تعداد دوره‌ها 5
تعداد شماره‌ها 13
تعداد مقالات 170
تعداد نویسندگان 436
تعداد مشاهده مقاله 85,015
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 31,681
نسبت مشاهده بر مقاله 500.09
نسبت دریافت فایل بر مقاله 186.36
 
درصد پذیرش 25
زمان پذیرش (روز) 120
تعداد پایگاه های نمایه شده 7
تعداد داوران 59

 

 

نشریه رویکردهای نوین در مدیریت و بازاریابی، فصلنامه ای با دسترسی باز (به متن مقالات) است که توسط مرکز پژوهشی مطالعات مدیریت منابع و کسب و کار دانش محور منـتشر می‌شود. این نشریه از سیاست داوری تخصصی دو سو ناشناس در بررسی مقالات استفاده نموده و به مباحث مهم و اساسی حوزه "مدیریت بازرگانی، بازاریابی، کسب و کار، کار آفرینی" می پردازد. این نشریه در بررسی و انتشار مقالات علمی از اصول و معیارهای کمیته اخلاق نشر (COPE) پیروی می نماید. همه مقالات ارسالی توسط نرم افزار مشابهت یاب سمیم نور بررسی می شوند تا از اصالت آنها اطمینان حاصل شود و پس از آن توسط داوران معتبر و مجرب به دقت مورد ارزیابی قرار می گیرند.


فصلنامه علمی  رویکردهای نوین در مدیریت و بازاریابی  بر اساس آخرین ارزیابی و رتبه‌بندی نشریات علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (معاونت پژوهش و فناوری) در سال 1403 دارای رتبه علمی «ب» می باشد. ( لینک نمایه وزارت علوم: علمی پژوهشی )

 فصلنامه رویکردهای نوین در مدیریت و بازاریابی موفق به نمایه‌سازی در پایگاه بین‌المللی DOAJ شد.

فصلنامه علمی «رویکردهای نوین در مدیریت و بازاریابی» موفق به کسب نمایه در پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) شد.

**به
اطلاع دانشجویان و فرهیختگان گرامی می‌رساند، با توجه به اختلال گسترده اینترنت و عدم دسترسی به ایمیل، خواهشمند است برای استعلام، پیگیری و یا طرح هرگونه سؤال،
از طریق شماره ایتای دبیرخانه نشریات
۰۹۱۱۸۹۱۲۵۳۹ پیام ارسال فرمایید. **

 


ویژگی های اصلی نشریه: 
    • صاحب امتیاز :  مرکز پژوهشی مطالعات مدیریت منابع و کسب و کار دانش محور 
    • دوره انتشار:  فصلنامه (از بهار 1403نشریه به صورت فصلنامه منتشر شده است)
    • نوع مقاله:  پژوهشی و مروری
    • زبانفارسی، چکیده انگلیسی
    • نوع داوری: دو سو ناشناس
    • حوزه  تخصصی: مدیریت بازاریابی، کسب و کار، کارآفرینی
    • بازه زمانی بررسی اولیه مقالاتحداکثر 10 روز
    • نوع انتشار: الکترونیکی
    • هزینه بررسی و انتشار: دارد
    • سال آغاز انتشار: مهرماه 1401
    • دسترسی به متن مقالاتدسترسی باز

اطلاعیه مهم برای نویسندگان و دانشجویان گرامی

به اطلاع کلیه نویسندگان محترم و دانشجویان گرامی می‌رساند، پیرو تغییر صاحب امتیازی و مصوبات هیأت تحریریه فصلنامه «رویکردهای نوین در مدیریت و بازاریابی»، از این پس، مجله صرفاً مقالاتی را در فرآیند داوری و پذیرش قرار خواهد داد که واجد شرایط زیر باشند:

  • رویکرد پژوهشی: مقالات باید با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی)، کیفی، و یا کمی، و  استفاده از روش‌های نوین تحقیق (مانند دلفی فازی، فراترکیب، داده‌بنیاد، تحلیل مضمون، استنتاج فازی، شناخت فازی، تحلیل هوش مصنوعی، و استفاده از نرم‌افزارهای نوین تحلیل کیفی و کمی) تدوین شده و متمرکز بر رویکردهای نوین علمی باشند.
  • همکاری بین‌المللی: حضور محققان بین‌المللی در فهرست نویسندگان مقاله، یکی از معیارهای پذیرش خواهد بود.
  • دستورالعمل دانشگاه آزاد اسلامی: دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی موظف به رعایت دستورالعمل‌های سال ۱۴۰۴ می‌باشند.

شایان ذکر است، مقالات پژوهشی کیفی صرف (فاقد خروجی‌های نرم‌افزارهای کیفی)، مورد پذیرش قرار نخواهند گرفت و از فرآیند داوری حذف خواهند شد. لذا، اولویت پذیرش با مقالاتی است که شاخص‌های مذکور را دارا باشند.


📌 اولویت چاپ و پذیرش سریع (ویژه آماده‌سازی برای نمایه Scopus)

با توجه به اقدامات صورت‌گرفته برای نمایه شدن نشریه در پایگاه Scopus، مقالاتی که دارای حداقل یک نویسنده با وابستگی سازمانی (Affiliation) خارج از ایران باشند، در اولویت چاپ و پذیرش سریع‌تر قرار خواهند گرفت.


نکات مهم برای نویسندگان محترم:

  • عدم پذیرش مقالات با نویسندگان تکراری: به استحضار می‌رساند، در راستای سیاست ایجاد فرصت برابر برای تمامی دانش‌پژوهان، تا اطلاع ثانوی، از بررسی مقالات ارسالی با نویسندگان تکراری (Multiple Submission) معذوریم. از بهمن‌ماه1403، مجله از پذیرش مقالاتی که نویسنده/نویسندگان آن، مقاله‌ای در حال داوری، در نوبت چاپ، یا چاپ‌شده در یکی از شماره‌های سال جاری نشریه داشته باشند، معذور است. در صورت بروز این شرایط، علت رد مقاله به نویسنده/نویسندگان اعلام خواهد شد.

  • سیاست نشریه در مورد سرقت ادبی: در صورت احراز سرقت ادبی در یک مقاله، نشریه نویسنده/نویسندگان متخلف را در فهرست سیاه قرار داده و چنانچه مقاله ایشان پیش‌تر منتشر شده باشد، ضمن بایگانی مقاله، عبارت «مقاله حاوی سرقت ادبی است» در ذیل نام نویسنده/نویسندگان در وبسایت نشریه درج خواهد شد.

