علی شناسایی شدند. بهره برداری از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، آموزش، برگزاری نمایشگاه، جشنواره و اطلاع رسانی، کاربردی ترین راهبردها معرفی گردیدند. حمایت حاکمیت، سازمانهای نظارتی و بازرسی ، بهره برداری از تاییدیه و گواهی ، سیاستها ، قوانین و ارزشهای جمعی و فرهنگی، موثرترین عوامل زمینه ساز تشخیص داده شدند. اعتماد مصرف کننده، وضعیت اقتصاد کلان و قیمت محصول، مداخله گران بازدارنده و همچنین طعم، مزه و کیفیت مداخله گران پیش برنده شناخته شدند. سلامت روحی و جسمی جامعه، بهبود نسل و رونق کسب و کار ارگانیک، اصلی ترین پیامدها پیش بینی شدند.
بررسی تاثیر کاربرد فناوری بلاک چین بر بازاریابی دیجیتال
دوره 3، شماره 1، بهار 1403، صفحه 21-39
https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.428356.1037
سپیده عرب
چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر کاربرد فناوری بلاک چین بر بازاریابی دیجیتال میباشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نوع پژوهشهای کمی میباشد که و از لحاظ نحـوه گـردآوری داده، از نوع مطالعات پیمایشی- مقطعی میباشد. جامعه آماری این تحقیق را مدیران و فعالان بازاریابی آنلاین تشکیل داده است. کل جامعه آماری نامحدود در نظر گرفته شد. بر اساس جدول مورگان، با توجه به نامحدود بودن جامعه آماری، ۳۸۴ نفر به عنوان نمونه در نظر گرفته شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه میباشد. پرسشنامه استاندارد بر اساس مطالعه ویراتما و همکاران (2021) استخراج شده است. برای بررسی دادهها از تحلیل عاملی تأییدی و آزمون تناسب مدل و مدل معادلات ساختاری برای آزمون فرضیههای بیان شده در مطالعه استفاده شد. روش تحلیل دادهها نیز با استفاده از نرم افزار smart.PLS میباشد. نتایج تحقیق نشان داد بلاک چین تأثیر مثبت و معناداری بر کلان داده دارد. دادههای بزرگ تأثیر مثبت و معناداری بر بازاریابی دیجیتال دارد. بلاک چین تأثیر مثبت و معناداری بر بازاریابی دیجیتال دارد.
طراحی و تدوین الگوی زیست بوم نوآوری برای شرکتهای کوچک و متوسط در ایران با رویکرد فراترکیب
دوره 3، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 22-43
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.509110.1075
کسری خاقانی زاده، محمد قاسمی، عبدالعلی کشته گر، حبیب الله سالارزهی
چکیده هدف پژوهش حاضرطراحی وتدوین الگوی زیست بوم نوآوری برای شرکت های کوچک ومتوسط در ایران می باشد.طراحی الگوی زیست بوم نوآوری برای شرکت های کوچک ومتوسط می تواند بعنوان یک عامل محرک برای درگیرساختن بازیگران مختلف درتولید ،طراحی ،توسعه وتجاری سازی محصولات و خدمات نوآورانه عمل کند. برای دستیابی به این هدف ،با استفاده از روش فراترکیب که با توجه به مطالعات پیشین ،تعداد1469مقاله از میان مقالات مختلف انتخاب ،آنها را تفسیر کرده و در واقع به تفسیری از فراتر مطالعات گذشته دست یافته و دراین روش نسبت به ترکیب یافته ها اقدام و به یک دیدگاه جامعی در مورد پدیده مورد نظرتوافق حاصل می شود .درنهایت بااستفاده از روش غربالگری 69 مقاله انتخاب گردید .یافته ها نشان می دهد که با توجه به ترکیب مطالعات صورت گرفته ،ابعاد الگوی زیست بوم نوآوری در شرکت های کوچک ومتوسط شامل نوآوری در ورودیها ،نوآوری در فرایندها ،نوآوری در پیامدها وستاده ها ،نوآوری های اجتماعی ،نوآوری های استراتژی و نوآوری پایداری زیست محیطی می باشد که درواقع درکنار این ابعاد شاخصها و مولفه های آنها نیز استخراج گردیده اند که درواقع نقشی تسهیل کننده در پیاده سازی الگوی مورد نظر دارند .نتایج نشان می دهد که الگوی زیست بوم نوآوری که ماحصل استخراج شاخصها و مولفه هامی باشد در شرکت های کوچک ومتوسط قابلیت کاربرد دارد.
