تعداد دوره‌ها 4
تعداد شماره‌ها 11
تعداد مقالات 145
تعداد نویسندگان 380
تعداد مشاهده مقاله 57,166
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 23,721
نسبت مشاهده بر مقاله 394.25
نسبت دریافت فایل بر مقاله 163.59
 
درصد پذیرش 25
زمان پذیرش (روز) 123
تعداد پایگاه های نمایه شده 7
تعداد داوران 63

 

 

نشریه رویکردهای نوین در مدیریت و بازاریابی، فصلنامه ای با دسترسی باز (به متن مقالات) است که توسط مرکز پژوهشی مطالعات مدیریت منابع و کسب و کار دانش محور منـتشر می‌شود. این نشریه از سیاست داوری تخصصی دو سو ناشناس در بررسی مقالات استفاده نموده و به مباحث مهم و اساسی حوزه "مدیریت بازرگانی، بازاریابی، کسب و کار، کار آفرینی" می پردازد. این نشریه در بررسی و انتشار مقالات علمی از اصول و معیارهای کمیته اخلاق نشر (COPE) پیروی می نماید. همه مقالات ارسالی توسط نرم افزار مشابهت یاب سمیم نور بررسی می شوند تا از اصالت آنها اطمینان حاصل شود و پس از آن توسط داوران معتبر و مجرب به دقت مورد ارزیابی قرار می گیرند.


فصلنامه علمی  رویکردهای نوین در مدیریت و بازاریابی  بر اساس آخرین ارزیابی و رتبه‌بندی نشریات علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (معاونت پژوهش و فناوری) در سال 1403 دارای رتبه علمی «ب» می باشد. ( لینک نمایه وزارت علوم: علمی پژوهشی )

 فصلنامه رویکردهای نوین در مدیریت و بازاریابی موفق به نمایه‌سازی در پایگاه بین‌المللی DOAJ شد.

فصلنامه علمی «رویکردهای نوین در مدیریت و بازاریابی» موفق به کسب نمایه در پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) شد.


ویژگی های اصلی نشریه: 
    • صاحب امتیاز :  مرکز پژوهشی مطالعات مدیریت منابع و کسب و کار دانش محور 
    • دوره انتشار:  فصلنامه (از بهار 1403نشریه به صورت فصلنامه منتشر شده است)
    • نوع مقاله:  پژوهشی و مروری
    • زبانفارسی، چکیده انگلیسی
    • نوع داوری: دو سو ناشناس
    • حوزه  تخصصی: مدیریت بازاریابی، کسب و کار، کارآفرینی
    • بازه زمانی بررسی اولیه مقالاتحداکثر 10 روز
    • نوع انتشار: الکترونیکی
    • هزینه بررسی و انتشار: دارد
    • سال آغاز انتشار: مهرماه 1401
    • دسترسی به متن مقالاتدسترسی باز

اطلاعیه مهم برای نویسندگان و دانشجویان گرامی

به اطلاع کلیه نویسندگان محترم و دانشجویان گرامی می‌رساند، پیرو تغییر صاحب امتیازی و مصوبات هیأت تحریریه فصلنامه «رویکردهای نوین در مدیریت و بازاریابی»، از این پس، مجله صرفاً مقالاتی را در فرآیند داوری و پذیرش قرار خواهد داد که واجد شرایط زیر باشند:

  • رویکرد پژوهشی: مقالات باید با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی)، کیفی، و یا کمی، و  استفاده از روش‌های نوین تحقیق (مانند دلفی فازی، فراترکیب، داده‌بنیاد، تحلیل مضمون، استنتاج فازی، شناخت فازی، تحلیل هوش مصنوعی، و استفاده از نرم‌افزارهای نوین تحلیل کیفی و کمی) تدوین شده و متمرکز بر رویکردهای نوین علمی باشند.
  • همکاری بین‌المللی: حضور محققان بین‌المللی در فهرست نویسندگان مقاله، یکی از معیارهای پذیرش خواهد بود.
  • دستورالعمل دانشگاه آزاد اسلامی: دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی موظف به رعایت دستورالعمل‌های سال ۱۴۰۴ می‌باشند.

شایان ذکر است، مقالات پژوهشی کیفی صرف (فاقد خروجی‌های نرم‌افزارهای کیفی)، مورد پذیرش قرار نخواهند گرفت و از فرآیند داوری حذف خواهند شد. لذا، اولویت پذیرش با مقالاتی است که شاخص‌های مذکور را دارا باشند.


📌 اولویت چاپ و پذیرش سریع (ویژه آماده‌سازی برای نمایه Scopus)

با توجه به اقدامات صورت‌گرفته برای نمایه شدن نشریه در پایگاه Scopus، مقالاتی که دارای حداقل یک نویسنده با وابستگی سازمانی (Affiliation) خارج از ایران باشند، در اولویت چاپ و پذیرش سریع‌تر قرار خواهند گرفت.


نکات مهم برای نویسندگان محترم:

  • عدم پذیرش مقالات با نویسندگان تکراری: به استحضار می‌رساند، در راستای سیاست ایجاد فرصت برابر برای تمامی دانش‌پژوهان، تا اطلاع ثانوی، از بررسی مقالات ارسالی با نویسندگان تکراری (Multiple Submission) معذوریم. از بهمن‌ماه1403، مجله از پذیرش مقالاتی که نویسنده/نویسندگان آن، مقاله‌ای در حال داوری، در نوبت چاپ، یا چاپ‌شده در یکی از شماره‌های سال جاری نشریه داشته باشند، معذور است. در صورت بروز این شرایط، علت رد مقاله به نویسنده/نویسندگان اعلام خواهد شد.

  • سیاست نشریه در مورد سرقت ادبی: در صورت احراز سرقت ادبی در یک مقاله، نشریه نویسنده/نویسندگان متخلف را در فهرست سیاه قرار داده و چنانچه مقاله ایشان پیش‌تر منتشر شده باشد، ضمن بایگانی مقاله، عبارت «مقاله حاوی سرقت ادبی است» در ذیل نام نویسنده/نویسندگان در وبسایت نشریه درج خواهد شد.

مقاله پژوهشی( کیفی ) مدیریت بازاریابی

فناوری‌های دیجیتال بر تحول شیوه‌های مدیریت منابع انسانی و پیامدهای آن بر نتایج کارکنان با رویکرد نظریه داده ‌بنیاد

صفحه 1-20

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.559393.1208

غلامرضا تیزفهم فرد، محمود صمدی، سحر ملا زینلی، آرمین رجب زاده، سارا دودانگه

چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل کیفی تأثیر فناوری‌های دیجیتال بر تحول شیوه‌های مدیریت منابع انسانی و پیامدهای آن بر نتایج کارکنان انجام شد. این مطالعه کاربردی و کیفی با رویکرد نظریه داده‌بنیاد طراحی شد و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با مدیران، کارشناسان منابع انسانی و کارکنان دارای تجربه تعامل با فناوری‌های دیجیتال گردآوری شد. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. یافته‌ها نشان داد که عوامل علّی شامل رهبری فناورمحور، حمایت مدیریتی از نوآوری و فرهنگ تصمیم‌گیری داده‌محور، نقش کلیدی در تسهیل تحول منابع انسانی دارند. عوامل زمینه‌ای شامل فرهنگ یادگیری سازمانی و سطح سواد دیجیتال کارکنان بستر لازم برای اجرای موفق فرآیندهای دیجیتال را فراهم می‌آورند، در حالی که محدودیت منابع مالی، قوانین اداری و مقاومت کارکنان به‌عنوان عوامل مداخله‌گر عمل می‌کنند. راهبردهایی مانند توانمندسازی دیجیتال کارکنان، همکاری بین واحدی و توسعه زیرساخت‌های فناورانه موجب ارتقای بهره‌وری، رضایت و تعهد کارکنان می‌شوند. پژوهش چارچوب نظری-عملی جامعی ارائه می‌دهد که سازمان‌ها می‌توانند با بهره‌گیری از فناوری‌های دیجیتال، شیوه‌های مدیریت منابع انسانی را به‌طور مؤثر و پایدار پیاده‌سازی کنند.