مقاله پژوهشی (کمی) بازاریابی و استراتژی برند

ارائه مدل هوش مصنوعی در بانک رافدین مبتنی بر تضمین تقویت قابلیت های بازاریابی

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.578952.1263

نغم خالد عبد الامیر الربیعی، حسین رحیمی کلور، محمد باشکوه اجیرلو، قاسم زارعی

چکیده بخش بانکداری در حال گذار از یک تحول بنیادین است که با ادغام هوش مصنوعی در فرآیندهای خدمات مالی بانک به پیش می‌رود. هوش مصنوعی کارایی عملیاتی، مدیریت ریسک و تعامل با مشتری را افزایش می‌دهد بدین منظور پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل هوش مصنوعی در بانک رافدین به همراه تضمین تقویت قابلیت های بازار یابی با استراتژی داده‌بنیاد پدیدار شونده انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش متشکل از پانزده نفر از مدیران و کارشناسان بانک رافدین و نخبگان دانشگاهی در کشور عراق بودند که به روش گلوله برفی انتخاب شدند و در پاسخگویی به سوالات مصاحبه‌های نیمه‌ساختار یافته مشارکت کردند. داده‌های جمع‌آوری شده با تکیه بر تاکتیک تحلیل محتوای پنهان در نرم‌افزار MAXQDA2024 در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها حاکی از تولید مفهوم مقوله‌های تطبیق‌پذیری هوش مصنوعی، پایداری هوش مصنوعی، تجربه استفاده از هوش مصنوعی، قابلیت هوش مصنوعی، آینده‌نگری بانک، دانش هوش مصنوعی و عملکرد اثربخش بانک بود که 10 فرضیه اصلی و جدید میان آن‌ها برقرار شد. نتایج نشان داد که قابلیت‌های بازاریابی هوش مصنوعی بیش از پیش در حال نمایان شدن هستند و پیشایندهای اصلی عملکرد اثربخش بانک رافدین در این مطالعه هستند.

مقاله پژوهشی( کیفی ) مدیریت بازاریابی

ارائه الگویی برای رتبه‌بندی شرکت‌های بیمه بر اساس ارزش ویژه برند

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.580780.1282

ابوالفضل آقادادی، علیرضا روستا، فرزاد آسایش

چکیده هدف این پژوهش ارائه الگویی برای رتبه‌بندی شرکت‌های بیمه بر اساس ارزش ویژه برند می باشد. این پژوهش از لحاظ اجرا به صورت کیفی و به روش تحلیل محتوا انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از خبرگان که شامل مدیران، کارشناسان و اعضای هیئت علمی می باشد که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و نمونه‌گیری تا اشباع نظری مقوله‌ها ادامه یافت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تحلیل داده ها ابتدا، با بهره‌گیری از روش کیفی و تکنیک تحلیل محتوا که شامل کد گذاری باز، کد گذاری محوری و کد گذاری انتخابی می باشد، مؤلفه‌های مرتبط با ارزش ویژه برند استخراج گردید سپس برای تجزیه و تحلیل ‎از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. یافته ها نشان داد که تعداد ۳۶ مؤلفه شناسایی و الگوی اولیه تدوین شد. بر اساس الگوی مفهومی نهایی، مهم‌ترین عوامل مؤثر بر ارزش ویژه برند در رتبه‌بندی شرکت‌های بیمه شامل: ویژگی‌های خدمات، ویژگی‌های مشتریان، عملکرد مالی، سودآوری، اعتبار و اعتماد عمومی، نوآوری و فناوری، سرمایه‌گذاری و دارایی‌های مالی، ویژگی‌های نمادین و منظر خدمات می‌باشند.

مقاله پژوهشی (آمیخته ) مدیریت بازاریابی

شناسایی و اولویت‌بندی ابعاد و مولفه‌های به‌کارگیری بازاریابی دیجیتال در شرکت‌های دانش بنیان

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.564355.1220

الهه سلطانی، سعید مسعودی پور

چکیده هدف از پژوهش حاضر شناسایی و اولویت‌بندی چالش‌های به کارگیری بازاریابی دیجیتال در شرکت‌های دانش‌بنیان مستقر در استان های قم و مرکزی است و به روش پژوهش آمیخته و به‌صورت کیفی – کمی بوده است. داده های کیفی با استفاده از مرور ادبیات و مصاحبه‌های صورت گرفته با چهارده نفر از مدیران شرکت‌های دانش‌بنیان که با استفاده از روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی و تا رسیدن به اشباع نظری، به دست آمد. این داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون تحلیل شد تا مسائل شناسایی و دسته بندی شوند همچنین برای سازماندهی، کدگذاری و تحلیل کیفی داده‌ها از نرم‌افزار MAXQDA نسخه 2020 استفاده شد و 42 مسئله اولیه شناسایی شده در شش دسته کلی شامل مسائل شناختی و رفتاری مدیران، مسائل مالی و تأمین بودجه، مسائل مربوط به محتوا، مسائل منابع انسانی، مسائل ناظر به بازاریابی و مسائل تغییرات در سکوها و شبکه‌های اجتماعی دسته بندی شد. در مرحله دوم، ابتدا اقدام به غربالگری مسائل شد و برای این منظور از تکنیک دلفی فازی در نرم افزار Exel استفاده شد. نتیجه حاصل از غربالگری، 22 عامل نهایی است که جهت اولویت‌بندی از تکنیک مارکوس بهره گرفته شد. نتایج اولویت‌بندی نشان می‌دهد که ضعف در نگهداشت نیروی انسانی خبره و متخصص و عدم انجام تحقیقات بازاریابی متناسب با فضای دیجیتال دارای بیشترین اولویت بوده‌اند.