نقش هویت برند سازمانی در تقویت ارزش ویژه برند کارمند محور
دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 22-46
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.520313.1087
شهلا برجعلی لو، سمیرا عمادی نسب
چکیده این پژوهش با هدف بررسی نقش هویت برند سازمانی در تقویت ارزش ویژه برند کارمندمحور صورت گرفته است. جامعه مورد مطالعه، کارکنان بیمه آسیا در شعبات استان تهران است که در این میان 287 نمونه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات از روش میدانی و پرسشنامه استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SMART PLS صورت گرفت. نتایج نشان داد که هویت برند سازمانی بر ابعاد ارزش ویژه برند کارمند محور شامل رفتار شهروندی برند، رضایت کارکنان، تبلیغات دهان به دهان و تمایل به ادامه همکاری، تأثیر مثبت و معناداری دارد و ابعاد هویت برند سازمانی شامل هویت بصری برند، شخصیت برند، تمرکز بر کارمند و مشتری و ارتباطات پایدار نیز بر ارزش ویژه برند کارمند محور تأثیر مثبت و معناداری دارند اما این تاثیرات قوی نیست. در این میان تمرکز بر کارمند و مشتری و ارتباطات پایدار که ارتباط بیشتری با سیاستهای منابع انسانی سازمان دارند تاثیرات قویتری بر ارزش ویژه برند کارمند محور دارند و تاثیر هویت بصری برند و شخصیت برند که معانی کلی تر و عمومی تری از هویت برند را در بر می گیرند بر ارزش ویژه برند کارمند محور، کمتر است.
بررسی رابطه بین مدیریت استعداد و کارآفرینی سازمانی با نقش میانجی مدیریت دانش در شهرداری های سیرجان
دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 24-40
https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.383332.1002
محسن آباده، محسن پورخسروانی، مهدی کرهانی
چکیده هدف این تحقیق بررسی رابطه بین مدیریت استعداد و کارآفرینی سازمانی با نقش میانجی مدیریت دانش در شهرداری سیرجان بوده است. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری این تحقیق عبارت است از کلیه کارکنان شهرداریهای سیرجان که تعداد آنها در سال 1402 به 1206 نفر بالغ گردیده است. از جامعه آماری مزبور بر اساس جدول کرجسی ومورگان (1970)، نمونهای به حجم 292 نفر تعیین گردیده است که به روش تصادفی طبقاتی و به شیوه سهمیهای متناسب، سهم هر واحد و نیز کارکنان مربوطه مشخص شده است. ابزار گردآوری دادهها، سه پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش (25 سوالی) نیومن (1999)، مدیریت استعداد پرسشنامه (20 سوالی) کیم (2006) و کارآفرینی سازمانی پرسشنامه (24 سوالی) شین (2000) بوده است. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از معادلات ساختاری ونرم افزار Lisrel انجام گرفته است یافتههای تحقیق حاکی از آن است که: بین مدیریت استعداد و کارآفرینی سازمانی با نقش میانجی مدیریت دانش رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
بررسی تاثیر بازاریابی اتحادی بر عملکرد بازاریابی با نقش میانجی تصویر برند در هولدینگهای صنعت خودروسازی
دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 24-42
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.561523.1212
سعید بهارلو، علیرضا روستا، فرزاد آسایش
چکیده این مطالعه با هدف بررسی تاثیر بازاریابی اتحادی بر عملکرد بازاریابی با نقش میانجی تصویر برند در هولدینگ-های صنعت خودروسازی انجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری مدیران ارشد، مدیران بازاریابی و کارشناسان هولدینگ های خودرو سازی در شهر تهران به حجم 256 نمونه بود. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که بازاریابی اتحادی بر عملکرد بازاریابی تاثیر مثبتی دارد. بازاریابی اتحادی بر تصویر برند در هولدینگهای صنعت خودرو سازی تاثیر مثبتی دارد. تصویر برند بر عملکرد بازاریابی تاثیر مثبتی دارد. علاوه براین نتایج نشان داد تصویر برند در ارتباط بین بازاریابی اتحادی و عملکرد بازاریابی نقش میانجی تاثیر مثبتی دارد. به طور کلی هرچه هماهنگی، همافزایی و اتحاد بیشتری میان واحدهای بازاریابی وجود داشته باشد، تصویر برند در ذهن مشتریان منسجمتر، قابل اعتمادتر و مثبتتر شکل میگیرد و این تصویر بهنوبه خود موجب بهبود شاخصهای عملکرد بازاریابی مانند جذب مشتری، وفاداری و سودآوری میشود.
