فناوریهای دیجیتال بر تحول شیوههای مدیریت منابع انسانی و پیامدهای آن بر نتایج کارکنان با رویکرد نظریه داده بنیاد
صفحه 1-20
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.559393.1208
غلامرضا تیزفهم فرد، محمود صمدی، سحر ملا زینلی، آرمین رجب زاده، سارا دودانگه
چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل کیفی تأثیر فناوریهای دیجیتال بر تحول شیوههای مدیریت منابع انسانی و پیامدهای آن بر نتایج کارکنان انجام شد. این مطالعه کاربردی و کیفی با رویکرد نظریه دادهبنیاد طراحی شد و دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با مدیران، کارشناسان منابع انسانی و کارکنان دارای تجربه تعامل با فناوریهای دیجیتال گردآوری شد. تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. یافتهها نشان داد که عوامل علّی شامل رهبری فناورمحور، حمایت مدیریتی از نوآوری و فرهنگ تصمیمگیری دادهمحور، نقش کلیدی در تسهیل تحول منابع انسانی دارند. عوامل زمینهای شامل فرهنگ یادگیری سازمانی و سطح سواد دیجیتال کارکنان بستر لازم برای اجرای موفق فرآیندهای دیجیتال را فراهم میآورند، در حالی که محدودیت منابع مالی، قوانین اداری و مقاومت کارکنان بهعنوان عوامل مداخلهگر عمل میکنند. راهبردهایی مانند توانمندسازی دیجیتال کارکنان، همکاری بین واحدی و توسعه زیرساختهای فناورانه موجب ارتقای بهرهوری، رضایت و تعهد کارکنان میشوند. پژوهش چارچوب نظری-عملی جامعی ارائه میدهد که سازمانها میتوانند با بهرهگیری از فناوریهای دیجیتال، شیوههای مدیریت منابع انسانی را بهطور مؤثر و پایدار پیادهسازی کنند.
توسعه و اعتبارسنجی الگوی بازاریابی کارآفرینانه با رویکرد استراتژیک نوآوری فناورانه در شرکتهای استارتاپی
صفحه 21-45
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.560823.1210
باقر باقریان کاسگری
چکیده پژوهش حاضر با هدف توسعه و اعتبارسنجی الگوی بازاریابی کارآفرینانه با رویکرد استراتژیک نوآوری فناورانه در شرکتهای استارتاپی انجام شد. از نظر هدف، پژوهش کاربردی–توسعهای و از نظر روششناسی، آمیخته با طرح اکتشافی متوالی است که در دو بخش کیفی و کمی اجرا گردید. در بخش کیفی، جامعه شامل اساتید بازاریابی، کارآفرینی و مدیران استارتاپها بود که بر اساس نمونهگیری نظری هدفمند و با معیارهایی چون سابقه علمی یا مدیریتی مرتبط، مشارکت در فرایند نوآوری و تمایل به همکاری، انتخاب شدند. پژوهشگر در مصاحبه نوزدهم با تکرار مفاهیم مواجه شد و برای جلوگیری از اشباع کاذب، دو مصاحبه تکمیلی انجام داد؛ در نهایت، ۲۱ نفر در این مرحله مشارکت داشتند. در بخش کمی، جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان استارتاپها بود که با روش تحلیل توان کوهن، حجم نمونه ۱۳۰ نفر تعیین و نمونهگیری بهصورت تصادفی ساده انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، مصاحبه نیمهساختاریافته و پرسشنامه محققساخته بود. تحلیل دادههای کیفی با روش دادهبنیاد اشتراوس و کوربین در سه مرحله کدگذاری انجام گرفت و نتایج در قالب مدل پارادایمی تنظیم شد. یافتهها نشان داد شرایط علی (انگیزش فرصتمحور بنیانگذاران، فشار رقابتی در اکوسیستم نوآوری، نارساییهای مدلهای بازاریابی سنتی و ظرفیتهای فناورانه استارتاپ) بر پدیده محوری بازاریابی کارآفرینانه اثرگذارند. پدیده محوری، شرایط زمینهای (ساختار سازمانی منعطف و فرهنگ سازمانی نوآفرین ) و شرایط مداخلهگر (موانع نهادی و زیرساختی اکوسیستم نوآوری) بر راهبردها و اقدامات (استراتژی نوآوری فناورانه) تاثیرگذارند. بر اساس این نتایج، رویکرد سیاستگذاری مناسب باید بر تقویت زیرساختهای نهادی، حمایت هدفمند از نوآوری فناورانه و ایجاد سازوکارهای تسهیلگر برای توسعه بازاریابی کارآفرینانه در سطح ملی متمرکز باشد تا امکان خلق مزیت رقابتی پایدار و مقیاسپذیری استارتاپها فراهم گردد.
