ارائه الگوی کیفی نوآوری خدمات نوین بانکی مبتنی بر مدیریت دانش مشتری
دوره 5، شماره 1، بهار 1405، صفحه 156-183
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.578785.1261
نجمه دانشفر، مهدی روح الامینی، آزاده کیاپور، شیبا معصومی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی کیفی نوآوری خدمات نوین بانکی مبتنی بر مدیریت دانش مشتری میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی–توسعهای و از حیث شیوه اجرا، کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون و با توجه به ماهیت اکتشافی میباشد. در این پژوهش، به منظور گردآوری و انتخاب ادبیات علمی مرتبط، از پایگاههای داده اسکوپوس، وب آو ساینس و گوگل اسکالر استفاده شد. در مرحله نخست، جستجوی گستردهای در پایگاههای مذکور انجام گرفت و ۱۹۸ مقاله شناسایی گردید. پس از بررسی دقیق عنوان، چکیده و کلیدواژهها، ۳۲ مقاله واجد شرایط برای کدگذاری و تحلیل کیفی انتخاب شد. فرایند تحلیل دادهها با بهرهگیری از نرمافزار MAXQDA و از طریق مراحل کدگذاری و استخراج مضامین انجام گرفت. نتایج حاصل از تحلیل مضمون نشان داد که الگوی کیفی نوآوری خدمات نوین بانکی مبتنی بر مدیریت دانش مشتری بر پنج عنصر کلیدی استوار است. این عناصر شامل زیرساختها و قابلیتهای فناورانه هوشمند، فرایندهای مدیریت دانش مشتری، نوآوری در طراحی و ارائه خدمات بانکی، همآفرینی ارزش و تعاملات دانشمحور با مشتری، و پویاییهای محیطی و الزامات نهادی نوآوری بانکی میباشند. این عناصر در تعامل با یکدیگر، چارچوبی منسجم برای توسعه نوآوری خدمات بانکی فراهم میآورند و میتوانند بهعنوان مبنایی کاربردی برای مدیران و تصمیمگیرندگان بانکی در جهت ارتقای تجربه مشتری، افزایش مزیت رقابتی و تحقق نوآوری پایدار مورد استفاده قرار گیرند.
شناسایی ابعاد و مولفه های مزیت رقابتی و نوآوری در خط و مشی ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال شرکت های دانشبنیان
دوره 4، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 209-235
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.539554.1112
مهدی جزینی زاده، مهدی محمدباقری، زهرا شکوه، سنجر سلاجقه
چکیده هدف این تحقیق بررسی شناسایی ابعاد و مولفههای مزیت رقابتی و نوآوری در خط و مشی ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال شرکتهای دانشبنیان میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کابردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از کلیه خبرگان، اساتید دانشگاهی رشته مدیریت و مدیران شرکتهای دانشبنیان شهر کرمان می باشد. جهت انتخاب نمونه، ضمن درنظر گرفتن تنوّع خبرگان (مدیران، اساتید و کارکنان) از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از کدگذاری و روش تحلیل مضمون و از نرم افزار Maxqda استفاده گردید. نتایج نشان داد مهمترین مضامین در این حوزه عبارتند از تحقیق و توسعه، استفاده از فناوریهای نوین، ایجاد مدلهای کسب و کار دیجیتال، تصمیمگیری مبتنی بر داده، شبکهسازی دیجیتال، امنیت سایبری، توسعه تجارت الکترونیکی، مدیریت دیجیتال و منابع انسانی برخط، توسعه بازارهای دیجیتال، سرمایهگذاری دیجیتال و جذب منابع مالی دیجیتال. این نتایج نشان میدهند که کارآفرینی دیجیتال در شرکتهای دانشبنیان از ابعاد مختلفی برخوردار است که میتوانند به بهبود عملکرد و رقابتپذیری این شرکتها کمک کنند.
بررسی تطبیقی تأثیر کارآفرینی و نوآوری در نظامهای اقتصادی درحال توسعه و توسعه یافته
دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 177-194
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.485550.1059
پوریا محمودی، امیرحسین انواری، آترینا اورعی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی تأثیر کارآفرینی و نوآوری در نظامهای اقتصادی درحال توسعه و توسعه یافته میباشد. تحقیق حاضر با اتخاذ یک رویکرد تطبیقی و مقایسهای، به بررسی اثرات کارآفرینی و نوآوری بر رشد اقتصادی در دو گروه از کشورها شامل کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه میباشد. دادههای تجربی این پژوهش برای دوره زمانی ۲۰۰0 تا ۲۰۲3 گردآوری شد و از منابع معتبر بینالمللی همچون بانک جهانی، مرکز دیدهبان جهانی کارآفرینی (GEM) و سالنامه آماری ایالات متحده استخراج شد. نمونه آماری تحقیق شامل ۲۰ کشور منتخب از هر دو دسته توسعهیافتگی میباشد. دادههای آماری مربوط به ۲۰ کشور منتخب با بهرهگیری از روش دادههای تابلویی و تکنیک برآورد GLS تحلیل شدهاند. نتایج مدلسازی تجربی نشان میدهد که هر دو متغیر کارآفرینی و نوآوری در هر دو گروه کشورها تأثیر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی دارند؛ با این حال، شدت این تأثیر در کشورهای در حال توسعه بیشتر است. یافتهها حاکی از آناند که در کشورهای در حال توسعه، نوآوریها عمدتاً در پاسخ به نیازهای بومی و خلأهای نهادی و زیرساختی شکل میگیرند و کارآفرینی میتواند نقش جبرانی برای نواقص ساختاری ایفا کند. در مقابل، در کشورهای توسعهیافته، اگرچه تأثیر این دو عامل همچنان مثبت است، اما پویاییهای رشد اقتصادی بیشتر تحت تأثیر سرمایه انسانی، سرمایه فیزیکی و باز بودن تجاری قرار دارد. در نهایت، پژوهش حاضر بر اهمیت سیاستگذاری متفاوت برای کشورها متناسب با سطح توسعهیافتگی آنها در راستای تقویت نوآوری و کارآفرینی تأکید دارد.
