ارائه مدل اقناعگرایی در پیامهای شبکههای اجتماعی در ترویج محصولات سبز
صفحه 1-19
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.546926.1150
موسی محسن پور، ناصر فقهی فرهمند، حسین قره بیگلو، حسین بوداقی خواجه نوبر
چکیده تحقیق حاضر بدنبال ارائه مدل اقناعگرایی در پیامهای شبکههای اجتماعی در ترویج محصولات سبز بوده است. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی میباشد. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE)و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری با نرم افزار اسمارت پی الالس نشان داد که اعتمادسازی، تعامل مخاطب، روایت و طراحی بصری همگی نقش مؤثری در تقویت نگرش و رفتار زیستمحیطی مخاطبان و حمایت از محصولات سبز دارند. همچنین زیرساختهای فنی و فناوریهای نوین، مسیر اقناع و پذیرش سبک زندگی پایدار را تسهیل میکنند.
شناسایی عوامل موثر بر تقاضای محصولات ارگانیک در ایران: یک رویکرد داده بنیاد
صفحه 20-43
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.547096.1154
محمدرضا رضائی، علی ثریایی، مهدی روح الامینی
چکیده پژوهش حاضر به ارائه مدلی جهت شناسایی عوامل موثر بر تقاضای رفتار مصرفکننده برای محصولات ارگانیک در ایران با روش داده بنیاد میپردازد، که بر اساس هدف در دسته تحقیقات اکتشافی میباشد. جامعه تحقیق، شامل متخصصان و خبرگان فعال در زمینه محصولات ارگانیک در صنعت و دانشگاه میباشند. روش نمونهگیری، هدفمند بوده و تا مرحله اشباع نظری ادامه پیدا نموده که در این راستا 14 نفر انتخاب شدند. در بعد فنی نیز از روش داده بنیاد رهیافت نظام مند استراوس و کوربین استفاده می گردد. در پژوهش حاضر با بهره گیری از نرم افزار مکس کیودا 2024 جهت تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها، از میان تعداد 89 مفهوم اولیه استخراج شده در کدگذاری باز، 13 عامل علی، 3 مولفه محوری، 14 راهبرد، 26 عامل زمینه ساز، 21 مداخله گر و 12 پیامد یافته شدند. متغیرهای آگاهی مصرف کننده، بیماری های حاد، سبک زندگی سلامت محور و قدرت خرید خانوار، مهمترین عوامل علی شناسایی شدند. بهره برداری از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، آموزش، برگزاری نمایشگاه، جشنواره و اطلاع رسانی، کاربردی ترین راهبردها معرفی گردیدند. حمایت حاکمیت، سازمانهای نظارتی و بازرسی ، بهره برداری از تاییدیه و گواهی ، سیاستها ، قوانین و ارزشهای جمعی و فرهنگی، موثرترین عوامل زمینه ساز تشخیص داده شدند. اعتماد مصرف کننده، وضعیت اقتصاد کلان و قیمت محصول، مداخله گران بازدارنده و همچنین طعم، مزه و کیفیت مداخله گران پیش برنده شناخته شدند. سلامت روحی و جسمی جامعه، بهبود نسل و رونق کسب و کار ارگانیک، اصلی ترین پیامدها پیش بینی شدند.