تحلیل سیستم مدیریت پروژههای نوآوری باز در سازمان
صفحه 46-69
https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.565370.1221
محمد مرادی، علی اکبر حسنی، سید دانیال بیدگلی
چکیده هدف اصلی در این پژوهش آن است که سازمانها چگونه میتوانند از تجربه اجرای پروژههای پیشتاز در راستای ایجاد توانایی نظاممند برای مدیریت پروژههای نوآوری باز استفاده نمایند. فرایند نوآوری و سپس توسعه و تجاریسازی آنها در گذشته وابسته به منابع فکری درون سازمانی بوده است. امروزه پارادایم نوآوری باز شرکتها را دعوت میکند در کسبوکار خود از ایدهها و فناوریهای بیرونی بهره گیرند و به دیگران نیز اجازه میدهد تا از ایدههای نوآورانه آنها بهرهمند شوند. در پژوهش حاضر، مورد مطالعه سازمان صنایع الکترونیک ایران است که در زمینه نوآوری باز فعالیت میکند. بهعبارتدیگر، در گذشته بهوسیله فعالیتهایی از حالت نوآوری بسته به حالت نوآوری باز حرکت نموده است. در این پژوهش به بررسی چگونگی تأثیر نوآوری باز بر حوزه مدیریت گستره دانش پروژه با تأکید بر جنبههای مدیریت ریسک پروژه، مدیریت زمان پروژه، مدیریت منابع انسانی پروژه و مدیریت ارتباط پروژه پرداخته خواهد شد. بهمنظور گردآوری اطلاعات از اعضای جامعه آماری شامل متخصصان سازمان در حوزه مرتبط با مدیریت نوآوری، تعداد 15 نفر بهصورت هدفمند انتخاب و از یک پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. دادههای حاصل با استفاده از نرمافزار میکمک مورد تحلیل ساختاری قرار گرفته است. باتوجه به پلان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری در روش تحلیل ساختاری، متغیرهای کوتاهشدن زمان توسعه محصول، غنیسازی ارزیابیهای پروژه با جنبههای مختلف، ناکارآمدی در تولید و توزیع، سوءاستفاده از دارایی فکری و فیزیکی سازمان و مشکلات هماهنگی بهعنوان متغیرهای استراتژیک پژوهش شناسایی شدند که بر توسعه کندتر محصول، ورود سریعتر به بازار و متنوع بودن ریسک بهعنوان خروجیهای پژوهش تأثیر میگذارند.
