دوره و شماره: دوره 4، شماره 1 - شماره پیاپی 8، بهار 1404 
مقاله پژوهشی (کمی) مدیریت بازاریابی

بهبود عملکرد کارکنان از طریق بازاریابی داخلی و یادگیری سازمانی: نقش میانجی نوآوری سازمانی

صفحه 1-21

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.524617.1093

ندا زرین نگار، محسن نجفی، فتانه حسین زاده باجگیران

چکیده پژوهش حاضر به بررسی بهبود عملکرد کارکنان از طریق بازاریابی داخلی و یادگیری سازمانی: نقش میانجی نوآوری سازمانی پرداخته است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، کمّی از نوع توصیفی - پیمایشی می باشد. جامعه آماری در این پژوهش، شرکت‌های صادرکننده مواد غذایی در شهر مشهد به تعداد 116 شرکت هستند که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه برابر با 86 شرکت برآورد گردید؛ به همین منظور با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده به توزیع و تکمیل پرسشنامه در بین مدیران این شرکت‌ها پرداخته شد. به‌منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون مدلسازی معادلات ساختاری و سایر آزمون آماری مبتنی بر نرم افزارهای Spss و Pls بهره گرفته شد. روایی متغیرهای تحقیق از طریق تحلیل عاملی تاییدی سنجیده شده است. همچنین پایایی متغیرهای پژوهش نشان داده است که آلفای کرونباخ برای متغیرهای تحقیق از جمله بازاریابی داخلی، عملکرد ، نوآوری سازمانی، یادگیری سازمانی به ترتیب 909/0، 935/0، 940/0، 901/0 بدست آمده است که نشانگر پایایی مطلوب ابزار تحقیق است. یافته‌های تحقیق نشان داده است که یادگیری سازمانی و بازاریابی داخلی بر عملکرد کارکنان موثر است و نوآوری سازمانی تاثیر آن را میانجی‌گری می‌کند.

مقاله پژوهشی (کمی) مدیریت بازاریابی

نقش هویت برند سازمانی در تقویت ارزش ویژه برند کارمند محور

صفحه 22-46

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.520313.1087

شهلا برجعلی لو، سمیرا عمادی نسب

چکیده این پژوهش با هدف بررسی نقش هویت برند سازمانی در تقویت ارزش ویژه برند کارمندمحور صورت گرفته است. جامعه مورد مطالعه، کارکنان بیمه آسیا در شعبات استان تهران است که در این میان 287 نمونه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات از روش میدانی و پرسشنامه استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SMART PLS صورت گرفت. نتایج نشان داد که هویت برند سازمانی بر ابعاد ارزش ویژه برند کارمند محور شامل رفتار شهروندی برند، رضایت کارکنان، تبلیغات دهان به دهان و تمایل به ادامه همکاری، تأثیر مثبت و معناداری دارد و ابعاد هویت برند سازمانی شامل هویت بصری برند، شخصیت برند، تمرکز بر کارمند و مشتری و ارتباطات پایدار نیز بر ارزش ویژه برند کارمند محور تأثیر مثبت و معناداری دارند اما این تاثیرات قوی نیست. در این میان تمرکز بر کارمند و مشتری و ارتباطات پایدار که ارتباط بیشتری با سیاستهای منابع انسانی سازمان دارند تاثیرات قویتری بر ارزش ویژه برند کارمند محور دارند و تاثیر هویت بصری برند و شخصیت برند که معانی کلی تر و عمومی تری از هویت برند را در بر می گیرند بر ارزش ویژه برند کارمند محور، کمتر است.