مقاله پژوهشی (آمیخته ) کار آفرینی

توسعه و اعتبارسنجی الگوی بازاریابی کارآفرینانه با رویکرد استراتژیک نوآوری فناورانه در شرکت‌های استارتاپی

صفحه 21-45

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.560823.1210

باقر باقریان کاسگری

چکیده پژوهش حاضر با هدف توسعه و اعتبارسنجی الگوی بازاریابی کارآفرینانه با رویکرد استراتژیک نوآوری فناورانه در شرکت‌های استارتاپی انجام شد. از نظر هدف، پژوهش کاربردی–توسعه‌ای و از نظر روش‌شناسی، آمیخته با طرح اکتشافی متوالی است که در دو بخش کیفی و کمی اجرا گردید. در بخش کیفی، جامعه شامل اساتید بازاریابی، کارآفرینی و مدیران استارتاپ‌ها بود که بر اساس نمونه‌گیری نظری هدفمند و با معیارهایی چون سابقه علمی یا مدیریتی مرتبط، مشارکت در فرایند نوآوری و تمایل به همکاری، انتخاب شدند. پژوهشگر در مصاحبه نوزدهم با تکرار مفاهیم مواجه شد و برای جلوگیری از اشباع کاذب، دو مصاحبه تکمیلی انجام داد؛ در نهایت، ۲۱ نفر در این مرحله مشارکت داشتند. در بخش کمی، جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان استارتاپ‌ها بود که با روش تحلیل توان کوهن، حجم نمونه ۱۳۰ نفر تعیین و نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی ساده انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و پرسشنامه محقق‌ساخته بود. تحلیل داده‌های کیفی با روش داده‌بنیاد اشتراوس و کوربین در سه مرحله کدگذاری انجام گرفت و نتایج در قالب مدل پارادایمی تنظیم شد. یافته‌ها نشان داد شرایط علی (انگیزش فرصت‌محور بنیان‌گذاران، فشار رقابتی در اکوسیستم نوآوری، نارسایی‌های مدل‌های بازاریابی سنتی و ظرفیت‌های فناورانه استارتاپ) بر پدیده محوری بازاریابی کارآفرینانه اثرگذارند. پدیده محوری، شرایط زمینه‌ای (ساختار سازمانی منعطف و فرهنگ سازمانی نوآفرین ) و شرایط مداخله‌گر (موانع نهادی و زیرساختی اکوسیستم نوآوری) بر راهبردها و اقدامات (استراتژی نوآوری فناورانه) تاثیرگذارند. بر اساس این نتایج، رویکرد سیاست‌گذاری مناسب باید بر تقویت زیرساخت‌های نهادی، حمایت هدفمند از نوآوری فناورانه و ایجاد سازوکارهای تسهیل‌گر برای توسعه بازاریابی کارآفرینانه در سطح ملی متمرکز باشد تا امکان خلق مزیت رقابتی پایدار و مقیاس‌پذیری استارتاپ‌ها فراهم گردد.

مقاله پژوهشی (آمیخته ) سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی و بازاریابی

تحلیل سیستم مدیریت پروژه‌های نوآوری باز در سازمان

صفحه 46-69

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.565370.1221

محمد مرادی، علی اکبر حسنی، سید دانیال بیدگلی

چکیده هدف اصلی در این پژوهش آن است که سازمان‌ها چگونه می‌توانند از تجربه اجرای پروژه‌های پیشتاز در راستای ایجاد توانایی نظام‌مند برای مدیریت پروژه‌های نوآوری باز استفاده نمایند. فرایند نوآوری و سپس توسعه و تجاری‌سازی آن‌ها در گذشته وابسته به منابع فکری درون سازمانی بوده است. امروزه پارادایم نوآوری باز شرکت‌ها را دعوت می‌کند در کسب‌وکار خود از ایده‌ها و فناوری‌های بیرونی بهره گیرند و به دیگران نیز اجازه می‌دهد تا از ایده‌های نوآورانه آن‌ها بهره‌مند شوند. در پژوهش حاضر، مورد مطالعه سازمان صنایع الکترونیک ایران است که در زمینه نوآوری باز فعالیت می‌کند. به‌عبارت‌دیگر، در گذشته به‌وسیله فعالیت‌هایی از حالت نوآوری بسته به حالت نوآوری باز حرکت نموده است. در این پژوهش به بررسی چگونگی تأثیر نوآوری باز بر حوزه مدیریت گستره دانش پروژه با تأکید بر جنبه‌های مدیریت ریسک پروژه، مدیریت زمان پروژه، مدیریت منابع انسانی پروژه و مدیریت ارتباط پروژه پرداخته خواهد شد. به‌منظور گردآوری اطلاعات از اعضای جامعه آماری شامل متخصصان سازمان در حوزه مرتبط با مدیریت نوآوری، تعداد 15 نفر به‌صورت هدفمند انتخاب و از یک پرسش‌نامه محقق ساخته استفاده شده است. داده‌های حاصل با استفاده از نرم‌افزار میک‌مک مورد تحلیل ساختاری قرار گرفته است. باتوجه به پلان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری در روش تحلیل ساختاری، متغیرهای کوتاه‌شدن زمان توسعه محصول، غنی‌سازی ارزیابی‌های پروژه با جنبه‌های مختلف، ناکارآمدی در تولید و توزیع، سوءاستفاده از دارایی فکری و فیزیکی سازمان و مشکلات هماهنگی به‌عنوان متغیرهای استراتژیک پژوهش شناسایی شدند که بر توسعه کندتر محصول، ورود سریع‌تر به بازار و متنوع بودن ریسک به‌عنوان خروجی‌های پژوهش تأثیر می‌گذارند.

مقاله پژوهشی( کیفی ) بازاریابی و استراتژی برند

تحلیل عوامل اثرگذار بر پیش‌بینی قیمت آتی زعفران در بورس کالای ایران

صفحه 70-88

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.567709.1232

سعاد رمضانی وانگاه، حمید رضا ملائی، امیرحسین تائبی نقندری

چکیده هدف پژوهش حاضر تحلیل عوامل اثرگذار بر پیش‌بینی قیمت آتی زعفران در بورس کالای ایران می‌باشد. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت از نوع، پس رویدادی می باشد. جامعه آماری شامل ۲۰ نفر از خبرگان حوزه اقتصاد کشاورزی، مدیران بورس کالا و فعالان بازار مشتقات کشاورزی می باشد که به روش هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند و این فرآیند تا زمانی ادامه یافت که به اشباع نظری برسد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه و پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل از روش دیمتل استفاده شد. یافته ها نشان داد که متغیرهایی نظیر نرخ تسهیلات اعتباری بخش کشاورزی، نرخ ارز، نرخ تورم، میزان صادرات و موجودی انبارها در گروه متغیرهای اثرگذار قرار دارند، در حالی که عواملی چون میزان تولید، یارانه‌های تخصیص‌یافته، هزینه‌های تولید، تقاضای جهانی و قوانین گمرکی جزو متغیرهای اثرپذیر محسوب می‌شوند. از لحاظ اولویت‎بندی اهمیت یارانه‌های تخصیص‌یافته و میزان تولید زعفران دارای بالاترین اهمیت؛ صادرات زعفران، نرخ تورم و نرخ ارز دارای اهمیت بالا؛ هزینه‌های تولید و شاخص خشکسالی اهمیت متوسط و تغییرات دمایی و شاخص قیمت تولیدکننده اهمیت کمتری می ‎باشند.

