بررسی تاثیر برند دانشگاه آزاد اسلامی واحد الکترونیک بر مزیت رقابتی آن با توجه به نقش میانجی جایگاه یابی و بازارگرایی
صفحه 1-26
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.484881.1058
مهری کاشف ارزنق، شهناز نایب زاده
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر شناخت مخاطبان برند دانشگاه آزاد اسلامی واحد الکترونیک بر مزیت رقابتی آن با توجه به نقش جایگاه یابی و بازارگرایی است. این پژوهش از نظر هدف یک تحقیق کاربردی است که به شیوه مقطعی مبتنی بر رویکرد پیمایشی (پرسشنامه) و با استفاده از مطالعات میدانی و به شیوه پژوهش همبستگی انجام شده است؛ جمع آوری دادها با استفاده از پرسشنامهای که در بین ۱۹۴ نفر از دانشجویان این واحد دانشگاهی که به شیوه تصادفی ساده انتخاب شده بودند انجام و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار PLS انجام شد؛ یافتهها حاکی ازتایید تأثیر شناخت مخاطب از برند بر جایگاه یابی و بازارگرایی و نیز تأثیر این دو متغیر بر مزیت رقابتی بود و همچنین تأثیر میانجی این دو متغیر در رابطه بین شناخت برند و مزیت رقابتی مورد تأیید قرار گرفت. این پژوهش در پی بررسی برند دانشگاه آزاد اسلامی واحد الکترونیک، پیشنهاداتی در راستای ارتقای بینش مدیران این برند دانشگاهی نیز ارائه داده است.
استراتژی های بازاریابی در نقل و انتقالات ورزشی: شفافیت رقابتپذیری و حقوق بازیکنان در بازار جهانی
صفحه 27-46
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.508258.1073
محمد سعید کیانی، لیلا نظری
چکیده هدف اصلی این پژوهش، ارائه راهکارهایی برای مدیریت مدیریت انتقال و انتقالات در بازار جهانی ورزش است. این مطالعه با بهرهگیری از روش تحلیل تطبیقی، به بررسی قوانین انتقال و انتقالات در دو نهاد بینالمللی فیفا و فیبا، همچنین تحلیل مدلهای بازاریابی باشگاههای حرفهای و سیاستهای تاثیرگذار مالی بر معاملات بازیکنان پرداخته است. افزون بر این، مطالعاتی که برای باشگاههای مطرح ورزشی انجام شده است، بهمنظور بررسی شیوههای بهرهبرداری از استراتژیهای بازاریابی نوین در جذب و انتقال بازیهای مورد استفاده قرار گرفته است. یافتههای حاکی از آنها است که باشگاههایی که بهطور نظاممند از دادهمحوری، بازاریابی هوشمند و برندسازی بازیکنان سودمند میبرند، عملکرد موفقی در زمینه انتقال و انتقالات دارند. در مقابل، ضعف در شفافیت مالی، قدرت نابرابر باشگاهها و نبود عدالت ساختاری، باعث کاهش عملکرد بازیکنان و افزایش نفوذ در این بازار میشود. نتایج نشان میدهد که بهکارگیری استراتژیهای بازاریابی نوین، بهویژه بهرهبرداری از تواناییهای دادهها و برندسازی بازیکنان، میتواند باعث پیشرفت و انتقال انتقالات ورزشی شود. همچنین، افزایش شفافیت مالی، همراه با کاهش شکافهای اقتصادی میان باشگاهها، نهتنها باعث حفظ حقوق بازیکنان میشود، بلکه رقابتپذیری بیشتری را در بازار جهانی ارائه خواهد کرد. این مطالعه با تحلیل مقررات بینالمللی و مدلهای موفق باشگاهی، پیشنهادهایی کاربردی برای مدیریت کارآمدتر بازار نقل و انتقالات را ارائه میدهد که میتواند به کاهش وابستگی به واسطهها و بهبود عملکرد عملکردی و حرفهای این حوزه منجر شود.