ارائه الگوی تدوین خطمشیهای کارآفرینی اجتماعی در سازمان
صفحه 44-62
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.550542.1172
محمدایمان مولائی، زهرا انجم شعاع، سنجر سلاجقه، محمد جلال کمالی، مهدی محمدباقری
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی تدوین خطمشیهای کارآفرینی اجتماعی درسازمان کمیته امداد امام خمینی (ره) می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعه ای - کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 17 نفر از اساتید دانشگاه، صاحبنظران کارآفرینی اجتماعی و مدیران ارشد کمیته امداد امام خمینی (ره) میباشد که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق کدگذاری به روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرمافزار NVIVO ویراست 11 انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که مفاهیم استخراجشده مربوط به الگوی تدوین خطمشیهای کارآفرینی اجتماعی در کمیته امداد حضرت امام خمینی (ره) شامل 94 مضمون، 30 مضمون پایه و 10 مضمون سازماندهنده (ترسیم چشمانداز حامی کارآفرینی اجتماعی، ارتقا ظرفیتهای کارآفرینی در سازمان، بهرهبرداری از فعالیت اقتصادی، ایجاد فرهنگسازمانی کارآفرینانه، منابع انسانی خدمت گرا، مسئولیت اجتماعی کمیته امداد، ارزشآفرینی پایدار در سازمان، ایجاد تعاملات سازمانی، ترویج عدالت اجتماعی و کاهش فقر و بهبود عملکرد کارآفرینانه سازمان) می باشد.
طراحی الگوی حفظ مشتریان در بانکداری الکترونیک
صفحه 63-80
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.549123.1162
احمدرضا فرجی، علیرضا روستا، فرزاد آسایش
چکیده هدف این پژوهش، ارائه و تحلیل الگوی حفظ مشتریان در بانکداری الکترونیک است تا ابعاد مؤثر بر تجربه مشتری و کاهش ریزش آنان شناسایی شود. پژوهش حاضر از نوع آمیخته و بخش کیفی آن بر اساس تحلیل مضمون طراحی شد. جامعه آماری بخش کیفی شامل ۱۵ نفر از اساتید دانشگاهی، مدیران ارشد و خبرگان بازاریابی در حوزه بانکداری بود که به روش هدفمند انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری شد و فرآیند کدگذاری و استخراج مضامین توسط دو پژوهشگر مستقل انجام گرفت. روایی و اعتبار کدها با بررسی متقابل و شاخص کاپای کوهن تأیید شد.تحلیل دادههای کیفی منجر به استخراج ۴۰۴ کد اولیه، ۶۶ مضمون اولیه، ۲۰ مضمون پایه و چهار مضمون سازماندهنده شد. ابعاد شناسایی شده شامل «یکپارچگی کیفیت خدمات» با زیرمضامین کیفیت دسترسی، عملکرد فنی، سازگاری، پاسخگویی و تنوع خدمات؛ «ارتباطات بازاریابی استراتژیک» با زیرمضامین بازخورد دیجیتال، بازاریابی پنهان، اعتمادسازی ارتباطی، سادهسازی تجربه دیجیتال و سفر احساسی–ادراکی؛ «تجربه تعاملی دیجیتال» شامل اعتمادسازی نرمافزاری، حس انسانی در دل فناوری، وضوح مسیرهای اپلیکیشن، بازتاب عاطفی و توانایی انتقال نگرش به دیگران؛ و «نوآوری پیشنگر» شامل معماری نگرش آینده، بانکداری پیشبینیگر، مراقبت دیجیتال و امنیت تعبیهشده در نوآوری بود. یافتهها نشان میدهد که ترکیب این ابعاد با استراتژیهای بازاریابی میتواند کارایی عملیاتی بانکها را ارتقا دهد و همزمان از میزان ریزش مشتریان بکاهد. بنابراین، بهرهگیری از این الگوی حفظ مشتریان میتواند نقش کلیدی در ارتقای عملکرد بانکداری الکترونیک و افزایش رضایت، وفاداری و تعامل مؤثر مشتریان ایفا کند.