بررسی تاثیر هوش تجاری بر عملکرد مالی با نقش میانجی نوآوری و یادگیری شبکه ای در شرکت های شهرک صنعتی زهک
دوره 3، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 123-142
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.529927.1102
مسعود شهرکی
چکیده هدف این تحقیق بررسی تاثیر هوش تجاری بر عملکرد مالی با نقش میانجی نوآوری و یادگیری شبکه ای در شرکت های شهرک صنعتی زهک بوده است. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری این تحقیق عبارت است از کلیه کارکنان شرکت های یاد شده بالا که تعداد آن ها در سال 1404 به 275 نفر بالغ گردیده است. بدلیل محدودیت نسبی جامعه اماری تمامی اعضای جامعه به عنوان نمونه انتخاب و به صورت سرشماری مورد مطالعه قرار گرفته است .ابزار گردآوری داده ها، چهار پرسشنامه استاندارد بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از معادلات ساختاری ونرم افزار PLS انجام گرفته است.یافته های تحقیق حاکی از آن است که: هوش تجاری بر عملکرد مالی با نقش میانجی نوآوری و یادگیری شبکه ای تاثیر دارد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که هوش تجاری نقش مهمی در بهبود عملکرد مالی شرکتهای مستقر در شهرک صنعتی زهک ایفا میکند. این تأثیر نه تنها به صورت مستقیم، بلکه از طریق دو عامل کلیدی دیگر، یعنی نوآوری و یادگیری شبکهای، تقویت میشود. به عبارت دیگر، شرکتهایی که بر هوش تجاری سرمایهگذاری میکنند، میتوانند با بهرهگیری از دادهها و تحلیلهای مربوطه، فرایندهای نوآورانه خود را بهبود بخشند و از طریق شبکهسازی و تبادل دانش، به یادگیری سازمانی دست یابند. این نوآوری و یادگیری نیز به نوبه خود منجر به ارتقاء عملکرد مالی و دستیابی به مزیت رقابتی پایدار خواهد شد. بنابراین، برای مدیران این شرکتها، تمرکز بر توسعه قابلیتهای هوش تجاری، همراه با ترویج فرهنگ نوآوری و یادگیری شبکهای، استراتژی مؤثری برای رشد و پایداری مالی خواهد بود.
بررسی شاخص پیچیدگی اقتصادی ایران و عوامل مؤثر بر آن:دانش بنیانی در صادرات
دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 24-31
https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.428345.1035
یداله دادگر، روحاله نظری، فاطمه فهیمی فر
چکیده در ادبیات اقتصاد توسعه، مشخص نمودن اینکه چه کشوری توسعه یافتهتر است و یا چه سیاستهای تجارت خارجی بایستی دنبال شود و چگونه میتوان در سطح جهانی شرایطی برای رشد صادرات فراهم نمود، و بهطورکلی چگونه میتوان در رقابت کسب و کار در عرصه بین المللی درخشید، با شاخصهای مختلفی اندازهگیری میشود. یکی از شاخصهای مهم و اثربخش در این ارتباط شاخص پیچیدگی اقتصادی است. پیچیدگی اقتصادی یک پارادایم بالقوه قدرتمند برای درک مسائل و چالشهای کلیدی اقتصادی-مدیریتی و اجتماعی قرن 21 امی و چگونگی برون رفت از آنها ارائه میدهد. در عین حال میتوان یک بعد کلیدی پیچیدگی اقتصادی را یک نماد دانش بنیانی صادرات دانست. در این مقاله به ارزیابی شاخص پیچیدگی اقتصادی ایران در مقایسه با کشورهای منتخب نفتی و تأثیر مؤلفههای نوآوری، آزادی اقتصادی و متغیرهای اقتصاد کلان بر شاخص پیچیدگی اقتصادی می پردازد. نتایج مقاله نشان داد که: نخست در طول سالهای 2022-1995 میزان شاخص پیچیدگی اقتصادی ایران هیچ گاه عدد مثبتی نبوده است. این در حالی است که در دوره مورد مطالعه در بین کشورهای مورد بررسی، کشورهای مکزیک و عربستان سعودی و دیگر رقبای نفتی ایران با افزایش میزان شاخص پیچیدگی اقتصادی روبرو شدهاند. دوم-بیشترین میزان صادرات ایران، محصولات با پیچیدگی متوسط و کم بوده و مواد شیمیایی و معدنی را شامل میشود. سوم- اثر شاخصهای محیط تجاری، هزینههای تحقیق و توسعه، بلوغ تجاری، تولید دانش و تکنولوژی و واردات با تکنولوژی بالا (از زیرشاخصها یا مؤلفه های تشکیل دهنده نوآوری) بر شاخص پیچیدگی اقتصادی ایران، مثبت بوده است. چهارم- آزادی اقتصادی و آزادی کسب و کار اثر مثبتی بر شاخص پیچیدگی اقتصادی ایران داشته است. سرانجام اثر متغیرهای نرخ تورم و نرخ ارز برشاخص پیچیدگی اقتصادی منفی بوده است.
