تاثیر تجربه مشتری از هوش مصنوعی بر رضایت الکترونیک مشتری، اعتماد مشتری به خرید آنلاین و قصد خرید آنلاین مشتری در صنعت بیمه
صفحه 1-21
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.490323.1062
سید مجتبی میرفضلی، هانیه تقی زاده فشکچه، ندا محمدپور خبازی، حسن غریبی
چکیده هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر تجربه مشتری از هوش مصنوعی بر رضایت الکترونیکی، اعتماد مشتری به خرید آنلاین و قصد خرید آنلاین مشتریان است. جامعه آماری این پژوهش را مشتریان شرکت بیمه البرز در سراسر ایران تشکیل میدهند. روش نمونهگیری بهصورت غیرتصادفی در دسترس بوده و پرسشنامه الکترونیکی از طریق شبکههای اجتماعی (تلگرام، ایتا و اینستاگرام) توسط ادمین نمایندگیهای بیمه البرز بین مشتریان توزیع شده است. پس از گردآوری 385 پرسشنامه، فرآیند توزیع متوقف گردید. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای استاندارد با ۱۸ سؤال ویژه مشتریان بوده که روایی و پایایی آن تأیید شده است. دادههای گردآوریشده با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی مورد تحلیل قرار گرفتند. در سطح آمار توصیفی، از شاخصهای فراوانی و درصد فراوانی استفاده شد؛ و در سطح آمار استنباطی، از ضریب همبستگی پیرسون، مدل معادلات ساختاری و تحلیل مسیر بهره گرفته شد. برای این منظور، نرمافزارهای SPSS و LISREL مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیلها نشان داد که تجربه مشتری از هوش مصنوعی، تأثیر مثبت و معناداری بر هر سه متغیر پژوهش یعنی رضایت الکترونیکی، اعتماد مشتری به خرید آنلاین و قصد خرید آنلاین دارد. بالاترین تأثیر نیز با ضریب مسیر 0.81 مربوط به تأثیر تجربه مشتری از هوش مصنوعی بر قصد خرید آنلاین بوده است. به طور کلی، هوش مصنوعی ضمن ارتقای کیفیت تجربه مشتری، تأثیر چشمگیری بر متغیرهای کلیدی در رفتار مصرفکننده آنلاین دارد.
طراحی و تدوین الگوی زیست بوم نوآوری برای شرکتهای کوچک و متوسط در ایران با رویکرد فراترکیب
صفحه 22-43
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.509110.1075
کسری خاقانی زاده، محمد قاسمی، عبدالعلی کشته گر، حبیب الله سالارزهی
چکیده هدف پژوهش حاضرطراحی وتدوین الگوی زیست بوم نوآوری برای شرکت های کوچک ومتوسط در ایران می باشد.طراحی الگوی زیست بوم نوآوری برای شرکت های کوچک ومتوسط می تواند بعنوان یک عامل محرک برای درگیرساختن بازیگران مختلف درتولید ،طراحی ،توسعه وتجاری سازی محصولات و خدمات نوآورانه عمل کند. برای دستیابی به این هدف ،با استفاده از روش فراترکیب که با توجه به مطالعات پیشین ،تعداد1469مقاله از میان مقالات مختلف انتخاب ،آنها را تفسیر کرده و در واقع به تفسیری از فراتر مطالعات گذشته دست یافته و دراین روش نسبت به ترکیب یافته ها اقدام و به یک دیدگاه جامعی در مورد پدیده مورد نظرتوافق حاصل می شود .درنهایت بااستفاده از روش غربالگری 69 مقاله انتخاب گردید .یافته ها نشان می دهد که با توجه به ترکیب مطالعات صورت گرفته ،ابعاد الگوی زیست بوم نوآوری در شرکت های کوچک ومتوسط شامل نوآوری در ورودیها ،نوآوری در فرایندها ،نوآوری در پیامدها وستاده ها ،نوآوری های اجتماعی ،نوآوری های استراتژی و نوآوری پایداری زیست محیطی می باشد که درواقع درکنار این ابعاد شاخصها و مولفه های آنها نیز استخراج گردیده اند که درواقع نقشی تسهیل کننده در پیاده سازی الگوی مورد نظر دارند .نتایج نشان می دهد که الگوی زیست بوم نوآوری که ماحصل استخراج شاخصها و مولفه هامی باشد در شرکت های کوچک ومتوسط قابلیت کاربرد دارد.