بررسی تاثیر وفاداری به برند بر اساس رضایت، اعتماد و تعهد در برندهای پوشاک ایرانی
دوره 3، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 29-51
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.492338.1064
میلاد سعیدی، علی منصوری، امید مهدیه، احمد مرشدی
چکیده این پژوهش به بررسی تاثیر وفاداری به برندهای پوشاک ایرانی از طریق مسیرهای رضایت، اعتماد و تعهد به برند میپردازد. این مطالعه با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس و بر روی مصرفکنندگانی که با برندهای پوشاک ایرانی آشنایی دارند، انجام شد. دادهها از طریق پرسشنامهای مبتنی بر مقیاس لیکرت گردآوری شد که به ارزیابی ابعاد رضایت، اعتماد، تعهد و وفاداری به برند میپردازد. با تأیید روایی و پایایی ابزار اندازهگیری، دادههای جمعآوریشده با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) در نرمافزار اسمارت پی ال اس تحلیل شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که رضایت از برند نقش مؤثری در ایجاد وفاداری به برند دارد و از طریق افزایش اعتماد و تعهد مصرفکنندگان به برند، این رابطه تقویت میشود. به بیان دقیقتر، مصرفکنندگانی که از برند رضایت دارند، تمایل بیشتری به اعتماد و تعهد نشان میدهند و این عوامل بهنوبه خود وفاداری آنها را به برند افزایش میدهند. همچنین، اعتماد و تعهد بهعنوان متغیرهای میانجی، مسیر اثرگذاری رضایت بر وفاداری را تقویت میکنند. این یافتهها بر اهمیت راهبردهای مشتری محور در برندهای پوشاک ایرانی تأکید دارند و پیشنهاد میکنند که برندها بر افزایش رضایت مشتریان و تقویت اعتماد و تعهد آنان تمرکز کنند تا وفاداری طولانیمدت ایجاد شود.
آزادکاری رویکردی نوین در کارآفرینی و کسب و کار؛ تحلیل مضمون مسیرها، چالشها و توانمندسازی اقتصادی از طریق فریلنسری
دوره 5، شماره 1، بهار 1405
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.564097.1219
علی سیاه کلاه، محمد حسین فروزانفر
چکیده هدف این پژوهش بر بررسی تجربیات و عوامل موثر در انتقال مسیرهای شغلی جوانان از کارمندی سنتی به آزادکاری متمرکز است. جامعه آماری این پژوهش شامل ۲۸ خبره ایرانی در حوزه آزادکاری می باشد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختارمند با نمونهگیری هدفمند گردآوری شد و تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روش تحلیل این پژوهش کیفی تحلیل مضمون و چارچوب استاندارد براون و کلارک می باشد و کدگزاری و تحلیل ها از طریق نرم افزار Atlas.ti انجام شده است. تحلیل یافتهها شناسایی چهار بعد استراتژیک را نشان میدهد که رویکردی جامع برای درک آزاد کاری فراهم میسازد. بعد اول، عوامل دافعه و تصمیمگیری در انتقال شغلی؛ دوم، چالشهای اقتصادی و مالی قابلتوجه در فرآیند انتقال؛ سوم، توسعه مهارتها و شبکهسازی حرفهای؛ و چهارم، پیامدهای توانمندسازی اقتصادی برای جوانان. نتایج حاکی از آن است که انتقال از کارمندی به فریلنسری یک فرآیند پیچیده و چندلایهای است که نیازمند برنامهریزی دقیق و هدفمند، توسعه و تقویت شبکههای اجتماعی و حرفهای قوی، و ایجاد و تثبیت محیط سیاسی و دولتی حمایتی میباشد. چارچوب استراتژیکی جامع ارائهشده در این پژوهش میتواند برای سیاستگذاران دولتی، کارآفرینان و سازمانهای ذینفع، از جمله اتاقهای بازرگانی و اتحادیه های کارگری، بهعنوان راهنمایی علمی و کاربردی مفید باشد تا بتوانند از جوانان در این انتقال شغلی بهدرستی پشتیبانی کنند و شرایط بهتری برای توسعه فریلنسری و آزادکاری فراهم سازند.