توسعه مدل بومی بازاریابی کارآفرینانه در استارتاپهای ایرانی با متد آمیخته اکتشافی
صفحه 47-69
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.499650.1066
رضا عربگری، هرمز مهرانی، نرگس حسن مرادی، زهرا علیپور درویشی
چکیده این پژوهش با هدف توسعه یک مدل بومی بازاریابی کارآفرینانه برای استارتاپهای ایرانی با استفاده از رویکرد آمیخته اکتشافی انجام شده است. در این راستا، نقش عوامل علّی، زمینهای و مداخلهگر در شکلگیری و اجرای راهبردهای بازاریابی کارآفرینانه بررسی شده و مدلی متناسب با ویژگیهای فرهنگی و اقتصادی ایران طراحی گردید. در بخش کیفی پژوهش، با بهرهگیری از روش نظریه دادهبنیاد و تحلیل مضمون، ۳۳ مقوله کلیدی در قالب شرایط علّی، زمینهای، مداخلهگر، راهبردها و پیامدها شناسایی شد. مصاحبههای نیمهساختیافته با ۱۸ تن از متخصصان بازاریابی و کارآفرینی انجام شد. در بخش کمی، دادههای حاصل از پرسشنامه محققساخته بین ۳۴۰ مدیر استارتاپی در تهران جمعآوری شده و از طریق مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار SmartPLS اعتبار مدل بررسی گردید. یافتهها نشان داد که نوآوری، مشتریمداری و شبکهسازی به عنوان عوامل علّی، و عواملی مانند زیرساختهای فناوری، حمایتهای دولتی، فرهنگ عمومی و رفتار کارکنان در نقش زمینهای و مداخلهگر، تأثیر معناداری بر راهبردهای بازاریابی کارآفرینانه دارند. این راهبردها شامل بازاریابی نوین، آموزش، دیجیتالیسازی، سفارشیسازی و مشارکتهای بینسازمانی هستند که در نهایت منجر به پیامدهایی نظیر چابکی سازمانی، ارتقاء تعامل با مشتریان، کشف فرصتها و بهبود عملکرد کسبوکار میگردند.
این مدل بومی با تأکید بر ویژگیهای خاص اکوسیستم کارآفرینی ایران، میتواند ابزاری مؤثر برای هدایت سیاستگذاریهای دولتی، برنامهریزیهای حمایتی شتابدهندهها، و تصمیمگیریهای مدیریتی استارتاپها باشد. همچنین، یافتهها بیانگر آن است که ترکیب هوشمندانه میان عوامل زمینهای و راهبردی، میتواند موجب مزیت رقابتی پایدار و بهبود جایگاه استارتاپها در بازارهای داخلی و بینالمللی شود.
بررسی تأثیر صلاحیت کارکنان خط مقدم بر رضایت مشتریان با نقش تعدیلگر نوع پرسش و ازدحام درکشده
صفحه 70-90
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.513165.1081
فرزاد صادقی، دنیا باوی
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی تأثیر صلاحیت کارکنان خط مقدم بر رضایت مشتریان با نقش تعدیلگر نوع پرسش و ازدحام درکشده در انجام شد. پژوهش از نوع توصیفی همبستگی و از نوع کاربردی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را تمامی مشتریان فروشگاههای افق کوروش در سراسر کشور تشکیل دادند و تعداد اعضای نمونه موردنظر از طریق فرمول کوکران به تعداد 384 نفر تعیین شد. دادهها از طریق توزیع آنلاین پرسشنامه استاندارد Lucia-Palacios et al (2020) گردآوری شد. همچنین، برای تجزیه و تحلیل دادهها، از روشهای آمار توصیفی و استنباطی و معادلات ساختاری استفاده گردید. میزان پایایی کل پرسشنامه از طریق ضریب آلفای کرونباخ به مقدار 853/0 به دست آمد. آزمون فرضیههای پژوهش مقدار آمارۀ آزمون برای تمامی فرضیهها را بالاتر از مقدار 58/2 نشان داد که حاکی از معنادار بودن آزمون در سطح خطای 5% میباشد. یافتههای پژوهش نقش تعدیلگری متغیرهای نوع پرسش و ازدحام درکشده را در رابطۀ بین صلاحیت کارکنان خط مقدم و رضایت مشتری تأیید کردند. براساس نتایج حاصل شده از آزمون پنج فرضیۀ پژوهش، متغیرهای نوع پرسش و ازدحام درک شده هنگامی اهمیت پیدا میکنند که کارکنان خط مقدم یک فروشگاه سطح صلاحیت پایینی در زمینۀ انجام وظیفه و تعامل و برقراری ارتباط با مشتریان داشته باشند. کارکنان با توانمندی و صلاحیتهای بالا عامل مهمی در افزایش مشتریان سازمان و بهبود مطلوبیت مورد تقاضا در سازمان هستند. برخوردهای واحد فروش بر رضایت مشتری از شرکت، فروشنده و فروشگاه تأثیر میگذارد. کارکنان هرچه بیشتر به مهارتهای مشتریمدارانه مجهزتر باشند در کسب رضایت مشتریان در فروشگاه موفقتر خواهند بود.