مقاله پژوهشی( کیفی ) مدیریت بازاریابی

برندسازی مقصد گردشگری سلامت در مراکز درمانی

صفحه 47-61

https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.435082.1048

سیدمحمد رستگاری، شهناز نایب زاده،، کامبیز حیدرزاده هنزایی، حمید سعیدی

چکیده هدف از پژوهش حاضر برندسازی مقصد گردشگری سلامت در مراکز درمانی استان یزد است. پژوهش حاضر مبتنی بر پارادایم پراگماتیسم بوده که با جهت گیری اکتشافی و به شکل یک تحقیق توسعه ای و به شیوه مقطعی مبتنی بر رویکرد پیمایشی(مصاحبه) و با استفاده از مطالعات میدانی انجام شده است؛ استراتژی پژوهش، فرافکنی بوده و جمع آوری دادها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته نیمه عمیق با تعداد10 خبره در زمینه گردشگری سلامت و برندسازی مقصد گردشگری که به شیوه هدفمند انتخاب شده بودند انجام گرفت؛ در این گام حجم نمونه بر اساس قاعده اشباع نظری مشخص و پس از کدگذاری در سه سطح باز، محوری و انتخابی توسعه این مفهوم انجام شد؛ یافته های پژوهش حاکی از ضرورت توجه به عوامل زیر ساختی، عوامل فرهنگی و عوامل اقتصادی در قالب متغیر کشور مقصد گردشگری سلامت، عوامل گردشگری و عوامل برندسازی شهر مقصد و تبلیغات، ترفیعات فروش، جوامع برند و روابط عمومی  در قالب متغیر ابزارهای ارتباطی و نیز پزشک و پرستار، کارکنان مراکز درمانی و نیز مدیران در قالب متغیر منابع انسانی و تجهیزات و امکانات درمانی و خدمات در قالب متغیر محصول یا خدمت می باشد.

مقاله پژوهشی (کمی) مدیریت کسب و کار

عوامل موثرپذیرش هوش مصنوعی در تجارت الکترونیک توسط شرکت های کوچک و متوسط

صفحه 62-83

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.500793.1067

کیهانه کریمی، الهه محمودی رنانی

چکیده هدف پژوهش حاضر ارزیابی عوامل موثر بر پذیرش هوش مصنوعی در تجارت الکترونیک توسط شرکت های کوچک و متوسط می باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نوع پژوهش های کمی میباشد. پژوهش حاضر یک مدل یکپارچه مبتنی بر چارچوب قابلیت‌های پویا، جهت‌گیری کارآفرینانه و سیستم‌های مشتری‌محور را پیشنهاد می‌کند. داده‌های تجربی این مطالعه از طریق یک نظرسنجی دیجیتالی و با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند از شرکت‌های کوچک و متوسط در ایران گردآوری شده است. تجزیه‌وتحلیل داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختار انجام شده و نتایج به نقش قابلیت‌های پویا و جهت‌گیری کارآفرینانه در تسهیل پذیرش هوش مصنوعی در تجارت الکترونیک اشاره دارد. داده‌های این مطالعه با توزیع یک پرسشنامه اینترنتی برای نمونه‌ای متشکل از 183 تصمیم‌گیرنده و مسئول در شرکت‌های کوچک و متوسط در ایران که در تجارت الکترونیک کار می‌کنند، جمع‌آوری شد. این پژوهش تأثیر مثبت پذیرش هوش مصنوعی بر عملکرد تجاری شرکت‌های کوچک و متوسط را تأیید می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهند که پذیرش هوش مصنوعی در تجارت الکترونیک ارتباط معناداری با بهبود عملکرد تجاری شرکت‌های کوچک و متوسط دارد. همچنین، این پژوهش بر نقش محوری قابلیت‌های پویا و جهت‌گیری کارآفرینانه در پیشبرد پذیرش هوش مصنوعی در بخش تجارت الکترونیک تأکید دارد، که به نوبه خود می‌تواند به بهبود عملکرد تجاری کمک کند. این نتایج بر اهمیت توسعه قابلیت‌های فناورانه و رویکردهای نوآورانه در شرکت‌های کوچک و متوسط برای بهره‌برداری مؤثر از هوش مصنوعی و دستیابی به رشد و موفقیت تأکید می‌کند.

مقاله پژوهشی (کمی) مدیریت بازاریابی

تاثیر تجربه حسی برند بر وفاداری به برند با تأکید بر پیشران های ارزش ویژه برند، رضایت مشتری و تعهد عاطفی مشتریان

