مزایا و موانع استفاده کسبوکارهای مجازی از پیامرسانهای داخلی و اینستاگرام در ایران
صفحه 1-28
https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.480656.1057
ابراهیم کفشدارطوسی
چکیده این پژوهش به بررسی موانع و مزایای استفاده از اینستاگرام به همراه ایتا و یا روبیکا در کسبوکارهای مجازی میپردازد. با رویکرد کیفی و استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته و روش نمونهگیری هدفمند، دادهها از 12 نفر از صاحبان کسبوکار مجازی جمعآوری شد. روش تحلیل دادهها، رویکرد تحلیل مضمون بود که با نرمافزار MAXQDA و بـا استفاده از روش کدگذاری تدوین شد. نتایج نشان داد که مزایای استفاده از ایتا و روبیکا شامل مصرف اینترنت کمتر، امکان جذب مشتریهای دولتی و مذهبی، امکان پیگیری مشکلات مربوط به صفحه یا کانال، حمایت مالی است. مزایای استفاده از اینستاگرام شامل اعتماد سازی آسان میباشد و مزایای هر سه پیامرسان شامل امکان جذب مشتری از نقاط مختلف شهر و کشور، الگوگیری از صفحه/کانال افراد موفق، کسب اطلاعات، وجود ترفندهایی برای جذب مشتری، امکان آشنایی با همکاران جدید است. استقبال عمومی مخاطبین از اینستاگرام و سهولت استفاده پیامرسانهای داخلی نسبت به اینستاگرام، از دیگر مزایای این پیامرسانها محسوب میشوند. اما کسبوکارها با موانعی نیز مواجه هستند که شامل محدودیتها و قوانین در تولید محتوا و تبلیغات، محدودیت مخاطب، تأثیر بحرانهای سیاسی و اجتماعی، وجود رقابت، تذکر مراجع، محدودیتهای دولتی، بیاخلاقیهای مخاطبین و رقبا و مشکلات سیستمی مانند باگهای پیامرسان و عدم حمایت مالی و عدم وجود امکانات کافی در پیامرسانهای داخلی و محدودیتهای ایدئولوژیکی میباشد. این مطالعه به ارائه راهکارهایی برای بهبود استفاده از این پیامرسان و کمک به کسبوکارها در بهرهبرداری بهتر از امکانات اینستاگرام، ایتا و روبیکا پرداخته است.
بررسی تاثیر وفاداری به برند بر اساس رضایت، اعتماد و تعهد در برندهای پوشاک ایرانی
صفحه 29-51
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.492338.1064
میلاد سعیدی، علی منصوری، امید مهدیه، احمد مرشدی
چکیده این پژوهش به بررسی تاثیر وفاداری به برندهای پوشاک ایرانی از طریق مسیرهای رضایت، اعتماد و تعهد به برند میپردازد. این مطالعه با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس و بر روی مصرفکنندگانی که با برندهای پوشاک ایرانی آشنایی دارند، انجام شد. دادهها از طریق پرسشنامهای مبتنی بر مقیاس لیکرت گردآوری شد که به ارزیابی ابعاد رضایت، اعتماد، تعهد و وفاداری به برند میپردازد. با تأیید روایی و پایایی ابزار اندازهگیری، دادههای جمعآوریشده با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) در نرمافزار اسمارت پی ال اس تحلیل شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که رضایت از برند نقش مؤثری در ایجاد وفاداری به برند دارد و از طریق افزایش اعتماد و تعهد مصرفکنندگان به برند، این رابطه تقویت میشود. به بیان دقیقتر، مصرفکنندگانی که از برند رضایت دارند، تمایل بیشتری به اعتماد و تعهد نشان میدهند و این عوامل بهنوبه خود وفاداری آنها را به برند افزایش میدهند. همچنین، اعتماد و تعهد بهعنوان متغیرهای میانجی، مسیر اثرگذاری رضایت بر وفاداری را تقویت میکنند. این یافتهها بر اهمیت راهبردهای مشتری محور در برندهای پوشاک ایرانی تأکید دارند و پیشنهاد میکنند که برندها بر افزایش رضایت مشتریان و تقویت اعتماد و تعهد آنان تمرکز کنند تا وفاداری طولانیمدت ایجاد شود.
