دوره و شماره: دوره 5، شماره 1 - شماره پیاپی 12، بهار 1405 
مقاله پژوهشی (کمی) مدیریت کسب و کار

تحلیل تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکت و زیرساخت مدیریت دانش بر عملکرد پایدار با توجه به نقش میانجی دوسوتوانی سازمانی

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.569101.1238

ایوب پژوهان، پیمان اکبری، محمدامین نوری

چکیده پژوهش حاضر باهدف تحلیل نقش واسطه ای دوسوتوانی سازمانی در تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکت و زیرساخت مدیریت دانش بر عملکرد پایدار شرکت انجام شد. پژوهش برمبنای هدف، کاربردی و از نظر روش، پیمایشی است. جامعه آماری را کلیه مدیران و کارشناسان ستادی شرکت دکتر تأمین به تعداد 300 نفر تشکیل داد. بر اساس روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و فرمول کوکران، تعداد 168 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ استاندارد بود که روایی آن با استفاده از نظرات متخصصان رشته مدیریت و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ تأیید شد. داده‌ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری در نرم‌افزار SmartPLS3 تجزیه وتحلیل شدند. یافته‌های پژوهش نشان داد که مقدار ضریب مسیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر دوسوتوانی سازمانی برابر 417/0، با میزان آماره T (081/5)؛ مقدار ضریب مسیر زیرساخت مدیریت دانش بر دوسوتوانی سازمانی برابر 379/0، مقدار ضریب مسیر مسئولیت اجتماعی بر عملکرد پایدار برابر 513/0، با میزان آماره T (980/11)؛ مقدار ضریب مسیر زیرساخت مدیریت دانش بر عملکرد پایدار برابر 439/0، مقدار ضریب مسیر دوسوتوانی سازمانی بر عملکرد پایدار برابر 571/0 بود که در سطح اطمینان 95 درصد معنی‌دار بودند. همچنین نتایج نشان داد که دوسوتوانی سازمانی می‌تواند اثر مسئولیت اجتماعی بر عملکرد پایدار را به‌میزان 751/0 میانجی‌ کند. افزون بر این، دوسوتوانی سازمانی می‌تواند اثر زیرساخت‌ مدیریت دانش بر عملکرد پایدار را به میزان 655/0 میانجی‌ کند. بر این اساس، ترویج فرهنگ سازمانی که ارزش‌های اجتماعی و زیست محیطی را تقویت کند و کارکنان را به شرکت در برنامه‌های مسئولیت اجتماعی شرکت تشویق نماید، سبب عملکرد پایدار شرکت خواهد شد.

مقاله پژوهشی( کیفی ) کار آفرینی

آزادکاری رویکردی نوین در کارآفرینی و کسب و کار؛ تحلیل مضمون مسیرها، چالش‌ها و توانمندسازی اقتصادی از طریق فریلنسری

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.564097.1219

علی سیاه کلاه، محمد حسین فروزانفر

چکیده هدف این پژوهش بر بررسی تجربیات و عوامل موثر در انتقال مسیرهای شغلی جوانان از کارمندی سنتی به آزادکاری متمرکز است. جامعه آماری این پژوهش شامل ۲۸ خبره ایرانی در حوزه آزادکاری می باشد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند با نمونه‌گیری هدفمند گردآوری شد و تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روش تحلیل این پژوهش کیفی تحلیل مضمون و چارچوب استاندارد براون و کلارک می باشد و کدگزاری و تحلیل ها از طریق نرم افزار Atlas.ti انجام شده است. تحلیل یافته‌ها شناسایی چهار بعد استراتژیک را نشان می‌دهد که رویکردی جامع برای درک آزاد کاری فراهم می‌سازد. بعد اول، عوامل دافعه و تصمیم‌گیری در انتقال شغلی؛ دوم، چالش‌های اقتصادی و مالی قابل‌توجه در فرآیند انتقال؛ سوم، توسعه مهارت‌ها و شبکه‌سازی حرفه‌ای؛ و چهارم، پیامدهای توانمندسازی اقتصادی برای جوانان. نتایج حاکی از آن است که انتقال از کارمندی به فریلنسری یک فرآیند پیچیده و چندلایه‌ای است که نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و هدفمند، توسعه و تقویت شبکه‌های اجتماعی و حرفه‌ای قوی، و ایجاد و تثبیت محیط سیاسی و دولتی حمایتی می‌باشد. چارچوب استراتژیکی جامع‌ ارائه‌شده در این پژوهش می‌تواند برای سیاست‌گذاران دولتی، کارآفرینان و سازمان‌های ذینفع، از جمله اتاق‌های بازرگانی و اتحادیه های کارگری، به‌عنوان راهنمایی علمی و کاربردی مفید باشد تا بتوانند از جوانان در این انتقال شغلی به‌درستی پشتیبانی کنند و شرایط بهتری برای توسعه فریلنسری و آزادکاری فراهم سازند.