صفحه 84-105

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.485677.1060

سید مجید محمدنژاد، مراد رضایی دیزگاه

چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر تجربه حسی برند بر وفاداری به برند با تأکید بر پیشران های ارزش ویژه برند، رضایت مشتری و تعهد عاطفی مشتریان انجام شد. نوع پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی است.مورد مطالعه این پژوهش را زبان آموزان کانون زبان ایران–گیلان به تعداد 750 نفر تشکیل دادند.تعداد 261 نفر بر اساس جدول کرجسی و مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و به پرسشنامه های تحقیق پاسخ دادند.روایی پرسشنامه ها براساس روایی صوری،محتوا و تحلیل عاملی تاییدی مورد تأیید قرار گرفت.پایایی پرسشنامه ها به روش ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد و مورد تأیید قرار گرفت.تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی مشتمل بر الگوسازی معادلات ساختاری توسط نرم افزار آماری اسمارت پی.ال.اس انجام گرفت. نتایج نشان داد تجربه حسی برند بر تعهد عاطفی مشتریان با ضریب مسیر(0.472) تاثیر معناداری دارد. تجربه حسی برند بر رضایت مشتریان با ضریب مسیر(0.575) تاثیر معناداری دارد. تجربه حسی برند بر ارزش ویژه برند با ضریب مسیر(0.264) تاثیر معناداری دارد.ارزش ویژه برند بر وفاداری مشتریان به برند با ضریب مسیر(0.736) تاثیر معناداری دارد.تعهد عاطفی بر ارزش ویژه برند با ضریب مسیر(0.207) تاثیر معناداری دارد.رضایت مشتری بر ارزش ویژه برند با ضریب مسیر(0.274) تاثیر معناداری دارد. تعهد عاطفی و رضایت مشتری در تاثیرگذاری تجربه حسی برند بر ارزش ویژه برند نقش میانجی دارند.

مقاله پژوهشی (آمیخته ) مدیریت کسب و کار

شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر توسعه کسب وکارهای مبتنی بر اینترنت اشیا

صفحه 106-126

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.528979.1097

زهرا قنبری قشلاقی، بیژن رضایی، یوسف محمدی فر

چکیده هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر توسعه کسب‌وکارهای مبتنی بر اینترنت اشیا (IOT) در ایران است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی است وبه لحاظ روش شناسی، از نوع توصیفی پیمایشی است.. پژوهش حاضر به روش تحلیل محتوا و در دو مرحله کیفی و کمی انجام شد. در مرحله کیفی، با بهره‌گیری از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته با 8 نفر از خبرگان حوزه فناوری اطلاعات در پارک‌های علم و فناوری کرمانشاه، و اساتید در دانشگاه‌های مرتبط مشغول به فعالیت بودند، داده‌های موردنیاز جمع‌آوری و تحلیل شدند. دراین مرحله 6 دسته عامل اصلی شامل عوامل مالی-اقتصادی، فناوری، فرهنگی- اجتماعی، سیاسی- قانونی، انسانی، و مدیریتی و هم‌چنین 22 زیر معیار شناسایی شدند. در مرحله کمی، با استفاده از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی(AHP) و نرم افزار Expert Choice ، عوامل اولویت بندی شدند. یافته های پژوهش نشان داد در میان عوامل مؤثر بر توسعه کسب‌وکارهای مبتنی بر اینترنت‌اشیا، عامل مالی–اقتصادی بالاترین اولویت را دارد و عامل مدیریتی پایین‌ترین اولویت را به خود اختصاص داد. مقایسه نتایج این پژوهش با پژوهش‌های پیشین نشان‌دهنده هم‌خوانی با یافته‌های جهانی است و همان‌طور که در ایران چالش‌هایی مانند هزینه بالای تجهیزات به دلیل تحریم‌ها، ضعف زیرساخت‌های شبکه و کمبود آگاهی، موانع بهبود این فناوری هستند مطالعات جهانی نیز نشان‌دهنده اهمیت سرمایه گذاری در فناوری و آموزش است ؛ اگرچه در ایران عوامل اقتصادی به دلیل شرایط خاص بازار برجسته‌تر است. در نهایت، پیشنهادات شامل جذب سرمایه گذاران خطرپذیر، تقویت شهرهای هوشمند، و تقویت زیر‌ساخت‌ها ارائه شد.