مدلیابی مولفههای دانش برند و ادراک از کیفیت بر خرید آتی محصولات ورزشی
صفحه 52-71
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.489841.1061
فاطمه فریدونی، توحید آقایی، مهرداد محرم زاده
چکیده هدف از پژوهش حاضر ارائه مدلی از تأثیر دانش برند و درک از کیفیت بر خرید آتی محصولات ورزشی در بین دانشجویان علوم ورزشی دانشگاههای دولتی شهر تهران بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- پیمایشی و در دسته تحقیقات کاربردی قرار میگیرد. جامعه آماری شامل دانشجویان تربیتبدنی دانشگاهها دولتی تهران بود. از آنجا که تعداد جامعه آماری نامعلوم بود، حجم جامعه نامحدود در نظر گرفته شد که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، تعداد 384 نفر به عنوان نمونه در نظر گرفته شد. جهت جمع آوری دادهها از پرسشنامه محقق ساخته با ترکیب چند پرسشنامه استفاده شد. پرسشنامه شامل 24 سوال بود که روایی صوری و محتوایی آن توسط اساتید بازاریابی ورزشی مورد تأیید قرار گرفت. و برای تعیین روایی سازه نیز از آزمون تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد که تمامی سوالات بار عاملی بالاتر از 3/0 داشتند. روش تجزیه و تحلیل مدلیابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS24 انجام شد. یافتههای حاصل از مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که دانش برند با تاکید بر نقش واسط درک از کیفیت بر خرید آتی محصولات ورزشی تاثیر گذار است. شاخص-های برازش نیز مطلوبیت مدل را تایید کردند. تولید کنندگان محصولات ورزشی میتوانند با شناسایی علائم کیفیت محصولات و با مورد توجه قرار دادن این علائم در برنامه تولیدی محصولات، به انتخاب شدن محصولشان و خرید توسط مشتریان کمک نمایند. این راهبرد میتواند اعتماد مشتریان را افزایش داده و خریدهای آتی را تشویق کند که در نهایت به بهبود عملکرد برند در بازار رقابتی منجر خواهد شد.
بررسی تاثیر رفتار توهینآمیز مشتری و استرس کاری بر رضایت شغلی با نقش میانجی فرسودگی شغلی
صفحه 72-97
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.511966.1080
ندا زرین نگار، محسن نجفی، مسلم سالاری مقدم
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر رفتار توهینآمیز مشتری و استرس کاری بر رضایت شغلی با نقش میانجی فرسودگی شغلی انجام شده است. جامعه آماری در این پژوهش، کارکنان شعب بانک سپه در مشهد با تعداد 630 نفر هستند که با استفاده از فرمول کوکران حداقل حجم نمونه آماری 240 نفر تعیین شد. روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس بوده است. در این تحقیق ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد بوده که پس از ترجمه و بومیسازیشدن، روایی و پایایی آن بررسی شده است. برای پایایی از آلفای کرونباخ و ضریب پایایی ترکیبی استفاده شده و روایی محتوایی آن توسط اساتید و روایی سازه با روش تحلیل بارهای عاملی تاییدی، تایید شده است. بمنظور بررسی فرضیهها از مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده نرم افزار اسمارت پی ال اس بهره گرفته شده است. براساس نتایج بدست آمده تأثیر مستقیم رفتار توهینآمیز مشتری و استرس کاری بر فرسودگی شغلی تایید شد. همچنین تأثیر فرسودگی شغلی بر رضایت شغلی کارکنان تایید گردید. در این تحقیق تاثیر مستقیم رفتار توهینآمیز مشتری و استرس کاری بر رضایت شغلی تایید نگردید اما بهواسطه فرسودگی شغلی بر رضایت شغلی اثرگذار هستند.