مقاله پژوهشی( کیفی ) مدیریت منابع انسانی

تدوین سناریوی ماندگاری نیروی انسانی با رویکرد آینده نگاری

صفحه 89-109

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.567498.1231

حامد هادیان، یوسف احمدی، علیرضا فتحی زاده

چکیده پژوهش حاضر با هدف تدوین سناریوی ماندگاری نیروی انسانی با رویکرد آینده نگاری می باشد. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 18 نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران منابع انسانی بخش های دولتی سیرجان می‎باشد که به روش نمونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته از روش MICMAC و Wizard Scenario استفاده شد. نتایج نشان داد که از بین هشت مولفه‌ی «تغییرات در بازار کار، تغییرات در فناوری، تغییرات در ارزش های کارکنان، تغییرات در ساختار سازمانی، تغییرات در انتظارات کارکنان، عوامل روانشناختی، عوامل اقتصادی، فرهنگ سازمانی و محیط کار» تغییرات در ارزش های کارکنان بیشترین تاثیرگذاری و فرهنگ سازمانی و محیط کار بیشترین تاثیر پذیری را از سایر عوامل دارند. همچنین مجموعاً هشت سناریو با سازگاری بالا برای آینده ماندگاری نیروی انسانی در بخش دولتی پیش‌رو است. با این حال، دو سناریو تعالی و ثبات نیروی انسانی (سناریوی بهینه و آرمانی) و تحول سازمانی موفق با استاندارد بالا (سناریوی محتمل، اما با خطر بوروکراسی و ماندگاری اجباری) به عنوان مهم‌ترین و محتمل‌ترین مسیرها برای تحقق اهداف معرفی شده‌اند که ارجحیت بالاتری نسبت به سایرین دارند.

مقاله پژوهشی( کیفی ) مدیریت مالی و اقتصادی بازرگانی

بررسی پیش بینی قیمت گذاری سنگ آهن، با استفاده از روش شبکه عصبی پویا و روند اثرگذاری و اثرپذیری عامل ها

صفحه 110-130

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.547880.1155

یوسف ناجی، حمیدرضا ملایی، علی رئیس پور رجبعلی، مهدی محمدباقری

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی پیش بینی قیمت گذاری سنگ آهن، با استفاده از روش شبکه عصبی پویا و روند اثرگذاری و اثرپذیری عامل ها می‌باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از جنبه داده‌ها پیمایشی می باشد. جامعه آماری شامل قیمت روزانه سهام سنگ‌آهن به مدت 2058 روز کاری است. نظر به اینکه نوسانات شدید قیمت سهام پیش‌بینی را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد؛ بنابراین نمونه آماری مورد استفاده در این تحقیق قیمت‌های روزانه سهام سنگ‌آهن در بازه زمانی ورود شرکت‌ها به بورس کالا از تاریخ 01/01/1395 الی 29/12/1401 را در بر می‌گیرد. برای مدل‌سازی شبکه عصبی پویا از زبان برنامه‌نویسی Python همچنین برای اثرگذاری و اثرپذیری عامل ها از نرم افزار DEMATEL استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل شبکه عصبی پویا (LSTM) با توانایی بالا در مدل‌سازی اثرات غیرخطی متغیرهای کلان اقتصادی، بهترین عملکرد را در پیش‌بینی قیمت سنگ‌آهن از خود نشان داد. این مدل پس از بهینه‌سازی پارامترها (۳ لایه و ۶۴ نرون)، به بالاترین ضریب تعیین (R2) برابر با 985/0 و کمترین ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) برابر با 051/0 دست یافت. تحلیل حساسیت حاکی از آن بود که قیمت فولاد مهم‌ترین متغیر برای پیش‌بینی قیمت سنگ‌آهن است. همچنین نتایج دیمتل نشان داد که نرخ بهره قوی‌ترین عامل پیشایند (تأثیرگذار) در سیستم اقتصادی است، در حالی که تولید سنگ‌آهن قوی‌ترین عامل پسایند (تأثیرپذیر) محسوب می‌شود. این یافته‌ها تأکید می‌کنند که قیمت سنگ‌آهن به شدت تابعی از شرایط کلان مالی و اقتصادی است و شبکه عصبی پویا ابزار برتری برای پیش‌بینی آن به‌شمار می‌رود.

مقاله پژوهشی (کمی) مدیریت منابع انسانی در مدیریت کسب و کار

شناسایی اثرگذارترین و اثرپذیرترین ابعاد مدل بومی جانشین‌پروری متناسب با فرهنگ سازمانی در گروه صنعتی بارز

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.533752.1105

محمد ضیائی آبکنار، سنجر سلاجقه، محمد جلال کمالی

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی اثرگذارترین و اثرپذیرترین ابعاد مدل بومی جانشین‌پروری متناسب با فرهنگ سازمانی در گروه صنعتی بارز می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی می باشد. جامعه آماری پژوهش را 15 نفر از مدیران ارشد، کارشناسان منابع انسانی و اعضای هیئت مدیره گروه صنعتی بارز تشکیل دادند. نمونه‌گیری به روش هدفمند و با استفاده از تکنیک گلوله برفی انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. برای تجزیه‌وتحلیل از روش دیمتل، استفاده شد. نتایج نشان دادکه ده عامل موثر یعنی ارزش‌ها و نگرش‌های سازمانی، فرهنگ یادگیری و توسعه، تعامل و همکاری سازمانی، فرآیندها و ساختار سازمانی، توسعه مهارت‌ها و منابع انسانی، سیستم‌های انگیزشی و مشارکت، انعطاف‌پذیری و مدیریت دانش، ویژگی‌های فردی و شخصیتی، مهارت‌های حرفه‌ای و مدیریتی و انعطاف‌پذیری و توان مدیریتی توسط خبرگان تأیید شدند. یافته ها نشان داد شاخص تعامل و همکاری سازمانی اثرپذیرترین شاخص و نیز ویژگی‌های فردی و شخصیتی اثرپذیرترین شاخص می باشد.

مقاله پژوهشی (آمیخته ) مدیریت منابع انسانی در مدیریت کسب و کار

بررسی الگوهای ذهنی خبرگان در کاربست تکنولوژی بلاکچین در سازمان های دولتی با استفاده از روش شناسی کیو

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.559255.1201

زهرا مهمی، محمد قاسمی، باقر کرد، علی اصغر تباوار، عبدالمجید ایمانی

چکیده هدف این تحقیق بررسی الگوهای ذهنی خبرگان در کاربست تکنولوژی بلاکچین در سازمان های دولتی با استفاده از روش شناسی کیو می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از اجرا به روش آمیخته انجام شد. جامعه آماری پژوهش را مدیران سازمان‌های دولتی تشکیل می‌دهند که با استفاده روش نمونه‌گیری هدفمند و بر مبنای اصل کفایت نظری 19 نفر به‌عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. با توجه به رویکرد پژوهش در بخش کیفی ابتدا با 19 مصاحبه فضای گفتمان حاصل شد و با استفاده از دیدگاه‌ها و نظرات آن‌ها نمونه، گزینه کیو و در نهایت مجموعه کیو به‌دست آمد. سپس در بخش کمی پژوهش با بهره‌گیری از Spss داده‌های به‌دست آمده از بخش کیفی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که شفافیت، افزایش بهره وری، افزایش قابلیت چابکی، جلوگیری از فساد، ارتقاء سطح اعتماد، بهبود رای گیری الکترونیکی، مدیریت هویت ایمن و بهبود نوآوری هشت الگوی ذهنی مدیران در راستای تکنولوژی بلاکچین در سازمان های دولتی می‎ باشند.