تحلیل عوامل اثرگذار بر پیشبینی قیمت آتی زعفران در بورس کالای ایران
صفحه 70-88
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.567709.1232
سعاد رمضانی وانگاه، حمید رضا ملائی، امیرحسین تائبی نقندری
چکیده هدف پژوهش حاضر تحلیل عوامل اثرگذار بر پیشبینی قیمت آتی زعفران در بورس کالای ایران میباشد. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت از نوع، پس رویدادی می باشد. جامعه آماری شامل ۲۰ نفر از خبرگان حوزه اقتصاد کشاورزی، مدیران بورس کالا و فعالان بازار مشتقات کشاورزی می باشد که به روش هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند و این فرآیند تا زمانی ادامه یافت که به اشباع نظری برسد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه و پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل از روش دیمتل استفاده شد. یافته ها نشان داد که متغیرهایی نظیر نرخ تسهیلات اعتباری بخش کشاورزی، نرخ ارز، نرخ تورم، میزان صادرات و موجودی انبارها در گروه متغیرهای اثرگذار قرار دارند، در حالی که عواملی چون میزان تولید، یارانههای تخصیصیافته، هزینههای تولید، تقاضای جهانی و قوانین گمرکی جزو متغیرهای اثرپذیر محسوب میشوند. از لحاظ اولویتبندی اهمیت یارانههای تخصیصیافته و میزان تولید زعفران دارای بالاترین اهمیت؛ صادرات زعفران، نرخ تورم و نرخ ارز دارای اهمیت بالا؛ هزینههای تولید و شاخص خشکسالی اهمیت متوسط و تغییرات دمایی و شاخص قیمت تولیدکننده اهمیت کمتری می باشند.
تدوین سناریوی ماندگاری نیروی انسانی با رویکرد آینده نگاری
صفحه 89-109
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.567498.1231
حامد هادیان، یوسف احمدی، علیرضا فتحی زاده
چکیده پژوهش حاضر با هدف تدوین سناریوی ماندگاری نیروی انسانی با رویکرد آینده نگاری می باشد. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 18 نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران منابع انسانی بخش های دولتی سیرجان میباشد که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته از روش MICMAC و Wizard Scenario استفاده شد. نتایج نشان داد که از بین هشت مولفهی «تغییرات در بازار کار، تغییرات در فناوری، تغییرات در ارزش های کارکنان، تغییرات در ساختار سازمانی، تغییرات در انتظارات کارکنان، عوامل روانشناختی، عوامل اقتصادی، فرهنگ سازمانی و محیط کار» تغییرات در ارزش های کارکنان بیشترین تاثیرگذاری و فرهنگ سازمانی و محیط کار بیشترین تاثیر پذیری را از سایر عوامل دارند. همچنین مجموعاً هشت سناریو با سازگاری بالا برای آینده ماندگاری نیروی انسانی در بخش دولتی پیشرو است. با این حال، دو سناریو تعالی و ثبات نیروی انسانی (سناریوی بهینه و آرمانی) و تحول سازمانی موفق با استاندارد بالا (سناریوی محتمل، اما با خطر بوروکراسی و ماندگاری اجباری) به عنوان مهمترین و محتملترین مسیرها برای تحقق اهداف معرفی شدهاند که ارجحیت بالاتری نسبت به سایرین دارند.
بررسی پیش بینی قیمت گذاری سنگ آهن، با استفاده از روش شبکه عصبی پویا و روند اثرگذاری و اثرپذیری عامل ها
صفحه 110-130
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.547880.1155
یوسف ناجی، حمیدرضا ملایی، علی رئیس پور رجبعلی، مهدی محمدباقری
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی پیش بینی قیمت گذاری سنگ آهن، با استفاده از روش شبکه عصبی پویا و روند اثرگذاری و اثرپذیری عامل ها میباشد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از جنبه دادهها پیمایشی می باشد. جامعه آماری شامل قیمت روزانه سهام سنگآهن به مدت 2058 روز کاری است. نظر به اینکه نوسانات شدید قیمت سهام پیشبینی را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد؛ بنابراین نمونه آماری مورد استفاده در این تحقیق قیمتهای روزانه سهام سنگآهن در بازه زمانی ورود شرکتها به بورس کالا از تاریخ 01/01/1395 الی 29/12/1401 را در بر میگیرد. برای مدلسازی شبکه عصبی پویا از زبان برنامهنویسی Python همچنین برای اثرگذاری و اثرپذیری عامل ها از نرم افزار DEMATEL استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل شبکه عصبی پویا (LSTM) با توانایی بالا در مدلسازی اثرات غیرخطی متغیرهای کلان اقتصادی، بهترین عملکرد را در پیشبینی قیمت سنگآهن از خود نشان داد. این مدل پس از بهینهسازی پارامترها (۳ لایه و ۶۴ نرون)، به بالاترین ضریب تعیین (R2) برابر با 985/0 و کمترین ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) برابر با 051/0 دست یافت. تحلیل حساسیت حاکی از آن بود که قیمت فولاد مهمترین متغیر برای پیشبینی قیمت سنگآهن است. همچنین نتایج دیمتل نشان داد که نرخ بهره قویترین عامل پیشایند (تأثیرگذار) در سیستم اقتصادی است، در حالی که تولید سنگآهن قویترین عامل پسایند (تأثیرپذیر) محسوب میشود. این یافتهها تأکید میکنند که قیمت سنگآهن به شدت تابعی از شرایط کلان مالی و اقتصادی است و شبکه عصبی پویا ابزار برتری برای پیشبینی آن بهشمار میرود.
