دوره و شماره: دوره 5، شماره 2 - شماره پیاپی 13، تابستان 1405 
مقاله پژوهشی( کیفی ) مدیریت بازاریابی

طراحی مدل تحول راهبردهای بازاریابی B2B مبتنی بر هوش مصنوعی در شرکت‌های کوچک و متوسط

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.579440.1273

پرنا خالقی زنجانی، غلامرضا تیزفهم فرد، سحر ملا زینلی، محمود صمدی

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل تحول راهبردهای بازاریابی B2B مبتنی بر هوش مصنوعی در شرکت‌های کوچک و متوسط انجام شد. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و با رویکرد کیفی مبتنی بر استراتژی نظریه داده‌بنیاد طراحی گردید. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران بازاریابی، خبرگان هوش مصنوعی بودند. نمونه‌گیری به روش هدفمند انجام شد، فرآیند جمع‌آوری داده‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت که در نهایت با ۱۵ مصاحبه عمیق محقق شد. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA18 انجام پذیرفت. یافته‌ها نشان داد که عوامل علّی شامل ضرورت تحلیل داده‌های کلان رقابتی، تغییر الگوهای تصمیم‌گیری خریداران سازمانی و فشار برای کاهش هزینه‌های بازاریابی، نقش کلیدی در آغاز این تحول دارند. عوامل زمینه‌ای شامل بلوغ دیجیتال سازمان و کیفیت زیرساخت‌های داده‌ای، بستر لازم برای اجرای موفق بازاریابی هوشمند را فراهم می‌آورند؛ در حالی که محدودیت منابع مالی، پیچیدگی‌های فنی و مقاومت کارشناسان فروش سنتی به‌عنوان عوامل مداخله‌گر عمل می‌کنند. طبق نتایج، اتخاذ راهبردهایی مانند استقرار سیستم‌های مدیریت حساب هوشمند ، تحلیل‌های پیش‌بینانه و اتوماسیون محتوایی، موجب ارتقای پیامدهایی نظیر نرخ بازگشت سرمایه، وفاداری مشتریان کلیدی و کاهش چرخه فروش می‌گردد. این پژوهش چارچوبی نظام‌مند ارائه می‌دهد که به مدیران شرکت‌های کوچک کمک می‌کند تا با درک تعاملات پیچیده میان ابزارهای هوش مصنوعی و راهبردهای بازاریابی، مزیت رقابتی پایداری در بازارهای صنعتی کسب کنند.

مقاله پژوهشی( کیفی ) مدیریت بازاریابی

ارائه الگویی برای رتبه‌بندی شرکت‌های بیمه بر اساس ارزش ویژه برند

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.580780.1282

ابوالفضل آقادادی، علیرضا روستا، فرزاد آسایش

چکیده هدف این پژوهش ارائه الگویی برای رتبه‌بندی شرکت‌های بیمه بر اساس ارزش ویژه برند می باشد. این پژوهش از لحاظ اجرا به صورت کیفی و به روش تحلیل محتوا انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از خبرگان که شامل مدیران، کارشناسان و اعضای هیئت علمی می باشد که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و نمونه‌گیری تا اشباع نظری مقوله‌ها ادامه یافت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تحلیل داده ها ابتدا، با بهره‌گیری از روش کیفی و تکنیک تحلیل محتوا که شامل کد گذاری باز، کد گذاری محوری و کد گذاری انتخابی می باشد، مؤلفه‌های مرتبط با ارزش ویژه برند استخراج گردید سپس برای تجزیه و تحلیل ‎از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. یافته ها نشان داد که تعداد ۳۶ مؤلفه شناسایی و الگوی اولیه تدوین شد. بر اساس الگوی مفهومی نهایی، مهم‌ترین عوامل مؤثر بر ارزش ویژه برند در رتبه‌بندی شرکت‌های بیمه شامل: ویژگی‌های خدمات، ویژگی‌های مشتریان، عملکرد مالی، سودآوری، اعتبار و اعتماد عمومی، نوآوری و فناوری، سرمایه‌گذاری و دارایی‌های مالی، ویژگی‌های نمادین و منظر خدمات می‌باشند.

