ارائه مدل هوش مصنوعی در بانک رافدین مبتنی بر تضمین تقویت قابلیت های بازاریابی
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.578952.1263
نغم خالد عبد الامیر الربیعی، حسین رحیمی کلور، محمد باشکوه اجیرلو، قاسم زارعی
چکیده بخش بانکداری در حال گذار از یک تحول بنیادین است که با ادغام هوش مصنوعی در فرآیندهای خدمات مالی بانک به پیش میرود. هوش مصنوعی کارایی عملیاتی، مدیریت ریسک و تعامل با مشتری را افزایش میدهد بدین منظور پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل هوش مصنوعی در بانک رافدین به همراه تضمین تقویت قابلیت های بازار یابی با استراتژی دادهبنیاد پدیدار شونده انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش متشکل از پانزده نفر از مدیران و کارشناسان بانک رافدین و نخبگان دانشگاهی در کشور عراق بودند که به روش گلوله برفی انتخاب شدند و در پاسخگویی به سوالات مصاحبههای نیمهساختار یافته مشارکت کردند. دادههای جمعآوری شده با تکیه بر تاکتیک تحلیل محتوای پنهان در نرمافزار MAXQDA2024 در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها حاکی از تولید مفهوم مقولههای تطبیقپذیری هوش مصنوعی، پایداری هوش مصنوعی، تجربه استفاده از هوش مصنوعی، قابلیت هوش مصنوعی، آیندهنگری بانک، دانش هوش مصنوعی و عملکرد اثربخش بانک بود که 10 فرضیه اصلی و جدید میان آنها برقرار شد. نتایج نشان داد که قابلیتهای بازاریابی هوش مصنوعی بیش از پیش در حال نمایان شدن هستند و پیشایندهای اصلی عملکرد اثربخش بانک رافدین در این مطالعه هستند.
ارائه الگویی برای رتبهبندی شرکتهای بیمه بر اساس ارزش ویژه برند
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.580780.1282
ابوالفضل آقادادی، علیرضا روستا، فرزاد آسایش
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگویی برای رتبهبندی شرکتهای بیمه بر اساس ارزش ویژه برند می باشد. این پژوهش از لحاظ اجرا به صورت کیفی و به روش تحلیل محتوا انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از خبرگان که شامل مدیران، کارشناسان و اعضای هیئت علمی می باشد که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و نمونهگیری تا اشباع نظری مقولهها ادامه یافت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تحلیل داده ها ابتدا، با بهرهگیری از روش کیفی و تکنیک تحلیل محتوا که شامل کد گذاری باز، کد گذاری محوری و کد گذاری انتخابی می باشد، مؤلفههای مرتبط با ارزش ویژه برند استخراج گردید سپس برای تجزیه و تحلیل از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. یافته ها نشان داد که تعداد ۳۶ مؤلفه شناسایی و الگوی اولیه تدوین شد. بر اساس الگوی مفهومی نهایی، مهمترین عوامل مؤثر بر ارزش ویژه برند در رتبهبندی شرکتهای بیمه شامل: ویژگیهای خدمات، ویژگیهای مشتریان، عملکرد مالی، سودآوری، اعتبار و اعتماد عمومی، نوآوری و فناوری، سرمایهگذاری و داراییهای مالی، ویژگیهای نمادین و منظر خدمات میباشند.
شناسایی و اولویتبندی ابعاد و مولفههای بهکارگیری بازاریابی دیجیتال در شرکتهای دانش بنیان
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.564355.1220
الهه سلطانی، سعید مسعودی پور
چکیده هدف از پژوهش حاضر شناسایی و اولویتبندی چالشهای به کارگیری بازاریابی دیجیتال در شرکتهای دانشبنیان مستقر در استان های قم و مرکزی است و به روش پژوهش آمیخته و بهصورت کیفی – کمی بوده است. داده های کیفی با استفاده از مرور ادبیات و مصاحبههای صورت گرفته با چهارده نفر از مدیران شرکتهای دانشبنیان که با استفاده از روش نمونهگیری گلولهبرفی و تا رسیدن به اشباع نظری، به دست آمد. این داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون تحلیل شد تا مسائل شناسایی و دسته بندی شوند همچنین برای سازماندهی، کدگذاری و تحلیل کیفی دادهها از نرمافزار MAXQDA نسخه 2020 استفاده شد و 42 مسئله اولیه شناسایی شده در شش دسته کلی شامل مسائل شناختی و رفتاری مدیران، مسائل مالی و تأمین بودجه، مسائل مربوط به محتوا، مسائل منابع انسانی، مسائل ناظر به بازاریابی و مسائل تغییرات در سکوها و شبکههای اجتماعی دسته بندی شد. در مرحله دوم، ابتدا اقدام به غربالگری مسائل شد و برای این منظور از تکنیک دلفی فازی در نرم افزار Exel استفاده شد. نتیجه حاصل از غربالگری، 22 عامل نهایی است که جهت اولویتبندی از تکنیک مارکوس بهره گرفته شد. نتایج اولویتبندی نشان میدهد که ضعف در نگهداشت نیروی انسانی خبره و متخصص و عدم انجام تحقیقات بازاریابی متناسب با فضای دیجیتال دارای بیشترین اولویت بودهاند.