نقش هوش تجاری در تحلیل سبد خرید مشتریان جهت شکلدهی به بازاریابی الکترونیک با استفاده از تکنیکهای داده کاوی
صفحه 91-106
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.509778.1077
محمدعلی آزموده، مریم حاجی اسمیعلی، محسن قره خانی
چکیده هدف این پژوهش بررسی نقش هوش تجاری در تحلیل سبد خرید مشتریان و تأثیر آن بر شکلدهی بازاریابی الکترونیکی در کسبوکارها است. در این پژوهش از روشهای داده کاوی در حوزه کسب و کارهای آنلاین برای تحلیل و تجزیهوتحلیل دادههای مرتبط با 30,000 مشتری فروشگاههای اینترنتی در ایران استفاده شده است. از الگوریتمهای متنوع از جمله K-means و شبکه عصبی پرسپترون چند لایه با استفاده از نرمافزار SPSS MODELER برای خوشهبندی مشتریان و تحلیل رفتارهای آنها استفاده شده است. از معیارهای RFM برای تحلیل سبد خرید مشتریان بهره گرفته شده و نتایج حاصل از تجزیهوتحلیل نشان دادهاند که شبکه عصبی پرسپترون چند لایه عملکرد بهتری نسبت به دیگر الگوریتمها داشته و توانمندی بالایی در تجزیه و تحلیل دقیق دادههای مشتریان را ارائه کرده است. نتایج نهایی، خوشهبندی مشتریان به پنج گروه با ویژگیهای خاص و استراتژیهای بازاریابی بهینهسازی شده را نشان داده و تاکید بر نقش هوش تجاری در بهبود بازاریابی الکترونیک و پاسخگویی هوشمند به نیازهای مختلف مشتریان میکند.
بررسی تاثیر ارزش لذت گرایانه و ارزش فایده گرایانه بر خرید ناگهانی
صفحه 107-122
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.520530.1088
ندا زرین نگار، محسن نجفی، مریم رحمانی فرد
چکیده پژوهش حاضر با هدف نقش تعدیلگر جنسیت در تاثیر ارزش لذت گرایانه و ارزش فایده گرایانه بر خرید ناگهانی در بین مشتریان مجتمع تجاری فرهنگی گردشگری خلیج فارس انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، پیمایشی-توصیفی است. جامعه آماری این پژوهش مشتریان مجتمع تجاری فرهنگی گردشگری خلیج فارس میباشند که تعداد آنها نامعلوم بود. بر این اساس حجم نمونه براساس فرمول کوکران، 384 نفر بوده که به روش در دسترس، انتخاب و تعیین شدند. برای گرد آوری دادهها از پرسشنامهای اقتباس شده از پژوهش پارامیتا و همکاران (Paramitha et al, 2022) با 36 گویه استفاده شد. همچنین به منظور تجزیه و تحلیل دادهها در این پژوهش از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری و سایر آزمونهای آماری با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS بهره گرفته شد. نتایج تحقیق نشان داد که ارزش لذتگرایانه بر خرید ناگهانی مشتریان مجتمع تجاری فرهنگی گردشگری خلیج فارس تاثیر معنادار نداشت. اما ارزش فایده گرایانه بر خرید ناگهانی این مشتریان تاثیر معنادار داشت. همچنین جنسیت در تاثیر ارزش لذت گرایانه و ارزش فایده گرایانه بر خرید ناگهانی مشتریان مجتمع تجاری فرهنگی گردشگری خلیج فارس نقش تعدیلگر دارد.