تأثیر سرمایه فکری بر کارآفرینی سازمانی با میانجیگری مدیریت دانش: تحلیل تجربی شرکتهای کوچک و متوسط در منطقه ویژه اقتصادی شیراز
صفحه 98-118
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.506569.1072
هدی مرادی، اسداله علیرضایی
چکیده هدف این پژوهش، بررسی تأثیر سرمایه فکری بر کارآفرینی سازمانی با در نظر گرفتن نقش میانجی مدیریت دانش در شرکتهای کوچک و متوسط منطقه ویژه اقتصادی شیراز میباشد. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نوع توصیفی–همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران، کارشناسان و کارکنان شرکتهای کوچک و متوسط مستقر در این منطقه میباشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۲۳۶ نفر تعیین گردید و نمونهگیری بهصورت تصادفی انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامههای استاندارد سرمایه فکری، مدیریت دانش و کارآفرینی سازمانی میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزارهای SPSS و LISREL استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که سرمایه فکری، شامل سه بعد سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه رابطهای، تأثیر مثبت و معناداری بر کارآفرینی سازمانی دارد. همچنین، نقش میانجی مدیریت دانش در این رابطه تأیید شد؛ بهگونهای که مدیریت دانش موجب تقویت ارتباط بین سرمایه فکری و کارآفرینی سازمانی گردیده و زمینهساز ارتقای نوآوری و رقابتپذیری در سازمانها شده است. بر این اساس، پیشنهاد میشود مدیران شرکتهای کوچک و متوسط با توسعه سرمایه فکری و استقرار نظامهای اثربخش مدیریت دانش، ظرفیتهای کارآفرینانه سازمان خود را تقویت نمایند.
بررسی تاثیر انعطافپذیری استراتژیک بر عملکرد صادراتی شرکتهای پارک علم و فناوری خراسان؛ بررسی نقش میانجی قابلیت بازاریابی بینالملل و تعدیلگری انطباق با فناوریهای دیجیتال
صفحه 119-140
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.516508.1084
هومن جباری، سید مرتضی غیور باغبانی، امید بهبودی
چکیده هدف این پژوهش بررسی تاثیر انعطافپذیری استراتژیک بر عملکرد صادراتی شرکتهای صادراتی پارک علم و فناوری خراسان از طریق قابلیت بازاریابی بینالمللی میباشد. همچنین بررسی میکند که آیا پذیرش فناوری دیجیتال توسط این شرکتها تأثیر انعطافپذیری استراتژیک را بر قابلیت بازاریابی بینالمللی تعدیل میکند یا خیر. این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از حیث روش اجرا، پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق حاضر، کلیه مدیران شرکت های پارک علم و فناوری خراسان می باشد که تعداد آنها 160 نفر است؛ 141 نمونه به روش نمونهگیری غیر تصادفی در دسترس در نظر گرفته شدهاست. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه استاندارد زهور و لیو (2023) با 19 گویه بودهاست. جهت سنجش روایی صوری از نظر خبرگان و روایی همگرا و واگرا و تحلیل عاملی استفاده شدهاست. جهت سنجش پایایی از آلفای کرونباخ و پایایی مرکب استفاده شد. تحلیل دادهها با روش مدلیابی معادلات ساختاری و با نرمافزار اسمارت پیالاس 3 انجام شدهاست. نتایج نشان داد انعطاف پذیری استراتژیک بر قابلیت های بازاریابی بین المللی و عملکرد صادراتی شرکت های دانش بنیان تاثیر معناداری دارد. همچنین، انعطاف پذیری استراتژیک به طور مستقیم و نیز به طور غیر مستقیم، از طریق نقش میانجی قابلیت های بازاریابی بین المللی بر عملکرد صادراتی شرکت های دانش بنیان تاثیر معناداری داشته است. نقش تعدیلگر انطباق با فناوری های دیجیتال، در تاثیر انعطاف پذیری استراتژیک بر قابلیت های بازاریابی بین المللی تأیید نشد.