بررسی شاخص پیچیدگی اقتصادی ایران و عوامل مؤثر بر آن:دانش بنیانی در صادرات
دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 24-31
https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.428345.1035
یداله دادگر، روحاله نظری، فاطمه فهیمی فر
چکیده در ادبیات اقتصاد توسعه، مشخص نمودن اینکه چه کشوری توسعه یافتهتر است و یا چه سیاستهای تجارت خارجی بایستی دنبال شود و چگونه میتوان در سطح جهانی شرایطی برای رشد صادرات فراهم نمود، و بهطورکلی چگونه میتوان در رقابت کسب و کار در عرصه بین المللی درخشید، با شاخصهای مختلفی اندازهگیری میشود. یکی از شاخصهای مهم و اثربخش در این ارتباط شاخص پیچیدگی اقتصادی است. پیچیدگی اقتصادی یک پارادایم بالقوه قدرتمند برای درک مسائل و چالشهای کلیدی اقتصادی-مدیریتی و اجتماعی قرن 21 امی و چگونگی برون رفت از آنها ارائه میدهد. در عین حال میتوان یک بعد کلیدی پیچیدگی اقتصادی را یک نماد دانش بنیانی صادرات دانست. در این مقاله به ارزیابی شاخص پیچیدگی اقتصادی ایران در مقایسه با کشورهای منتخب نفتی و تأثیر مؤلفههای نوآوری، آزادی اقتصادی و متغیرهای اقتصاد کلان بر شاخص پیچیدگی اقتصادی می پردازد. نتایج مقاله نشان داد که: نخست در طول سالهای 2022-1995 میزان شاخص پیچیدگی اقتصادی ایران هیچ گاه عدد مثبتی نبوده است. این در حالی است که در دوره مورد مطالعه در بین کشورهای مورد بررسی، کشورهای مکزیک و عربستان سعودی و دیگر رقبای نفتی ایران با افزایش میزان شاخص پیچیدگی اقتصادی روبرو شدهاند. دوم-بیشترین میزان صادرات ایران، محصولات با پیچیدگی متوسط و کم بوده و مواد شیمیایی و معدنی را شامل میشود. سوم- اثر شاخصهای محیط تجاری، هزینههای تحقیق و توسعه، بلوغ تجاری، تولید دانش و تکنولوژی و واردات با تکنولوژی بالا (از زیرشاخصها یا مؤلفه های تشکیل دهنده نوآوری) بر شاخص پیچیدگی اقتصادی ایران، مثبت بوده است. چهارم- آزادی اقتصادی و آزادی کسب و کار اثر مثبتی بر شاخص پیچیدگی اقتصادی ایران داشته است. سرانجام اثر متغیرهای نرخ تورم و نرخ ارز برشاخص پیچیدگی اقتصادی منفی بوده است.