طراحی مدل نیروگاه نوآوری در شرکتهای دانش بنیان با رویکرد داده بنیاد
صفحه 81-103
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.454281.1050
حسن فتحعلیان، بهزاد شهرابی، فریدون آزما، الهه معصومی
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل نیروگاه نوآوری در شرکتهای دانش بنیان با رویکرد داده بنیاد می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاذبردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش داده بنیاد می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 18 نفر از خبره تجربی و دانشگاهی می باشد. حجم نمونه با روش نمونهگیری، هدفمند انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شیوه داه بنیاد و از نرم افزار2020 Maxqda استفاده گردید. مولفه های اصلی در قالب عوامل علی، زمینه ای، مداخله گر، ابعاد موثر، راهبردها و پیامدها جمع بندی شدند. نشان داد که مدل نیروگاه نوآوری دارای پیامدهایی از جمله ایجاد اکوسیستم و فرهنگ نوآوری، سند جامع همکاری، اثربخشی و کارایی، تخصص و شایستگی است.مدل نیروگاه نوآوری مهمترین خلع های شرکتها ها از جمله تعریف نظام پرداخت ویژه جهت ایجاد انگیزه در نخبگان، تعریف نظام مالی شفاف با دانشگاه و صنایع جهت همکاری مداوم و ایجاد نظام حقوقی و ارزیابی خاص شرکتهای دانشی را پوشش داده است.
آزمون مدل بازاریابی دیجیتال به منظور بین المللی سازی شرکتهای کوچک و متوسط لبنی
صفحه 104-122
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.556741.1191
طیبه حیدری آردی، مجید فتاحی، محمدرضا اقبال
چکیده هدف این تحقیق آزمون مدل بازاریابی دیجیتال به منظور بین المللی سازی شرکتهای کوچک و متوسط لبنی می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مدیران و کارشناسان صنایع لبنی استان مازندران به تعداد 289 نفر می باشد، برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و تعداد 165 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی طبفه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرمافزار SPSS و PLS استفاده گردید. با توجه به نتایج، تم های اصلی شامل محتوای بازاریابی دیجیتال، ابزارهای بازاریابی دیجیتال، تبلیغات دیجیتال، توسعه فروش دیجیتال و مدیریت ارتباط با مشتری دیجیتال، می باشند. که در این میان تم حضور قدرتمند در فضای دیجیتال در اهمیت اول و تم تحلیل و درک بازارهای بینالمللی، با در اهمیت دوم، تم استفاده از مدلهای نوآورانه بازاریابی دیجیتال بین المللی در اهمیت سوم، تم ایجاد برند جهانی در اولویت و اهمیت چهارم، و تم مطابقت با قوانین و استانداردهای بینالمللی در اهمیت پنجم و در نهایت، تم همکاری با شرکای تجاری بینالمللی در اهمیت ششم قرار دارد. همچنین، سنخیت و برازش مدل بدست آمده بازاریابی دیجیتال به منظور بین المللی سازی شرکتهای کوچک و متوسط لبنی استان مازندران، مناسب ارزیابی شده است.
تحلیل چالشها و تدوین اهداف توسعهای مدیریت ارتباط با مشتری با بهرهگیری از رویکرد تحلیل مضمون
صفحه 123-147
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.548618.1159
هادی حسینی منش، شهناز نایب زاده، سید حسن حاتمی نسب، مژده ربانی
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل چالشها، استراتژیها و اهداف مدیریت ارتباط با مشتری در شرکت معدنی و صنعتی گلگهر انجام شد. برای شناسایی چالشها و موانع ارتباط با مشتری، از مرور نظاممند منابع علمی، بررسی اسناد سازمانی و مصاحبه با خبرگان استفاده شد. سپس جهت استخراج استراتژیهای رفع موانع، مجدداً دیدگاه خبرگان و تحلیل محتوای علمی بهکار رفت. در گام بعد، برای تعیین اهداف مدیریت ارتباط با مشتری، علاوه بر نظرات خبرگان و مرور ادبیات، از نقشه استراتژی شرکت مبتنی بر رویکرد کارت امتیاز متوازن بهره گرفته شد. جامعه آماری شامل 15 نفر از خبرگان فروش و بازاریابی بود و دادهها با رویکرد تحلیل مضمون بررسی گردید. برای سازماندهی، کدگذاری و تحلیل کیفی دادهها از نرمافزار MAXQDA استفاده شد. یافتهها نشان داد که ۱۸ چالش در ارتباط با مشتری شناسایی و برای هر یک استراتژی متناظر تدوین شد. همچنین ۱۱ هدف کلیدی برای توسعه مدیریت ارتباط با مشتری استخراج گردید. نتایج پژوهش راهنمای عملی برای مدیران گلگهر و سازمانهای مشابه فراهم میکند تا با درک بهتر موانع، طراحی استراتژیهای مؤثر و تمرکز بر اهداف استراتژیک، برنامههای کارآمدتری برای توسعه و اجرای مدیریت ارتباط با مشتری تدوین و پیادهسازی کنند.