مقاله پژوهشی( کیفی ) مدیریت بازاریابی

طراحی مدل بازاریابی اینفلوئنسرها مبتنی بر رفتار مصرف گنندگان محصولات کوهنوردی با رویکرد داده بنیاد

صفحه 127-148

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.520031.1086

مهدی خداپرست، پیمان عمادی

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل بازاریابی اینفلوئنسرها مبتنی بر رفتار مصرف‌کنندگان محصولات کوهنوردی با رویکرد داده بنیاد بود . روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه زمینه‌ای انجام شد. جامعه آماری شامل خبرگان حوزه ارزیابی بازاریابی اینفلوئنسرها، اعضای هیئت علمی، بازاریابان و تولیدکنندگان محصولات کوهنوردی بود. نمونه‌گیری به صورت هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع داده‌ها انجام شد و ۱۲ نفر برای مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته انتخاب شدند. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از روش گراندد تئوری (داده بنیاد) صورت گرفت. یافته‌ها نشان داد که ۴۶ کد اولیه در قالب ۱۵ مقوله اصلی استخراج شدند که عبارت‌اند از: اعتبار و تخصص درک‌شده، همسویی ارزشی، کیفیت و صداقت محتوا، ویژگی‌های جامعه کوهنوردی، ماهیت محصولات کوهنوردی، اشباع تبلیغاتی در شبکه‌های اجتماعی، تجربه قبلی مصرف‌کننده، میزان دانش و تخصص شخصی، ریسک درک‌شده، راستی‌آزمایی متقابل، ارتباط مستقیم و مشاهده، بهره‌گیری از اینفلوئنسرهای با سابقه، افزایش یا کاهش اعتماد به اینفلوئنسر، تغییر نگرش نسبت به برند، و تصمیم به خرید یا عدم خرید. نتایج نشان داد تأثیر اینفلوئنسرها بر رفتار مصرف‌کنندگان، بسته به ویژگی‌های جمعیت هدف مانند کودکان، نوجوانان، زنان و مردان، بسیار عمیق و اساسی است. یافته‌ها می‌توانند به برندها و بازاریابان کمک کنند تا با شناسایی معیارهای مؤثر، تعامل مؤثرتر با مخاطبان ایجاد کرده و استراتژی‌های بازاریابی مبتنی بر اینفلوئنسر را بهبود بخشند.

مقاله پژوهشی (کمی) مدیریت کسب و کار

بررسی تاثیر استراتژی مدیریت دانش بر کاهش ترومای سازمانی با توجه به متغیر میانجی هوش هیجانی در کسب و کارهای کوچک و متوسط

صفحه 149-171

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.522461.1090

محمد ناجی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر استراتژی‌های مدیریت دانش برای کاهش ترومای سازمانی با توجه به متغیر میانجی هوش هیجانی در کسب و کارهای کوچک و متوسط شهرستان انار انجام شده است. این پژوهش از لحاظ هدف یک تحقیق کاربردی و از نظر نوع و ماهیت یک تحقیق توصیفی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 250 نفر از کارکنان کسب و کارهای کوچک و متوسط شهرستان انار می‌باشد که به دلیل محددیت نسبی جامعه اماری تمام اعضای آن به عنوان نمونه انتخاب و به روش سرشماری پرسشنامه در بین آنان توزیع وجمع آوری گردید. برای تعیین روایی پرسشنامه‌ها، از شاخص نسبت روایی محتوایی (CVR) و شاخص روایی محتوایی (CVI) استفاده شد. و در نهایت برای تعیین پایایی پرسشنامه‌ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. به منظور بررسی فرضیات تحقیق از مدل سازی معادلات ساختاری روش الگویابی معادلات ساختاری (SEM) با کمک نرم افزار Smart PLS بهره گرفته شده است. براساس نتایج بدست آمده استراتژی مدیریت دانش بر کاهش ترومای سازمانی با توجه به متغیر میانجی هوش هیجانی در کسب و کارهای کوچک و متوسط تاثیر معناداری دارد.