شناسایی اثرگذارترین و اثرپذیرترین ابعاد مدل بومی جانشینپروری متناسب با فرهنگ سازمانی در گروه صنعتی بارز
صفحه 131-148
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.533752.1105
محمد ضیائی آبکنار، سنجر سلاجقه، محمد جلال کمالی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی اثرگذارترین و اثرپذیرترین ابعاد مدل بومی جانشینپروری متناسب با فرهنگ سازمانی در گروه صنعتی بارز میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی می باشد. جامعه آماری پژوهش را 15 نفر از مدیران ارشد، کارشناسان منابع انسانی و اعضای هیئت مدیره گروه صنعتی بارز تشکیل دادند. نمونهگیری به روش هدفمند و با استفاده از تکنیک گلوله برفی انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. برای تجزیهوتحلیل از روش دیمتل، استفاده شد. نتایج نشان دادکه ده عامل موثر یعنی ارزشها و نگرشهای سازمانی، فرهنگ یادگیری و توسعه، تعامل و همکاری سازمانی، فرآیندها و ساختار سازمانی، توسعه مهارتها و منابع انسانی، سیستمهای انگیزشی و مشارکت، انعطافپذیری و مدیریت دانش، ویژگیهای فردی و شخصیتی، مهارتهای حرفهای و مدیریتی و انعطافپذیری و توان مدیریتی توسط خبرگان تأیید شدند. یافته ها نشان داد شاخص تعامل و همکاری سازمانی اثرپذیرترین شاخص و نیز ویژگیهای فردی و شخصیتی اثرگذارترین شاخص می باشد.
بررسی الگوهای ذهنی خبرگان در کاربست تکنولوژی بلاکچین در سازمان های دولتی با استفاده از روش شناسی کیو
صفحه 149-166
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.559255.1201
زهرا مهمی، محمد قاسمی، باقر کرد، علی اصغر تباوار، عبدالمجید ایمانی
چکیده هدف این تحقیق بررسی الگوهای ذهنی خبرگان در کاربست تکنولوژی بلاکچین در سازمان های دولتی با استفاده از روش شناسی کیو می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از اجرا به روش آمیخته انجام شد. جامعه آماری پژوهش را مدیران سازمانهای دولتی تشکیل میدهند که با استفاده روش نمونهگیری هدفمند و بر مبنای اصل کفایت نظری 19 نفر بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. با توجه به رویکرد پژوهش در بخش کیفی ابتدا با 19 مصاحبه فضای گفتمان حاصل شد و با استفاده از دیدگاهها و نظرات آنها نمونه، گزینه کیو و در نهایت مجموعه کیو بهدست آمد. سپس در بخش کمی پژوهش با بهرهگیری از Spss دادههای بهدست آمده از بخش کیفی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که شفافیت، افزایش بهره وری، افزایش قابلیت چابکی، جلوگیری از فساد، ارتقاء سطح اعتماد، بهبود رای گیری الکترونیکی، مدیریت هویت ایمن و بهبود نوآوری هشت الگوی ذهنی مدیران در راستای تکنولوژی بلاکچین در سازمان های دولتی می باشند.