استراتژی های بازاریابی در نقل و انتقالات ورزشی: شفافیت رقابتپذیری و حقوق بازیکنان در بازار جهانی
دوره 3، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 27-46
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.508258.1073
محمد سعید کیانی، لیلا نظری
چکیده هدف اصلی این پژوهش، ارائه راهکارهایی برای مدیریت مدیریت انتقال و انتقالات در بازار جهانی ورزش است. این مطالعه با بهرهگیری از روش تحلیل تطبیقی، به بررسی قوانین انتقال و انتقالات در دو نهاد بینالمللی فیفا و فیبا، همچنین تحلیل مدلهای بازاریابی باشگاههای حرفهای و سیاستهای تاثیرگذار مالی بر معاملات بازیکنان پرداخته است. افزون بر این، مطالعاتی که برای باشگاههای مطرح ورزشی انجام شده است، بهمنظور بررسی شیوههای بهرهبرداری از استراتژیهای بازاریابی نوین در جذب و انتقال بازیهای مورد استفاده قرار گرفته است. یافتههای حاکی از آنها است که باشگاههایی که بهطور نظاممند از دادهمحوری، بازاریابی هوشمند و برندسازی بازیکنان سودمند میبرند، عملکرد موفقی در زمینه انتقال و انتقالات دارند. در مقابل، ضعف در شفافیت مالی، قدرت نابرابر باشگاهها و نبود عدالت ساختاری، باعث کاهش عملکرد بازیکنان و افزایش نفوذ در این بازار میشود. نتایج نشان میدهد که بهکارگیری استراتژیهای بازاریابی نوین، بهویژه بهرهبرداری از تواناییهای دادهها و برندسازی بازیکنان، میتواند باعث پیشرفت و انتقال انتقالات ورزشی شود. همچنین، افزایش شفافیت مالی، همراه با کاهش شکافهای اقتصادی میان باشگاهها، نهتنها باعث حفظ حقوق بازیکنان میشود، بلکه رقابتپذیری بیشتری را در بازار جهانی ارائه خواهد کرد. این مطالعه با تحلیل مقررات بینالمللی و مدلهای موفق باشگاهی، پیشنهادهایی کاربردی برای مدیریت کارآمدتر بازار نقل و انتقالات را ارائه میدهد که میتواند به کاهش وابستگی به واسطهها و بهبود عملکرد عملکردی و حرفهای این حوزه منجر شود.
طراحی مدلی ساختاری پیشبینیکنندههای فرصت طلبی کارکنان
دوره 3، شماره 1، بهار 1403، صفحه 40-62
https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.429584.1045
پیمان اکبری، رضا رستمی، کورش رفیعی
چکیده هدف این پژوهش، طراحی مدلی ساختاری پیشبینیکنندههای فرصت طلبی کارکنان میباشد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی بوده و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل کارکنان (7493 نفر) شرکتهای کوچک و متوسط استان کردستان است. با استفاده از فرمول کوکران، 365 نفر بهعنوان نمونه بهصورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامههای استاندارد میباشد. روایی (همگرا و واگرا) و پایایی (بار عاملی، ضریب پایایی مرکب، ضریب آلفای کرونباخ) این پرسشنامهها نشان میدهد که ابزارهای اندازهگیری به خوبی روایی و پایایی برخوردار هستند. نتایج آزمون فرضیات با استفاده از نرمافزار AMOS نشان میدهد که تأثیر مستقیم اهداف شرکتی با عملکرد بالا بر فرصت طلبی کارکنان برابر با 0.39 است، تأثیر مستقیم اهداف شرکتی با عملکرد بالا بر فرصت طلبی سرپرست برابر با 0.36 است، تأثیر مستقیم فرصت طلبی سرپرست بر وظایف نامشروع برابر با 0.30 است و تأثیر مستقیم وظایف نامشروع بر فرصت طلبی کارکنان برابر با 0.51 است. همچنین، تأثیر میانجیگرهای فرصت طلبی برابر 11/0 و وظایف نامشروع برابر 15/0 و تأثیر میانجیگری متوالی فرصت طلبی سرپرست و وظایف نامشروع برابر با 0.58 است. با توجه به یافتههای این پژوهش، میتوان نتیجه گرفت که اهداف شرکتی با عملکرد بالا، فرصت طلبی سرپرست و وظایف نامشروع را بهعنوان عوامل استرسزا ارزیابی میکند و کارکنان برای مقابله با این استرس، فرصت طلبی را از خود نشان میدهند. با استفاده از راهکارهای مدیریت مناسب، میتوان اثرات این عوامل را در سازمان کاهش داد و به سازمانی کوشا دست یافت.