مقاله پژوهشی (کمی) مدیریت کسب و کار

بررسی عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی دیجیتال و راه‌اندازی استارت‌آپ‌های ورزشی در ایران

صفحه 172-193

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.529483.1099

پژمان گل آرا، فهیمه ادیب صابر، مهران نصیری

چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر توسعه کارآفرینی دیجیتال و راه‌اندازی استارت‌آپ‌های ورزشی در ایران می‌باشد. روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی و مبتنی بر رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش را اساتید دانشگاهی و خبرگان حوزه کارآفرینی ورزشی و استارت‌آپ‌ها تشکیل دادند. تعداد نمونه براساس تعداد قابل کفایت جهت مدلسازی در نرم‌افزار پی‌ال‌اس به تعداد 10 تا 20 برابر تعداد متغیر دارای بیشترین سوال (توسعه کارآفرینی دیجیتال و راه‌اندازی استارت‌آپ‌ها، 12 سوال) برآورد و انتخاب شد. از این بین 167 پرسشنامه به طور کامل پاسخ داده و وارد فرایند تحلیل شدند. برای ارزیابی روایی محتوایی از متخصصین علمی و اجرایی نظرخواهی شد. سپس پایایی ترکیبی و روایی سازه در مرحله نهایی با استفاده از نرم‌افزار پی.ال.اس بررسی و تایید شد. نتایج نشان داد که تکنولوژی و نوآوری مورد نیاز (74/0)،‌ انجام تحقیق و پژوهش جهت توسعه (40/0)،‌ دستیابی به سرمایه مورد نیاز (81/0)،‌ حمایت دولت و قوانین و مقررات (45/0)،‌ بازاریابی و دستیابی به مشتری (55/0) و شبکه‌سازی و همکاری‌های استراتژیک (63/0) اثر معنی‌داری بر توسعه کارآفرینی دیجیتال و راه‌اندازی استارت‌آپ‌ها دارند. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که راه‌اندازی استارت‌آپ‌ها بر پایه عوامل کلیدی متعددی استوار است که پیوند این عوامل نشان می‌دهد که موفقیت در کسب‌وکارهای دیجیتال مستلزم ایجاد یک اکوسیستم مؤثر است که در آن فرهنگ نوآوری و تأمین حمایت‌های لازم وجود داشته باشد و همچنین فرآیندهای جاری و متقابل بین این مؤلفه‌ها به کارآفرینان کمک می‌کند که به صورت پایدار در محیط رقابتی و پیچیده امروز موفق شوند.

مقاله پژوهشی (کمی) مدیریت منابع انسانی در مدیریت کسب و کار

تحلیل تاثیر فناوری های دیجیتال برتحول شیوه های مدیریت منابع انسانی در عصر دیجیتال

صفحه 194-212

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.543852.1131

مریم دولت ابادی

چکیده این مطالعه با هدف بررسی تأثیر فناوری‌های دیجیتال بر تحول شیوه‌های مدیریت منابع انسانی در دفتر مرکزی شرکت مخابرات تهران انجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران، کارشناسان و کارکنان منابع انسانی این شرکت بود که با سیستم‌های دیجیتال مدیریت منابع انسانی در تعامل بودند. از روش نمونه‌گیری ترکیبی استفاده شد که شامل نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای از 200 نفر در سه لایه سازمانی (کارکنان، کارشناسان منابع انسانی و مدیران) بود. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگ‌تر از 5/0 باشد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که کلیه فرضیات پژوهش مورد تایید قرار گرفته است. محدودیت اصلی مطالعه، تمرکز بر یک سازمان خاص بود که تعمیم‌پذیری نتایج را محدود می‌سازد. پیشنهاد می‌شود مطالعات آینده با نمونه‌گیری گسترده‌تر و در صنایع مختلف انجام پذیرد تا الگوهای جامع‌تری از تأثیر فناوری‌های دیجیتال بر تحول شیوه‌های مدیریت منابع انسانی ارائه شود.

مقاله پژوهشی (کمی) بازاریابی و استراتژی برند

تحلیل پویای ارزش برند در بازار لبنیات ایران: تأثیر تبلیغات چندکاناله و رقابت بر تداوم جایگاه برندهای پیشرو