مقاله مروری سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی و بازاریابی

واکاوی هوش مصنوعی در صنعت خودروسازی: تحلیل کتاب‌سنجی، مرور سیستماتیک و افق‌های آتی پژوهش

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.579268.1270

مجید درویش، سید حمید خداداد حسینی، فرشته منصوری موید، غلامرضا گودرزی

چکیده هدف این پژوهش واکاوی هوش مصنوعی در صنعت خودروسازی: تحلیل کتاب‌سنجی، مرور سیستماتیک و افق‌های آتی پژوهش می باشد. در این پژوهش، 179 مقاله‌ی بین المللی نمایه‌شده در پایگاه‌های وب آو ساینس و اسکوپس مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. روش تحقیق شامل دو مرحله بوده است: نخست، یک تحلیل کتاب‌سنجی با کمک نرم افزار Vosviewer به منظور شناسایی خوشه‌های موضوعی در ادبیات مرتبط با هوش مصنوعی و خودروسازی انجام شد. سپس، یک مرور سیستماتیک کیفی برای ارائه‌ی بینش عمیق‌تر درباره این خوشه‌ها صورت گرفته است. نتایج این پژوهش نشان داد که تمرکز قابل توجهی بر خودروهای خودران، یادگیری عمیق، و یادگیری ماشین به‌عنوان فناوری‌های کلیدی هوش مصنوعی وجود دارد. چهار خوشه‌ی موضوعی شناسایی شد که شامل اکوسیستم‌های خودرویی مبتنی بر هوش مصنوعی، فناوری‌های هسته‌ای هوش مصنوعی و امنیت، اتصال‌پذیری و مدیریت منابع، و فناوری‌های پیشرفته‌ی وسایل نقلیه هستند. به‌طور ویژه، ایمنی، بهینه‌سازی منابع، و چارچوب‌های قانونی به‌عنوان حوزه‌های کلیدی در این خوشه‌ها ظاهر شدند. این مطالعه چهار حوزه‌ی پژوهشی نوظهور را شناسایی کرده است که نقش مهمی در شکل‌دهی آینده‌ی هوش مصنوعی در صنعت خودروسازی خواهند داشت و فرصت‌های تحول‌آفرینی را برای رفع شکاف‌های موجود در دانش فراهم می‌کنند.

مقاله پژوهشی (آمیخته ) بازاریابی و استراتژی برند

رمزگشایی از مؤلفه‌های مخاطب‌محوری در هنر؛ رویکردی نو در شناسایی و پالایش شاخص‌ها با منطق فازی

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.576649.1255

آزاده صاحب الزمانی، ابوالفضل داودی رکن آبادی، نیره السادات مبینی پور، نوشین صفی یاری