مقاله پژوهشی( کیفی ) سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی و بازاریابی

معماری سازه سرگرم‌کنندگی در تبلیغات مدرن؛شناسایی متغیرهای هسته‌ای با تحلیل هم‌رخدادی واژگان

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.578263.1259

محمدهادی هدایتی زفرقندی، میثم شفیعی

چکیده هدف پژوهش حاضر معماری سازه سرگرم‌کنندگی در تبلیغات مدرن؛ شناسایی متغیرهای هسته‌ای با تحلیل هم‌رخدادی واژگان می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف توصیفی و از حیث نوع کاربرد، توسعه‌ای است و با بهره‌گیری از رویکرد فراترکیب و به‌کارگیری فنون علم‌سنجی (تحلیل هم‌واژگانی و هم‌نویسندگی) انجام شده است. این پژوهش رویکردی ترکیبی شامل «مرور نظام‌مند») و «تحلیل شبکه هم‌رخدادی واژگان» بهره می‌گیرد تا معماری درونی سازه سرگرم‌کنندگی را بازتعریف کند. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از روش فراترکیب و برای ترکیب، خوشه‌بندی و تحلیل ساختاری مفاهیم استخراج‌شده، از رویکرد علم‌سنجی و نرم‌افزار VOSviewer استفاده شد. نتایج نشان داد که با واکاوی ۲۱۱ واحد واژگانی کلیدی استخراج‌شده از منابع معتبر علمی، ۹ متغیر بنیادین در ابعاد رفتاری و تجربی شناسایی و در قالب یک طبقه‌بندی جامع تبیین شدند. یافته‌های این مطالعه، ضمن نقد ناکارآمدی مدل‌های کلاسیک در تبیین پیچیدگی‌های مدرن تبلیغات، چارچوبی مبتنی بر شواهد برای عملیاتی‌سازی سازه فراهم می‌آورد. این پژوهش نه‌تنها سهمی در توسعه تئوری‌های رفتار مصرف‌کننده دارد، بلکه ابزاری راهبردی جهت طراحی و ارزیابی محتوای تبلیغاتی برای مدیران بازاریابی ارائه می‌دهد. نتایج این تحقیق مبنای مستحکمی برای پژوهش‌های تجربی آتی جهت سنجش اثرگذاری این ابعاد در محیط‌های پلتفرم‌محور فراهم می‌سازد.

مقاله پژوهشی( کیفی ) مدیریت کسب و کار

طراحی مدل بهبود تجاری‌سازی در صنعت PVC با تأکید بر نقش فناوری‌های نوظهور

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.585461.1312

علیرضا سالک، محمود احمدی شریف، موسی رضوانی چمن زمین، سید محمود هاشمی

چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل بهبود تجاری‌سازی در صنعت PVC با تأکید بر نقش فناوری‌های نوظهور می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و ازنظر رویکرد کیفی و از نظر چگونگی تحلیل داده‌ها اکتشافی می باشد. جامعه آماری پژوهش را 15 نفر از خبرگان حوزه صنعت PVC که شامل مدیران فنی و تولید کارخانجات، متخصصان فرمولاسیون و تحقیق‌وتوسعه، و اعضای هیئت علمی در حوزه پلیمر و مدیریت فناوری، تشکیل دادند، که با استفاده از روش نمونه گیری نمونه‌گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از رویکرد تحلیل تم و از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. نتایج نشان داد که کدهای اولیه استخراج‌شده در قالب پنج تم سازمان‌دهنده شامل «فشارهای محیطی بر تجاری‌سازی»، «قابلیت‌ها و ظرفیت‌های فناورانه»، «عوامل سازمانی و مدیریتی»، «فرآیندهای بازار و تجاری‌سازی» و «پیامدها و دستاوردهای تجاری‌سازی» طبقه‌بندی شدند. در نهایت، تم فراگیر پژوهش تحت عنوان «بهبود تجاری‌سازی توسط فناوری‌های نوظهور در صنعت PVC» شناسایی گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، ارتقای ظرفیت‌های فناورانه، تقویت مدیریت دانش، توسعه تعاملات بازارمحور و بهبود زیرساخت‌های سازمانی، نقش تعیین‌کننده‌ای در افزایش اثربخشی فرآیند تجاری‌سازی در صنعت PVC دارند. نتایج این پژوهش می‌تواند به‌عنوان چارچوبی کاربردی برای مدیران صنعتی، سیاست‌گذاران و فعالان حوزه پلیمر در جهت توسعه تجاری‌سازی محصولات و فناوری‌های نوآورانه مورد استفاده قرار گیرد.