طراحی الگوی ارزیابی خط مشیهای تامین مالی وزارت صنعت معدن و تجارت در بنگاههای صنعتی
صفحه 141-161
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.414757.1015
امین غفاری نژاد، سنجر سلاجقه، محمد جلال کمالی
چکیده این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی ارزیابی خطمشیهای تأمین مالی وزارت صنعت، معدن و تجارت در بنگاههای صنعتی شمال استان کرمان انجام شده است. این مطالعه با استفاده از روش توصیفی-پیمایشی و رویکرد تحلیل عاملی تأییدی، چارچوبی علمی و بومی برای ارزیابی اثربخشی این خطمشیها ارائه کرده است. جامعه آماری شامل 1804 نفر از مدیران و کارشناسان بنگاههای صنعتی شمال استان کرمان بود که نمونهای 317 نفری با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شد. دادهها از طریق پرسشنامه 57 سؤالی مبتنی بر طیف لیکرت جمعآوری و با نرمافزار لیزرل تحلیل شد. نتایج نشان داد که الگوی پیشنهادی، شامل 9 مضمون سازماندهنده (قوانین و سیاستها، امکانسنجی و برآورد، حمایت و تعامل، تثبیت و توسعه، بازخورد و تحلیل عملکرد، ریسکپذیری و ارزیابی، نظارت و کنترل، مدیریت و اجرا، تخصیص و تأمین مالی)، از روایی و پایایی بالایی برخوردار است. شاخصهای برازش تأییدکننده برازش قوی مدل بودند. تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که تمامی ابعاد مدل رابطه مثبت و معناداری با ارزیابی خطمشیهای تأمین مالی دارند، و قوی ترین رابطه مربوط به "قوانین و سیاستها" و "امکانسنجی و برآورد" می باشد.
طراحی و تبیین الگوی اقناعگرایی در پیامهای شبکههای اجتماعی در ترویج محصولات سبز
صفحه 162-183
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.546929.1151
موسی محسن پور، ناصر فقهی فرهمند، حسین قره بیگلو، حسین بوداقی خواجه نوبر
چکیده هدف اصلی این پژوهش، طراحی و تبیین الگوی مفهومی اقناعگرایی در پیامهای شبکههای اجتماعی برای ترویج محصولات سبز است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و توسعهای و از نظر رویکرد، آمیخته (کیفی-کمی) محسوب میشود. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل خبرگان حوزههای بازاریابی سبز، تبلیغات و مدیریت بازرگانی بود که از میان آنها با روش نمونهگیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری، ۱۵ نفر انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختارمند گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون براون و کلارک در شش مرحله تحلیل شد. در این مرحله، ۶۲ کد اولیه شناسایی گردید که پس از کدگذاری و تجمیع، در قالب ۱۸ کد سازماندهنده و ۸ مضمون فراگیر طبقهبندی شدند. در این مرحله، با بهرهگیری از روش مدلسازی (ISM)، ماتریسهای خودتعاملی، دسترسی اولیه و نهایی تهیه شد و روابط بین مؤلفهها در قالب شش سطح سلسلهمراتبی مشخص گردید. برای اعتبارسنجی دادههای کیفی نیز از چهار معیار اعتبار، اطمینان، تأییدپذیری و انتقالپذیری استفاده شد. ضریب کاپای کوهن (۰٫۷۲) نیز برای سنجش پایایی تحلیلها به کار رفت. یافتهها نشان داد که «مشارکت اجتماعی و مسئولیت جمعی در محیط زیست» در بالاترین سطح مدل (سطح ششم) قرار دارد و مهمترین عامل تأثیرگذار بر اقناعگرایی محسوب میشود. در مقابل، «ظرفیت دیجیتال و رسانهای» و «ویژگیهای فرهنگی-شخصیتی مصرفکنندگان» بیشترین میزان وابستگی را دارند و در سطح اول مدل جای میگیرند.