چکیده هدف از پژوهش حاضر شناسایی نظام‌مند و پالایش مؤلفه‌های مخاطب‌محوری در عرصه هنر می باشد. این مطالعه با رویکرد ترکیبی (آمیخته) از نوع متوالی اکتشافی و در دو گام اصلی اجرا شد: در گام کیفی، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و نمونه‌گیری هدفمند، ۱۹ مقاله معتبر علمی مورد بررسی عمیق قرار گرفت و فرآیند کدگذاری با نرم‌افزار NVIVO به استخراج ۳۹ کد باز، ۹ مقوله محوری و ۴ مؤلفه هسته‌ای انجامید. در گام کمی، برای پالایش مؤلفه‌ها در بافت تخصصی هنر، از تکنیک غربال‌سازی فازی و نظرات ۱۲ نفر از خبرگان استفاده شد. داده‌ها با پرسشنامه محقق‌ساخته گردآوری و تحلیل گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که از میان ۳۹ شاخص اولیه، ۱۱ شاخص به عنوان مؤلفه‌های نهایی مخاطب‌محوری در هنر تأیید شدند که سه شاخص «سرمایه‌گذاری بر یادگیری مستمر و توسعه قابلیت‌ها»، «رعایت حریم خصوصی و اخلاق در استفاده از داده‌ها» و «شفافیت در اقدامات و ارتباطات» بالاترین درجه اهمیت را کسب کردند. این چارچوب با گذار از «هنر تولیدمحور» به «هنر اعتمادمحور»، افق جدیدی برای تعامل پایدار و معنادار هنرمندان و مدیران فرهنگی با مخاطبان در مواجهه با عدم قطعیت‌ها و پیچیدگی‌های آینده می‌گشاید.

مقاله پژوهشی (آمیخته ) ارزش آفرینی

ارائه الگوی مدیریت ارزیابی عملکرد زنجیره تامین داخلی با رویکرد ترکیبی دیمتل و تحلیل شبکه ای

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.434343.1047

علی رئیس پور، حبیب کلاه کج

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی مدیریت ارزیابی عملکرد زنجیره تامین داخلی با رویکرد ترکیبی دیمتل و تحلیل شبکه ای می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از لحاظ گردآوری اطلاعات تحقیقی‌- توصیفی می‎باشد. جامعه اماری پژوهش شامل 12 نفر خبرگان (٥ نفر از واحد لجستیک‌ داخلی‌ بیمارستان و نیز ٧ نفراز مدیریت‌ بیمارستان نمازی) می باشد. برای‌ تعیین‌ روابط‌ بین‌ ١٣ شاخص‌ ٥ مولفه‌ اصلی‌ زنجیره تامین‌ داخلی‌ بیمارستان با استفاده از روش دیمتل‌ تعیین‌ شدند. سپس‌ این‌ روابط‌ در مدل فرایند تحلیل‌ شبکه‌ ای‌ لحاظ شد و اوزان اهمیت‌ این‌ ١٣ شاخص‌ با استفاده از نرم افزار سوپر دسیژن مشخص‌ گردید؛ رتبه‌ ١٣ شاخص‌ به‌ ترتیب‌: عملکرد تکمیل‌ درمان بیمار در دسترسی‌ به‌ منابع‌ درمان کامل‌، عملکرد بدون تاخیر در درمان بیمار، زمان انتظار بیمار، زمان تامین‌ گنندگی‌ خدمات درمانی‌، بهره ارزش افزوده حرفه‌ ای‌، عملکرد عاری‌ از خطا در ایمنی‌ بیمار، ادامه‌ دار بودن فرایند تامین‌ درمان کلینیکی‌، قابل‌ اعتماد بودن و دسترسی‌ تامین‌ کنندگی‌ منابع‌ خدمات درمانی‌، ارتباط با بیمار، مدیریت‌ هزینه‌ لجستیک‌ کلی‌ در زنجیره تامین‌ درمان کلینیکی‌، قابل‌ اعتماد بودن سرمایه‌ گذاری‌ و رشد و در آمد فرایند درمان کلینیکی‌، افزایش‌ مهارت-های‌ کارکنان بیمارستان برای‌ جلوگیری‌ از خطا، توسعه‌ فرهنگ‌ سازمانی‌، مورد مطالعه‌ قرار گرفت‌. نتیجه‌ این‌ تحقیق‌ نشان داد که‌ زنجیره تامین‌ داخلی‌ بیمارستان بر بهبود عملکرد بیمارستان تاثیر مثبت‌، مستقیم‌ و معناداری‌ داردو نتایج‌ این‌ پژوهش‌ برای‌ مدیریت‌ بهینه‌ مدیران و درست‌ در اندرکاران مدیریت‌ و تصمیم‌ گیری‌ برای‌ بیمارستان ها بسیار مفید می‌ باشد.