طراحی مدل ترس از دست دادن فرصتهای خرید جشنوارهای با رویکرد نظریهپردازی داده بنیاد
صفحه 148-176
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.560771.1207
فاطمه زینعلی تاجانی، علی قلی پور سلیمانی، رخساره باباجعفری اسفندآباد، ایراهیم چیرانی
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل ترس از دست دادن فرصتهای خرید جشنوارهای با رویکرد نظریهپردازی داده بنیاد میباشد. این پژوهش، با توجه به هدف آن بنیادی و اکتشافی و از نظر روش اجرا کیفی می باشد. مشارکتکنندگان پژوهش شامل ده نفر از مشارکتکنندگان پژوهش شامل مشاورههای بازاریابی و فروش و همچنین اساتید رشتههای بازرگانی، بازاریابی، تجارت الکترونیک و از روش نمونهگیری نظری می باشد. ابزار گردآوری دادهها مصاحبهی نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل از روش داده بنیاد استفاده شد. نتایج نشان داد که از کدگذاریها تعداد فراوانی برابر با 922 است که این تعداد فراوانی برای 160 کد باز بدست آمده است. نتایج نشان داد که مفاهیم ادراک مثبت مشتری از برند، تبلیغات فریبکارانه، تجربه مشتری، هوش هیجانی مشتری، عدم درک درست از نیازها و خواستههای شخصی و نابسامانیهای اقتصادی به عنوان شرایط علّی، جامعه برند، منحصر به فرد بودن برند، عشق به برند، سردرگمی خریدار، اختلالات اضطرابی خریدار، عطش خرید در مشتری، مسئولیتپذیری برند، احترام برند به مشتری و تعلق خاطر به برند محصول به عنوان پدیده محوری، مدیریت شایعات بازار، خرید هوشمندانه و مسئولانه و تقویت دانش و آگاهی مالی خریدار به عنوان راهبردها، عصر دیجیتال و غوطهوری در فناوری به عنوان شرایط زمینهای، مزیت ادراک شده از خرید، ویژگیهای شخصیتی خریدار، عوامل جمعیتشناختی، کمپینهای بازاریابی و رفتار خرید جنونآمیز به عنوان شرایط مداخلهگر و در نهایت تبلیغ منفی از برند، احساسات درونی منفی، تشویش ذهنی مشتری، بیاعتمادی مشتری، مشکلات تعاملی – ارتباطی، کینهجویی مشتری، زیان مشتری، منفعت مشتری و احساسات مثبت به عنوان عوامل پیامدی انتخاب شدند.