صفحه 213-235

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.541615.1116

حبیب شهبازی

چکیده هدف این پژوهش، بررسی پویایی ارزش برند در بازار لبنیات ایران و تحلیل اثر تبلیغات چندکاناله، سهم بازار و شدت رقابت بر تداوم جایگاه برندهای پیشرو است. داده‌های تابلویی از پنج برند اصلی لبنیات در دوره ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، برای الگوسازی اثرات تبلیغات تلویزیونی و دیجیتال، سهم بازار و شدت رقابت همسایگی بر ارزش ادراک‌شده برند استفاده شدند. دو الگوی تجربی غیرپویا FE-2SLS و پویای System GMM برای تحلیل اثرات کوتاه‌مدت و بلندمدت این متغیرها به‌کار گرفته شد. نتایج نشان داد که تبلیغات تلویزیونی و دیجیتال اثر مثبت و معنی‌داری بر ارزش برند دارند. به‌طور خاص، ضرایب تبلیغات تلویزیونی برای شیر ۰۹۱/۰ و برای پنیر ۰۸۱/۰ به‌دست آمد، در حالی‌که تبلیغات دیجیتال به‌ترتیب ضرایب ۰۵۴/۰ و ۰۵۹/۰ داشت. همچنین، اثرات منفی اشباع تبلیغاتی و شدت رقابت همسایگی نیز در کاهش ارزش برند مشاهده شد؛ ضرایب اشباع تبلیغات برای شیر و پنیر به‌ترتیب ۰۱۱/۰- و ۰۱۰/۰- بود. علاوه بر این، سهم بازار، تأثیر مثبتی بر ارزش برند داشت، به‌طوری‌که ضرایب سهم بازار برای شیر ۰۲۳/۰ و برای پنیر ۰۲۰۱/۰ به‌دست آمد. همچنین، شاخص تمرکز بازار (HHI) در هر دو محصول اثر مثبت و معنی‌داری بر ارزش برند نشان داد. این نتایج نشان می‌دهند که برندهای با سهم بازار بالاتر می‌توانند از تبلیغات به‌طور مؤثرتری بهره‌برداری کنند. این یافته‌ها با ساختار نسبتاً متمرکز بازار لبنیات ایران و وفاداری مصرف‌کنندگان به برندهای پیشرو همخوان است. به‌طور کلی، تبلیغات متوازن و راهبردهای مبتنی بر سهم بازار و رقابت می‌توانند به پایداری و افزایش ارزش برند در کوتاه‌مدت و بلندمدت کمک کنند.

مقاله پژوهشی( کیفی ) مدیریت بازاریابی

طراحی مدل تجربه مشتری در صنعت خرده فروشی با تاکید بر خرده فروشی نسل 4.0

صفحه 236-259

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.550214.1170

مرتضی اعلمی، عبداله نعامی، فرزانه بیک زاده عباسی، اسکندر عبدالهی

چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل تجربه مشتری در صنعت خرده فروشی با تاکید بر خرده فروشی نسل 4.0 می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، بنیادی و رویکرد استقرایی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش داده بنیاد می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 16 نفر از استادان دانشگاه، مدیران فروشگاه‌های زنجیره‌ای می باشد. حجم نمونه با روش نمونه‌گیری، قضاوتی (هدفمند) و از نوع نمونه گیری نظری انجام شد و مصاحبه‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از کدگذاری باز، محوری و انتخابی و روش داده بنیاد از نرم افزار Maxqda استفاده گردید. طبق نتایج یافته ها مفاهیم در خرده مقوها ها شامل: شرایط علی (پیشرفت فناوری و ارزش آفرینی)؛ شرایط زمینه ای (عوامل انسانی و عوامل سازمانی) ؛ شرایط مداخله گر (عوامل عمومی و عوامل مرتبط با بازار)؛ پدیده محوری (تجربه مشتری)؛ راهبردها (پیاده سازی و به کارگیری خرده فروشی نسل ۴) و پیامدها (ایجاد ارتباط موثر با مشتری) دسته بندی شدند.

مقاله پژوهشی (آمیخته ) مدیریت منابع انسانی

اعتبار سنجی مدل مدیریت دانش بر اساس مدل سازمان بهره‌وری آسیایی(APO) در شرکت آب و فاضلاب استان فارس