مقاله پژوهشی (آمیخته ) مدیریت بازاریابی

شناسایی و اولویت‌بندی ابعاد و مولفه‌های به‌کارگیری بازاریابی دیجیتال در شرکت‌های دانش بنیان

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.564355.1220

الهه سلطانی، سعید مسعودی پور

چکیده هدف از پژوهش حاضر شناسایی و اولویت‌بندی چالش‌های به کارگیری بازاریابی دیجیتال در شرکت‌های دانش‌بنیان مستقر در استان های قم و مرکزی است و به روش پژوهش آمیخته و به‌صورت کیفی – کمی بوده است. داده های کیفی با استفاده از مرور ادبیات و مصاحبه‌های صورت گرفته با چهارده نفر از مدیران شرکت‌های دانش‌بنیان که با استفاده از روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی و تا رسیدن به اشباع نظری، به دست آمد. این داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون تحلیل شد تا مسائل شناسایی و دسته بندی شوند همچنین برای سازماندهی، کدگذاری و تحلیل کیفی داده‌ها از نرم‌افزار MAXQDA نسخه 2020 استفاده شد و 42 مسئله اولیه شناسایی شده در شش دسته کلی شامل مسائل شناختی و رفتاری مدیران، مسائل مالی و تأمین بودجه، مسائل مربوط به محتوا، مسائل منابع انسانی، مسائل ناظر به بازاریابی و مسائل تغییرات در سکوها و شبکه‌های اجتماعی دسته بندی شد. در مرحله دوم، ابتدا اقدام به غربالگری مسائل شد و برای این منظور از تکنیک دلفی فازی در نرم افزار Exel استفاده شد. نتیجه حاصل از غربالگری، 22 عامل نهایی است که جهت اولویت‌بندی از تکنیک مارکوس بهره گرفته شد. نتایج اولویت‌بندی نشان می‌دهد که ضعف در نگهداشت نیروی انسانی خبره و متخصص و عدم انجام تحقیقات بازاریابی متناسب با فضای دیجیتال دارای بیشترین اولویت بوده‌اند.

مقاله پژوهشی (کمی) مدیریت بازاریابی

ویژگیهای واقعیت افزوده و رفتار مشتری: نقش تعامل مشتری

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.582165.1296

محمد محمودی میمند، حسین تبیانیان، سعید آرزومند

چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر ویژگی‌های واقعیت افزوده بر رفتار مشتری با در نظر گرفتن نقش میانجی تعامل مشتری می باشد. این پژوهش بر اساس هدف، کاربردی و بر حسب روش جمع‌آوری اطلاعات از نوع تحقیقات توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری این تحقیق، کلیه مشتریان آنلاین شرکت پنبه ریز در شهر تهران به تعداد نامحدود می باشد. طبق جدول کرجسی مورگان تعداد نمونه آماری در جامعه نامحدود، 384 نفر در نظر گرفته شد که به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار اصلی جمع‌آوری اطلاعات، پرسشنامه می باشد. در بخش تحلیل داده‌ها، از آمار توصیفی و استنباطی برای آزمون فرضیه‌ها استفاده شد و تجزیه‌وتحلیل‌ها با نرم‌افزارهای SmartPLS 3 و SPSS 26 انجام گرفت. یافته‌های پژوهش نشان داد که ویژگی‌های واقعیت افزوده می‌تواند بر رفتار مشتری اثرگذار باشد و این اثر از طریق افزایش تعامل مشتری تقویت می‌شود. به بیان دیگر، هرچه کیفیت و ویژگی‌های واقعیت افزوده مطلوب‌تر باشد، سطح تعامل مشتری بیشتر شده و در نتیجه رفتارهای مثبت او در قبال محصول یا خدمات نیز افزایش می‌یابد. در نهایت، نتایج پژوهش تأکید می‌کند که به‌کارگیری واقعیت افزوده، می‌تواند ابزاری مؤثر برای جذب، درگیرسازی و هدایت رفتار مشتریان باشد و استفاده هدفمند از این فناوری می‌تواند به بهبود تجربه مشتری و تقویت پیامدهای رفتاری مطلوب منجر شود.