بررسی تطبیقی تأثیر کارآفرینی و نوآوری در نظامهای اقتصادی درحال توسعه و توسعه یافته
صفحه 177-194
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.485550.1059
پوریا محمودی، امیرحسین انواری، آترینا اورعی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی تأثیر کارآفرینی و نوآوری در نظامهای اقتصادی درحال توسعه و توسعه یافته میباشد. تحقیق حاضر با اتخاذ یک رویکرد تطبیقی و مقایسهای، به بررسی اثرات کارآفرینی و نوآوری بر رشد اقتصادی در دو گروه از کشورها شامل کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه میباشد. دادههای تجربی این پژوهش برای دوره زمانی ۲۰۰0 تا ۲۰۲3 گردآوری شد و از منابع معتبر بینالمللی همچون بانک جهانی، مرکز دیدهبان جهانی کارآفرینی (GEM) و سالنامه آماری ایالات متحده استخراج شد. نمونه آماری تحقیق شامل ۲۰ کشور منتخب از هر دو دسته توسعهیافتگی میباشد. دادههای آماری مربوط به ۲۰ کشور منتخب با بهرهگیری از روش دادههای تابلویی و تکنیک برآورد GLS تحلیل شدهاند. نتایج مدلسازی تجربی نشان میدهد که هر دو متغیر کارآفرینی و نوآوری در هر دو گروه کشورها تأثیر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی دارند؛ با این حال، شدت این تأثیر در کشورهای در حال توسعه بیشتر است. یافتهها حاکی از آناند که در کشورهای در حال توسعه، نوآوریها عمدتاً در پاسخ به نیازهای بومی و خلأهای نهادی و زیرساختی شکل میگیرند و کارآفرینی میتواند نقش جبرانی برای نواقص ساختاری ایفا کند. در مقابل، در کشورهای توسعهیافته، اگرچه تأثیر این دو عامل همچنان مثبت است، اما پویاییهای رشد اقتصادی بیشتر تحت تأثیر سرمایه انسانی، سرمایه فیزیکی و باز بودن تجاری قرار دارد. در نهایت، پژوهش حاضر بر اهمیت سیاستگذاری متفاوت برای کشورها متناسب با سطح توسعهیافتگی آنها در راستای تقویت نوآوری و کارآفرینی تأکید دارد.
شناسایی فرصتهای کارآفرینی در ورزش زنان با رویکرد آمیخته
صفحه 195-219
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.543888.1132
محمدجواد نائیجی، مریم ریاحی
چکیده هدف این پژوهش، شناسایی و اولویتبندی فرصتهای کارآفرینی در ورزش زنان ایران است. پژوهش حاضر با رویکرد آمیخته و در دو بخش کیفی و کمی انجام شد. در بخش کیفی، با ۱۰ نفر از خبرگان حوزه کارآفرینی ورزش زنان مصاحبه نیمهساختاریافته انجام و دادهها با روش تحلیل مضمون بررسی شد. در این بخش، 65 مضمون پایه و 8 مضمون سازماندهنده شناسایی شد. در بخش کمی، برای اعتبارسنجی نتایج کیفی، پرسشنامهای 65 سوالی بر مبنای مضامین پایه طراحی شد که هر سؤال، بیانگر یک مضمون پایه بوده است. بر اساس پایگاه داده کارگروه اشتغال و کارآفرینی وزارت ورزش و جوانان، تعداد افراد جامعه آماری که شامل فعالان کسبوکار ورزش زنان در استان تهران بوده است حدود 500 نفر شناسایی شده است که بر اساس فرمول کوکران، حجم نمونه مورد نیاز 218 نفر برآورد شده است. در نهایت 238 پرسشنامه جمعآوری شد و دادهها توسط تحلیل عاملی تأییدی تحلیل گردید. برای تحلیل بخش کیفی از نرمافزار MAXQDA و برای بخش کمی از نرمافزار Smart-PLS استفاده شده است. نتایج نشان داد که فرصتهای کارآفرینی شناساییشده در هشت دسته اصلی شامل فرصتهای مبتنی بر فناوری، فرصتهای مرتبط با سالمندی، بازاریابی و تبلیغات، آموزش، خدمات ورزشی، تغذیه و سلامت، اماکن و رویدادهای ورزشی، و تولید تجهیزات و البسه ورزشی قرار میگیرند. این یافتهها علاوه بر پر کردن خلأ نظری موجود میتوانند مبنای سیاستگذاری، سرمایهگذاری و برنامههای توانمندسازی زنان در اقتصاد ورزش قرار گیرند. پیشنهاد میشود سیاستگذاران با بهرهگیری از فناوریهای نوین، توسعه آموزشهای تخصصی و ایجاد زیرساختهای حمایتی، زمینه تحقق این فرصتها را فراهم کنند.