تأثیر بازاریابی سبز بر قصد خرید مجدد سبز با نقش میانجی استراتژیهای بازاریابی سبز
صفحه 44-66
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.521082.1089
عباس قائدامینی هارونی، مهسان همتی زاده، خاتون هاشمی پور
چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر بازاریابی بر قصد خرید مجدد مصرفکننده با نقش میانجی استراتژیهای بازاریابی سبز انجام شد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت دادهها توصیفی از نوع همبستگی (الگوسازی معادلات ساختاری) است. جامعة آماری این پژوهش را مصرفکنندگان محصولات سبز شرکت اچ بی بورد تشکیل میدهد اطلاعات مورد نظر با استفاده از پرسشنامه آنلاین از نمونه مورد مطالعه جمع آوری شد. با توجه به اینکه تعداد جامعه آماری در این پژوهش وسیع و نامشخص است برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران مخصوص جوامع نامحدود استفاده شد که تعداد اعضای نمونه با در نظر گرفتن میزان برآورده شده 384 نفر به صورت نمونهگیری غیر احتمالی معروف به نمونهگیری آسان انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامههای استاندارد بود که روایی پرسشنامهها بر اساس، روایی محتوایی، صوری و سازه مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تائید قرار گرفت و از سوی دیگر پایایی پرسشنامهها با روش آلفای کرونباخ برآورد شد که تمام متغیرهای بالای 7/0 بود. تجزیه و تحلیل دادهها در دو سطح توصیفی و استنباطی مشتمل بر مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج نشان دادکه بازاریابی سبز به طور مثبت بر تمام نتایج سبز تأثیر گذاشت و تبلیغات سبز، وفاداری به برند، ارزش ویژه برند و نوآوری برند تأثیر مثبتی بر قصد خرید مجدد داشت. بااینحال، اثر تعدیلکننده قابلتوجهی از آگاهی سبز بر ارزش ویژه برند سبز و قصد خرید مجدد سبز پیدا نکرد.
برند سازی تولیدات تعاونیهای استان ایلام
صفحه 67-89
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.503371.1068
محمد ایدی، فرشته رضائی نسب
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی برندسازی برای تولیدات تعاونیهای استان ایلام با رویکرد کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان و متخصصان حوزه تعاون، برندینگ و بازاریابی در استان ایلام بوده که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری، تعداد 20 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. دادههای پژوهش از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافتههای پژوهش منجر به شناسایی شرایط علّی (شامل عوامل درون سازمانی و برون سازمانی)، شرایط زمینهای (شامل زیرساختهای فنی و قانونی)، شرایط مداخلهگر (شامل موانع اقتصادی و فرهنگی)، راهبردها (شامل استراتژیهای بازاریابی و توسعه برند) و پیامدها (شامل پیامدهای اقتصادی و اجتماعی) گردید. مدل نهایی پژوهش نشان میدهد که برندسازی موفق تولیدات تعاونیهای استان ایلام مستلزم توجه به تمامی این عوامل و تعامل مناسب میان آنها است. نتایج این پژوهش میتواند به مدیران و سیاستگذاران بخش تعاون در جهت توسعه و تقویت برند تولیدات تعاونیها کمک نموده و زمینه را برای افزایش رقابتپذیری و توسعه پایدار تعاونیهای استان ایلام فراهم نماید.