مقاله پژوهشی (آمیخته ) مدیریت منابع انسانی در مدیریت کسب و کار

ارائه الگوی ارتقاء شغلی و سازمانی مدیران میانی با رویکرد استراتژیهای شایسته سالاری

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.582375.1294

علی رئیس پور، پژمان عزیزی

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی ارتقاء شغلی و سازمانی مدیران میانی با رویکرد استراتژیهای شایسته سالاری می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، هدف کاربردی و از نوع تحقیقات توصیفی- اکتشافی می‎باشد. جامعة آماری پژوهش شامل 12 نفر از خبرگان و کارشناسان شرکت پتروشیمی بوشهر می باشد و روش نمونه گیری هدفمند می باشند. بر اساس جمع بندی مطالعات پیشین و برپایه داده های بدست آمده از پیاده سازی تکنیک دلفی در میان خبرگان پتروشیمی بوشهر چهار معیار استراتژی شایسته سالاری در جهت ارتقاء شغلی و سازمانی، تفکر شایسته سالاری، شایسته سازی سازمان و مدیریت استعداد شناسایی شد و با بهره گیری از رویکرد سلسله مراتبی، ابتدا با استفاده از این روش درخت سلسله مراتب تشکیل گردید و سپس معیارها با استفاده از نرم افزار اکسپرت چویس رتبه بندی شدند. نتایج این پژوهش نشان داد شایسته سالاری در مدیران و کارکنان در پتروشیمی بوشهر به ترتیب ذیل می باشد: استراتژی شایسته سالاری در جهت ارتقاء شغلی و سازمانی دارای ارزش 0.362، تفکر شایسته سالاری در جهت ارتقاء شغلی و سازمانی دارای ارزش 0.384، شایسته سازی سازمان دارای ارزش 0.152 و نهایتاً مدیریت استعداد دارای ارزش 0.102 می باشد، نرخ سازگاری 0.004 نیز در بازه مقبول قرار دارد. این نتایج می‎تواند تصمیم گیری های مدیران را متحول نموده و سبب تغییرات در نگرش آنها گردد.

مقاله پژوهشی( کیفی ) مدیریت منابع انسانی

تدوین سناریوی توسعه منابع انسانی با رویکرد آینده نگاری

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.583248.1305

مهدی آوینی، شمس السادات زاهدی، محمد منتظری

چکیده هدف این پژوهش تدوین سناریوی توسعه منابع انسانی پلیس راهور با رویکرد آینده نگاری می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل 14 از مدیران پلیس راهور می باشند. انتخاب افراد به روش هدفمند با ملاک حداقل 10 سال سابقه مدیریت و آشنایی کامل در این حوزه انجام گردید. برای تجزیه و تحلیل یافته از روش MICMAC وWizard Scenario استفاده شد. نتایج نشان داد 11 پیشران فناوری های نوین پلیس راهور، تحولات رفتاری و اجتماعی رانندگان، سیاست های اقتصادی پلیس راهور، بازنگری قوانین پلیس راهور، همگرایی جهانی در مدیریت ترافیک، چالش های جمعیتی و سالمندی، توسعه فرهنگ ترافیک، مطالبات عمومی از پلیس راهور، مدیریت شرایط اضطراری پلیس راهور، ایمنی ترافیک جاده ای، تحول پایدار مدیریت ترافیک بر تدوین سناریوی توسعه منابع انسانی پلیس راهور موثراست. همچنین بر اساس نتایج سناروویزارد، مجموعاً هشتاد و پنج سناریو پیش‌رو پلیس راهور است. با این حال، دو سناریو پیشرفت و توسعه و ارتقاء آگاهی به عنوان مهم‌ترین و محتمل‌ترین مسیرها برای تحقق اهداف معرفی شده‌اند که ارجحیت بالاتری نسبت به سایرین دارند.