طراحی الگوی تحول اکوسیستمهای کارآفرینی دیجیتال در ایران یک مطالعه داده بنیاد
صفحه 220-248
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.545436.1144
محمد مهدی درویشان پور، بیت الله اکبری مقدم، محمد جواد مصدق
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی تحول اکوسیستمهای کارآفرینی دیجیتال بود. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه زمینهای بود. میدان پژوهش شامل خبرگان مدیریت و کارآفرینی دیجیتال در سال 1403 بود که با نمونهگیری هدفمند و فن گلوله برفی انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختارمند با 15 مشارکتکننده تا اشباع نظری، جمعآوری و با روش کدگذاری سهمرحلهای اشتراوس و کوربین با استفاده از نرم افزار MAXQDA تحلیل شد. مصاحبهها پیادهسازی و 283 کد باز و 16 کد محوری استخراج شد. یافتهها نشان داد کارآفرینی دیجیتال بهعنوان پدیده مرکزی، مبتنی بر فناوریهای دیجیتال مانند هوش مصنوعی و بلاکچین، از طریق نوآوری و چابکی ارزشآفرینی میکند. عوامل علّی (عوامل سازمانی، زیرساختهای فناورانه، عامل انسانی)، زمینهای (بسترهای قانونی، فرهنگی-اجتماعی) و مداخلهگر (اقتصادی-بازار، امنیت) با تعامل پویا، این پدیده را شکل میدهند. ارتباطات محوری شامل تأثیر عوامل علّی در ایجاد منابع، نقش عوامل زمینهای در پایداری، تعدیل توسط عوامل مداخلهگر و تسهیل توسعه توسط راهبردها است. پیامدها شامل رشد اقتصادی، اشتغالزایی، شفافیت مالی، بهبود کیفیت زندگی و عدالت دیجیتال است. پیشنهاد میشود دولت زیرساختهای دیجیتال را بهبود دهد، قوانین حمایتی تدوین کند، آموزشهای دیجیتال را گسترش دهد، صندوقهای سرمایهگذاری ریسکپذیر ایجاد کند و با فرهنگسازی، پذیرش عمومی کارآفرینی دیجیتال را تقویت کند.
شناسایی و تحلیل راهبردهای ایجاد و پیامدهای همذات پنداری برند با روش FCM
صفحه 249-274
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.547949.1156
میلاد امرایی، علی شریعت نژاد، نسیم نظری، یاسمن چنگایی
چکیده پژوهش حاضر باهدف شناسایی و تحلیل راهبردهای ایجاد و پیامدهای همذات پنداری برند صورت پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از حیث گردآوری اطلاعات در زمره پژوهش های اکتشافی است. همچنین این پژوهش از نوع تحقیقات آمیخته به صورت کیفی و کمی و بر مبنای فلسفه قیاسی استقرایی است. جامعه آماری پژوهش خبرگان مشتمل بر اساتید دانشگاه، مدیران صنایع غذایی و رستوران در لرستان و مشتریان آنها میباشند که 29 نفر از آنان با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری انتخابشدهاند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار تائید شد. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و پایایی باز آزمون تائید شد. داده های کیفی با روش تحلیل محتوا و با کمک نرم افزار مکس کیودا و داده های کمی با روش نقشه شناختی فازی و نرم افزار گفی، تحلیل شدند. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که تمرکز بر نوستالژی و خاطرهسازی با شاخص مرکزیت (11/16) و ایجاد داستان برند الهام بخش با شاخص مرکزیت (05/16) مهمترین راهبردهای ایجاد همذات پنداری برند و شکلگیری پیوند هویتی پایدار (4/17) و تقویت مزیت رقابتی از طریق تمایز هویتی با شاخص مرکزی (33/17) مهمترین پیامدهای همذات پنداری برند می باشند.