مقاله پژوهشی( کیفی ) مدیریت استراتژیک

تعیین روابط و سطح‌بندی عوامل کنترل ریسک مطلوب زنجیره تامین آزمایشگاه های پزشکی با رویکرد ساختاری تفسیری

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.569528.1241

معصومه پاشاپور صوفی حسن، مهدی زکی پور، رضا محمدی، امیر محمدزاده

چکیده این تحقیق با هدف ارائه مدل دستیابی به کنترل ریسک مطلوب با مدیریت ریسک و شکست در زنجیره تامین آزمایشگاه های پزشکی انجام شد. اطلاعات مورد نیاز تحقیق برای مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM) جهت ارائه الگو از میان خبرگان یعنی 15 نفر از مدیران و کارشناسان عالی رتبه در آزمایشگاه های پزشکی در طول زنجیره تامین فعالیت بودند، گرداوری شد. در این تحقیق از مدل‌سازی ساختاری تفسیری برای ارائه مدل استفاده شد. نتایج تحلیل ساختاری تفسیری توسط مدل اکتشافی نشان داد که مدل اکتشافی پژوهش دارای 4 عامل اصلی و 13 عامل فرعی در چهار سطح شناسایی شدند. سطح چهارم شناسایی ریسک‌های زنجیره تأمین شامل ابعاد ریسک‌های مالی و قانونی، ریسک‌های کیفیت و ریسک‌های تأمین‌کننده و لجستیکی است. در سطح سوم تجزیه و تحلیل شکست و آثار آن شامل شناسایی نقاط ضعف؛ تحلیل آثار شکست و اولویت‌بندی ریسک‌ها قرار دارد. در سطح دوم بعد استراتژی‌های مقابله و مدیریت ریسک شامل تنوع تأمین‌کنندگان، برنامه‌ریزی اضطراری، کنترل کیفیت با فناوری اطلاعات قرار دارد. در نهایت عوامل و ابعاد در سه سطح قبلی در سطح یک موجب دستیابی به کنترل ریسک مطلوب با ابعاد کاهش ریسک و شکست، افزایش کارایی زنجیره تأمین، بهبود مستمر و نظارت بر عملکرد می گردد.

مقاله پژوهشی( کیفی ) مدیریت بازاریابی

طراحی مدل تحول راهبردهای بازاریابی B2B مبتنی بر هوش مصنوعی در شرکت‌های کوچک و متوسط

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.579440.1273

پرنا خالقی زنجانی، غلامرضا تیزفهم فرد، سحر ملا زینلی، محمود صمدی

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل تحول راهبردهای بازاریابی B2B مبتنی بر هوش مصنوعی در شرکت‌های کوچک و متوسط انجام شد. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و با رویکرد کیفی مبتنی بر استراتژی نظریه داده‌بنیاد طراحی گردید. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران بازاریابی، خبرگان هوش مصنوعی بودند. نمونه‌گیری به روش هدفمند انجام شد، فرآیند جمع‌آوری داده‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت که در نهایت با ۱۵ مصاحبه عمیق محقق شد. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA18 انجام پذیرفت. یافته‌ها نشان داد که عوامل علّی شامل ضرورت تحلیل داده‌های کلان رقابتی، تغییر الگوهای تصمیم‌گیری خریداران سازمانی و فشار برای کاهش هزینه‌های بازاریابی، نقش کلیدی در آغاز این تحول دارند. عوامل زمینه‌ای شامل بلوغ دیجیتال سازمان و کیفیت زیرساخت‌های داده‌ای، بستر لازم برای اجرای موفق بازاریابی هوشمند را فراهم می‌آورند؛ در حالی که محدودیت منابع مالی، پیچیدگی‌های فنی و مقاومت کارشناسان فروش سنتی به‌عنوان عوامل مداخله‌گر عمل می‌کنند. طبق نتایج، اتخاذ راهبردهایی مانند استقرار سیستم‌های مدیریت حساب هوشمند ، تحلیل‌های پیش‌بینانه و اتوماسیون محتوایی، موجب ارتقای پیامدهایی نظیر نرخ بازگشت سرمایه، وفاداری مشتریان کلیدی و کاهش چرخه فروش می‌گردد. این پژوهش چارچوبی نظام‌مند ارائه می‌دهد که به مدیران شرکت‌های کوچک کمک می‌کند تا با درک تعاملات پیچیده میان ابزارهای هوش مصنوعی و راهبردهای بازاریابی، مزیت رقابتی پایداری در بازارهای صنعتی کسب کنند.

مقاله پژوهشی (کمی) بازاریابی و استراتژی برند

اعتبارسنجی مدل بازاریابی اجتماعی خدمات بانکداری با تأکید بر الگوهای رفتار مصرف‌کننده در بانک رافدین عراق

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.578955.1264

ابو الحسن مظفر محمد الکاظم، ناصر سیف الهی انار، قاسم زارعی، محمد باشکوه اجیرلو

چکیده هدف پژوهش حاضر، اعتبارسنجی مدل بازاریابی اجتماعی خدمات بانکداری با تأکید بر الگوهای رفتار مصرف‌کننده در بانک الرافدین عراق از طریق آزمون روابط ساختاری می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعهای، از نظر روش توصیفی ـ پیمایشی و با رویکرد کمی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 384 نفر مشتریان بانک رافدین عراق و به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. به‌منظور اعتبارسنجی مدل استخراج‌شده، پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته تدوین و در میان جامعه آماری توزیع شد. برای تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش از نرم افزار AMOS 20 و مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که در بانک رافدین عراق، شرایط زمینه‌ای بیشترین نقش را در شکل‌دهی به راهبردهای بازاریابی اجتماعی ایفا می‌کنند، در حالی که پدیده محوری (الگوهای رفتار مصرف‌کننده) نقش مکمل و تقویتی دارد. این الگو حاکی از آن است که موفقیت بازاریابی اجتماعی خدمات بانکداری در بستر عراق، بیش از آنکه صرفاً به شناخت رفتار مشتری وابسته باشد، به میزان انطباق راهبردها با واقعیت‌های فرهنگی، نهادی و ساختاری جامعه بستگی دارد.

مقاله پژوهشی( کیفی ) مدیریت منابع انسانی

طراحی مدل پویای مدیریت منابع انسانی سبز در سازمان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.582225.1291

علی‌اکبر حسین‌نیا میری، جمشید سالار

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل پویای مدیریت منابع انسانی سبز در سازمان‌ می باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی-توسعه‌ای و از نظر روش اجرا کیفی و از نوع اکتشافی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران ارشد منابع انسانی می باشد که با روش نموونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه‌ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون و از نرم افزار MAXQDA و طی فرآیند کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که مدل پویای مدیریت منابع انسانی سبز از شش بُعد کلیدی شامل «شایستگی‌های سبز»، «فرهنگ سازمانی زیست‌محیطی»، «حمایت مدیریتی سبز»، «عجین‌شدگی شغلی سبز»، «بازخورد عملکرد پایدار» و «انعطاف‌پذیری ساختاری» تشکیل شده است. تحلیل مضامین و شبکه ارتباطی کدها نشان می‌دهد که این ابعاد در قالب یک چرخه یادگیری-تعاملی مستمر عمل می‌کنند و نه به‌صورت خطی، بلکه از طریق مکانیسم‌های بازخوردی، تطبیقی و نهادینه‌سازی فرهنگی، پایداری سازمانی را تقویت می‌نمایند. این پژوهش با ارائه مدلی کیفی و زمینه‌مند، شکاف نظری موجود در ادبیات مدیریت منابع انسانی سبز را پر کرده و نقشه‌راهی مفهومی برای پیاده‌سازی نظام‌مند، انطباق‌پذیر و پایدار این رویکرد در سازمان‌های در حال توسعه ارائه می‌دهد.