مقاله پژوهشی (کمی) بازاریابی و استراتژی برند

ارائه مدلی جهت گونه‌شناسی رفتار مصرف‌کننده در مواجهه با پیام‌های بسته‌بندی در بازار عراق

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.578951.1262

حسن عبد الرزاق عبود، حسین رحیمی کلور، محمد باشکوه اجیرلو، قاسم زارعی

چکیده هدف این پژوهش ارائه مدلی جهت گونه‌شناسی رفتار مصرف‌کننده در مواجهه با پیام‌های بسته‌بندی در بازار عراق میباشد. این پژوهش از نظر هدف، یک مطالعه توسعه‌ای و از نظر شیوه جمع‌آوری اطلاعات پیمایشی و از نظر ماهیت، اکتشافی، و از لحاظ اجرا به صورت کمی و با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران، صاحبان و مدیران بازاریابی و تولید و همچنین مشتریان این محصولات در کشور عراق می باشد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 476 نفر و با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS 27 و SmartPLS4.0 استفاده گردید. یافته ها نشان داد که رنگ بسته‌بندی بر آگاهی زیست‌محیطی تاثیر دارد. رنگ بسته‌بندی بر ذخیره بسته‌بندی تاثیر دارد. رنگ بسته‌بندی بر نفوذ اجتماعی تاثیر دارد. رنگ بسته‌بندی بر انتخاب ارزش بسته‌بندی تاثیر دارد. اثر آگاهی زیست‌محیطی بر نفوذ اجتماعی تاثیر دارد. آگاهی زیست‌محیطی بر انتخاب ارزش بسته‌بندی تاثیر دارد. تصویر بسته‌بندی بر انتخاب ارزش بسته‌بندی تاثیر دارد. ذخیره بسته‌بندی بر انتخاب ارزش بسته‌بندی تاثیر دارد. اسکن سریع اطلاعات بر آگاهی زیست‌محیطی تاثیر دارد. اسکن سریع اطلاعات بر ذخیره بسته‌بندی تاثیر دارد. اسکن سریع اطلاعات بر نفوذ اجتماعی در تاثیر دارد. اسکن سریع اطلاعات بر انتخاب ارزش بسته‌بندی تاثیر دارد. رفتار جستجوی اطلاعات بر انتخاب ارزش بسته‌بندی تاثیر دارد. نفوذ اجتماعی بر انتخاب ارزش بسته‌بندی تاثیر دارد.