بررسی توسعه کارآفرینی جهت خلاقیت و نوآوری در سازمانها و صنایع: ارائه چالشها و راهکارها
دوره 2، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 91-100
https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.423508.1028
حسنعلی محمودی
چکیده خلاقیت و نوآوری و توان کشف فرصتهای جدید از بارزترین ویژگیهای کارآفرینان است. کارآفرینی در واقع نوعی کنش انسانی میباشد که در عرصه فعالیت اقتصادی به وجود میآید. رقابت در تکنولوژی و تضمین و تداوم حیات و بقا در سازمانها و صنایع نیازمند یافتن راهحلها و روشهای جدید مقابله با مشکلات است که به نوآوری، ابداع، خلق محصولات، فرآیندها و روشهای جدید بستگی زیادی دارد. کارآفرینی در سازمانها و صنایع، شامل پرورش رفتارهای کارآفرینانه در این حوزه است که در آن، مدیران شرایطی را فراهم میکنند تا کلیه کارکنان از روحیه کارآفرینی برخوردار شوند. این پژوهش در صدد شناسایی چالشهای نوآوری، خلاقیت و کارآفرینی در سازمان توسعه تجارت ایران میباشد و سعی بر آن شده که یک مدل تلفیقی از این مشکلات تحت عنوان موانع کارآفرینی در این حوزه تهیه شود که موانع مورد بررسی شامل آموزش، ویژگیهای مدیران سازمان توسعه تجارت ایران، بُعد زمان و تکنولوژی میباشد. همچنین به بحث درباره برنامههای آموزشی به عنوان یکی از راهکارهای توسعه و ترویج کارآفرینی پرداخته شده است و تلاش گردیده تا اهمیت نقش کارآفرینی و دیدگاه کارآفرینانه در راهاندازی کسب و کار و مدیریت سازمانهای بزرگ نشان داده شود. دادهها با آزمونهای تی استیودنت، آزمون معناداری ضریب همبستگی اسپیرمن (p) و آزمون معناداری بتا (β) و رگرسیون خطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
نقش تعدیل کننده فرهنگ نوآوری در رابطه بین دارایی های دانشی و نوآوری محصول
دوره 1، شماره 1، اسفند 1401، صفحه 70-87
https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.422932.1018
وحید حدادی، زهره علمیرزایی، حمیدرضا وزیری گهر
چکیده هدف از این پژوهش مطالعه و بررسی رابطه فرهنگ نوآوری با دو مفهوم دارایی های دانشی و نوآوری محصول است. با توجه به اینکه جایگاه دارایی های دانشی از اهمیت بسیار بالایی در پیشرفت شرکت ها دارند و منجر به نوآوری محصول جدید می گردد و همچنین تاثیر خاص فرهنگ نوآوری بر این دو عامل ضرورت دارد. توسعه نوآوری های فناورانه موفق برای ایجاد و حفظ مزیت رقابتی یک شرکت ضروری است روش تحقیق توصیفی پیمایشی و از نوع کاربردی است جامعه آماری تحقیق حاضر را مدیران شرکت های تولیدی با تکنولوژی بالا و متوسط( دستگاه های خاصی برای تولید محصول) در شهرک صنعتی گرمسار و تهران که 60 نفر می باشند تشکیل داده است. که از روش نمونه گیری تصادفی ساده در دسترس استفاده می شود و چون تعداد جامعه محدود است و برای جامعه محدود تعداد افراد نمونه طبق جدول مورگان و فرمول جوامع محدود کوکران 58 نفر می باشد. در این تحقیق به منظور گردآوری داده ها از یک پرسشنامه طبق طیف لیکرت 5 درجه ای استفاده می شود. نتایج نشان میدهد رابطه مستقیمی بین فرهنگ نوآوری با دارایی دانشی و نوآری محصول وجود دارد که در نتیجه به نوآوری محصول در سازمان ختم میشود و یک مزیت رقابتی قابل توجه و دست نیافتنی برای سازمان ها ایجاد می کند.