صفحه 260-288

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.548435.1158

محمدحسن زمانی فرد، سنجر سلاجقه، محمد جلال کمالی، نوید فاتحی راد

چکیده هدف پژوهش حاضر اعتبارسنجی مدل مدیریت دانش بر اساس مدل سازمان بهره‌وری آسیایی در شرکت آب و فاضلاب استان فارس است. این پژوهش دارای رویکردی آمیخته و از نظر هدف، کاربردی است. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه بود. جامعه آماری در بخش کیفی شامل اساتید دانشگاه، صاحب‌نظران در زمینه مدیریت دانش و مدیران ارشد شرکت آب و فاضلاب می‌باشد حجم نمونه 17 نفر می‌باشد که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند؛ جامعه آماری در بخش کمی، شامل مدیران و کارشناسان شرکت آب و فاضلاب استان فارس به تعداد 2158 نفر بودند. حجم‌نمونه براساس جدول کوهن 256 نفر می‌باشد که به‌صورت طبقه‌ای انتخاب‌شده‌اند. در این پژوهش به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای NVIVO، EXCEL و SMART PLS استفاده گردید. نتایج حاصل از کدگذاری داده‌های کیفی منجر به استخراج 79 کُد اولیه، 30 مضمون‌پایه و 10 مضمون سازمان‌دهنده گردید نتایج معادلات ساختاری‌تفسیری نشان می‌دهد مضامین «اعتقاد به نوآوری در سازمان»، «ارتقا کارایی و بهره‌وری در سازمان» و «بهبود کیفیت‌سازمان» تاثیرپذیرترین و مضامین «راهبری زیرساخت‌های دانشی سازمان» و «جهت‌گیری توسعه‌ای به فرایندهای دانشی» تأثیرگذارترین مضامین مدل پژوهش هستند.

مقاله پژوهشی (کمی) مدیریت مالی و اقتصادی بازرگانی

ارائه مدل جامع مدیریت ریسک با توجه به نقش عدم اطمینان محیطی و شفافیت قانونی در صنعت بانکداری

صفحه 289-309

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.465112.1054

محمد هادی وزیری، مهدی محمدباقری، علی رئیس پور رجبعلی، محسن زاینده رودی، حمید رضا ملائی

چکیده این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل متغیرهای مؤثر بر الگوی مدیریت ریسک در صنعت بانکداری و بررسی نقش عدم اطمینان محیطی و شفافیت قانونی، این پژوهش انجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می‌باشد. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE)و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگ‌تر از 5/0 باشد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. نتایج نشان داد که مدیریت قوی نظارتی به عنوان عامل محرک اصلی بیشترین تأثیر را بر سایر متغیرها دارد و سایر ابعاد شامل پاسخگویی و مسئولیت‌پذیری، مراقبت از ریسک‌های اعتباری، کنترل محیط کسب‌وکار، شفافیت تسهیلات کلان بانکی و حفاظت از تصویر بانک در سطح پیوندی قرار دارند و تعامل پیچیده‌ای با یکدیگر دارند. یافته‌ها نشان می‌دهند که این متغیرها نقش کلیدی در ارتقای عملکرد مدیریت ریسک و کاهش اثرات منفی عدم اطمینان محیطی و کمبود شفافیت قانونی ایفا می‌کنند.

مقاله پژوهشی( کیفی ) سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی و بازاریابی

فرایند تحلیل شبکه (DANP) مدل توسعه پایدار مبتنی بر رویکرد مدیریت کوانتومی

صفحه 310-331

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.383336.1004

فاطمه هداوندی، اسداله مهرآراء، سیده شایسته واردی

چکیده هدف پژوهش حاضر فرایند تحلیل شبکه (DANP) مدل توسعه پایدار مبتنی بر رویکرد مدیریت کوانتومی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی - توسعه ای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از حیث شیوه اجرا، کمی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از مدیران شهرداری با سابقه 20 سال به بالا و رشته تخصصی آنان مدیریت شهری میباشد که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. برای جمع آوری داده های بخش دیمتل و فرایند تحلیل شبکه جهت اولویت بندی متغیرها از پرسشنامه استاندارد شده مقایسه زوجی AHPاستفاده شده و در جامعه آماری پژوهش توزیع و پس از تکمیل، گردآوری و تحلیل شد. برای اولویت بندی عوامل موثر از روش دنپ (ترکیب دیمتل و فرآیند تحلیل شبکه (ANP) استفاده شد. نتایج نشان داد توسعه زیرساخت‌های شهری، خود سازماندهی، حکمرانی و قانون‌گذاری شهری، دانش کوانتومی، ارتقای کیفیت زندگی، توسعه زیرساخت‌های اقتصادی، عدالت و مشارکت اجتماعی، ارتقای کیفیت زیست‌محیطی، به ترتیب در الویت اول تا هشتم قرار دارند.