بررسی تاثیر هوش تجاری بر عملکرد مالی با نقش میانجی نوآوری و یادگیری شبکه ای در شرکت های شهرک صنعتی زهک
صفحه 123-142
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.529927.1102
مسعود شهرکی
چکیده هدف این تحقیق بررسی تاثیر هوش تجاری بر عملکرد مالی با نقش میانجی نوآوری و یادگیری شبکه ای در شرکت های شهرک صنعتی زهک بوده است. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری این تحقیق عبارت است از کلیه کارکنان شرکت های یاد شده بالا که تعداد آن ها در سال 1404 به 275 نفر بالغ گردیده است. بدلیل محدودیت نسبی جامعه اماری تمامی اعضای جامعه به عنوان نمونه انتخاب و به صورت سرشماری مورد مطالعه قرار گرفته است .ابزار گردآوری داده ها، چهار پرسشنامه استاندارد بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از معادلات ساختاری ونرم افزار PLS انجام گرفته است.یافته های تحقیق حاکی از آن است که: هوش تجاری بر عملکرد مالی با نقش میانجی نوآوری و یادگیری شبکه ای تاثیر دارد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که هوش تجاری نقش مهمی در بهبود عملکرد مالی شرکتهای مستقر در شهرک صنعتی زهک ایفا میکند. این تأثیر نه تنها به صورت مستقیم، بلکه از طریق دو عامل کلیدی دیگر، یعنی نوآوری و یادگیری شبکهای، تقویت میشود. به عبارت دیگر، شرکتهایی که بر هوش تجاری سرمایهگذاری میکنند، میتوانند با بهرهگیری از دادهها و تحلیلهای مربوطه، فرایندهای نوآورانه خود را بهبود بخشند و از طریق شبکهسازی و تبادل دانش، به یادگیری سازمانی دست یابند. این نوآوری و یادگیری نیز به نوبه خود منجر به ارتقاء عملکرد مالی و دستیابی به مزیت رقابتی پایدار خواهد شد. بنابراین، برای مدیران این شرکتها، تمرکز بر توسعه قابلیتهای هوش تجاری، همراه با ترویج فرهنگ نوآوری و یادگیری شبکهای، استراتژی مؤثری برای رشد و پایداری مالی خواهد بود.
بررسی نقش قابلیتهای بازاریابی و عملکرد بازار در تحقق اهداف استراتژیک شرکتهای صادراتی استان زنجان با تأکید بر میانجیگری شدت رقابت
صفحه 143-161
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.527499.1095
محمد رفیعی، حامد اسدی، امیر قربانی، پوریا غضنفریون
چکیده هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر قابلیتهای بازاریابی و عملکرد بازار بر بهبود اهداف استراتژیکی با میانجی گری شدت رقابتی در بین شرکتهای صادراتی در استان زنجان می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نوع توصیفی_تحلیلی، به شیوه پیمایشی با رویکرد همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل مدیران بازرگانی در شرکتهای صادراتی استان زنجان می باشند که تعداد انها 300 نفر می باشد و نمونه آماری 168 نفر است که با استفاده از فرمول کوکران و به روش تصادفی ساده انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد، می باشد و روایی به شکل صوری و روش تحلیل عاملی با شاخصKMO و همچنین پایایی آنها با گزارش ضریب آلفای کرونباخ کل مورد تایید قرار گرفت. در تحلیل داده ها از روشهای آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد، که در تحلیل های توصیفی از نرم افزار spssنسخه 21 و در بخش تحلیل های استنباطی و آزمون فرضیه های پژوهش هم از معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل8/8 استفاد شد. نتایج نشان می دهند که قابلیتهای بازاریابی تاثیر معناداری بر اهداف استراتژیکی در بازارهای صادراتی دارد و عملکرد بازار تاثیر معناداری بر اهداف استراتژیکی در بازارهای صادراتی داردو قابلیتهای بازاریابی به واسطه شدت رقابتی(رقابت در بازار های خارجی) تاثیر معناداری بر اهداف استراتژیکی در بازارهای صادراتی دارد و عملکرد بازار به واسطه ی شدت رقابتی(رقابت در بازار های خارجی) تاثیر معناداری بر اهداف استراتژیکی در بازارهای صادراتی دارد شدت رقابتی(رقابت در بازار های خارجی) تاثیر معناداری بر اهداف استراتژیکی در بازارهای صادراتی دارد.