تاثیر مولفه های همخوانی برند بر ارزش نام تجاری و قصد خرید آنلاین با تعدیلگری رابطه فرا اجتماعی اینفلوئنسرهای بازاریابی در اینستاگرام
صفحه 90-110
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.516198.1083
فیروزه حاجی علی اکبری، مژگان بابائی
چکیده این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مؤلفههای همخوانی برند بر ارزش برند و قصد خرید، با نقش میانجی رفتارهای مشارکتی و شهروندی مشتریان و تعدیلگری روابط فرااجتماعی اینفلوئنسرها در اینستاگرام انجام شده است. روش تحقیق از نوع کاربردی، توصیفی–تحلیلی و با رویکرد علّی و پیمایشی است. جامعه آماری شامل کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام بوده و بر اساس جدول کرجسی و مورگان، 384 نفر بهصورت نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه استاندارد با روایی صوری و تحلیل عاملی تأییدی و پایایی مناسب (آلفای کرونباخ 0.904) بود. برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS21 در بخش توصیفی و نرمافزار LISREL8.8 در بخش استنباطی و آزمون فرضیهها با استفاده از مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافتهها نشان دادند که همخوانی برند از طریق رفتارهای مشارکتی و شهروندی مشتریان بر ارزش برند و قصد خرید تأثیر معناداری دارد. همچنین، روابط فرااجتماعی اینفلوئنسرها نقش تعدیلگر در ارتباط همخوانی برند با رفتارهای مشتریان ایفا میکند. ارزش برند نیز تأثیر مستقیمی بر قصد خرید دارد. در نهایت، مشخص شد که رفتارهای مشارکتی و شهروندی مشتریان نقش مهمی در تقویت نیت خرید دارند. نتایج این تحقیق اهمیت تعامل برندها با مشتریان از طریق اینفلوئنسرهای اینستاگرامی را در شکلگیری ارزش ادراکشده و تصمیم خرید کاربران نشان میدهد.
نقش چابکی زنجیره تامین در تاثیرگذاری ابعاد یکپارچهسازی زنجیره تامین بر عملکرد نوآوری محصول جدید
صفحه 111-132
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.510184.1076
الهه نوری، هانیه شایسته پارسا، رقیه محمدی، حمیدرضا کرمی
چکیده هدف از این پژوهش مطالعه و بررسی تاثیر ابعاد یکپارچهسازی زنجیره تامین بر عملکرد نوآوری محصول جدید ناز طریق چابکی زنجیره تامین در شرکت شیر پاستوریزه پگاه منطقه شمالغرب کشور می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی_تحلیلی، به شیوه پیمایشی با رویکرد علّی است. جامعه آماری در این پژوهش شامل مدیران شیر پاستوریزه پگاه منطقه شمالغرب کشور می باشد و نمونه آماری 104 نفر است که با استفاده از فرمول کوکران و به روش تصادفی ساده انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده های اولیه پرسشنامه استاندارد می باشد و روایی به شکل صوری و روش تحلیل عاملی با شاخصKMO و همچنین پایایی آنها با گزارش ضریب آلفای کرونباخ کل(907/0) مورد تایید قرار گرفت. در تحلیل داده ها از روشهای آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد، که در تحلیلهای توصیفی از نرم افزار spssنسخه 21 و در بخش تحلیلهای استنباطی و آزمون فرضیه های پژوهش هم از معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل8/8 استفاد شد. نتایج پژوهش بااستفاده از تکنیک تحلیل مسیر نشان می دهند که یکپارچه سازی داخلی ، یکپارچه سازی مشتری و یکپارچه سازی زنجیره تأمین بر چابکی زنجیره تأمین تأثیر معناداری دارد. همچنین چابکی زنجیره تأمین، دانش بازار و توسعه محصول، بر قابلیت نواوری محصول تأثیر معناداری دارد. و یکپارچه سازی داخلی، یکپارچه سازی مشتری و یکپارچه سازی زنجیره تأمین بر قابلیت نوآوری محصول با میانجی گری چابکی زنجیره تأمین تأثیر معناداری دارد.