مقاله پژوهشی( کیفی ) مدیریت بازاریابی

ارائه الگوی کیفی نوآوری خدمات نوین بانکی مبتنی بر مدیریت دانش مشتری

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.578785.1261

نجمه دانشفر، مهدی روح الامینی، آزاده کیاپور، شیبا معصومی

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه یک الگوی کیفی برای نوآوری خدمات نوین بانکی مبتنی بر مدیریت دانش مشتری انجام شده است و با توجه به ماهیت اکتشافی و چندبعدی موضوع، از روش تحلیل مضمون برای شناسایی، تبیین و سامان‌دهی مؤلفه‌ها و ابعاد اصلی الگو بهره گرفته شد. این روش با تمرکز بر استخراج الگوهای مفهومی نهفته در ادبیات علمی، امکان ارائه چارچوبی منسجم، نظام‌مند و مبتنی بر شواهد را فراهم می‌آورد و زمینه مناسبی برای درک عمیق‌تر سازوکارهای مؤثر بر نوآوری خدمات بانکی ایجاد می‌کند. در این پژوهش، به منظور گردآوری و انتخاب ادبیات علمی مرتبط، از پایگاه‌های داده اسکوپوس، وب آو ساینس و گوگل اسکالر استفاده شد. در مرحله نخست، جستجوی گسترده‌ای در پایگاه‌های مذکور انجام گرفت و ۱۹۸ مقاله شناسایی گردید. پس از بررسی دقیق عنوان، چکیده و کلیدواژه‌ها، ۳۲ مقاله واجد شرایط برای کدگذاری و تحلیل کیفی انتخاب شد. فرایند تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از نرم‌افزار MAXQDA و از طریق مراحل کدگذاری و استخراج مضامین انجام گرفت. نتایج حاصل از تحلیل مضمون نشان داد که الگوی کیفی نوآوری خدمات نوین بانکی مبتنی بر مدیریت دانش مشتری بر پنج عنصر کلیدی استوار است. این عناصر شامل زیرساخت‌ها و قابلیت‌های فناورانه هوشمند، فرایندهای مدیریت دانش مشتری، نوآوری در طراحی و ارائه خدمات بانکی، هم‌آفرینی ارزش و تعاملات دانش‌محور با مشتری، و پویایی‌های محیطی و الزامات نهادی نوآوری بانکی می‌باشند. این عناصر در تعامل با یکدیگر، چارچوبی منسجم برای توسعه نوآوری خدمات بانکی فراهم می‌آورند و می‌توانند به‌عنوان مبنایی کاربردی برای مدیران و تصمیم‌گیرندگان بانکی در جهت ارتقای تجربه مشتری، افزایش مزیت رقابتی و تحقق نوآوری پایدار مورد استفاده قرار گیرند.

مقاله پژوهشی (آمیخته ) بازاریابی و استراتژی برند

واکاوی و بومی‌سازی مؤلفه‌های اصالت برند در صنعت بهداشت و درمان

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.569720.1251

پریسا ایمانی، شهناز نایب زاده، سیدحسن حاتمی نسب

چکیده هدف این پژوهش ارائه الگویی بومی در زمینه اصالت برند در صنعت بهداشت و درمان است؛ در این مطالعه ابتدا از طریق مرور سیستماتیک ادبیات و تحلیل محتوای کیفی با نرم‌افزار NVIVO، تعداد ۱۵ عامل اصلی اصالت برند شناسایی شده و در گام بعد، این مؤلفه‌ها با استفاده از روش دلفی و نظرسنجی از خبرگان دانشگاهی و صنعت (شامل ۱۲ نفر)، برای بستر خدمات درمانی ایران بومی‌سازی شده و ۱۲ عامل نهایی (از جمله شفافیت و صداقت، میراث ماندگار برند، اصالت وجودی و پایداری و مسئولیت اجتماعی برند) استخراج گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد که همخوانی میان ارزش‌های اعلام‌شده و عملکرد واقعی سازمان های درمانی، مبنای اصلی ادراک اصالت در ذهن بیماران است. این پژوهش با تمرکز بر مؤلفه‌های بومی‌سازی شده، چارچوبی علمی برای مدیران سازمان‌های فعال در حوزه سلامت ارائه می‌دهد تا با تغییر بنیادی تصمیم‌گیری‌ها از حالت شهودی، امکان تقویت اعتماد شبکه‌ای بیماران و ارتقای کیفیت تجربه درمانی را فراهم سازند.