طراحی و تبیین الگوی کارآفرینی استراتژیک در حوزه حکمرانی الکترونیک شهری رویکردی آمیخته
صفحه 275-297
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.558755.1199
محمدجواد مشیری، علیرضا مقدسی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی و تبیین الگوی کارآفرینی استراتژیک در حوزه حکمرانی الکترونیک شهری رویکردی آمیخته میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، بنیادی –کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری بخش کیفی شامل 14 نفر از خبرگان، کارآفرینان در حوزه فناوری اطلاعات و مدیریت شهری است که به روش گلوله برفی انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی شامل 384 نفر از کارآفرینان در حوزه فناوری اطلاعات و مدیریت شهری می باشند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی از روش داده بنیاد و در بخش کمی از PLS استفاده شد. نتایج تحقیق در بخش کیفی نشان میدهد که 164 کد اولیه در 22 دسته مقوله جای گرفتند. همچنین توسعه کارآفرینی استراتژیک در حکمرانی الکترونیک نیازمند توجه همزمان به مؤلفههای سه سطح کسبوکار، ملی و بینالمللی است. مؤلفههای سطح کسبوکار و ملی به عنوان زمینهساز و تسهیلکننده مؤلفههای بینالمللی عمل میکنند. به طور مشخص، ایجاد زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری در سطح ملی و توجه به ثبات اقتصادی کلان، مزیت رقابتی در سطح بینالمللی را تقویت میکند. نتایج به دست آمده از مدل معادلات ساختاری، ضریب تمامی فرضیه ها بالاتر از 3/0 به دست آمده است. همچنین آماره t بالاتر از 96/1 به دست آمده است. سطح معناداری نیز فرضیه ها کمتر از 50/0 به دست آمده است. بنابراین تمامی روابط مورد تائید است.
بررسی نقش بازاریابی کارآفرینانه جهت توسعه صنعت گردشگری
صفحه 298-316
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.557341.1192
عبدالرضا محرر، ابوالفضل مقدم، هما درودی، نبی اله محمدی
چکیده تحقیق حاضر بدنبال نقش بازاریابی کارآفرینانه جهت توسعه صنعت گردشگری بوده است. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی میباشد. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE)و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری با نرم افزار اسمارت پی الالس نشان داد بازاریابی کارآفرینانه گردشگری سلامت تحت تأثیر عوامل انسانی، نوآوری و حمایتهای دولتی است و تأثیر قابل توجهی بر راهبردها و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی دارد. اجرای راهبردهای نوآورانه موجب ارتقای تجربه گردشگران و توسعه همکاری میان مراکز درمانی و گردشگری میشود. این پژوهش اهمیت مدیریت نوآورانه و بهرهگیری از فناوریهای نوین را برای توسعه پایدار گردشگری سلامت نشان میدهد. علاوه براین نتایج برازش مدل در مجموع نشان داد مدل بدست آمده از روایی، پایایی و اعتبار مناسبی برخوردار بوده است.
تاثیر فرهنگ کسب و کار بر نقش هوش مصنوعی در راستای تدوین استراتژیهای کسب و کار
صفحه 317-335
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.561673.1213
سید رضا سید جوادین، محمد حسن بهمنی راد
چکیده این مطالعه با هدف بررسی تاثیر فرهنگ کسب و کار بر نقش هوش مصنوعی در راستای تدوین استراتژیهای کسب و کار انجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران و کارمندان شرکت شستا بود که با روش نمونهگیری تصادفی ساده از 315 نفر از کارکنان و مدیران بود. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که فرهنگ کسب و کار بر هوش مصنوعی تاثیر دارد. هوش مصنوعی بر مدل سازمانی کسب و کار تاثیر دارد. هوش مصنوعی بر مدیریت تصمیم گیری استراتژیک بازاریابی تاثیر دارد. هوش مصنوعی بر مدیریت تصمیم گیری استراتژیک تاثیر دارد.