تأثیر فناوریهای نوظهور و چالشهای دیجیتالی شدن در گسترش تجارت بینالملل شرکتهای کوچک و متوسط با در نظر گرفتن نقش تعدیلگر نوع صنعت
صفحه 162-179
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.528018.1096
امیر رضا ساعتی مقدم، فیروزه حاجی علی اکبری
چکیده هدف از پژوهش بررسی تاثیر ابزارهای فناورانه، محدودیت های فناوری و دیجیتالی شدن تجارت بر توسعه تجارت بین الملل شرکتهای کوچک و متوسط با تعدیل گری نوع صنعت(نوع فعالیت شرکت) می باشد، این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی_تحلیلی، به شیوه پیمایشی با رویکرد علّی است. جامعه آماری این پژوهش کارکنان بخش اداری شرکتهای کوچک و متوسط زنجان می باشند نمونه آماری 110 نفراست که با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده های اولیه پرسشنامه می باشد و روایی به شکل صوری همچنین پایایی آنها با گزارش ضریب آلفای کرونباخ کل مورد تایید قرار گرفت. در تحلیل داده ها از نرم افزار spssنسخه 21 و در بخش تحلیل های استنباطی و آزمون فرضیه های پژوهش هم از معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل8/8 استفاد شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که ابزارهای فناورانه، محدودیت های فناوری و دیجیتالی شدن تجارت بر توسعه تجارت بین الملل با نقش تعدیل گری نوع صنعت شرکتهای کوچک و متوسط تاثیر معناداری می گذارد.
مدلسازی تفسیری-ساختاری عوامل عدم اطمینان و ریسک و افزایش انعطاف در تصمیمات بودجهبندی سرمایهای با رویکرد اختیار سرمایهگذاری
صفحه 180-203
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.546911.1149
علی رضائی، مهدی محمدباقری، حجت بابایی، محسن زاینده رودی
چکیده پژوهش حاضر با هدف مدلسازی تفسیری-ساختاری عوامل عدم اطمینان و ریسک و افزایش انعطاف در تصمیمات بودجهبندی سرمایهای با رویکرد اختیار سرمایهگذاری می باشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و از نظر نوع روش، کیفی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 18 نفر از خبرگان نیروگاهی مجمر که حداقل 10 سال سابقه تدریس و پژوهش و مدیریت در نیروگاه بودند. در این پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. روش گردآوری داده ها مراجعه به اسناد و مدارک، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از روش دلفی فازی و جهت تأثیرپذیری و تأثیرگذاری از نرم افزار MICMAC استفاده شد. نتایج نشان داد که متغیرهای عوامل فناوری و اطلاعاتی، حوزه ساختار و فرهنگ سازمانی و عوامل اقتصادی قدرت نفوذ بالایی داشته و تأثیرپذیری کمی دارند و در ناحیه متغیرهای مستقل قرار گرفته است. عوامل سیاسی و بین المللی، عوامل قانونی و مقرراتی، قدرت نفوذ و میزان وابستگی مشابهی دارند بنابراین متغیر پیوندی است. متغیر عوامل مالی و بودجهای، نیز از وابستگی بالا اما نفوذ اندکی برخوردار هستند بنابراین متغیرهای وابسته محسوب میشوند. هیچ متغیری نیز در ربع اول یعنی ناحیه خودمختار قرار نگرفته است.