نقش بازایابی عصب پایه در بازاریابی دیجیتال
صفحه 167-183
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.573144.1245
احسان علی تنلو، علی نظیری فیروزسالاری، حکیمه نیکی اسفهلان
چکیده این مطالعه با هدف بررسی نقش بازایابی عصب پایه در بازاریابی دیجیتال انجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق مشتریان فروشگاههای اینترنتی فعال در استان تهران بودند. که با روش نمونه گیری تصادفی ساده و فرمول کوکران 384 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شدند. جهت گردآوری دادههای پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که ابعاد بازاریابی عصب پایه ( علاقه و مشارکت، دانش و آگاهی و اخلاق) بر بازاریابی دیجیتال تاثیر دارند.
واکاوی ابعاد و مولفههای مدیریت تحول دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی
صفحه 184-208
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.550414.1173
کلثوم احمدی علی نودهی، هایده عاشوری، زهره شکیبایی
چکیده هدف این پژوهش واکاوی ابعاد و مولفه های مدیریت تحول دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی می باشد. این پژوهش از لحاظ اجرا به صورت کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از متخصصان و خبرگان امر در حوزه مدیریت منابع انسانی و همچنین مدیریت فناوری اطلاعات در سطح کشور (شامل اعضاء هیأت علمی دانشگاه ها در رشته مدیریت منابع انسانی و مدیریت فناوری اطلاعات و همچنین مدیران کل ادارات آموزش و پرورش استان ها) می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل مضمون و از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن بود که مدیریت تحول دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی در قالب چهار مقوله فراگیر «الزامات زمینهای»، «زیرساخت دیجیتال»، «فرآیند مدیریت تحول دیجیتال»، «سرمایه سازمانی»، 12مقوله سازمان دهنده «الزامات اخلاقی»، «الزامات فرهنگی»، «الزامات سازمانی»، «زیرساخت دیجیتال سخت»، «زیرساخت دیجیتال نرم»،«فرآیند مدیریت تحول دیجیتال»، «برنامهریزی تحول دیجیتال»، «نمونهسازی»، «یادگیری»،«سرمایه انسانی»، «سرمایه فرآیندی»، «سرمایه ساختاری»، «سرمایه اجتماعی» و 73 مقوله پایه طراحی شده است.
شناسایی ابعاد و مولفه های مزیت رقابتی و نوآوری در خط و مشی ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال شرکت های دانشبنیان
صفحه 209-235
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.539554.1112
مهدی جزینی زاده، مهدی محمدباقری، زهرا شکوه، سنجر سلاجقه
چکیده هدف این تحقیق بررسی شناسایی ابعاد و مولفههای مزیت رقابتی و نوآوری در خط و مشی ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال شرکتهای دانشبنیان میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کابردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از کلیه خبرگان، اساتید دانشگاهی رشته مدیریت و مدیران شرکتهای دانشبنیان شهر کرمان می باشد. جهت انتخاب نمونه، ضمن درنظر گرفتن تنوّع خبرگان (مدیران، اساتید و کارکنان) از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از کدگذاری و روش تحلیل مضمون و از نرم افزار Maxqda استفاده گردید. نتایج نشان داد مهمترین مضامین در این حوزه عبارتند از تحقیق و توسعه، استفاده از فناوریهای نوین، ایجاد مدلهای کسب و کار دیجیتال، تصمیمگیری مبتنی بر داده، شبکهسازی دیجیتال، امنیت سایبری، توسعه تجارت الکترونیکی، مدیریت دیجیتال و منابع انسانی برخط، توسعه بازارهای دیجیتال، سرمایهگذاری دیجیتال و جذب منابع مالی دیجیتال. این نتایج نشان میدهند که کارآفرینی دیجیتال در شرکتهای دانشبنیان از ابعاد مختلفی برخوردار است که میتوانند به بهبود عملکرد و رقابتپذیری این شرکتها کمک کنند.