طراحی الگوی مدیریت پورتفوی صندوق های سرمایه گذاری با تاکید بر مالی رفتاری
صفحه 184-205
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.546833.1148
سید محمدهادی شهامت، مهدی محمدباقری، علی رئیس پور رجبعلی، محسن زاینده رودی
چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی مدیریت پورتفوی صندوق های سرمایه گذاری با تاکید بر مالی رفتاری می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن کاربردی، از حیث شیوه اجرا، کیفی و برحسب زمان گردآوری داده و ماهیت و روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران 329 صندوق سرمایه گذاری حاضر در بورس اوراق بهادار تهران می باشد و با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و روش گلوله برفی انتخاب شدند. مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک تحلیل تم استفاده شد. نتایج نشان داد که مهمترین متغیرهای مالی رفتاری تاثیرگذار بر مدیریت پرتفوی در صندوق های سرمایه گذاری شامل خوش بینی و بدبینی رفتاری، کنترل ترس جاماندگی از سود، توجه به رفتار ریسک پذیر و ریسک گریز، توجه به رفتارهای خود کنترلی، نرمالسازی رفتارهای محافظه کارانه، کنترل رفتار توده وار، داشتن استراتژی مدون، کنترل رفتار های پشیمان گریزی، رفتار تمایلی و حسابداری ذهنی بودند. پیشنهاد میگردد صندوقهای سرمایهگذاری و همچنین اشخصاص حقیقی جهت مدیریت بهتر پرتفوی های خود به این متغیرهای مالی رفتاری توجه نمایند.
بررسی اثرات متغیر زمانی بازارهای طلا، نفت خام و ارز بر رفتار تودهوار در صنایع منتخب
صفحه 206-226
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.549750.1165
سپیده بهنام، رضا تهرانی، بیتا تبریزیان
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات متغیر زمانی بازارهای طلا، نفت خام و ارز بر رفتار تودهوار سرمایهگذاران در صنایع منتخب بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است. این مطالعه در زمره تحقیقات کاربردی و علی–پسرویدادی قرار میگیرد و دادههای مورد استفاده به شیوه کتابخانهای و اسنادی از بورس اوراق بهادار تهران و منابع بینالمللی گردآوری شدهاند. قلمرو زمانی تحقیق شامل بازه سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۹ میباشد تا امکان تحلیل رفتار سرمایهگذاران در شرایط مختلف اقتصادی و نوسانات قیمتی بازارهای جهانی فراهم شود. جامعه آماری تحقیق شامل شرکتهای پذیرفتهشده در بورس تهران و صنایع خودرو، سیمان و محصولات شیمیایی است. متغیر وابسته، رفتار تودهوار سرمایهگذاران، با استفاده از شاخص انحراف مطلق مقطعی بازدهها محاسبه شده است. به منظور تحلیل اثر بازارهای جهانی، بازده بازار نفت، طلا و نرخ ارز به مدل افزوده شدهاند تا نقش این متغیرها در تشدید یا تضعیف رفتار جمعی سرمایهگذاران در صنایع مختلف مورد ارزیابی قرار گیرد. یافتهها نشان میدهد که اثر بازارهای جهانی بر رفتار تودهوار سرمایهگذاران در صنایع مختلف متفاوت است و رفتار سرمایهگذاران تنها منشاء داخلی ندارد. همچنین، شدت رفتار تودهوار در بازارهای افزایشی و کاهشی متفاوت بوده و نمیتوان آن را به کل بازار تعمیم داد. نتایج پژوهش حاضر میتواند به سرمایهگذاران، مدیران صنایع و سیاستگذاران در درک بهتر اثر بازارهای جهانی بر تصمیمات سرمایهگذاری و مدیریت ریسک کمک کند.