مقاله پژوهشی (آمیخته ) مدیریت منابع انسانی در مدیریت کسب و کار

طراحی الگوی بهینه‌سازی همزیستی هوش مصنوعی و سرمایه انسانی در ارائه خدمات شهری

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.579081.1268

الله بخش خاشی، وحید پورشهابی

چکیده هدف این پژوهش، طراحی الگوی بهینه‌سازی همزیستی هوش مصنوعی و سرمایه انسانی در ارائه خدمات شهری به شهرداری‌های استان سیستان و بلوچستان بود. این پژوهش در دو فاز کیفی و کمی انجام شد. در فاز کیفی، از مطالعه اسناد و مدارک مصاحبه و تکنیک دلفی با کمک ۲۰ خبره برای کشف و طراحی مدل اولیه استفاده گردید. نرم‌افزار مورد استفاده در این بخش مکس‌کیودا بود. در فاز کمّی، داده‌های 300 نفر از کارکنان شهرداری‌های استان با پرسشنامه محقق‌ساخته گردآوری شد که روایی و پایایی آن مورد آزمون و تأیید قرار گرفت و با مدلسازی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است و شش سازه اصلی شامل عوامل زمینه‌ای، مؤلفه‌های هوش مصنوعی، مؤلفه‌های سرمایه انسانی، عوامل میانجی، راهبردهای همزیستی و پیامدهای مطلوب را در بر می‌گیرد. قوی‌ترین رابطه در مدل بین عوامل زمینه‌ای و مؤلفه‌های هوش مصنوعی با ضریب مسیر ۹۸/۰ مشاهده شد. این پژوهش الگوی بومی برای بهینه‌سازی همکاری انسان و هوش مصنوعی در شهرداری‌های مناطق کمتربرخوردار را ارائه می‌دهد.

مقاله پژوهشی( کیفی ) مدیریت بازاریابی

طراحی مدل داده‌بنیاد پذیرش اجتماعی فناوری خانه هوشمند در میان مصرف‌کنندگان عراقی

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.578973.1265

عبدالله عبدالکریم عباس السعدی، قاسم زارعی، محمد باشکوه اجیرلو، ناصر سیف‌اللهی

چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل داده‌بنیاد پذیرش اجتماعی فناوری خانه هوشمند در میان مصرف‌کنندگان عراقی می باشد. این پژوهش مبتنی بر پارادایم تفسیری و با رویکردی کیفی انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از متخصصان فناوری خانه هوشمند و اساتید دانشگاه با تخصص بازاریابی می باشند که به روش گلوله برفی انتخاب شدند و در پاسخگویی به سوالات مصاحبه‌ها مشارکت کردند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. داده‌های جمع‌آوری شده با تکیه بر تاکتیک تحلیل محتوای پنهان در نرم‌افزار MAXQDA2024 در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها حاکی از تولید مفهوم مقوله‌های پذیرش فناوری خانه هوشمند، ادراک اعتماد و امنیت، رفتارهای ادغام سبک زندگی، تصمیم گیری اقتصادی و پاسخ به تأثیر اجتماعی بود که 7 فرضیه اصلی و جدید میان آن‌ها برقرار شد. نتایج نشان داد که مقوله محوری «پذیرش اجتماعی فناوری خانه هوشمند»، یک سازه چندوجهی را در بر می‌گیرد که تحت تأثیر ابعاد شناختی، اجتماعی و نوآورانه قرار دارد

مقاله پژوهشی( کیفی ) مدیریت منابع انسانی در مدیریت کسب و کار

طراحی الگوی استقرار نظام منابع انسانی داده محور با استفاده از ابزارهای دیجیتالی و هوشمند

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.498298.1065

مهدی خداپرست، مریم کوره وند

چکیده هدف این پژوهش، طراحی الگوی استقرار نظام منابع انسانی داده محور با استفاده از ابزارهای دیجیتالی و هوشمند می‌باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، بنیادی و از لحاظ روش اجرا کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از صاحب‌نظران و خبرگان دانشگاهی، اعضای هیأت علمی و مدیران سازمان انتقال خون می باشند که به روش هدفمند و نظری (قضاوتی) انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه‌ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته از نرم‌افزار MAXQD استفاده شد. نتایج نشان داد که از طریق کدگذاری محوری، ۴۴ کد اولیه در قالب ۲۲ کد محوری دسته‌بندی شدند که بیانگر مفاهیم کلیدی و ساختاردهنده نظام منابع انسانی داده‌محور هستند. بررسی جامع عوامل مؤثر بر استقرار نظام منابع انسانی داده‌محور با استفاده از ابزارهای دیجیتالی و هوشمند نشان می‌دهد که این فرآیند یک تحول چندبعدی و راهبردی است که مستلزم توجه هم‌زمان به مجموعه‌ای از عوامل علّی (5 محور)، زمینه‌ای (4 محور)، مداخله‌گر (4 محور)، راهبردها (4 محور) و پیامدها (4 محور) می‌باشد. این تحقیق با ارائه الگوی یکپارچه و داده‌محور، نقش ابزارهای دیجیتال و هوشمند در بهبود فرآیندهای منابع انسانی و تصمیم‌گیری استراتژیک را برجسته کرده و می‌تواند راهنمای عملی و نظری ارزشمندی برای سازمان‌ها در مسیر تحول دیجیتال فراهم آورد.