تاثیر تبلیغات سفارشی سازی شده در رسانه های اجتماعی بر شکل گیری وفاداری به برند و کیفیت ادراک شده از برند، با میانجیگری وابستگی عاطفی به برند و تعامل مشتری با برند
صفحه 133-152
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.530095.1101
هما درودی، مژگان بابائی
چکیده هدف اصلی این پژوهش تأثیر تبلیغات سفارشی سازی شده در رسانههای اجتماعی بر شکل گیری وفاداری به برند و کیفیت ادراک شده از برند، با میانجیگری وابستگی عاطفی به برند و تعامل مشتری با برند در میان کاربران اینستاگرام میباشد. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی_تحلیلی، به شیوه پیمایشی با رویکرد علّی است. جامعه آماری پژوهش، کاربران فعال در اینستاگرام میباشد. نمونه آماری به دلیل نامحدود بودن کاربران 361 نفر است که با استفاده از فرمول کوکران و به روش تصادفی ساده انتخاب شده است. ابزار گردآوری دادههای اولیه پرسشنامه استاندارد میباشد که روایی به روش تحلیل عاملی با شاخص KMO و پایایی آنها با گزارش ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. در تحلیل دادهها از نرم افزارspss نسخه 24 و نرم افزار لیزرل 8/8 استفاد شد. نتایج پژوهش نشان داد که تبلیغات سفارشی سازی شده در رسانههای اجتماعی بر تعامل مشتری با برند و وابستگی عاطفی نسبت به برند تأثیر معناداری دارد، همچنین تعامل مشتری با برند بر کیفیت ادراک شده برند و وفاداری به برند تأثیر معناداری دارد در همین راستا وابستگی عاطفی نسبت به برند بر کیفیت ادراک شده برند و وفاداری به برند تأثیر معناداری دارد و در نهایت کیفیت ادراک شده برند بر وفاداری به برند تأثیر معناداری دارد.
طراحی مدل توسعه یافته مدیریت ارتباط با مشتری با تاکید بر استراتژیهای بازاریابی مجازی محصولات ورزشی استان گیلان
صفحه 153-172
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.529731.1100
سیدصادق میر جلالی، مسعود ایمان زاده، مهرداد محرم زاده، رباب مختاری
چکیده هدف پژوهش حاضر، تدوین مدلی برای مدیریت ارتباط با مشتری با تاکید بر استراتژیهای بازاریابی مجازی انجام گرفت. در پژوهش حاضر از نمونه گیری هدفمند استفاده شد. با عنایت به ماهیت اکتشافی موضوع از روش پژوهش کیفی و از نظریه برخاسته از دادهها (داده بنیاد) در قالب کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. بدین منظور ابتدا دادههای خام مصاحبههای عمیقی که با 20 نفر از خبرگان آگاه از موضوع پژوهش، صورت گرفت مورد تحلیل واقع شد. با تحلیل خط به خط مصاحبهها، کدگذاری باز انجام شد. بر اساس کدهای باز شناسایی شده، کدهای محوری شکل گرفتند و به کمک کدگذاری انتخابی مدل نظری توسعه پیدا کرد. سپس مدل پارادایمی با نظر خبرگان مورد تایید قرار گرفت. نتایج کدگذاری باز حاکی از آن بود که 469 نشان میتواند بر مدیریت ارتباط با مشتری با تاکید بر استراتژیهای بازاریابی مجازی در شرکتهای تولیدی ورزشی در استان گیلان موثر باشد. سپس در کدگذاری محوری نشان ها در 105 مفهوم و 41 مقوله طبقه بندی گردید. دادههای به دست آمده از مصاحبه با استفاده از رویکرد گراندد تئوری انجام شد. نتایج نشان داد که هفت مقوله اصلی شامل بازاریابی، محیط سازمانی، زیرساخت، عملکرد، مدیریت و برنامهریزی، کیفیت خدمات و مدیریت ارتباط برای بهینهسازی سیستم مدیریت ارتباط با مشتری برای توسعه مدیریت ارتباط با مشتری با تاکید بر استراتژیهای بازاریابی مجازی دارای اهمیت میباشد. مدیران شرکتهای تولیدی ورزشی میتوانند از نشانها، مفاهیم و مقولههای شناسایی شده در برنامهریزیهای آتی خود جهت ارتباط موثر با مشتریان استفاده نمایند.