مقاله پژوهشی (کمی) مدیریت بازاریابی

نقش بازایابی عصب پایه در بازاریابی دیجیتال

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.573144.1245

احسان علی تنلو، علی نظیری فیروزسالاری، حکیمه نیکی اسفهلان

چکیده این مطالعه با هدف بررسی نقش بازایابی عصب پایه در بازاریابی دیجیتال انجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق مشتریان فروشگاه‌های اینترنتی فعال در استان تهران بودند. که با روش نمونه گیری تصادفی ساده و فرمول کوکران 384 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شدند. جهت گردآوری داده‌های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگ‌تر از 5/0 باشد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ابعاد بازاریابی عصب پایه ( علاقه و مشارکت، دانش و آگاهی و اخلاق) بر بازاریابی دیجیتال تاثیر دارند.

مقاله پژوهشی( کیفی ) مدیریت منابع انسانی در مدیریت کسب و کار

واکاوی ابعاد و مولفه های مدیریت تحول دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.550414.1173

کلثوم احمدی علی نودهی، هایده عاشوری، زهره شکیبایی

چکیده هدف این پژوهش واکاوی ابعاد و مولفه های مدیریت تحول دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی می باشد. این پژوهش از لحاظ اجرا به صورت کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از متخصصان و خبرگان امر در حوزه مدیریت منابع انسانی و همچنین مدیریت فناوری اطلاعات در سطح کشور (شامل اعضاء هیأت علمی دانشگاه ها در رشته مدیریت منابع انسانی و مدیریت فناوری اطلاعات و همچنین مدیران کل ادارات آموزش و پرورش استان ها) می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون و از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن بود که مدیریت تحول دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی در قالب چهار مقوله فراگیر «الزامات زمینه‌ای»، «زیرساخت دیجیتال»، «فرآیند مدیریت تحول دیجیتال»، «سرمایه سازمانی»، 12مقوله سازمان دهنده «الزامات اخلاقی»، «الزامات فرهنگی»، «الزامات سازمانی»، «زیرساخت دیجیتال سخت»، «زیرساخت دیجیتال نرم»،«فرآیند مدیریت تحول دیجیتال»، «برنامه‌ریزی تحول دیجیتال»، «نمونه‌سازی»، «یادگیری»،«سرمایه انسانی»، «سرمایه فرآیندی»، «سرمایه ساختاری»، «سرمایه اجتماعی» و 73 مقوله پایه طراحی شده است.

مقاله پژوهشی( کیفی ) کار آفرینی

شناسایی ابعاد و مولفه های مزیت رقابتی و نوآوری در خط و مشی ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال شرکت های دانش‌بنیان

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.539554.1112

مهدی جزینی زاده، مهدی محمدباقری، زهرا شکوه، سنجر سلاجقه

چکیده هدف این تحقیق بررسی شناسایی ابعاد و مولفه‎های مزیت رقابتی و نوآوری در خط و مشی ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال شرکت‎های دانش‌بنیان می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کابردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از کلیه خبرگان، اساتید دانشگاهی رشته مدیریت و مدیران شرکت‌های دانش‌بنیان شهر کرمان می باشد. جهت انتخاب نمونه، ضمن درنظر گرفتن تنوّع خبرگان (مدیران، اساتید و کارکنان) از روش نمونه‌گیری هدفمند استفاده شد و مصاحبه‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از کدگذاری و روش تحلیل مضمون و از نرم افزار Maxqda استفاده گردید. نتایج نشان داد مهمترین مضامین در این حوزه عبارتند از تحقیق و توسعه، استفاده از فناوری‌های نوین، ایجاد مدل‌های کسب و کار دیجیتال، تصمیم‌گیری مبتنی بر داده، شبکه‌سازی دیجیتال، امنیت سایبری، توسعه تجارت الکترونیکی، مدیریت دیجیتال و منابع انسانی برخط، توسعه بازارهای دیجیتال، سرمایه‌گذاری دیجیتال و جذب منابع مالی دیجیتال. این نتایج نشان می‌دهند که کارآفرینی دیجیتال در شرکت‌های دانش‌بنیان از ابعاد مختلفی برخوردار است که می‌توانند به بهبود عملکرد و رقابت‌پذیری این شرکت‌ها کمک کنند.

مقاله پژوهشی( کیفی ) سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی و بازاریابی

طراحی مدل ارتقای اثربخشی عملکرد کارکنان مبتنی بر مولفه های فرهنگی در عصر دیجیتال

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.549403.1163

ثمین حاجی فتحعلی، امیرمحسن مدنی، اسمعیل کاوسی، ویدا گودرزی

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل ارتقای اثربخشی عملکرد کارکنان مبتنی بر مولفه های فرهنگی در عصر دیجیتال در شرکت تجارت الکترونیک و فناوری اطلاعات ملل می باشد. پژوهش حاضر دارای رویکرد کیفی، در قالب پارادایم تفسیری مبتنی بر راهبرد تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 10 نفر از خبرگان که شامل اساتید مدیریت دانشگاه با حداقل ده سال سابقۀ مرتبط و شناخت عمیق نسبت به موضوع ارتقای اثربخشی عملکرد کارکنان مبتنی بر مولفه های فرهنگی در عصر دیجیتال در شرکت تجارت الکترونیک و فناوری اطلاعات ملل می‎باشند، که به روش نمونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که 6 مضمون اصلی شامل (فرهنگ پذیرش دیجیتال، سبک رهبری اخلاقی، فرهنگ سازمانی، شایستگی فرهنگی کارکنان و مدیران، مسئولیت‌ پذیری فرهنگی کارکنان و مدیران و توانمند سازی فرهنگی و روانشناختی) و 33 مضمون سازمان دهنده می باشد که بر ارتقای اثربخشی عملکرد کارکنان مبتنی بر مولفه های فرهنگی در عصر دیجیتال در شرکت تجارت الکترونیک و فناوری اطلاعات ملل تأثیر دارد. این پژوهش با ارائه چارچوبی برای طراحی مدل کیفی ارتقای اثربخشی عملکرد کارکنان مبتنی بر مولفه های فرهنگی در عصر دیجیتال در شرکت تجارت الکترونیک و فناوری اطلاعات ملل کمک کند.

مقاله پژوهشی (آمیخته ) بازاریابی و استراتژی برند

رمزگشایی از مؤلفه‌های مخاطب‌محوری در هنر؛ رویکردی نو در شناسایی و پالایش شاخص‌ها با منطق فازی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.576649.1255

آزاده صاحب الزمانی، ابوالفضل داودی رکن آبادی، نیره السادات مبینی پور، نوشین صفی یاری

چکیده هدف از پژوهش حاضر شناسایی نظام‌مند و پالایش مؤلفه‌های مخاطب‌محوری در عرصه هنر می باشد. این مطالعه با رویکرد ترکیبی (آمیخته) از نوع متوالی اکتشافی و در دو گام اصلی اجرا شد: در گام کیفی، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و نمونه‌گیری هدفمند، ۱۹ مقاله معتبر علمی مورد بررسی عمیق قرار گرفت و فرآیند کدگذاری با نرم‌افزار NVIVO به استخراج ۳۹ کد باز، ۹ مقوله محوری و ۴ مؤلفه هسته‌ای انجامید. در گام کمی، برای پالایش مؤلفه‌ها در بافت تخصصی هنر، از تکنیک غربال‌سازی فازی و نظرات ۱۲ نفر از خبرگان استفاده شد. داده‌ها با پرسشنامه محقق‌ساخته گردآوری و تحلیل گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که از میان ۳۹ شاخص اولیه، ۱۱ شاخص به عنوان مؤلفه‌های نهایی مخاطب‌محوری در هنر تأیید شدند که سه شاخص «سرمایه‌گذاری بر یادگیری مستمر و توسعه قابلیت‌ها»، «رعایت حریم خصوصی و اخلاق در استفاده از داده‌ها» و «شفافیت در اقدامات و ارتباطات» بالاترین درجه اهمیت را کسب کردند. این چارچوب با گذار از «هنر تولیدمحور» به «هنر اعتمادمحور»، افق جدیدی برای تعامل پایدار و معنادار هنرمندان و مدیران فرهنگی با مخاطبان در مواجهه با عدم قطعیت‌ها و پیچیدگی‌های آینده می‌گشاید.