مقاله پژوهشی( کیفی ) مدیریت مالی و اقتصادی بازرگانی

شناسایی ابعاد و مولفه های الگوی ارائه خدمات مبتنی بر فناوری مالی (فین تک) با رویکرد مشتری مداری در نظام بانکی ایران

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.579719.1276

محدثه جعفری مجد، محمد ملکی نیا

چکیده هدف این پژوهش شناسایی ابعاد و مولفه های الگوی ارائه خدمات مبتنی بر فناوری مالی (فین تک) با رویکرد مشتری مداری در نظام بانکی ایران بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی می باشد. ابزار جمع آوری داده ها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق در بخش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش میدانی، مدیران نظام بانکی بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری هدفمند انجام گردید. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبه ها در نرم‌افزار MAXQDA2020انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد که ابعاد و مولفه های الگوی ارائه شده شامل: زیر ساخت و قابلیت‌های فناوری(زیر ساخت دیجیتال، فناوری‌های نو ظهور مالی، امنیت سایبری و حریم خصوصی، یکپارچگی فناوری)، مشتری‌مداری(شناخت مشتری، تجربه مشتری، شخصی‌سازی خدمات، ارتباط و تعامل با مشتری)، خدمات مالی دیجیتال(تنوع خدمات فین‌تک و ابزارهای نوین، کیفیت خدمات دیجیتال، دسترس ‌پذیری خدمات، نوآوری در خدمات مالی)، ساختار و مدیریت بانکی(استراتژی تحول دیجیتال، فرهنگ نوآوری سازمانی، مسئولیت اجتماعی و پایداری بانکی)، محیط نهادی و مقرراتی(قوانین و مقررات فین‌تک،نظارت و تنظیم‌گری، حمایت نهادی) می باشد.

مقاله پژوهشی (آمیخته ) بازاریابی و استراتژی برند

ارائه چارچوب پیاده‌سازی هوش تجاری تقاضامحور مبتنی بر هوش مصنوعی در صنایع پوشاک

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.581635.1288

سمانه خطی، حسن مهرمنش، محمود محمّدی

چکیده هدف این پژوهش ارائه چارچوب پیاده‌سازی هوش تجاری تقاضامحور مبتنی بر هوش مصنوعی در صنایع پوشاک می‌باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش اجرا آمیخته (کیفی و کمّی) می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 17 نفر از اساتید دانشگاه‎ها، صاحب نظران،کارشناسان فروش و مدیران صنعت پوشاک و متخصصین هوش مصنوعی که با روش نمونه‌گیری هدفمند، انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی شامل 384 نفر از مدیران، کارشناسان ارشد، تحلیل‌گران داده، مدیران زنجیره تأمین و متخصصان فناوری اطلاعات در صنعت پوشاک و با روش تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از نرم افزار MaxQda2020 و در بخش کمّی از Spss, PLS استفاده شد. نتایج حاصل از کدگذاری داده ها با 675 کد اولیه به 461 کد پاکسازی رسید و در 214 کدمفهومی و 45 مقوله فرعی و 19 طبقه اصلی و 6 مقوله اصلی دسته بندی گردید. براساس مدل پارادایمی پژوهش عوامل علّی مانند: افزایش رقابت، تغییر نقش و رفتار مشتری و بازار، افزایش هزینه های داخلی و محدودیت منابع، می باشد. یادگیری و پایش مستمر و حفظ حریم خصوصی در این مسیر جزو مداخلات مثبت و عواملی مانند فقدان مهارت هوش مصنوعی، مقاومت در برابر تغییر و محدودیت های قانونی می توانند مداخلات بازدارنده ایجاد کنند. عوامل مذکور بر راهبردهایی مانند: رهبری تحول گرا، مدیریت حافظه سازمانی، سرمایه گذاری فناورانه تاثیر می‎گذارد. مدل نهایی منطبق با چالش های داخلی و ساختاری کسب و کارها می باشد.