تأثیر شیوههای اقناعی برند بر صداقت درک شده برند با نقش میانجی ارزش درک شده و نقش تعدیلگر نیاز به شناخت
دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 41-61
https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.400827.1010
سعید سلیمانی شیویاری، شهلا برجعلی لو
چکیده امروزه شیوههای اقناعی در زندگی روزمره مردم بسیار رایج است و به عنوان یک ابزار کاربردی برای اینکه افراد با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و دنیای اطراف خودشان را درک کنند عمل میکند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر شیوههای اقناعی برند بر صداقت درک شده برند با نقش میانجی ارزش درک شده و نقش تعدیل گر نیاز به شناخت به اجرا درآمد. این پژوهش از نظر ماهیت و محتوا از نوع همبستگی میباشد. در این تحقیق اطلاعات مربوط به پاسخ 384 نفر از مشتریان شهر فرش در سطح شهر تهران جمعآوری شده تا بر اساس آن رابطه بین متغیرها برای آزمون فرضیههای تحقیق بررسی شود. دادههای جمع آوری شده با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند. نتایج این تحقیق نشان داد که ارزش درک شده مشتری در رابطه بین شیوههای اقناعی برند و صداقت درک شده برند نقش میانجی دارد. و همچنین سطح معنی داری ضریب تعدیلگر نیاز به شناخت برابر 371/0 میباشد که نشان از عدم معنیدار بودن این ضریب است(05/0< p). به عبارتی نیاز به شناخت در رابطه بین شیوههای اقناعی برند و صداقت درک شده برند نقش تعدیل گر ندارد.
از بقا تا تکامل؛ ارائه مدل جامع و پویای تاب آوری سازمانی در شرکت های کوچک و متوسط ایران در اکوسیستم بحران دائمی با روش فراترکیب
دوره 4، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 43-73
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.561784.1215
احسان میرزاده، سیدمرتضی غیورباغبانی، مرتضی رجوعی، سعید جعفری تیتکانلو
چکیده این پژوهش با هدف طراحی یک مدل جامع و پویا برای تبیین تابآوری سازمانی در شرکتهای کوچک و متوسط ایران انجام شده است. با توجه به اینکه این شرکتها در یک اکوسیستم منحصربهفرد بحران دائمی فعالیت میکنند، مدلهای سنتی تابآوری که مبتنی بر شوکهای مقطعی هستند، برای تبیین پویاییهای آنها ناکافی به نظر میرسند. این پژوهش با توجه به ماهیت، اکتشافی و نظریهپردازانه میباشد و بر پارادایم تفسیری استوار است. یک رویکرد روششناختی ترکیبی شامل فراترکیب به عنوان روش اصلی و تحلیل بیبلیومتریک به عنوان روش مکمل به کار گرفته شد و دادههای کتابسنجی از 953 مقاله در Scopus استخراج و با نرمافزار VOSviewer تحلیل شدند. با جستجوی نظاممند در پایگاههای داده معتبر و پس از غربالگری، تعداد 67 مقاله کلیدی انتخاب و از طریق فرآیند تحلیل مضمون، سنتز و یکپارچه شدند. تجزیه و تحلیل دادههای کیفی منجر به شناسایی 460 کد مفهومی منحصربفرد شد که در 15 مضمون سازماندهنده و 5 مضمون فراگیر شامل «1. محرکها و عوامل زمینهساز، 2. قابلیتهای چندسطحی (فردی/کارآفرینانه، سازمانی، شبکهای/نهادی)، 3. چرخه فرآیندی پویا (پیشبینی، مواجهه، یادگیری)، 4. استراتژیهای تاب آورانه (تدافعی، انطباقی، تهاجمی) و 5. پیامدهای ناهمگون» طبقه بندی شدند. یافته اصلی پژوهش، «مدل پویا و چندسطحی تابآوری سازمانی در محیط بحران دائمی» است که تابآوری را به مثابه یک فراقابلیت تکاملی مفهومسازی میکند. این پژوهش اولین چارچوب نظری جامع و پویا را برای تبیین تابآوری در اکوسیستم پرماکرایسس ایران ارائه میدهد و نوآوری اصلی آن در مفهومپردازی تابآوری به عنوان یک فرآیند تکاملی برای گذار استراتژیک از بقا به تکامل و نشان دادن سازوکارهای این گذار نهفته است.