مقاله پژوهشی (آمیخته ) بازاریابی و استراتژی برند

واکاوی و بومی‌سازی مؤلفه‌های اصالت برند در صنعت بهداشت و درمان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.569720.1251

پریسا ایمانی، شهناز نایب زاده، سیدحسن حاتمی نسب

چکیده هدف این پژوهش ارائه الگویی بومی در زمینه اصالت برند در صنعت بهداشت و درمان است؛ در این مطالعه ابتدا از طریق مرور سیستماتیک ادبیات و تحلیل محتوای کیفی با نرم‌افزار NVIVO، تعداد ۱۵ عامل اصلی اصالت برند شناسایی شده و در گام بعد، این مؤلفه‌ها با استفاده از روش دلفی و نظرسنجی از خبرگان دانشگاهی و صنعت (شامل ۱۲ نفر)، برای بستر خدمات درمانی ایران بومی‌سازی شده و ۱۲ عامل نهایی (از جمله شفافیت و صداقت، میراث ماندگار برند، اصالت وجودی و پایداری و مسئولیت اجتماعی برند) استخراج گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد که همخوانی میان ارزش‌های اعلام‌شده و عملکرد واقعی سازمان های درمانی، مبنای اصلی ادراک اصالت در ذهن بیماران است. این پژوهش با تمرکز بر مؤلفه‌های بومی‌سازی شده، چارچوبی علمی برای مدیران سازمان‌های فعال در حوزه سلامت ارائه می‌دهد تا با تغییر بنیادی تصمیم‌گیری‌ها از حالت شهودی، امکان تقویت اعتماد شبکه‌ای بیماران و ارتقای کیفیت تجربه درمانی را فراهم سازند.

مقاله پژوهشی (کمی) مدیریت منابع انسانی

بررسی رابطه بین اتوماسیون اداری با چابکی و سلامت سازمان با توجه به متغیر میانجی ابعاد ساختار سازمانی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 اسفند 1404

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.523442.1092

محمدعلی نیک بخش، بهزاد صحرایی، علی علمی نژاد

چکیده این مطالعه با هدف بررسی رابطه بین اتوماسیون اداری با چابکی و سلامت سازمان با توجه به متغیر میانجی ابعاد ساختار سازمانی در اداره کل بنادر و دریانوردی استان بوشهر انجام گرفت. پژوهش حاضر از نوع توصیفی ـ همبستگی است که به صورت مقطعی در سال 1404در بین کلیه کارکنان اداره کل بنادر و دریانوردی استان بوشهر انجام گرفته است. که تعداد آنها 600 نفر می‌باشد و از این تعداد 234 بر اساس روش نمونه‌گیری تصادفی ساده متناسب با حجم جامعه و طبق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده‌ها از چهار پرسشنامه اتوماسیون اداری آهنگر پور (۱۳۸۷)،پرسشنامه چابکی سازمانی ژانگ و شریفی (2000)،پرسشنامه سلامت سازمانی هوی وفیلدمن (1996) و پرسشنامه ساختار سازمانی رابینز(1979) استفاده گردیده است. پرسشنامه اتوماسیون اداری با 30 سوال و روایی و پایایی به ترتیب 90/0 و 93/0، پرسشنامه چابکی سازمانی با 28 سوال و روایی و پایایی به ترتیب 88/0 و 86/0، پرسشنامه سلامت سازمانی با 44 سوال و روایی و پایایی به ترتیب 91/0 و 85/0، و پرسشنامه ساختار سازمانی با24 سوال و روایی و پایایی به ترتیب 87/0 و 93/0استفاده گردیده است. تمام تجزیه و تحلیل‌های آماری از طریق نرم‌افزارهای کامپیوتری SPSS و LISRELانجام گرفته است.نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که بین اتوماسیون اداری با چابکی و سلامت سازمان با توجه به متغیر میانجی ابعاد ساختار سازمانی در اداره کل بنادر و دریانوردی استان بوشهر رابطه معنی‌داری وجود دارد. نتیجه‌گیری: ساختار سازمانی به دلیل نوع خدمتی که سازمان ارائه می کند در دست یابی به اهداف آن به ویژه سلامت سازمانی و چابکی سازمانی نقش بسیار مهمی دارد.

مقاله پژوهشی (کمی) مدیریت کسب و کار

مدلسازی ویژگی‎های روانشناختی موسسان کسب‌وکارهای کوچک و متوسط تعاونیهای صنعتی مازندران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 اسفند 1404

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.573755.1247

سید کمال تورنگ، محمدحسین هاشمی نسب

چکیده هدف این تحقیق بررسی مدلسازی ویژگی‎های روانشناختی موسسان کسب‌وکارهای کوچک و متوسط تعاونیهای صنعتی مازندران می‎باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا کمی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 893 نفر از موسسان کسب‌وکارها در سطح استان طبق تعریف سازمان دیده‌بان جهانی راه‌اندازی کسب‌وکار می باشند که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 186 نفر و با روش نمونه گیری تصافی انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه (Kiggundo, 2002) می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از از نرم افزار SPSS و LISREL استفاده گردید. نتایج تحقیق بیانگر این بوده است که متغیر کلی روانشناختی مورد مطالعه در قالب یک مدل اندازه‌گیری تحلیل مسیر (مدل معادله ساختاری)، ضمن تبیین راه‌اندازی کسب‌وکارها، هر کدام هم بصورت مستقیم، و هم بصورت غیرمستقیم و تعاملی، بر فرآیند مذکور تأثیرگذار بوده‌اند که از این لحاظ، بیشترین اثرگذاری کلی مربوط به متغیر فرعی موضع کنترل درونی بوده و متغیرهای تحمل ابهام، استقلال در کار، نیاز به پیشرفت، انگیزه، و مخاطره‌پذیری، به ترتیب در درجات بعدی اهمیت قرار داشته‌اند. در پایان توصیه شده است که متولیان و دولتمردان لازم است جهت بهبود فرایند راه‎اندازی کسب‌وکارها و ایجاد اشتغال مولد باید به این متغیرهای روانشناختی نیز علاوه بر دیگر شرایط، توجه و عنایت داشته باشند.

مروری بر مدل های ارزیابی عملکرد زنجیره تامین : مورد مطالعه زنجیره تامین قطعات خودرو ایران

دوره 1، شماره 1، اسفند 1401، صفحه 99-108

https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.423043.1020

فاطمه ثقفی، مسعود رضایی، محمد مهدی رضایی

چکیده در شرایط رقابتی کنونی عملکرد مناسب زنجیره تامین نقش کلیدی در موفقیت یک سازمان و دستیابی به اهداف و به ویژه سودآوری آن دارد بنابراین طی سالیان اخیر مدیریت و سنجش عملکرد زنجیره تامین توجه جمع کثیری از مدیران و محققین را به خود معطوف داشته است در این مطالعه در راستای ارزیابی عملکرد زنجیره تامین روش های مختلف ارزیابی عملکرد معرفی و ویژگی های معروف ترین روش ها و مطالعات انجام شده در این زمینه گردآوری شده است. در این مقاله یک چهارچوب برای انتخاب بهترین روش ارزیابی عملکرد زنجیره تامین بهبود و ارزیابی مستمره پیشنهاد شده است که می تواند و روند ارزیابی را به صورت هدفمند تسهیل نماید. پیشنهاد می‌گردد که در کارهای بعدی مطالعه مروری بر هر یک از روش های ارزیابی عملکرد زنجیره تامین مورد استفاده بودند به طور مجزا انجام شده و همچنین چهارچوب مفهومی از کاربرد این روش ها برای محیط های مختلف تهیه شود.