ارائه مدل استراتژی توزیع در صنایع غذایی با نگرش بازاریابی و فروش آنلاین
صفحه 173-200
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.539732.1113
سولماز سید غفوری، وحید ناصحی فر، فرید عسکری
چکیده هدف این تحقیق ارائه مدل استراتژی توزیع در صنایع غذایی با نگرش بازاریابی و فروش آنلاین می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی-توسعه ای و از نظر گردآوری دادهها نیز یک پژوهش توصیفی است که با شیوه پیمایشی- مقطعی انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 420 نفر از مدیران و تولید کنندگان و عرضه کنندگان گالاهای پر مصرف در شهر تهران که با روش نمونه گیری خوشه ای- تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی می باشد. جهت سنجش روایی ابزار گردآوری داده ها از روایی صوری و محتوا و جهت سنجش پایایی ابزار گردآوری داده ها از آزمون های ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرمافزار SPSS و PLS استفاده گردید. نتایج تحلیل معادلات ساختاری حاکی از تایید اعتبار مدل استخراجی است. پس از تحلیل عاملی تأییدی،جهت برازش مدل کلی از روش معیار GoF استفاده شد، مدل برازش قوی دارد. تمامی ضرایب بارهای عاملی از 4/0 بیشتر است که نشان از مناسب بودن این مدل دارد.
تحلیل ترکیبی دنپ (DANP) از عوامل رهبری معنوی مبتنی بر رفتارهای فرانقشی در صنایع بزرگ استان کرمان
صفحه 201-221
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.542608.1121
سید محمدباقر منصوری، حمداله منظری توکلی، عباس بابایی، زهرا انجم شعاع، شهین شرفی
چکیده هدف پژوهش حاضر تحلیل ترکیبی دنپ (DANP) از عوامل رهبری معنوی مبتنی بر رفتارهای فرانقشی در صنایع بزرگ استان کرمان میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی - توسعهای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از حیث شیوه اجرا، کمی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از مدیران صنایع بزرگ استان کرمان با سابقه 20 سال به بالا و سابقه مدیریتی حداقل ده ساله و رشته تخصصی آنان مدیریت میباشد که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. برای جمع آوری دادهها از پرسشنامه دیمتل استفاده شده است که بهصورت میدانی در جامعه آماری پژوهش توزیع و پس از تکمیل، گردآوری و تحلیل شد. برای رتبه بندی ابعاد از تکنیک دنپ (دیمتل و ANP) استفاده شد. نتایج نشان داد عضویت، ایمان، عشق به نوع دوستی، وجدان کاری، تعهد سازمانی، جوانمردی، احترام و تکریم، فضیلت مدنی، وظیفه شناسی، بازخورد عملکرد، به ترتیب در الویت اول تا دهم قرار دارند.