تأثیر بازاریابی سبز بر قصد خرید مجدد سبز با نقش میانجی استراتژیهای بازاریابی سبز
دوره 3، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 44-66
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.521082.1089
عباس قائدامینی هارونی، مهسان همتی زاده، خاتون هاشمی پور
چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر بازاریابی بر قصد خرید مجدد مصرفکننده با نقش میانجی استراتژیهای بازاریابی سبز انجام شد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت دادهها توصیفی از نوع همبستگی (الگوسازی معادلات ساختاری) است. جامعة آماری این پژوهش را مصرفکنندگان محصولات سبز شرکت اچ بی بورد تشکیل میدهد اطلاعات مورد نظر با استفاده از پرسشنامه آنلاین از نمونه مورد مطالعه جمع آوری شد. با توجه به اینکه تعداد جامعه آماری در این پژوهش وسیع و نامشخص است برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران مخصوص جوامع نامحدود استفاده شد که تعداد اعضای نمونه با در نظر گرفتن میزان برآورده شده 384 نفر به صورت نمونهگیری غیر احتمالی معروف به نمونهگیری آسان انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامههای استاندارد بود که روایی پرسشنامهها بر اساس، روایی محتوایی، صوری و سازه مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تائید قرار گرفت و از سوی دیگر پایایی پرسشنامهها با روش آلفای کرونباخ برآورد شد که تمام متغیرهای بالای 7/0 بود. تجزیه و تحلیل دادهها در دو سطح توصیفی و استنباطی مشتمل بر مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج نشان دادکه بازاریابی سبز به طور مثبت بر تمام نتایج سبز تأثیر گذاشت و تبلیغات سبز، وفاداری به برند، ارزش ویژه برند و نوآوری برند تأثیر مثبتی بر قصد خرید مجدد داشت. بااینحال، اثر تعدیلکننده قابلتوجهی از آگاهی سبز بر ارزش ویژه برند سبز و قصد خرید مجدد سبز پیدا نکرد.
ارائه الگوی تدوین خطمشیهای کارآفرینی اجتماعی در سازمان
دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 44-62
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.550542.1172
محمدایمان مولائی، زهرا انجم شعاع، سنجر سلاجقه، محمد جلال کمالی، مهدی محمدباقری
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی تدوین خطمشیهای کارآفرینی اجتماعی درسازمان کمیته امداد امام خمینی (ره) می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعه ای - کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 17 نفر از اساتید دانشگاه، صاحبنظران کارآفرینی اجتماعی و مدیران ارشد کمیته امداد امام خمینی (ره) میباشد که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق کدگذاری به روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرمافزار NVIVO ویراست 11 انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که مفاهیم استخراجشده مربوط به الگوی تدوین خطمشیهای کارآفرینی اجتماعی در کمیته امداد حضرت امام خمینی (ره) شامل 94 مضمون، 30 مضمون پایه و 10 مضمون سازماندهنده (ترسیم چشمانداز حامی کارآفرینی اجتماعی، ارتقا ظرفیتهای کارآفرینی در سازمان، بهرهبرداری از فعالیت اقتصادی، ایجاد فرهنگسازمانی کارآفرینانه، منابع انسانی خدمت گرا، مسئولیت اجتماعی کمیته امداد، ارزشآفرینی پایدار در سازمان، ایجاد تعاملات سازمانی، ترویج عدالت اجتماعی و کاهش فقر و بهبود عملکرد کارآفرینانه سازمان) می باشد.