طراحی مدل ارتقای اثربخشی عملکرد کارکنان مبتنی بر مولفه های فرهنگی در عصر دیجیتال
صفحه 236-255
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.549403.1163
ثمین حاجی فتحعلی، امیرمحسن مدنی، اسمعیل کاوسی، ویدا گودرزی
چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل ارتقای اثربخشی عملکرد کارکنان مبتنی بر مؤلفههای فرهنگی در عصر دیجیتال در شرکت تجارت الکترونیک و فناوری اطلاعات ملل میباشد. پژوهش حاضر دارای رویکرد کیفی، در قالب پارادایم تفسیری مبتنی بر راهبرد تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل 10 نفر از خبرگان که شامل اساتید مدیریت دانشگاه با حداقل ده سال سابقۀ مرتبط و شناخت عمیق نسبت به موضوع ارتقای اثربخشی عملکرد کارکنان مبتنی بر مؤلفههای فرهنگی در عصر دیجیتال در شرکت تجارت الکترونیک و فناوری اطلاعات ملل میباشند، که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. برای تجزیه و تحلیل یافته از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافتههای پژوهش حاضر نشان داد که 6 مضمون اصلی شامل (فرهنگ پذیرش دیجیتال، سبک رهبری اخلاقی، فرهنگ سازمانی، شایستگی فرهنگی کارکنان و مدیران، مسئولیت پذیری فرهنگی کارکنان و مدیران و توانمند سازی فرهنگی و روانشناختی) و 33 مضمون سازمان دهنده میباشد که بر ارتقای اثربخشی عملکرد کارکنان مبتنی بر مؤلفههای فرهنگی در عصر دیجیتال در شرکت تجارت الکترونیک و فناوری اطلاعات ملل تأثیر دارد. این پژوهش با ارائه چارچوبی برای طراحی مدل کیفی ارتقای اثربخشی عملکرد کارکنان مبتنی بر مؤلفههای فرهنگی در عصر دیجیتال در شرکت تجارت الکترونیک و فناوری اطلاعات ملل کمک کند.
بررسی رابطه بین اتوماسیون اداری با چابکی و سلامت سازمان با توجه به متغیر میانجی ابعاد ساختار سازمانی
صفحه 256-277
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.523442.1092
محمدعلی نیک بخش، بهزاد صحرایی، علی علمی نژاد
چکیده هدف این پژوهش بررسی رابطه بین اتوماسیون اداری با چابکی و سلامت سازمان با توجه به متغیر میانجی ابعاد ساختار سازمانی میباشد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نوع توصیفی ـ همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 600 نفر از کارکنان اداره کل بنادر و دریانوردی استان بوشهر در سال 1404 میباشد که از این تعداد 234 نفر بر اساس روش نمونهگیری تصادفی ساده متناسب و بصورت مقطعی با حجم جامعه و طبق فرمول کوکران به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از چهار پرسشنامه اتوماسیون اداری آهنگر پور (۱۳۸۷)، پرسشنامه چابکی سازمانی ژانگ و شریفی (2000)، پرسشنامه سلامت سازمانی هوی و فیلدمن (1996) و پرسشنامه ساختار سازمانی رابینز (1979) استفاده گردیده است. پرسشنامه اتوماسیون اداری با 30 سؤال و روایی و پایایی به ترتیب 90/0 و 93/0، پرسشنامه چابکی سازمانی با 28 سؤال و روایی و پایایی به ترتیب 88/0 و 86/0، پرسشنامه سلامت سازمانی با 44 سؤال و روایی و پایایی به ترتیب 91/0 و 85/0، و پرسشنامه ساختار سازمانی با 24 سؤال و روایی و پایایی به ترتیب 87/0 و 93/0 استفاده گردیده است. برای تجزیه و تحلیل یافتهها از نرمافزار SPSS و LISREL استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد که بین اتوماسیون اداری با چابکی و سلامت سازمان با توجه به متغیر میانجی ابعاد ساختار سازمانی در اداره کل بنادر و دریانوردی استان بوشهر رابطه معنیداری وجود دارد.