مقاله پژوهشی (کمی) مدیریت بازاریابی

ویژگیهای واقعیت افزوده و رفتار مشتری: نقش تعامل مشتری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.582165.1296

محمد محمودی میمند، حسین تبیانیان، سعید آرزومند

چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر ویژگی‌های واقعیت افزوده بر رفتار مشتری با در نظر گرفتن نقش میانجی تعامل مشتری می باشد. این پژوهش بر اساس هدف، کاربردی و بر حسب روش جمع‌آوری اطلاعات از نوع تحقیقات توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری این تحقیق، کلیه مشتریان آنلاین شرکت پنبه ریز در شهر تهران به تعداد نامحدود می باشد. طبق جدول کرجسی مورگان تعداد نمونه آماری در جامعه نامحدود، 384 نفر در نظر گرفته شد که به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار اصلی جمع‌آوری اطلاعات، پرسشنامه می باشد. در بخش تحلیل داده‌ها، از آمار توصیفی و استنباطی برای آزمون فرضیه‌ها استفاده شد و تجزیه‌وتحلیل‌ها با نرم‌افزارهای SmartPLS 3 و SPSS 26 انجام گرفت. یافته‌های پژوهش نشان داد که ویژگی‌های واقعیت افزوده می‌تواند بر رفتار مشتری اثرگذار باشد و این اثر از طریق افزایش تعامل مشتری تقویت می‌شود. به بیان دیگر، هرچه کیفیت و ویژگی‌های واقعیت افزوده مطلوب‌تر باشد، سطح تعامل مشتری بیشتر شده و در نتیجه رفتارهای مثبت او در قبال محصول یا خدمات نیز افزایش می‌یابد. در نهایت، نتایج پژوهش تأکید می‌کند که به‌کارگیری واقعیت افزوده، می‌تواند ابزاری مؤثر برای جذب، درگیرسازی و هدایت رفتار مشتریان باشد و استفاده هدفمند از این فناوری می‌تواند به بهبود تجربه مشتری و تقویت پیامدهای رفتاری مطلوب منجر شود.

مقاله پژوهشی( کیفی ) مدیریت استراتژیک

سطح بندی عوامل پیروی استراتژیک مبتنی بر توسعه رفتارهای تعاملی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.583034.1302

علی پویان فرد، زهرا مقیمی، ابوالفضل دانایی

چکیده پژوهش حاضر با هدف سطح بندی عوامل پیروی استراتژیک مبتنی بر توسعه رفتارهای تعاملی در سازمان آموز مالیاتی انجام گرفت. روش پژوهش حاضر کیفی و با استفاده از روش الگو‌سازی تفسیری-ساختاری (ISM) است. جامعۀ پژوهش شامل 21 نفر از مدیران و خبرگان سازمان امور مالیاتی کشور بودند که براساس نمونه‌گیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع داده‌ها انتخاب شدند. در این پژوهش داده‌ها با استفاده از پرسشنامه پیروی استراتژیک مبتنی بر توسعه رفتارهای تعاملی (محقق ساخته) گردآوری شد و با استفاده الگوسازی ساختاری-تفسیری و تحلیل MICMAC مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که 16 عامل(رهبری تحول گرا، شایستگی های رفتاری، آموزش مالیاتی، شفافیت، رضایت مودی، مشوق ها، فهم متقابل، جرایم، خدمات الکترونیک، مشروعیت سیستم، نظارت، تعامل دوطرفه، اعتماد، عدالت، باور به دولت، مشارکت شهروندی) بر پیروی استراتژیک مبتنی بر توسعه رفتارهای تعاملی اثر گذار است و بر اساس الگوی تفسیری-ساختاری، در بردارندۀ سه سطح متغیرهای مستقل یا کلیدی، ارتباطی و وابسته است. متغیر نظارت و مشوق ها به عنوان متغیر مستقل و کلیدی، دارای کمترین نفوذ و بیشترین وابستگی درمقایسه با متغیرهای مطرح در سطوح دیگر در الگو بود.

مقاله پژوهشی (آمیخته ) سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی و بازاریابی

تحلیل مدل خط مشی سازمانی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی در شرکت مناطق نفت خیز

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.555464.1188

محمد علی نیک بخش، علی بحرکانی، مجتبی حیاتی، سعید بازویی

چکیده هدف پژوهش حاضر تحلیل مدل خط مشی سازمانی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی در شرکت مناطق نفت خیز می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، بنیادی –کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) از نوع اکتشافی می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 14 نفر از مدیران و خبرگان حوزه خط‌مشی گذاری اجتماعی و مسئولیت اجتماعی اعضا هیات علمی، مدیران شرکت مناطق نفت خیز که به صورت هدفمند و در بخش کمی شامل 191 نفر از مدیران و کارشناسان شرکت مس ایران صاحب‌نظر در حوزه مسئولیت اجتماعی شرکت و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گرداوری یافته ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی بر اساس روش داده بنیاد و از نرم افزار NVIVO ویراست 11 و در بخش کمی از نرم‌افزارهای SPSS و PLS استفاده شد. نتایج بخش کیفی نشان داد که مفاهیم استخراج‌شده شامل 89 کد باز، 30 کد محوری و 15 کد انتخابی می‌باشد که تشکیل‌دهنده مدل خط‌مشی‌های اجتماعی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی در شرکت ملی مس ایران هستند. نتایج بخش کمی نشان‌ می‌دهد شرایط علی مدل اجرای خط‌مشی‌های اجتماعی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی، عوامل زمینه‌ای مؤثر بر مدل اجرای خط‌مشی‌های اجتماعی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی، شرایط مداخله‌گر خط‌مشی‌های اجتماعی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی، پیامدهای مدل خط‌مشی‌های اجتماعی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی و راهبردهای خط‌مشی‌های اجتماعی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی مقوله‌های محوری تشکیل‌دهنده مدل خط‌مشی‌های اجتماعی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی هستند.