مقاله پژوهشی (کمی) مدیریت منابع انسانی

الگویابی ساختاری تاثیر مدیریت منابع انسانی سبز بر رفتار سبز با نقش میانجی آگاهی زیست محیطی و نقش تعدیل کننده تعهد سبز مدیران

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.582536.1295

محبوبه راحت دهمرده، مصطفی طاهری، مهدیه تابلی

چکیده تحقیق حاضر به‌دنبال بررسی تأثیر مدیریت منابع انسانی سبز بر رفتار سبز با نقش میانجی آگاهی زیست‌محیطی و نقش تعدیل‌کننده تعهد سبز مدیران در صنایع غذایی زاهدان بوده است. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می‌باشد. جهت گردآوری داده‌های پژوهش از پرسشنامه‌های استاندارد بر اساس طیف ۵ درجه‌ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرها بزرگ‌تر از ۵/۰ برآورد گردید. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS و PLS3 استفاده شد. نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری با نرم‌افزار اسمارت پی‌ال‌اس نشان داد که مدیریت منابع انسانی سبز، آگاهی زیست‌محیطی و تعهد سبز مدیران همگی نقش مؤثری در تقویت رفتارهای سبز کارکنان و پیشبرد اهداف زیست‌محیطی سازمان دارند. همچنین آگاهی زیست‌محیطی به عنوان عامل میانجی و تعهد مدیران به عنوان متغیر تعدیل‌گر، مسیر نهادینه‌سازی رفتارهای سازگار با محیط‌زیست و پذیرش سبک زندگی شغلی پایدار را تسهیل و تقویت می‌کنند.د.

مقاله پژوهشی( کیفی ) مدیریت بازرگانی

ارائه مدل تأمین منابع مالی پایدار در فدراسیون‌های ورزشی ایران

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.564591.1224

فرزین لطف پوری، سمیرا علی آبادی، کورش ویسی

چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل تأمین منابع مالی پایدار در فدراسیون‌های ورزشی ایران می باشد. این پژوهش از لحاظ اجرا به صورت کیفی و به روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 17 نفر از نخبگان در حوزه مدیریت ورزشی و مدیریت فدراسیون های ورزشی می باشد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای گردآوری و تحلیل داده ها از روش داده بنیاد استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. برای تحلیل داده‎ها از نرم افزار24 MAXQDA استفاده گردید. یافته ها نشان داد تأمین منابع مالی پایدار در فدراسیون‌های ورزشی ایران به ‌عنوان پدیده اصلی، تحت تأثیر عواملی مانند وابستگی به بودجه دولتی، کمبود منابع مالی پایدار و فشار رقابت‌های منطقه‌ای و جهانی، در بستری از محدودیت‌های اقتصادی، ضعف مدیریتی و چالش‌های زیرساختی شکل می‌گیرد. عواملی مانند سیاست‌های دولت، نقش رسانه‌ها و قابلیت‌های سازمانی، شدت و جهت این تلاش را تعدیل می‌کنند. برای غلبه بر این چالش‌ها، اتخاذ راهبردهایی همچون تنوع‌بخشی به منابع مالی، تجاری‌سازی ورزش و تقویت برندینگ فدراسیون‌ها ضروری است. اجرای موفق این راهبردها منجر به پیامدهایی همچون استقلال مالی، توسعه زیرساخت‌ها و افزایش رقابت‌پذیری فدراسیون‌های ورزشی می‌شود که در نهایت رشد پایدار ورزش کشور را تضمین می‌کند.