خوشه بندی ایستگاه های کاری برنامه گردشی شغلی با الگوریتم (K Means) و رتبه بندی مهارتها به روش AHP
صفحه 204-222
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.548208.1157
سارا عسگری، سنجر سلاجقه، محمد جلال کمالی
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل برنامه گردشی شغلی در سطوح کارگری گروه صنعتی بارز بود.این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی و کمی می باشد. ابزار جمع آوری داده ها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق در بخش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش میدانی شامل ۱۰ مدیر و سرپرست گروه صنعتی بارز بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری هدفمند انجام گردید و تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبه ها به روش کیفی انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد چهل شاخص در چهار مولفه «وظایف و مسئولیتها»، «مهارتهای فنی»، «شرایط محیطی-تجهیزاتی» و «الزامات ایمنی» استخراج شد. در مرحله کمی، خوشهبندی به روش الگوریتم (K Means) ایستگاهها را در چهار خوشه «تولیدی»، «ایمنی و بهداشت»، «عملیاتی» و «کنترل و نظارت» دستهبندی کرد.در خوشه تولیدی، دانش فنی پیشرفته در زمینه مهندسی مواد و تولید بهعنوان رتبه اول و مهمترین مهارت شناسایی شده است.در خوشه ایمنی و بهداشت، دانش عمیق در زمینه ایمنی و بهداشت محیط کار بهعنوان رتبه اول و مهمترین مهارت است.در خوشه عملیاتی، مهارتهای عملیاتی و نگهداری تجهیزات بهعنوان رتبه اول و مهمترین مهارت شناسایی شده است.در خوشه کنترل و نظارت، مهارتهای نظارتی و کنترل کیفیت بهعنوان رتبه اول شناسایی شد.
تبیین الگوی انتخاب و توسعه برند با تاکید بر نقش استراتژی جایگاه یابی در شرکت صنایع غذایی یک و یک
صفحه 223-241
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.550702.1175
احمد اخلاقی، احمد عسکری، عبدالله نعامی، علیرضا روستا
چکیده این پژوهش با هدف تبیین الگوی انتخاب و توسعه برند با تاکید بر نقش استراتژی جایگاه یابی در شرکت صنایع غذایی یک و یک می باشد. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و رویکرد کمی میباشد، جامعه آماری پژوهش کلیه مشتریان و مصرف کنندگان محصولات شرکت یک و یک می باشد که به طریق روش نمونه گیری غیر تصادفی و در دسترس وطبق جدول مورگان 384 نفر انتخاب شد. روش گردآوری اطلاعات، روش میدانی با ابزار پرسشنامه محقق ساخته میباشد، روایی و پایایی پرسشنامه بترتیب توسط روایی سازه و پایایی ترکیب و الفای کرونباخ تأیید گردید، نتایج حاصل از معادلات ساختاری با نرم افزار smart pls3 نشان داد که نقش عوامل پدیدآورنده (توانمندسازی و تعهد به مشتریان، قابلیت تولید، عناصر برند، آمیخته بازاریابی، مزیت رقابتی، تمایز خدمات)، استراتژی برندمحوری (عملکرد برند، موقعیت یابی برند، ارزش های برند، چشم اندازهای برند، تحلیل و ارزیابی برند)، بر پیامدها (تثبیت جایگاه برند در بازار، حفظ جایگاه برند میان مشتریان و بازار، توسعه محصول و بازار، ارتقا برند و راهبردها و اقدامات (بهبود جایگاه رقابتی، بازارگرایی، تصویر ذهنی مطلوب، روشنفکری و تفکر راهبردی مدیر ارشد) و متغیر شرایط زمینه ای (ارزش آفرینی خدمات پس از تحویل، پیش نیاز ساختاری، یکپارچه سازی دانش و فعالیت های سازمانی) نیز به عنوان متغیرهای میانجی و متغیر شرایط مداخله گر (خلق معانی متمایز برند سازمان، آگاهی سازی) تأیید شد.