مقاله پژوهشی (کمی) بازاریابی و استراتژی برند

بررسی تاثیر ارتباطات رسانه های اجتماعی بر ارزش ویژه برند با نقش میانجی تبلیغات کلامی الکترونیک و تعدیلگری درگیری ذهنی محصول

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/jnamm.2026.584405.1310

محمدمهدی دهقانی تفتی، علیرضا مقدسی

چکیده در بازارهای به شدت رقابتی امروز، مدیران شرکت‌ها در جستجوی روش‌های جدیدی برای آگاه ساختن مشتریان از محصولات خود هستند. یکی از این روش‌ها رسانه‌های اجتماعی است که موجبات تحول بزرگی در حوزه‌ کسب و کار و بازاریابی الکترونیک شده است. لذا هدف این تحقیق بررسی تاثیر ارتباطات رسانه های اجتماعی بر ارزش ویژه برند با میانجی گری تبلیغات کلامی الکترونیک و تعدیلگری درگیری ذهنی محصولاست. این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از نظر روش اجرا، پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق حاضر، تمامی مشتریان فرآورده های لبنی استان یزد هستند که حداقل یک سال از آن محصولات استفاده کرده و در رسانه های اجتماعی حضور دارندکه به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شده اند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه‌ی استاندارد برگرفته از پژوهش لین و همکاران (2023) بوده‌است. جهت سنجش روایی صوری از نظر خبرگان و در خصوص روایی سازه از روایی همگرا و واگرا و تحلیل عاملی تاییدی و برای سنجش پایایی از آلفای کرونباخ و پایایی مرکب استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار اسمارت پی ال اس 3 انجام شده است. نتایج نشان داد محتوای تولید شده توسط شرکت و کاربر بر تبلیغات کلامی الکترونیک و ارزش ویژه برند تاثیر معناداری دارد. تاثیر تبلیغات کلامی الکترونیک بر ارزش ویژه برند نیز معنادار گزارش شد. تاثیر محتوای تولید شده توسط شرکت و همچنین کاربر از طریق نقش میانجی تبلیغات کلامی الکترونیک بر ارزش ویژه برند معنادار بوده است. در نهایت یافته ها بیانگر تایید نقش تعدیلگر درگیری ذهنی محصول در ارتباط بین محتوای تولید شده توسط شرکت و کاربر و ارزش ویژه برند بوده است.

مروری بر مدل های ارزیابی عملکرد زنجیره تامین : مورد مطالعه زنجیره تامین قطعات خودرو ایران

دوره 1، شماره 1، اسفند 1401، صفحه 99-108

https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.423043.1020

فاطمه ثقفی، مسعود رضایی، محمد مهدی رضایی

چکیده در شرایط رقابتی کنونی عملکرد مناسب زنجیره تامین نقش کلیدی در موفقیت یک سازمان و دستیابی به اهداف و به ویژه سودآوری آن دارد بنابراین طی سالیان اخیر مدیریت و سنجش عملکرد زنجیره تامین توجه جمع کثیری از مدیران و محققین را به خود معطوف داشته است در این مطالعه در راستای ارزیابی عملکرد زنجیره تامین روش های مختلف ارزیابی عملکرد معرفی و ویژگی های معروف ترین روش ها و مطالعات انجام شده در این زمینه گردآوری شده است. در این مقاله یک چهارچوب برای انتخاب بهترین روش ارزیابی عملکرد زنجیره تامین بهبود و ارزیابی مستمره پیشنهاد شده است که می تواند و روند ارزیابی را به صورت هدفمند تسهیل نماید. پیشنهاد می‌گردد که در کارهای بعدی مطالعه مروری بر هر یک از روش های ارزیابی عملکرد زنجیره تامین مورد استفاده بودند به طور مجزا انجام شده و همچنین چهارچوب مفهومی از کاربرد این روش ها برای محیط های مختلف تهیه شود.

تاثیر تجربه مشتری از هوش مصنوعی بر رضایت الکترونیک مشتری، اعتماد مشتری به خرید آنلاین و قصد خرید آنلاین مشتری در صنعت بیمه

دوره 3، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.490323.1062

سید مجتبی میرفضلی، هانیه تقی زاده فشکچه، ندا محمدپور خبازی، حسن غریبی

چکیده هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر تجربه مشتری از هوش مصنوعی بر رضایت الکترونیکی، اعتماد مشتری به خرید آنلاین و قصد خرید آنلاین مشتریان است. جامعه آماری این پژوهش را مشتریان شرکت بیمه البرز در سراسر ایران تشکیل می‌دهند. روش نمونه‌گیری به‌صورت غیرتصادفی در دسترس بوده و پرسشنامه الکترونیکی از طریق شبکه‌های اجتماعی (تلگرام، ایتا و اینستاگرام) توسط ادمین نمایندگی‌های بیمه البرز بین مشتریان توزیع شده است. پس از گردآوری 385 پرسشنامه، فرآیند توزیع متوقف گردید. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه‌ای استاندارد با ۱۸ سؤال ویژه مشتریان بوده که روایی و پایایی آن تأیید شده است. داده‌های گردآوری‌شده با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی مورد تحلیل قرار گرفتند. در سطح آمار توصیفی، از شاخص‌های فراوانی و درصد فراوانی استفاده شد؛ و در سطح آمار استنباطی، از ضریب همبستگی پیرسون، مدل معادلات ساختاری و تحلیل مسیر بهره گرفته شد. برای این منظور، نرم‌افزارهای SPSS و LISREL مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیل‌ها نشان داد که تجربه مشتری از هوش مصنوعی، تأثیر مثبت و معناداری بر هر سه متغیر پژوهش یعنی رضایت الکترونیکی، اعتماد مشتری به خرید آنلاین و قصد خرید آنلاین دارد. بالاترین تأثیر نیز با ضریب مسیر 0.81 مربوط به تأثیر تجربه مشتری از هوش مصنوعی بر قصد خرید آنلاین بوده است. به طور کلی، هوش مصنوعی ضمن ارتقای کیفیت تجربه مشتری، تأثیر چشمگیری بر متغیرهای کلیدی در رفتار مصرف‌کننده آنلاین دارد.