مقاله پژوهشی( کیفی ) مدیریت استراتژیک

تعیین روابط و سطح‌بندی عوامل کنترل ریسک مطلوب زنجیره تامین آزمایشگاه های پزشکی با رویکرد ساختاری تفسیری

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.569528.1241

معصومه پاشاپور صوفی حسن، مهدی زکی پور، رضا محمدی، امیر محمدزاده

چکیده این تحقیق با هدف ارائه مدل دستیابی به کنترل ریسک مطلوب با مدیریت ریسک و شکست در زنجیره تامین آزمایشگاه های پزشکی انجام شد. اطلاعات مورد نیاز تحقیق برای مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM) جهت ارائه الگو از میان خبرگان یعنی 15 نفر از مدیران و کارشناسان عالی رتبه در آزمایشگاه های پزشکی در طول زنجیره تامین فعالیت بودند، گرداوری شد. در این تحقیق از مدل‌سازی ساختاری تفسیری برای ارائه مدل استفاده شد. نتایج تحلیل ساختاری تفسیری توسط مدل اکتشافی نشان داد که مدل اکتشافی پژوهش دارای 4 عامل اصلی و 13 عامل فرعی در چهار سطح شناسایی شدند. سطح چهارم شناسایی ریسک‌های زنجیره تأمین شامل ابعاد ریسک‌های مالی و قانونی، ریسک‌های کیفیت و ریسک‌های تأمین‌کننده و لجستیکی است. در سطح سوم تجزیه و تحلیل شکست و آثار آن شامل شناسایی نقاط ضعف؛ تحلیل آثار شکست و اولویت‌بندی ریسک‌ها قرار دارد. در سطح دوم بعد استراتژی‌های مقابله و مدیریت ریسک شامل تنوع تأمین‌کنندگان، برنامه‌ریزی اضطراری، کنترل کیفیت با فناوری اطلاعات قرار دارد. در نهایت عوامل و ابعاد در سه سطح قبلی در سطح یک موجب دستیابی به کنترل ریسک مطلوب با ابعاد کاهش ریسک و شکست، افزایش کارایی زنجیره تأمین، بهبود مستمر و نظارت بر عملکرد می گردد.

مقاله پژوهشی (کمی) بازاریابی و استراتژی برند

اعتبارسنجی مدل بازاریابی اجتماعی خدمات بانکداری با تأکید بر الگوهای رفتار مصرف‌کننده در بانک رافدین عراق

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.578955.1264

ابو الحسن مظفر محمد الکاظم، ناصر سیف الهی انار، قاسم زارعی، محمد باشکوه اجیرلو

چکیده هدف پژوهش حاضر، اعتبارسنجی مدل بازاریابی اجتماعی خدمات بانکداری با تأکید بر الگوهای رفتار مصرف‌کننده در بانک الرافدین عراق از طریق آزمون روابط ساختاری می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعهای، از نظر روش توصیفی ـ پیمایشی و با رویکرد کمی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 384 نفر مشتریان بانک رافدین عراق و به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. به‌منظور اعتبارسنجی مدل استخراج‌شده، پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته تدوین و در میان جامعه آماری توزیع شد. برای تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش از نرم افزار AMOS 20 و مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که در بانک رافدین عراق، شرایط زمینه‌ای بیشترین نقش را در شکل‌دهی به راهبردهای بازاریابی اجتماعی ایفا می‌کنند، در حالی که پدیده محوری (الگوهای رفتار مصرف‌کننده) نقش مکمل و تقویتی دارد. این الگو حاکی از آن است که موفقیت بازاریابی اجتماعی خدمات بانکداری در بستر عراق، بیش از آنکه صرفاً به شناخت رفتار مشتری وابسته باشد، به میزان انطباق راهبردها با واقعیت‌های فرهنگی، نهادی و ساختاری جامعه بستگی دارد.

مقاله پژوهشی (آمیخته ) سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی و بازاریابی

تحلیل مدل خط مشی سازمانی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی در شرکت مناطق نفت خیز