تأثیر فناوری هوش مصنوعی بر توسعه کارآفرینی با نقش میانجی آموزش کارآفرینی

دوره 3، شماره 1، بهار 1403، صفحه 86-105

https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.454730.1052

رسول محمدی، سید رضا موسوی فرد، بیژن رضایی، مهدی حسین پور

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر فناوری هوش مصنوعی بر توسعه کارآفرینی با نقش میانجی آموزش کارآفرینی است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- پیمایشی از نوع علّی است. جامعه آماری پژوهش مدیران و کارکنان شرکت‌های کسب‌وکارهای نوپا در استان کرمانشاه بودند. حجم نمونه 193 نفر و روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی است. روش گردآوری داده‌ها میدانی و ابزار مورد استفاده پرسشنامه‌های توسعه کارآفرینی (آنتونیک و هیسریچ، 2003)، فناوری هوش مصنوعی (اقتباس از پژوهش رحیمی و اکبری، 1402) و آموزش کارآفرینی (محقق‌ساخته) بود. روش تجزیه‌وتحلیل داده‌ها آمار توصیفی و آمار استنباطی (مدل‌سازی معادلات ساختاری) با استفاده از دو نرم‌افزار Spss26 و Amos24 بود. جهت بررسی متغیر میانجی از آزمون سوبل (آماره t) استفاده گردید. یافته‌ها نشان داد که فناوری هوش مصنوعی به میزان 86 درصد بر توسعه کارآفرینی و به میزان 83 درصد بر آموزش کارآفرینی تأثیر معناداری دارد. همچنین آموزش کارآفرینی به میزان 11 درصد تغییرات حاصل از توسعه کارآفرینی را پیش‌بینی می‌کند. نتایج حاکی از آن است که فناوری هوش مصنوعی بر توسعه کارآفرینی با نقش میانجی آموزش کارآفرینی در کسب‌وکارهای نوپا استان کرمانشاه تأثیرگذار است.

تاثیر تجربه مشتری از هوش مصنوعی بر رضایت الکترونیک مشتری، اعتماد مشتری به خرید آنلاین و قصد خرید آنلاین مشتری در صنعت بیمه

دوره 3، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.490323.1062

سید مجتبی میرفضلی، هانیه تقی زاده فشکچه، ندا محمدپور خبازی، حسن غریبی

چکیده هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر تجربه مشتری از هوش مصنوعی بر رضایت الکترونیکی، اعتماد مشتری به خرید آنلاین و قصد خرید آنلاین مشتریان است. جامعه آماری این پژوهش را مشتریان شرکت بیمه البرز در سراسر ایران تشکیل می‌دهند. روش نمونه‌گیری به‌صورت غیرتصادفی در دسترس بوده و پرسشنامه الکترونیکی از طریق شبکه‌های اجتماعی (تلگرام، ایتا و اینستاگرام) توسط ادمین نمایندگی‌های بیمه البرز بین مشتریان توزیع شده است. پس از گردآوری 385 پرسشنامه، فرآیند توزیع متوقف گردید. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه‌ای استاندارد با ۱۸ سؤال ویژه مشتریان بوده که روایی و پایایی آن تأیید شده است. داده‌های گردآوری‌شده با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی مورد تحلیل قرار گرفتند. در سطح آمار توصیفی، از شاخص‌های فراوانی و درصد فراوانی استفاده شد؛ و در سطح آمار استنباطی، از ضریب همبستگی پیرسون، مدل معادلات ساختاری و تحلیل مسیر بهره گرفته شد. برای این منظور، نرم‌افزارهای SPSS و LISREL مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیل‌ها نشان داد که تجربه مشتری از هوش مصنوعی، تأثیر مثبت و معناداری بر هر سه متغیر پژوهش یعنی رضایت الکترونیکی، اعتماد مشتری به خرید آنلاین و قصد خرید آنلاین دارد. بالاترین تأثیر نیز با ضریب مسیر 0.81 مربوط به تأثیر تجربه مشتری از هوش مصنوعی بر قصد خرید آنلاین بوده است. به طور کلی، هوش مصنوعی ضمن ارتقای کیفیت تجربه مشتری، تأثیر چشمگیری بر متغیرهای کلیدی در رفتار مصرف‌کننده آنلاین دارد.

مدیریت کسب و کار

عوامل موثرپذیرش هوش مصنوعی در تجارت الکترونیک توسط شرکت های کوچک و متوسط

دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 62-83

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.500793.1067

کیهانه کریمی، الهه محمودی رنانی

چکیده هدف پژوهش حاضر ارزیابی عوامل موثر بر پذیرش هوش مصنوعی در تجارت الکترونیک توسط شرکت های کوچک و متوسط می باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نوع پژوهش های کمی میباشد. پژوهش حاضر یک مدل یکپارچه مبتنی بر چارچوب قابلیت‌های پویا، جهت‌گیری کارآفرینانه و سیستم‌های مشتری‌محور را پیشنهاد می‌کند. داده‌های تجربی این مطالعه از طریق یک نظرسنجی دیجیتالی و با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند از شرکت‌های کوچک و متوسط در ایران گردآوری شده است. تجزیه‌وتحلیل داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختار انجام شده و نتایج به نقش قابلیت‌های پویا و جهت‌گیری کارآفرینانه در تسهیل پذیرش هوش مصنوعی در تجارت الکترونیک اشاره دارد. داده‌های این مطالعه با توزیع یک پرسشنامه اینترنتی برای نمونه‌ای متشکل از 183 تصمیم‌گیرنده و مسئول در شرکت‌های کوچک و متوسط در ایران که در تجارت الکترونیک کار می‌کنند، جمع‌آوری شد. این پژوهش تأثیر مثبت پذیرش هوش مصنوعی بر عملکرد تجاری شرکت‌های کوچک و متوسط را تأیید می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهند که پذیرش هوش مصنوعی در تجارت الکترونیک ارتباط معناداری با بهبود عملکرد تجاری شرکت‌های کوچک و متوسط دارد. همچنین، این پژوهش بر نقش محوری قابلیت‌های پویا و جهت‌گیری کارآفرینانه در پیشبرد پذیرش هوش مصنوعی در بخش تجارت الکترونیک تأکید دارد، که به نوبه خود می‌تواند به بهبود عملکرد تجاری کمک کند. این نتایج بر اهمیت توسعه قابلیت‌های فناورانه و رویکردهای نوآورانه در شرکت‌های کوچک و متوسط برای بهره‌برداری مؤثر از هوش مصنوعی و دستیابی به رشد و موفقیت تأکید می‌کند.

مدیریت بازاریابی

بهبود عملکرد کارکنان از طریق بازاریابی داخلی و یادگیری سازمانی: نقش میانجی نوآوری سازمانی

دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.524617.1093

ندا زرین نگار، محسن نجفی، فتانه حسین زاده باجگیران

چکیده پژوهش حاضر به بررسی بهبود عملکرد کارکنان از طریق بازاریابی داخلی و یادگیری سازمانی: نقش میانجی نوآوری سازمانی پرداخته است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، کمّی از نوع توصیفی - پیمایشی می باشد. جامعه آماری در این پژوهش، شرکت‌های صادرکننده مواد غذایی در شهر مشهد به تعداد 116 شرکت هستند که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه برابر با 86 شرکت برآورد گردید؛ به همین منظور با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده به توزیع و تکمیل پرسشنامه در بین مدیران این شرکت‌ها پرداخته شد. به‌منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون مدلسازی معادلات ساختاری و سایر آزمون آماری مبتنی بر نرم افزارهای Spss و Pls بهره گرفته شد. روایی متغیرهای تحقیق از طریق تحلیل عاملی تاییدی سنجیده شده است. همچنین پایایی متغیرهای پژوهش نشان داده است که آلفای کرونباخ برای متغیرهای تحقیق از جمله بازاریابی داخلی، عملکرد ، نوآوری سازمانی، یادگیری سازمانی به ترتیب 909/0، 935/0، 940/0، 901/0 بدست آمده است که نشانگر پایایی مطلوب ابزار تحقیق است. یافته‌های تحقیق نشان داده است که یادگیری سازمانی و بازاریابی داخلی بر عملکرد کارکنان موثر است و نوآوری سازمانی تاثیر آن را میانجی‌گری می‌کند.