تأثیر فناوری هوش مصنوعی بر توسعه کارآفرینی با نقش میانجی آموزش کارآفرینی

دوره 3، شماره 1، بهار 1403، صفحه 86-105

https://doi.org/10.22034/jnamm.2024.454730.1052

رسول محمدی، سید رضا موسوی فرد، بیژن رضایی، مهدی حسین پور

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر فناوری هوش مصنوعی بر توسعه کارآفرینی با نقش میانجی آموزش کارآفرینی است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- پیمایشی از نوع علّی است. جامعه آماری پژوهش مدیران و کارکنان شرکت‌های کسب‌وکارهای نوپا در استان کرمانشاه بودند. حجم نمونه 193 نفر و روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی است. روش گردآوری داده‌ها میدانی و ابزار مورد استفاده پرسشنامه‌های توسعه کارآفرینی (آنتونیک و هیسریچ، 2003)، فناوری هوش مصنوعی (اقتباس از پژوهش رحیمی و اکبری، 1402) و آموزش کارآفرینی (محقق‌ساخته) بود. روش تجزیه‌وتحلیل داده‌ها آمار توصیفی و آمار استنباطی (مدل‌سازی معادلات ساختاری) با استفاده از دو نرم‌افزار Spss26 و Amos24 بود. جهت بررسی متغیر میانجی از آزمون سوبل (آماره t) استفاده گردید. یافته‌ها نشان داد که فناوری هوش مصنوعی به میزان 86 درصد بر توسعه کارآفرینی و به میزان 83 درصد بر آموزش کارآفرینی تأثیر معناداری دارد. همچنین آموزش کارآفرینی به میزان 11 درصد تغییرات حاصل از توسعه کارآفرینی را پیش‌بینی می‌کند. نتایج حاکی از آن است که فناوری هوش مصنوعی بر توسعه کارآفرینی با نقش میانجی آموزش کارآفرینی در کسب‌وکارهای نوپا استان کرمانشاه تأثیرگذار است.

مدیریت کسب و کار

عوامل موثرپذیرش هوش مصنوعی در تجارت الکترونیک توسط شرکت های کوچک و متوسط

دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 62-83

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.500793.1067

کیهانه کریمی، الهه محمودی رنانی

چکیده هدف پژوهش حاضر ارزیابی عوامل موثر بر پذیرش هوش مصنوعی در تجارت الکترونیک توسط شرکت های کوچک و متوسط می باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نوع پژوهش های کمی میباشد. پژوهش حاضر یک مدل یکپارچه مبتنی بر چارچوب قابلیت‌های پویا، جهت‌گیری کارآفرینانه و سیستم‌های مشتری‌محور را پیشنهاد می‌کند. داده‌های تجربی این مطالعه از طریق یک نظرسنجی دیجیتالی و با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند از شرکت‌های کوچک و متوسط در ایران گردآوری شده است. تجزیه‌وتحلیل داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختار انجام شده و نتایج به نقش قابلیت‌های پویا و جهت‌گیری کارآفرینانه در تسهیل پذیرش هوش مصنوعی در تجارت الکترونیک اشاره دارد. داده‌های این مطالعه با توزیع یک پرسشنامه اینترنتی برای نمونه‌ای متشکل از 183 تصمیم‌گیرنده و مسئول در شرکت‌های کوچک و متوسط در ایران که در تجارت الکترونیک کار می‌کنند، جمع‌آوری شد. این پژوهش تأثیر مثبت پذیرش هوش مصنوعی بر عملکرد تجاری شرکت‌های کوچک و متوسط را تأیید می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهند که پذیرش هوش مصنوعی در تجارت الکترونیک ارتباط معناداری با بهبود عملکرد تجاری شرکت‌های کوچک و متوسط دارد. همچنین، این پژوهش بر نقش محوری قابلیت‌های پویا و جهت‌گیری کارآفرینانه در پیشبرد پذیرش هوش مصنوعی در بخش تجارت الکترونیک تأکید دارد، که به نوبه خود می‌تواند به بهبود عملکرد تجاری کمک کند. این نتایج بر اهمیت توسعه قابلیت‌های فناورانه و رویکردهای نوآورانه در شرکت‌های کوچک و متوسط برای بهره‌برداری مؤثر از هوش مصنوعی و دستیابی به رشد و موفقیت تأکید می‌کند.

مدیریت بازاریابی

بهبود عملکرد کارکنان از طریق بازاریابی داخلی و یادگیری سازمانی: نقش میانجی نوآوری سازمانی

دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.524617.1093

ندا زرین نگار، محسن نجفی، فتانه حسین زاده باجگیران

چکیده پژوهش حاضر به بررسی بهبود عملکرد کارکنان از طریق بازاریابی داخلی و یادگیری سازمانی: نقش میانجی نوآوری سازمانی پرداخته است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، کمّی از نوع توصیفی - پیمایشی می باشد. جامعه آماری در این پژوهش، شرکت‌های صادرکننده مواد غذایی در شهر مشهد به تعداد 116 شرکت هستند که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه برابر با 86 شرکت برآورد گردید؛ به همین منظور با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده به توزیع و تکمیل پرسشنامه در بین مدیران این شرکت‌ها پرداخته شد. به‌منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون مدلسازی معادلات ساختاری و سایر آزمون آماری مبتنی بر نرم افزارهای Spss و Pls بهره گرفته شد. روایی متغیرهای تحقیق از طریق تحلیل عاملی تاییدی سنجیده شده است. همچنین پایایی متغیرهای پژوهش نشان داده است که آلفای کرونباخ برای متغیرهای تحقیق از جمله بازاریابی داخلی، عملکرد ، نوآوری سازمانی، یادگیری سازمانی به ترتیب 909/0، 935/0، 940/0، 901/0 بدست آمده است که نشانگر پایایی مطلوب ابزار تحقیق است. یافته‌های تحقیق نشان داده است که یادگیری سازمانی و بازاریابی داخلی بر عملکرد کارکنان موثر است و نوآوری سازمانی تاثیر آن را میانجی‌گری می‌کند.

شناسایی عوامل موثر بر مصرف پایدار : رویکرد فراترکیب

دوره 1، شماره 1، اسفند 1401، صفحه 1-19

https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.383330.1001

کبری صادقی دزکی، عبدالقیوم آزموده راد، سیاوش علیرضایی

چکیده مصرف مسئولانه و پایدار یکی از جنبه های مهم توسعه پایدار محسوب می شود که به دستیابی رشد اقتصادی بلند مدت، سازگار با نیازهای محیط زیستی و اجتماعی بستگی دارد. در واقع میزان آگاهی مردم در موراد زیست محیطی و خود آگاهی ذهنی آنها به میزان و نوع مصرف ، مصرف کننده رابطه مستقیم دارد. هر چقدر مصرف کنندگان به مسائل زیست محیطی اهمیت بیشتری بدهند در مصرف محصولاتی که با آن مغایرت دارد مقاومت بیشتری می کنند و این دیدگاه به طور دقیق ادراک و رفتار مصرف کننده را شکل می دهد پس یک تولید کننده در کنار توجه به مسائل مربوط به مقوله مصرف پایدار باید حتما مواردی که رفتار مصرف کننده را تحت تاثیر قرار می دهد را هم در نظر بگیرد. هدف این پژوهش تحلیلی بر عوامل اثرگذار در مصرف پایدار با روش فراترکیب در فروشگاه های رفاه شهرکرد بوده است. این پژوهش به دلیل رویکرد جامع مفهوم مصرف آگاهانه که شث و همکاران ( 2011 ) و لیم (2017 ) ارائه می دهند، تلاش می کند مفهوم ارائه شده را با مطالعه مروری بسط داده و تکمیل کند . از این ر و با در نظر گرفتن دو وجه ساختار ذهنی آگاهانه و رفتار آگاهانه برای مصرف آگاهانه، ابعاد یک ساختار ذهنی آگاهانه که می تواند به بروز رفتار آگاهانه در حوزه مصرف منجر شود شناسایی می شود.