ارائه الگوی کارآفرینی بینالملل: مورد مطالعه کشورهای عضو اکو
صفحه 227-250
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.550465.1171
مژگان حاجی قاضی، محمد مهدی مظاهری تهرانی، فریدون رهنمای رودپشتی
چکیده هدف پژوهش حاضر، ارائه الگویی جامع برای کارآفرینی بینالملل در کشورهای عضو اکو بود. روش تحقیق آمیخته بهکار گرفته شد: در بخش کیفی، با استفاده از نظریه دادهبنیاد سیستماتیک و مصاحبه با ۱۵ خبره دانشگاهی و اجرایی (تا رسیدن به اشباع نظری)، دادهها گردآوری و تحلیل شد. در بخش کمی، ۳۲۳ مدیر از میان ۲۰۳۵ مدیر شرکتهای دانشبنیان کریدور توسعه صادرات و تبادل فناوری با نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل مصاحبه نیمهساختاریافته و پرسشنامه مبتنی بر یافتههای کیفی بود. روایی ابزارها به تأیید خبرگان رسید و پایایی با آلفای کرونباخ تأیید شد. دادههای کیفی با نرمافزار MAXQDA و کدگذاری سهمرحلهای تحلیل شد که منجر به استخراج ۳۵۶ کد اولیه، ۷۹ مقوله باز، ۱۶ محوری و ۵ مقوله انتخابی گردید. در بخش کمی نیز تحلیل عاملی و معادلات ساختاری با AMOS انجام شد .یافتهها نشان داد الگوی کارآفرینی بینالملل در اکو بر همگرایی چندسطحی (کلان، میانی و خرد) استوار است. مؤلفههای اصلی آن شامل عوامل زمینهای (ظرفیتسازی منطقهای)، علی (زمینهسازی استراتژیک)، مداخلهگر (مدیریت چالشها)، راهبردها (چارچوب عملیاتی) و پیامدها (توسعه پایدار) است. این الگو میتواند سیاستگذاران، نهادهای اقتصادی، شرکتهای دانشبنیان و SMEها را در ورود به بازارهای جهانی یاری کند و زمینه ایجاد مزیت رقابتی پایدار و تبدیل اکو به قطب نوآوری آسیایی را فراهم سازد.
تبیین مفهوم توسعه اقتصاد فرهنگ و هنر و عوامل موثر بر آن
صفحه 251-272
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.504328.1070
صمد قربان نژاد، فاطمه عزیز آبادی فراهانی، علی رشیدپور، رزیتا سپهرنیا، رمضانعلی رویایی
چکیده هدف پژوهش حاضر،تبیین مفهوم توسعه اقتصاد فرهنگ و هنر و عوامل موثر بر آن میباشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی با رویکرد نظریه دادهبنیاد است، بهگونهای که مدل نهایی از دادههای واقعی و تجربیات خبرگان استخراج شود. فرایند گردآوری دادهها در دو مرحله انجام شد: نخست، بررسی اسنادی شامل کتابها، مقالات، پایاننامهها و اسناد بالادستی فرهنگی و اقتصادی برای طراحی چارچوب اولیه تحقیق؛ و دوم، جمعآوری دادههای میدانی از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان حوزه فرهنگ، هنر و مدیریت فرهنگی. دادهها با استفاده از نمونهگیری نظری و هدفمند و تا رسیدن به اشباع تحلیل شدند. تحلیل دادهها با کدگذاری سهمرحلهای استراوس و کوربین شامل کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد تا مقولههای اصلی و فرعی و روابط میان آنها استخراج شود. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبهها در نرمافزار تحلیل دادههای کیفی MAXQDA 2018 انجام گردید. نتایج نشان داد شرایط علی (شامل فرهنگ عمومی، تأثیر فناوریهای نوین در تولید آثار نمایشی، تحقیقات و مطالعات، سرمایه گذاری خصوصی)، عوامل زمینهای (شامل زیرساختهای فیزیکی، آموزش و پژوهش برای تربیت نیروی انسانی متخصص، زیر ساختهای صنفی و تخصصی)، عوامل مداخله گر (شامل سیاستهای فرهنگی، رقابت با سایر صنایع فرهنگی، حمایتهای دولتی، وضعیت اقتصادی جامعه)، راهبردها (شامل توسعه زیرساختها، آموزش و توانمند سازی، حمایت مالی از تولیدات، بازاریابی و تبلیغات، همکاریهای بین المللی، ملی و محلی)، پیامدها (شامل رشد اقتصادی، تقویت مؤلفههای فرهنگی، توسعه گردشگری فرهنگی، اجتماعی، هنری، سیاسی) میباشد.