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.555464.1188

محمد علی نیک بخش، علی بحرکانی، مجتبی حیاتی، سعید بازویی

چکیده هدف پژوهش حاضر تحلیل مدل خط مشی سازمانی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی در شرکت مناطق نفت خیز می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، بنیادی –کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) از نوع اکتشافی می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 14 نفر از مدیران و خبرگان حوزه خط‌مشی گذاری اجتماعی و مسئولیت اجتماعی اعضا هیات علمی، مدیران شرکت مناطق نفت خیز که به صورت هدفمند و در بخش کمی شامل 191 نفر از مدیران و کارشناسان شرکت مس ایران صاحب‌نظر در حوزه مسئولیت اجتماعی شرکت و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گرداوری یافته ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی بر اساس روش داده بنیاد و از نرم افزار NVIVO ویراست 11 و در بخش کمی از نرم‌افزارهای SPSS و PLS استفاده شد. نتایج بخش کیفی نشان داد که مفاهیم استخراج‌شده شامل 89 کد باز، 30 کد محوری و 15 کد انتخابی می‌باشد که تشکیل‌دهنده مدل خط‌مشی‌های اجتماعی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی در شرکت ملی مس ایران هستند. نتایج بخش کمی نشان‌ می‌دهد شرایط علی مدل اجرای خط‌مشی‌های اجتماعی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی، عوامل زمینه‌ای مؤثر بر مدل اجرای خط‌مشی‌های اجتماعی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی، شرایط مداخله‌گر خط‌مشی‌های اجتماعی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی، پیامدهای مدل خط‌مشی‌های اجتماعی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی و راهبردهای خط‌مشی‌های اجتماعی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی مقوله‌های محوری تشکیل‌دهنده مدل خط‌مشی‌های اجتماعی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی هستند.

مقاله پژوهشی (آمیخته ) مدیریت بازاریابی

پیش‌بینی محصولات موردنیاز مشتریان تجارت الکترونیک از الگوریتم های‌ یادگیری‌ ماشین‌ در شرکت‌ فرآورده‌های‌ گوشتی‌ کاله

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.569389.1240

احمد فیروزی، حمیدرضا رضوی، سعید امامقلی زاده، سید حسام الدین متولی، محمدرضا رضوی

چکیده این پژوهش با هدف پیش‌بینی محصولات مورد نیاز مشتریان تجارت الکترونیک در شرکت فرآورده‌های گوشتی کاله و با استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و با رویکردی کمی انجام گرفت. داده‌های مورد استفاده، شامل اطلاعات تاریخی خرید مشتریان آنلاین شرکت کاله بود که متغیرهای «قیمت محصول»، «حجم خرید وزنی گذشته»، «نوع محصول»، «دفعات خرید گذشته» و «میزان خرید ریالی گذشته» را در بر می‌گرفت. برای پیش‌بینی «محصول مورد نیاز» به عنوان متغیر خروجی، چهار الگوریتم یادگیری ماشین شامل شبکه عصبی مصنوعی، جنگل تصادفی، درخت تصمیم و K-نزدیک‌ترین همسایه پیاده‌سازی و با معیارهای دقت (Accuracy)، صحت (Precision)، فراخوانی (Recall) و F1-Score ارزیابی شدند. نتایج ارزیابی مدل‌ها نشان داد که الگوریتم شبکه عصبی مصنوعی با کسب بالاترین امتیاز در تمامی معیارهای ارزیابی ( دقت: 95.1%، صحت: 94.2%، فراخوانی: 95.9% و F1-Score: 95.5% ) ، نتایج نشان داد شبکه عصبی مصنوعی بهترین عملکرد را در پیش‌بینی محصولات مورد نیاز مشتریان دارد؛ مدل‌های پژوهش در محیط برنامه‌نویسی Python نسخه 3.x و با بهره‌گیری از کتابخانه‌های تخصصی Scikit-learn و Keras مبتنی بر TensorFlow پیاده‌سازی و اعتبارسنجی شدند. پس از آن، به ترتیب الگوریتم‌های جنگل تصادفی، درخت تصمیم و K-نزدیک‌ترین همسایه قرار گرفتند. همچنین، تحلیل اهمیت متغیرها نشان داد که «حجم خرید وزنی گذشته» و «دفعات خرید گذشته» بیشترین تأثیر را در پیش‌بینی مدل داشته‌اند. مدل پیشنهادی مبتنی بر شبکه عصبی مصنوعی، قابلیت تبدیل به یک سیستم توصیه‌گر محصول دقیق و کارآمد را برای شرکت کاله دارد. پیاده‌سازی این مدل می‌تواند با پیش‌بینی دقیق تقاضای آینده مشتریان، به بهینه‌سازی مدیریت موجودی، افزایش رضایت مشتری و در نهایت رشد فروش شرکت منجر شود.