مدیریت پذیرش هوش تجاری در منابع انسانی مبتنی بر متدلوژی های سیستم های نرم و پویا شناسی سیستم ها

دوره 2، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 1-23

https://doi.org/10.22034/jnamm.2023.419498.1016

مریم ابراهیمی، بهنوش جووری، سید کامران یگانگی

چکیده هدف از تحقیق حاضر بررسی، تحلیل و پیش بینی راهبردهای حاکم بر پذیرش هوش تجاری در تصمیم گیری‌های شرکت مدیریت شبکه برق ایران به منظور سیاست گذاری علم، فناوری و نوآوری مبتنی بر هوش تجاری در این شرکت است. در گام اول تحقیق بر مبنای تئوری تکنولوژی- سازمان- محیط ضمن شناسایی موانع و تسهیل گرهای استفاده از هوش تجاری در تصمیم گیری‌های سازمانی شرکت مدیریت شبکه برق ایران به روش سه سوسازی شامل مطالعه، مشاهده و مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان داده‌ها جمع اوری شد و از طریق روش تحلیل مضمون فرآیند کدگذاری انجام گرفت. درگام بعدی با تلفیق متدلوژی سیستم نرم و پویا شناسی سیستمها و با استفاده از نرم افزارهای رپیدماینر و ونسیم پیش بینی وضعیت پذیرش و به‌کارگیری این فناوری در بازه‌ی زمانی پنج ساله انجام گرفت. بدین منظور با استفاده از روابط علّی معلولی و در قالب الگوی پویایی شناسی، نمودارهای حلقوی و جریان ترسیم مدل سازی گردید و بر مبنای نظر خبرگان در خروجی این مرحله اصلاحات لازم به عمل آمد. در ادامه شبیه سازی برای یک مدت پنج ساله توسط مدل توسعه داده شده با استفاده از تفکر سیستم‌های پویا انجام گرفت. مطابق با یافته‌های تحقیق سیستم مورد پژوهش کنترل پذیر و مشاهده پذیر است؛ یعنی ورودی‌های سیستم متغیرهای حالت را کنترل می‌کنند و هریک از متغیرهای حالت بر برخی از خروجی‌های سیستم اثر گذار هستند. بر این مبنا سناریوهایی با تغییر در عوامل فردی، عوامل سازمانی، عوامل محیطی و عوامل فرامحیطی به دست آمد. نتیجه آنکه بومی سازی نامناسب فناوری‌ها، جزیره­ای بودن سیستم‌های اطلاعاتی، مغایرت دستورالعمل‌های امنیتی و مقاومت­های منابع انسانی در مقابل سیاست­های امنیتی از جمله عوامل با تأثیر منفی و در مقابل برمبنای استقرار زیر سیستم تخصیص بهینه منابع انسانی، استقرار زیر سیستم آموزش، سیاست‌های امنیتی، استقرار کمیته راهبری، استقرار زیر سیستم یکپارچه سازی سیستم‌ها و استقرار زیر سیستم شرکت‌های دانش بنیان پیش بینی کننده‌ای مثبت به‌منظور پذیرش و کاربست هوش تجاری شناخته شدند.

مدیریت بازاریابی

ارائه مدل اقناع‌گرایی در پیام‌های شبکه‌های اجتماعی در ترویج محصولات سبز

دوره 4، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 1-19

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.546926.1150

موسی محسن پور، ناصر فقهی فرهمند، حسین قره بیگلو، حسین بوداقی خواجه نوبر

چکیده تحقیق حاضر بدنبال ارائه مدل اقناع‌گرایی در پیام‌های شبکه‌های اجتماعی در ترویج محصولات سبز بوده است. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می‌باشد. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE)و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگ‌تر از 5/0 باشد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری با نرم افزار اسمارت پی ‌ال‌الس نشان داد که اعتمادسازی، تعامل مخاطب، روایت و طراحی بصری همگی نقش مؤثری در تقویت نگرش و رفتار زیست‌محیطی مخاطبان و حمایت از محصولات سبز دارند. همچنین زیرساخت‌های فنی و فناوری‌های نوین، مسیر اقناع و پذیرش سبک زندگی پایدار را تسهیل می‌کنند.

تأثیر بازاریابی سبز بر قصد خرید مجدد سبز با نقش میانجی استراتژی‌های بازاریابی سبز

دوره 3، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 44-66

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.521082.1089

عباس قائدامینی هارونی، مهسان همتی زاده، خاتون هاشمی پور

چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر بازاریابی بر قصد خرید مجدد مصرف‌کننده با نقش میانجی استراتژی‌های بازاریابی سبز انجام شد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت داده‌ها توصیفی از نوع همبستگی (الگوسازی معادلات ساختاری) است. جامعة آماری این پژوهش را مصرف‌کنندگان محصولات سبز شرکت اچ بی بورد تشکیل می‌دهد اطلاعات مورد نظر با استفاده از پرسشنامه آنلاین از نمونه مورد مطالعه جمع آوری شد. با توجه به این‌که تعداد جامعه آماری در این پژوهش وسیع و نامشخص است برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران مخصوص جوامع نامحدود استفاده شد که تعداد اعضای نمونه با در نظر گرفتن میزان برآورده شده 384 نفر به صورت نمونه­گیری غیر احتمالی معروف به نمونه‌گیری آسان انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسش‌نامه‌های استاندارد بود که روایی پرسش‌نامه‌ها بر اساس، روایی محتوایی، صوری و سازه مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تائید قرار گرفت و از سوی دیگر پایایی پرسش‌نامه‌ها با روش آلفای کرونباخ برآورد شد که تمام متغیرهای بالای 7/0 بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها در دو سطح توصیفی و استنباطی مشتمل بر مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج نشان دادکه بازاریابی سبز به طور مثبت بر تمام نتایج سبز تأثیر گذاشت و تبلیغات سبز، وفاداری به برند، ارزش ویژه برند و نوآوری برند تأثیر مثبتی بر قصد خرید مجدد داشت. بااین‌حال، اثر تعدیل‌کننده قابل‌توجهی از آگاهی سبز بر ارزش ویژه برند سبز و قصد خرید مجدد سبز پیدا نکرد.