سطحبندی و ارتباط بین عوامل خطمشیهای کارآفرینی اجتماعی در سازمان کمیته امداد امام خمینی (ره)
صفحه 222-241
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.544216.1133
محمدایمان مولائی، زهرا انجم شعاع، سنجر سلاجقه، محمد جلال کمالی، مهدی محمد باقری
چکیده هدف پژوهش حاضر سطحبندی و ارتباط بین عوامل خطمشیهای کارآفرینی اجتماعی در سازمان کمیته امداد امام خمینی (ره) میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعهای - کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 17 نفر از اساتید دانشگاه، صاحبنظران کارآفرینی اجتماعی و مدیران ارشد کمیته امداد امام خمینی (ره) میباشد که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. بهمنظور سطحبندی و بررسی ارتباط بین عوامل خطمشیهای کارآفرینی اجتماعی از روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) و میک مک (MICMAC) استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از مدل نهایی روابط میان مضامین سازمان دهنده مدل نهایی خطمشیهای کارآفرینی اجتماعی از چهار سطح تشکیلشده است. در سطح اول، مضمون «ترویج عدالت اجتماعی و کاهش فقر» قرار گرفته است که بیشترین تأثیر را از سایر مضامین پژوهش میپذیرد. در سطح دوم مدل، شش مضمون «ارتقا ظرفیتهای کارآفرینی در سازمان»، «بهرهبرداری از فعالیت اقتصادی»، «منابع انسانی خدمت گرا»، «مسئولیت اجتماعی کمیته امداد»، «ایجاد تعاملات سازمانی» و «بهبود عملکرد کارآفرینانه سازمان» قرار گرفتهاند. مضامین قرار گرفته در سطح دوم بر مضامین سطح اول تأثیر گذاشته و از مضامین سطح سوم تأثیر میپذیرند. در سطح سوم نیز دو مضمون «ایجاد فرهنگسازمانی کارآفرینانه» و «ارزشآفرینی پایدار در سازمان» قرار گرفتهاند و در سطح چهارم مضمون «ترسیم چشمانداز حامی کارآفرینی اجتماعی» قرار گفته است که بیشترین تأثیر را بر مضمونهای سطح پایینتر دارند.
الگوی مفهومی برای ارتقاء اشتیاق شغلی کارکنان در شرکت پایانه ها و مخازن پتروشیمی
صفحه 242-264
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.544315.1136
محسن کرمی، حسن سلطانی، علیرضا روستا، فرزاد آسایش
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی الگوی مفهومی برای ارتقاء اشتیاق شغلی کارکنان در شرکتهای پتروشیمی میباشد. روش پژوهش برحسب هدف کاربردی و از نوع تحقیقات توسعهای و برحسب نوع دادهها کیفی از طریق تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری شامل 17 نفر از اساتید دانشگاهی و مدیران و خبرگان مدیریت دولتی و با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. برای تجزیه و تحلیل یافتههای پژوهش از تحلیل مضمون طی مراحل کدگذاری و برای مدل اشتیاق شغلی کارکنان از نرم افزار Nvivo 12 استفاده شد. نتایج نشان داد که تعداد 342 کد اولیه استخراج شد که در قالب 17 مضمون پایه و ۵ مضمون سازماندهنده طبقهبندی شدند. اشتیاق شغلی کارکنان شامل جنبههای اشتیاق شناختی، اشتیاق هیجانی، اشتیاق اجتماعی، اشتیاق جسمی-روانی و اشتیاق اخلاقی-ارزشی میباشد. بعد «اشتیاق شناختی» شامل چهار زیرمقیاس مسیر توسعه حرفهای فرد، درک شناختی، آیندهنگری و تابآوری؛ بعد «اشتیاق هیجانی» شامل چهار زیرمقیاس مسیر انگیزش درونی، مثبتنگری، محرکهای اثربخش مالی و محرکهای اثربخش غیرمالی؛ بعد اشتیاق اشتیاق جسمی-روانی شامل مدیریت فشارهای شغلی، غلبه بر چالشهای فیزیکی محیط کار و تعادل جسمی و ذهنی؛ بعد اشتیاق اجتماعی شامل تأیید اجتماعی، تعاملات اجتماعی و محیط کار حمایتی و بعد اشتیاق اخلاقی-ارزشی شامل تأیید احساس مسئولیت، اثرگذاری اخلاقی و تمایل به انجام کار میباشد.