شناسایی عوامل موثر بر مصرف پایدار : رویکرد فراترکیب

دوره 1، شماره 1، اسفند 1401، صفحه 1-19

https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.383330.1001

کبری صادقی دزکی، عبدالقیوم آزموده راد، سیاوش علیرضایی

چکیده مصرف مسئولانه و پایدار یکی از جنبه های مهم توسعه پایدار محسوب می شود که به دستیابی رشد اقتصادی بلند مدت، سازگار با نیازهای محیط زیستی و اجتماعی بستگی دارد. در واقع میزان آگاهی مردم در موراد زیست محیطی و خود آگاهی ذهنی آنها به میزان و نوع مصرف ، مصرف کننده رابطه مستقیم دارد. هر چقدر مصرف کنندگان به مسائل زیست محیطی اهمیت بیشتری بدهند در مصرف محصولاتی که با آن مغایرت دارد مقاومت بیشتری می کنند و این دیدگاه به طور دقیق ادراک و رفتار مصرف کننده را شکل می دهد پس یک تولید کننده در کنار توجه به مسائل مربوط به مقوله مصرف پایدار باید حتما مواردی که رفتار مصرف کننده را تحت تاثیر قرار می دهد را هم در نظر بگیرد. هدف این پژوهش تحلیلی بر عوامل اثرگذار در مصرف پایدار با روش فراترکیب در فروشگاه های رفاه شهرکرد بوده است. این پژوهش به دلیل رویکرد جامع مفهوم مصرف آگاهانه که شث و همکاران ( 2011 ) و لیم (2017 ) ارائه می دهند، تلاش می کند مفهوم ارائه شده را با مطالعه مروری بسط داده و تکمیل کند . از این ر و با در نظر گرفتن دو وجه ساختار ذهنی آگاهانه و رفتار آگاهانه برای مصرف آگاهانه، ابعاد یک ساختار ذهنی آگاهانه که می تواند به بروز رفتار آگاهانه در حوزه مصرف منجر شود شناسایی می شود.

مدیریت پذیرش هوش تجاری در منابع انسانی مبتنی بر متدلوژی های سیستم های نرم و پویا شناسی سیستم ها

دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 1-23

https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.419498.1016

مریم ابراهیمی، بهنوش جووری، سید کامران یگانگی

چکیده هدف از تحقیق حاضر بررسی، تحلیل و پیش بینی راهبردهای حاکم بر پذیرش هوش تجاری در تصمیم گیری‌های شرکت مدیریت شبکه برق ایران به منظور سیاست گذاری علم، فناوری و نوآوری مبتنی بر هوش تجاری در این شرکت است. در گام اول تحقیق بر مبنای تئوری تکنولوژی- سازمان- محیط ضمن شناسایی موانع و تسهیل گرهای استفاده از هوش تجاری در تصمیم گیری‌های سازمانی شرکت مدیریت شبکه برق ایران به روش سه سوسازی شامل مطالعه، مشاهده و مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان داده‌ها جمع اوری شد و از طریق روش تحلیل مضمون فرآیند کدگذاری انجام گرفت. درگام بعدی با تلفیق متدلوژی سیستم نرم و پویا شناسی سیستمها و با استفاده از نرم افزارهای رپیدماینر و ونسیم پیش بینی وضعیت پذیرش و به‌کارگیری این فناوری در بازه‌ی زمانی پنج ساله انجام گرفت. بدین منظور با استفاده از روابط علّی معلولی و در قالب الگوی پویایی شناسی، نمودارهای حلقوی و جریان ترسیم مدل سازی گردید و بر مبنای نظر خبرگان در خروجی این مرحله اصلاحات لازم به عمل آمد. در ادامه شبیه سازی برای یک مدت پنج ساله توسط مدل توسعه داده شده با استفاده از تفکر سیستم‌های پویا انجام گرفت. مطابق با یافته‌های تحقیق سیستم مورد پژوهش کنترل پذیر و مشاهده پذیر است؛ یعنی ورودی‌های سیستم متغیرهای حالت را کنترل می‌کنند و هریک از متغیرهای حالت بر برخی از خروجی‌های سیستم اثر گذار هستند. بر این مبنا سناریوهایی با تغییر در عوامل فردی، عوامل سازمانی، عوامل محیطی و عوامل فرامحیطی به دست آمد. نتیجه آنکه بومی سازی نامناسب فناوری‌ها، جزیره­ای بودن سیستم‌های اطلاعاتی، مغایرت دستورالعمل‌های امنیتی و مقاومت­های منابع انسانی در مقابل سیاست­های امنیتی از جمله عوامل با تأثیر منفی و در مقابل برمبنای استقرار زیر سیستم تخصیص بهینه منابع انسانی، استقرار زیر سیستم آموزش، سیاست‌های امنیتی، استقرار کمیته راهبری، استقرار زیر سیستم یکپارچه سازی سیستم‌ها و استقرار زیر سیستم شرکت‌های دانش بنیان پیش بینی کننده‌ای مثبت به‌منظور پذیرش و کاربست هوش تجاری شناخته شدند.

مزایا و موانع استفاده کسب‌وکارهای مجازی از پیام‌رسان‌های داخلی و اینستاگرام در ایران

دوره 3، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 1-28

https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.480656.1057

ابراهیم کفشدارطوسی

چکیده این پژوهش به بررسی موانع و مزایای استفاده از اینستاگرام به همراه ایتا و یا روبیکا در کسب‌وکارهای مجازی می‌پردازد. با رویکرد کیفی و استفاده از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و روش نمونه‌گیری هدفمند، داده‌ها از 12 نفر از صاحبان کسب‌وکار مجازی جمع‌آوری شد. روش تحلیل داده‌ها، رویکرد تحلیل مضمون بود که با نرم‌افزار MAXQDA و بـا استفاده از روش کدگذاری تدوین شد. نتایج نشان داد که مزایای استفاده از ایتا و روبیکا شامل مصرف اینترنت کمتر، امکان جذب مشتری‌های دولتی و مذهبی، امکان پیگیری مشکلات مربوط به صفحه یا کانال، حمایت مالی است. مزایای استفاده از اینستاگرام شامل اعتماد سازی آسان‌ می‌باشد و مزایای هر سه پیام‌رسان شامل امکان جذب مشتری از نقاط مختلف شهر و کشور، الگوگیری از صفحه/کانال افراد موفق، کسب اطلاعات، وجود ترفندهایی برای جذب مشتری، امکان آشنایی با همکاران جدید است. استقبال عمومی مخاطبین از اینستاگرام و سهولت استفاده پیام‌رسان‌های داخلی نسبت به اینستاگرام، از دیگر مزایای این پیام‌رسان‌ها محسوب می‌شوند. اما کسب‌وکارها با موانعی نیز مواجه هستند که شامل محدودیت‌ها و قوانین در تولید محتوا و تبلیغات، محدودیت مخاطب، تأثیر بحران‌های سیاسی و اجتماعی، وجود رقابت، تذکر مراجع، محدودیت‌های دولتی، بی‌اخلاقی‌های مخاطبین و رقبا و مشکلات سیستمی مانند باگ‌های پیام‌رسان و عدم حمایت مالی و عدم وجود امکانات کافی در پیام‌رسان‌های داخلی و محدودیت‌های ایدئولوژیکی می‌باشد. این مطالعه به ارائه راهکارهایی برای بهبود استفاده از این پیام‌رسان و کمک به کسب‌وکارها در بهره‌برداری بهتر از امکانات اینستاگرام، ایتا و روبیکا پرداخته است.