مدیریت کسب و کار

شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر توسعه کسب وکارهای مبتنی بر اینترنت اشیا

دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 106-126

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.528979.1097

زهرا قنبری قشلاقی، بیژن رضایی، یوسف محمدی فر

چکیده هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر توسعه کسب‌وکارهای مبتنی بر اینترنت اشیا (IOT) در ایران است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی است وبه لحاظ روش شناسی، از نوع توصیفی پیمایشی است.. پژوهش حاضر به روش تحلیل محتوا و در دو مرحله کیفی و کمی انجام شد. در مرحله کیفی، با بهره‌گیری از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته با 8 نفر از خبرگان حوزه فناوری اطلاعات در پارک‌های علم و فناوری کرمانشاه، و اساتید در دانشگاه‌های مرتبط مشغول به فعالیت بودند، داده‌های موردنیاز جمع‌آوری و تحلیل شدند. دراین مرحله 6 دسته عامل اصلی شامل عوامل مالی-اقتصادی، فناوری، فرهنگی- اجتماعی، سیاسی- قانونی، انسانی، و مدیریتی و هم‌چنین 22 زیر معیار شناسایی شدند. در مرحله کمی، با استفاده از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی(AHP) و نرم افزار Expert Choice ، عوامل اولویت بندی شدند. یافته های پژوهش نشان داد در میان عوامل مؤثر بر توسعه کسب‌وکارهای مبتنی بر اینترنت‌اشیا، عامل مالی–اقتصادی بالاترین اولویت را دارد و عامل مدیریتی پایین‌ترین اولویت را به خود اختصاص داد. مقایسه نتایج این پژوهش با پژوهش‌های پیشین نشان‌دهنده هم‌خوانی با یافته‌های جهانی است و همان‌طور که در ایران چالش‌هایی مانند هزینه بالای تجهیزات به دلیل تحریم‌ها، ضعف زیرساخت‌های شبکه و کمبود آگاهی، موانع بهبود این فناوری هستند مطالعات جهانی نیز نشان‌دهنده اهمیت سرمایه گذاری در فناوری و آموزش است ؛ اگرچه در ایران عوامل اقتصادی به دلیل شرایط خاص بازار برجسته‌تر است. در نهایت، پیشنهادات شامل جذب سرمایه گذاران خطرپذیر، تقویت شهرهای هوشمند، و تقویت زیر‌ساخت‌ها ارائه شد.

مدیریت بازاریابی

طراحی مدل بازاریابی اینفلوئنسرها مبتنی بر رفتار مصرف گنندگان محصولات کوهنوردی با رویکرد داده بنیاد

دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 127-148

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.520031.1086

مهدی خداپرست، پیمان عمادی

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل بازاریابی اینفلوئنسرها مبتنی بر رفتار مصرف‌کنندگان محصولات کوهنوردی با رویکرد داده بنیاد بود . روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه زمینه‌ای انجام شد. جامعه آماری شامل خبرگان حوزه ارزیابی بازاریابی اینفلوئنسرها، اعضای هیئت علمی، بازاریابان و تولیدکنندگان محصولات کوهنوردی بود. نمونه‌گیری به صورت هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع داده‌ها انجام شد و ۱۲ نفر برای مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته انتخاب شدند. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از روش گراندد تئوری (داده بنیاد) صورت گرفت. یافته‌ها نشان داد که ۴۶ کد اولیه در قالب ۱۵ مقوله اصلی استخراج شدند که عبارت‌اند از: اعتبار و تخصص درک‌شده، همسویی ارزشی، کیفیت و صداقت محتوا، ویژگی‌های جامعه کوهنوردی، ماهیت محصولات کوهنوردی، اشباع تبلیغاتی در شبکه‌های اجتماعی، تجربه قبلی مصرف‌کننده، میزان دانش و تخصص شخصی، ریسک درک‌شده، راستی‌آزمایی متقابل، ارتباط مستقیم و مشاهده، بهره‌گیری از اینفلوئنسرهای با سابقه، افزایش یا کاهش اعتماد به اینفلوئنسر، تغییر نگرش نسبت به برند، و تصمیم به خرید یا عدم خرید. نتایج نشان داد تأثیر اینفلوئنسرها بر رفتار مصرف‌کنندگان، بسته به ویژگی‌های جمعیت هدف مانند کودکان، نوجوانان، زنان و مردان، بسیار عمیق و اساسی است. یافته‌ها می‌توانند به برندها و بازاریابان کمک کنند تا با شناسایی معیارهای مؤثر، تعامل مؤثرتر با مخاطبان ایجاد کرده و استراتژی‌های بازاریابی مبتنی بر اینفلوئنسر را بهبود بخشند.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی و بازاریابی

فرایند تحلیل شبکه (DANP) مدل توسعه پایدار مبتنی بر رویکرد مدیریت کوانتومی

دوره 4، شماره 1، بهار 1404، صفحه 310-331

https://doi.org/10.22034/jnamm.2025.383336.1004

فاطمه هداوندی، اسداله مهرآراء، سیده شایسته واردی

چکیده هدف پژوهش حاضر فرایند تحلیل شبکه (DANP) مدل توسعه پایدار مبتنی بر رویکرد مدیریت کوانتومی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی - توسعه ای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از حیث شیوه اجرا، کمی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از مدیران شهرداری با سابقه 20 سال به بالا و رشته تخصصی آنان مدیریت شهری میباشد که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. برای جمع آوری داده های بخش دیمتل و فرایند تحلیل شبکه جهت اولویت بندی متغیرها از پرسشنامه استاندارد شده مقایسه زوجی AHPاستفاده شده و در جامعه آماری پژوهش توزیع و پس از تکمیل، گردآوری و تحلیل شد. برای اولویت بندی عوامل موثر از روش دنپ (ترکیب دیمتل و فرآیند تحلیل شبکه (ANP) استفاده شد. نتایج نشان داد توسعه زیرساخت‌های شهری، خود سازماندهی، حکمرانی و قانون‌گذاری شهری، دانش کوانتومی، ارتقای کیفیت زندگی، توسعه زیرساخت‌های اقتصادی، عدالت و مشارکت اجتماعی، ارتقای کیفیت زیست‌محیطی، به ترتیب در الویت اول تا هشتم قرار دارند.

ابر واژگان

نشریات مرتبط