تعیین روابط و سطحبندی عوامل کنترل ریسک مطلوب زنجیره تامین آزمایشگاه های پزشکی با رویکرد ساختاری تفسیری
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.569528.1241
معصومه پاشاپور صوفی حسن، مهدی زکی پور، رضا محمدی، امیر محمدزاده
چکیده این تحقیق با هدف ارائه مدل دستیابی به کنترل ریسک مطلوب با مدیریت ریسک و شکست در زنجیره تامین آزمایشگاه های پزشکی انجام شد. اطلاعات مورد نیاز تحقیق برای مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) جهت ارائه الگو از میان خبرگان یعنی 15 نفر از مدیران و کارشناسان عالی رتبه در آزمایشگاه های پزشکی در طول زنجیره تامین فعالیت بودند، گرداوری شد. در این تحقیق از مدلسازی ساختاری تفسیری برای ارائه مدل استفاده شد. نتایج تحلیل ساختاری تفسیری توسط مدل اکتشافی نشان داد که مدل اکتشافی پژوهش دارای 4 عامل اصلی و 13 عامل فرعی در چهار سطح شناسایی شدند. سطح چهارم شناسایی ریسکهای زنجیره تأمین شامل ابعاد ریسکهای مالی و قانونی، ریسکهای کیفیت و ریسکهای تأمینکننده و لجستیکی است. در سطح سوم تجزیه و تحلیل شکست و آثار آن شامل شناسایی نقاط ضعف؛ تحلیل آثار شکست و اولویتبندی ریسکها قرار دارد. در سطح دوم بعد استراتژیهای مقابله و مدیریت ریسک شامل تنوع تأمینکنندگان، برنامهریزی اضطراری، کنترل کیفیت با فناوری اطلاعات قرار دارد. در نهایت عوامل و ابعاد در سه سطح قبلی در سطح یک موجب دستیابی به کنترل ریسک مطلوب با ابعاد کاهش ریسک و شکست، افزایش کارایی زنجیره تأمین، بهبود مستمر و نظارت بر عملکرد می گردد.
طراحی مدل تحول راهبردهای بازاریابی B2B مبتنی بر هوش مصنوعی در شرکتهای کوچک و متوسط
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.579440.1273
پرنا خالقی زنجانی، غلامرضا تیزفهم فرد، سحر ملا زینلی، محمود صمدی
چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل تحول راهبردهای بازاریابی B2B مبتنی بر هوش مصنوعی در شرکتهای کوچک و متوسط انجام شد. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و با رویکرد کیفی مبتنی بر استراتژی نظریه دادهبنیاد طراحی گردید. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران بازاریابی، خبرگان هوش مصنوعی بودند. نمونهگیری به روش هدفمند انجام شد، فرآیند جمعآوری دادهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت که در نهایت با ۱۵ مصاحبه عمیق محقق شد. تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی با استفاده از نرمافزار MAXQDA18 انجام پذیرفت. یافتهها نشان داد که عوامل علّی شامل ضرورت تحلیل دادههای کلان رقابتی، تغییر الگوهای تصمیمگیری خریداران سازمانی و فشار برای کاهش هزینههای بازاریابی، نقش کلیدی در آغاز این تحول دارند. عوامل زمینهای شامل بلوغ دیجیتال سازمان و کیفیت زیرساختهای دادهای، بستر لازم برای اجرای موفق بازاریابی هوشمند را فراهم میآورند؛ در حالی که محدودیت منابع مالی، پیچیدگیهای فنی و مقاومت کارشناسان فروش سنتی بهعنوان عوامل مداخلهگر عمل میکنند. طبق نتایج، اتخاذ راهبردهایی مانند استقرار سیستمهای مدیریت حساب هوشمند ، تحلیلهای پیشبینانه و اتوماسیون محتوایی، موجب ارتقای پیامدهایی نظیر نرخ بازگشت سرمایه، وفاداری مشتریان کلیدی و کاهش چرخه فروش میگردد. این پژوهش چارچوبی نظاممند ارائه میدهد که به مدیران شرکتهای کوچک کمک میکند تا با درک تعاملات پیچیده میان ابزارهای هوش مصنوعی و راهبردهای بازاریابی، مزیت رقابتی پایداری در بازارهای صنعتی کسب کنند.
اعتبارسنجی مدل بازاریابی اجتماعی خدمات بانکداری با تأکید بر الگوهای رفتار مصرفکننده در بانک رافدین عراق
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.578955.1264
ابو الحسن مظفر محمد الکاظم، ناصر سیف الهی انار، قاسم زارعی، محمد باشکوه اجیرلو
چکیده هدف پژوهش حاضر، اعتبارسنجی مدل بازاریابی اجتماعی خدمات بانکداری با تأکید بر الگوهای رفتار مصرفکننده در بانک الرافدین عراق از طریق آزمون روابط ساختاری می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعهای، از نظر روش توصیفی ـ پیمایشی و با رویکرد کمی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 384 نفر مشتریان بانک رافدین عراق و به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. بهمنظور اعتبارسنجی مدل استخراجشده، پرسشنامهای محققساخته تدوین و در میان جامعه آماری توزیع شد. برای تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش از نرم افزار AMOS 20 و مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان میدهد که در بانک رافدین عراق، شرایط زمینهای بیشترین نقش را در شکلدهی به راهبردهای بازاریابی اجتماعی ایفا میکنند، در حالی که پدیده محوری (الگوهای رفتار مصرفکننده) نقش مکمل و تقویتی دارد. این الگو حاکی از آن است که موفقیت بازاریابی اجتماعی خدمات بانکداری در بستر عراق، بیش از آنکه صرفاً به شناخت رفتار مشتری وابسته باشد، به میزان انطباق راهبردها با واقعیتهای فرهنگی، نهادی و ساختاری جامعه بستگی دارد.