مدلسازی ویژگیهای روانشناختی موسسان کسبوکارهای کوچک و متوسط تعاونی های صنعتی مازندران
صفحه 278-298
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.573755.1247
سید کمال تورنگ، محمدحسین هاشمی نسب
چکیده هدف این تحقیق بررسی مدلسازی ویژگیهای روانشناختی موسسان کسب وکارهای کوچک و متوسط تعاونیهای صنعتی مازندران میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا کمی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 893 نفر از موسسان کسب وکارها در سطح استان طبق تعریف سازمان دیده بان جهانی راه اندازی کسب وکار میباشند که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 186 نفر و با روش نمونه گیری تصافی انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه (Kiggundo, 2002) میباشد. برای تجزیه و تحلیل یافتهها از از نرم افزار SPSS و LISREL استفاده گردید. نتایج تحقیق بیانگر این بوده است که متغیر کلی روانشناختی مورد مطالعه در قالب یک مدل اندازه گیری تحلیل مسیر (مدل معادله ساختاری)، ضمن تبیین راه اندازی کسب وکارها، هر کدام هم بصورت مستقیم، و هم بصورت غیرمستقیم و تعاملی، بر فرآیند مذکور تأثیرگذار بودهاند که از این لحاظ، بیشترین اثرگذاری کلی مربوط به متغیر فرعی موضع کنترل درونی بوده و متغیرهای تحمل ابهام، استقلال در کار، نیاز به پیشرفت، انگیزه، و مخاطره پذیری، به ترتیب در درجات بعدی اهمیت قرار داشته اند. در پایان توصیه شده است که متولیان و دولتمردان لازم است جهت بهبود فرایند راهاندازی کسب وکارها و ایجاد اشتغال مولد باید به این متغیرهای روانشناختی نیز علاوه بر دیگر شرایط، توجه و عنایت داشته باشند.
طراحی مدل ارتقاء مدیریت دانش مبتنی بر سرمایههای فکری و تخصصی در صنعت بانکداری
صفحه 299-321
https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.573762.1248
مرتضی بهاروند، معصومه جعفری، ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ روستا
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل ارتقاء مدیریت دانش مبتنی بر سرمایههای فکری و تخصصی درصنعت بانکداری بر پایه تحلیل مضمون میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کابردی –توسعهای و از حیث شیوه اجرا، کیفی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 18 نفر از اساتید دانشگاهی، مدیران و کارشناسان بانک قرضالحسنه مهر ایران میباشد. حجم نمونه با روش نمونهگیری، هدفمند انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل مضمون از نرم افزار Maxqda استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که مدیریت دانش در سازمانها شامل شش بعد اصلی است: زیرساختهای دانشی هوشمند (زیرساختهای دانشی انعطاف پذیر، دسترسیپذیری هوشمند، سادگی سیستمهای دانشی و ذخیره دانش سازمانی خودکار)، توانمندسازی دانشی (اشتراک دانش فردی، مشارکت داوطلبانه و اشتراک دانش جمعی)، ارزشآفرینی از درون سازمانی (استفاده عملی از دانش کارکنان، تصمیمسازی و تحلیل دانش کارکنان)، ارزشآفرینی از بیرون سازمانی (کسب از دانش و یادگیری از تجربیات مشتریان)، حمایت دانشی همه جانبه (حمایت مدیریتی، جهتدهی راهبردی و اعتماد و امنیت روانی)، فرهنگ دانشی (یادگیری در حین کار، ارزشگذاری بر کسب دانش، پایداری مدیریت دانش و درونیشدن رفتار دانشی).