مقاله پژوهشی (کمی) مدیریت بازاریابی

اعتبارسنجی عوامل موثر بر سیستم اطلاعاتی بازاریابی هوشمند در فروشگاه زنجیره‌ای رفاه

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.585563.1313

حافظ روستا سکه روانی، عبداله نعامی، علیرضا روستا، کیامرث فتحی هفشجانی

چکیده هدف این پژوهش اعتبارسنجی عوامل موثر بر سیستم اطلاعاتی بازاریابی هوشمند در فروشگاه زنجیره‌ای رفاه می باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و روش اجرای آن کمّی با رویکرد توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 384 نفر از مدیران و کارشناسان بازاریابی و فناوری اطلاعات شعب منتخب فروشگاه رفاه می‌باشد. نمونه‌گیری در این پژوهش از نوع تصادفی ساده می باشد. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه محقق‌ساخته استفاده شد. برای برازش مدل طراحی‌شده، از مدل‌سازی معادلات ساختاری با نرم‌افزار SmartPLS4 بهره گرفته شد. یافته‌های پژوهش حاکی از آنست که، استراتژی ارزش کسب‌وکار، مدیریت هوشمند محصول، تحلیل رفتار مشتری و روانشناسی خرید، ارتباطات هوشمندمشتری، لجستیک و زنجیره تامین پاسخگو، تجربه مشتری هوشمند ، فناوری‌ها و زیرساخت‌های داده، سنجش عملکرد و متریک‌ها، انطباق پذیری سازمانی، چارچوب اخلاقی و داده بر طراحی سیستم اطلاعاتی بازاریابی هوشمند تأثیر مثبت و معناداری وجود دارد . در نتیجه، طراحی و استقرار چنین سیستمی، نیازمند تلفیق هوشمندانه قابلیت‌های فناوری‌های پیشرفته تحلیلی با استراتژی کسب‌وکار، ملاحظات اخلاقی و آماده‌سازی بستر سازمانی است. این پژوهش چارچوبی عملیاتی را در اختیار مدیران فروشگاه زنجیره‌ای رفاه قرار می‌دهد تا با تبدیل داده‌ها به بینش عملی، نه تنها کارایی عملیاتی و سودآوری را افزایش دهند، بلکه نقش اجتماعی خود در تأمین مطلوب کالاهای اساسی جامعه را نیز به نحو احسن ایفا نمایند.

مقاله پژوهشی (کمی) بازاریابی و استراتژی برند

ارائه مدل هوش مصنوعی در بانک رافدین مبتنی بر تضمین تقویت قابلیت های بازاریابی

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.578952.1263

نغم خالد عبد الامیر الربیعی، حسین رحیمی کلور، محمد باشکوه اجیرلو، قاسم زارعی

چکیده بخش بانکداری در حال گذار از یک تحول بنیادین است که با ادغام هوش مصنوعی در فرآیندهای خدمات مالی بانک به پیش می‌رود. هوش مصنوعی کارایی عملیاتی، مدیریت ریسک و تعامل با مشتری را افزایش می‌دهد بدین منظور پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل هوش مصنوعی در بانک رافدین به همراه تضمین تقویت قابلیت های بازار یابی با استراتژی داده‌بنیاد پدیدار شونده انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش متشکل از پانزده نفر از مدیران و کارشناسان بانک رافدین و نخبگان دانشگاهی در کشور عراق بودند که به روش گلوله برفی انتخاب شدند و در پاسخگویی به سوالات مصاحبه‌های نیمه‌ساختار یافته مشارکت کردند. داده‌های جمع‌آوری شده با تکیه بر تاکتیک تحلیل محتوای پنهان در نرم‌افزار MAXQDA2024 در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها حاکی از تولید مفهوم مقوله‌های تطبیق‌پذیری هوش مصنوعی، پایداری هوش مصنوعی، تجربه استفاده از هوش مصنوعی، قابلیت هوش مصنوعی، آینده‌نگری بانک، دانش هوش مصنوعی و عملکرد اثربخش بانک بود که 10 فرضیه اصلی و جدید میان آن‌ها برقرار شد. نتایج نشان داد که قابلیت‌های بازاریابی هوش مصنوعی بیش از پیش در حال نمایان شدن هستند و پیشایندهای اصلی عملکرد اثربخش بانک رافدین در این مطالعه هستند.