تأثیر بازاریابی سبز بر قصد خرید مجدد سبز با نقش میانجی استراتژی‌های بازاریابی سبز

دوره 3، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 44-66

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.521082.1089

عباس قائدامینی هارونی، مهسان همتی زاده، خاتون هاشمی پور

چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر بازاریابی بر قصد خرید مجدد مصرف‌کننده با نقش میانجی استراتژی‌های بازاریابی سبز انجام شد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت داده‌ها توصیفی از نوع همبستگی (الگوسازی معادلات ساختاری) است. جامعة آماری این پژوهش را مصرف‌کنندگان محصولات سبز شرکت اچ بی بورد تشکیل می‌دهد اطلاعات مورد نظر با استفاده از پرسشنامه آنلاین از نمونه مورد مطالعه جمع آوری شد. با توجه به این‌که تعداد جامعه آماری در این پژوهش وسیع و نامشخص است برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران مخصوص جوامع نامحدود استفاده شد که تعداد اعضای نمونه با در نظر گرفتن میزان برآورده شده 384 نفر به صورت نمونه­گیری غیر احتمالی معروف به نمونه‌گیری آسان انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسش‌نامه‌های استاندارد بود که روایی پرسش‌نامه‌ها بر اساس، روایی محتوایی، صوری و سازه مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تائید قرار گرفت و از سوی دیگر پایایی پرسش‌نامه‌ها با روش آلفای کرونباخ برآورد شد که تمام متغیرهای بالای 7/0 بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها در دو سطح توصیفی و استنباطی مشتمل بر مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج نشان دادکه بازاریابی سبز به طور مثبت بر تمام نتایج سبز تأثیر گذاشت و تبلیغات سبز، وفاداری به برند، ارزش ویژه برند و نوآوری برند تأثیر مثبتی بر قصد خرید مجدد داشت. بااین‌حال، اثر تعدیل‌کننده قابل‌توجهی از آگاهی سبز بر ارزش ویژه برند سبز و قصد خرید مجدد سبز پیدا نکرد.

مدیریت بازاریابی

طراحی مدل بازاریابی اینفلوئنسرها مبتنی بر رفتار مصرف گنندگان محصولات کوهنوردی با رویکرد داده بنیاد

دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 127-148

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.520031.1086

مهدی خداپرست، پیمان عمادی

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل بازاریابی اینفلوئنسرها مبتنی بر رفتار مصرف‌کنندگان محصولات کوهنوردی با رویکرد داده بنیاد بود . روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه زمینه‌ای انجام شد. جامعه آماری شامل خبرگان حوزه ارزیابی بازاریابی اینفلوئنسرها، اعضای هیئت علمی، بازاریابان و تولیدکنندگان محصولات کوهنوردی بود. نمونه‌گیری به صورت هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع داده‌ها انجام شد و ۱۲ نفر برای مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته انتخاب شدند. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از روش گراندد تئوری (داده بنیاد) صورت گرفت. یافته‌ها نشان داد که ۴۶ کد اولیه در قالب ۱۵ مقوله اصلی استخراج شدند که عبارت‌اند از: اعتبار و تخصص درک‌شده، همسویی ارزشی، کیفیت و صداقت محتوا، ویژگی‌های جامعه کوهنوردی، ماهیت محصولات کوهنوردی، اشباع تبلیغاتی در شبکه‌های اجتماعی، تجربه قبلی مصرف‌کننده، میزان دانش و تخصص شخصی، ریسک درک‌شده، راستی‌آزمایی متقابل، ارتباط مستقیم و مشاهده، بهره‌گیری از اینفلوئنسرهای با سابقه، افزایش یا کاهش اعتماد به اینفلوئنسر، تغییر نگرش نسبت به برند، و تصمیم به خرید یا عدم خرید. نتایج نشان داد تأثیر اینفلوئنسرها بر رفتار مصرف‌کنندگان، بسته به ویژگی‌های جمعیت هدف مانند کودکان، نوجوانان، زنان و مردان، بسیار عمیق و اساسی است. یافته‌ها می‌توانند به برندها و بازاریابان کمک کنند تا با شناسایی معیارهای مؤثر، تعامل مؤثرتر با مخاطبان ایجاد کرده و استراتژی‌های بازاریابی مبتنی بر اینفلوئنسر را بهبود بخشند.

مدیریت کسب و کار

بررسی تاثیر استراتژی مدیریت دانش بر کاهش ترومای سازمانی با توجه به متغیر میانجی هوش هیجانی در کسب و کارهای کوچک و متوسط

دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 149-171

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.522461.1090

محمد ناجی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر استراتژی‌های مدیریت دانش برای کاهش ترومای سازمانی با توجه به متغیر میانجی هوش هیجانی در کسب و کارهای کوچک و متوسط شهرستان انار انجام شده است. این پژوهش از لحاظ هدف یک تحقیق کاربردی و از نظر نوع و ماهیت یک تحقیق توصیفی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 250 نفر از کارکنان کسب و کارهای کوچک و متوسط شهرستان انار می‌باشد که به دلیل محددیت نسبی جامعه اماری تمام اعضای آن به عنوان نمونه انتخاب و به روش سرشماری پرسشنامه در بین آنان توزیع وجمع آوری گردید. برای تعیین روایی پرسشنامه‌ها، از شاخص نسبت روایی محتوایی (CVR) و شاخص روایی محتوایی (CVI) استفاده شد. و در نهایت برای تعیین پایایی پرسشنامه‌ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. به منظور بررسی فرضیات تحقیق از مدل سازی معادلات ساختاری روش الگویابی معادلات ساختاری (SEM) با کمک نرم افزار Smart PLS بهره گرفته شده است. براساس نتایج بدست آمده استراتژی مدیریت دانش بر کاهش ترومای سازمانی با توجه به متغیر میانجی هوش هیجانی در کسب و کارهای کوچک و متوسط تاثیر معناداری دارد.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی و بازاریابی

فرایند تحلیل شبکه (DANP) مدل توسعه پایدار مبتنی بر رویکرد مدیریت کوانتومی

دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 310-331

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.383336.1004

فاطمه هداوندی، اسداله مهرآراء، سیده شایسته واردی

چکیده هدف پژوهش حاضر فرایند تحلیل شبکه (DANP) مدل توسعه پایدار مبتنی بر رویکرد مدیریت کوانتومی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی - توسعه ای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از حیث شیوه اجرا، کمی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از مدیران شهرداری با سابقه 20 سال به بالا و رشته تخصصی آنان مدیریت شهری میباشد که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. برای جمع آوری داده های بخش دیمتل و فرایند تحلیل شبکه جهت اولویت بندی متغیرها از پرسشنامه استاندارد شده مقایسه زوجی AHPاستفاده شده و در جامعه آماری پژوهش توزیع و پس از تکمیل، گردآوری و تحلیل شد. برای اولویت بندی عوامل موثر از روش دنپ (ترکیب دیمتل و فرآیند تحلیل شبکه (ANP) استفاده شد. نتایج نشان داد توسعه زیرساخت‌های شهری، خود سازماندهی، حکمرانی و قانون‌گذاری شهری، دانش کوانتومی، ارتقای کیفیت زندگی، توسعه زیرساخت‌های اقتصادی، عدالت و مشارکت اجتماعی، ارتقای کیفیت زیست‌محیطی، به ترتیب در الویت اول تا هشتم قرار دارند.

ابر واژگان

نشریات مرتبط