مقاله پژوهشی (آمیخته ) سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی و بازاریابی

شناسایی و اولویت‌بندی عوامل موثر بر موفقیت و شکست اکوسیستم‌های پلتفرمی در شرکت‌های فناوری

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.582905.1298

شهرزاد وثوقی، احمد فروتن، محبوبه صالحی

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر موفقیت و شکست اکوسیستم‌های پلتفرمی در شرکت‌های فناوری می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی-توسعه‌ای و از نظر ماهیت، آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) می‎باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 15 خبرۀ صنعت و دانشگاه و در بخش کمی 12 خبره می باشد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته می‎باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‎ها در بخش کیفی از روش تحلیل تم در نرم‌افزار MAXQDA 2024 استفاده شد و در بخش کمی، از فرآیند تحلیل سلسله‌مراتبی فازی عوامل اولویت‌بندی شدند و از تحلیل حساسیت چهارسناریویی و آزمون‌های فریدمن و اسپیرمن برای تأیید استحکام نتایج، استفاده شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که 36 کد باز، 12 زیرمضمون و نهایتاً ۶ عامل موفقیت و ۶ عامل شکست شناسایی شد. نتایج در بخش کمی نشان داد که مهم‌ترین عوامل موفقیت به‌ترتیب «اثرات شبکه‌ای مثبت» (وزن ۰٫۳۸۲)، «حکمرانی شفاف و منصفانه» (۰٫۲۴۵) و «مدیریت مؤثر مکمل‌سازان» (۰٫۱۶۳) هستند. در مقابل، مهم‌ترین عوامل شکست عبارتند از «مهاجرت چندسکویی» (۰٫۳۵۱)، «مدل درآمدی ناپایدار» (۰٫۲۲۸) و «اثرات شبکه‌ای معکوس» (۰٫۱۷۵). نرخ ناسازگاری ماتریس‌ها (CR=0.05 برای موفقیت و CR=0.07 برای شکست) حاکی از پایایی مطلوب قضاوت‌هاست. چارچوب پیشنهادی سه‌لایه‌ای یکپارچه موفقیت (پیش‌نیازهای زیربنایی، محرک‌های اصلی، نگهدارنده) و شکست (بزرگترین تهدید، تهدیدهای ساختاری، تهدیدهای زمینه‌ای) ارائه گردید. مدیران پلتفرم‌ها باید تقویت اثرات شبکه‌ای مثبت، شفافیت حکمرانی و مقابله با مهاجرت چندسکویی را در اولویت قرار دهند.

مقاله پژوهشی (آمیخته ) سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی و بازاریابی

طراحی الگوی رقابت پلتفرم‌های استریم (سرویس‌های ویدیویی و صوتی مبتنی بر اشتراک) با تاکید برآینده مدیریت رسانه

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.582911.1299

فاطمه پیراوی ونک، سعید همتی الوندی

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی رقابت پلتفرم‌های استریم (سرویس‌های ویدیویی و صوتی مبتنی بر اشتراک) با تاکید برآینده مدیریت رسانه می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی)، با رویکرد ترکیبی اکتشافی متوالی می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 15 نفر از خبرگان حوزه مدیریت رسانه در ایران می‎باشد. جامعه اماری در بخش کمی شامل 378 نفر از کاربران فعال سرویس‌های استریم در ایران (فیلیمو، نماوا، شادآوا، بیپ‌تونز) می باشد و روش نمونه گیری در این پژوهش نمونه‌گیری در دسترس می باشد. ابزار گردآوری پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه می باشد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در بخش کیفی از کدگذاری (شامل سه مرحله مضامین پایه، سازماندهنده و فراگیر) و نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) استفاده شد. یافته‌ها نشان داد سه مدل رقابتی غالب شامل تولید محتوای اختصاصی بومی، بسته‌بندی با اپراتور تلفن همراه و مدل ترکیبی تبلیغات و اشتراک است. پدیده چند-میزبانی در بیش از سه‌چهارم کاربران مشاهده شد و همبستگی مثبت و معناداری با نرخ ریزش داشت. نتایج مدل‌سازی PLS نشان داد بسته‌بندی با اپراتور بیشترین تأثیر را در کاهش ریزش دارد. تحلیل کیفی هفت مقوله اصلی را شناسایی کرد. محتمل‌ترین سناریوهای آینده، ادغام و ائتلاف پلتفرم‌ها یا تثبیت پلتفرم‌های موجود است. نتیجه‌گیری می‌شود که مدیران رسانه باید ترکیبی از استراتژی‌های وفادارسازی را به کار گیرند و خود را برای مدیریت پلتفرم‌های یکپارچه و بزرگ‌مقیاس آماده سازند.